درلغت نامه دهخدا برای واژه ترس معانی :بیم،خوف وهراس ذکرشده است.واژه هایی چون: باک،بزدلی، خشیت،واهمه ،وحشت ونگرانی نیز درمعنای ترس بکارمی روند.
ترس حالتی است که با بروزآن شخصیت ،فکرواراده فرد دچارتزلزل شده وازآزادی عمل او کاسته می شود.با غلبه ترس قدرت اندیشیدن وتصمیم فرد ضعیف ترمی گرددو سبب ازبین رفتن استقلال فکری وعملی او می شود. ترس از جسارت،تهور،عزت وشجاعت انسان می کاهد وشاید به همین دلیل است که آنرابرادرمرگ می دانند.ترس با جرائت وجسارت سازگاری نداردوانسان ترسو هرچند حرف برای گفتن دارد اما به دلیل نداشتن جرات نمی تواند خواسته وغرض خودرا به خوبی بیان کند.به قول ناصرخسرو:
سخن بسیار باشد جرأتم نیست نفس از ترس نتوانم کشید
داشتن بیم وخوف امری همگانی است.این درحالی است که تهور، بیباکی ونترسی مطلق امری استثنایی است.چنانکه،مردم ترس حداقلی نداشته باشند، با خطرات وخسارات زیادی مواجه می شوند.به همین دلیل،حکمت الهی اقتضا می کند که همه انسان ها تااندازه ای ترس داشته باشندتا با مراقبت خویش ازوقوع زیان ها وآسیب ها جلوگیری کنند.اما آنچه ترس را امری غیرعادی می سازد، خروج آن ازازدایره حق،عدالت،خرد وانصاف است.
وحشت وهراس امنیت ،آسایش ،رفاه وآزادی انسان ها را به خطرمی اندازدوشخصیت آنان را تهی می سازد.ایجاد هراس و ترس درنزد همه مردم جهان امری زشت ومورد سرزنش است،چرا که با آزادی ها وحقوق شهروندی مردم سنخیتی نداردوبه مثابه تجاوز به رفاه،امنیت وآسایش آنان تلقی می گردد.
واهمه نوعی ترس است که با وهم همراه است وممکن است با واقعیت سازگاری نداشته باشد اما قوه فاهمه انسان را تضعیف می کند.
خشیت نیزبه معنای ترس است اما ترسی که از مقام ارشد باشد.بهترین نوع خشیت ،الهی بودن آن است،چراکه عقل وصفات نیکوی بشری راازبین نمی برد،برعکس به تعادل آنها کمک می کند.انسان درسایه خشیت الهی ،ازارتکاب گناه اجتناب می روزد، درمسیر الهی قرارمی گیرد وازحدود خویش تجاوزنمی کند.بنابراین،خشیت الهی ازیک طرف به تقویت قوه عقلی انسان کمک می کند وازسوی دیگربه تعدیل قوای شهوی وغضبی وی می انجامد.تجاوز به حقوق دیگران به واسطه غلیان شهوت وغضب تحقق می یابد.هراندازه میزان هوس وخشم انسان قوی تر،به همان نسبت به رعایت حقوق دیگران بی توجه تراست.
ترسویی وبزدلی ،صفتی است که دارنده آن به وفورترس مبتلاست وبه همین دلیل،نمی تواند ازشخصیت وحقوق خویش به خوبی حراست کند.درزندگی خویش خطرپذیرنیست وبه شدت ازوقوع خطرمی هراسد،درحالی که دربسیاری از اوقات هراس او بی پایه است.آدم بزدل ازصفت شجاعت وآزادگی محروم است.
شرم وخجالت نیز حالتی ازترس است که سبب خودداری دارنده آن ازابرازخواسته ها ونظرات خویش می گردد.حیا ازصفات خوب انسانی است اما اگر به حدی برشخص چیره گرددکه نتواند خواسته ها ی عادی ومعقول خویش رانیز نزددیگران بیان کند،به عنوان یک عیب اخلاقی تلقی می گردد.