مقایسه ای در زمینه دروغ و تزویر
کسی نیست معنای تزویر و دروغ را نداند.دراین میان واژگانی ؛ چون نیرنگ، حیله، خدعه، مکر، فریب، غش، کلک و دغلکاری را نیز به عنوان مترادف تزویر به کار می برند.دراین نوشته به مقایسه این دو موضوع اثرگذار منفی درزندگی،شخصیت، منش و رفتار آدمیان می پردازیم.
1.در درون مایه همه مترادفان تزویر عنصر دروغ دیده می شود.زیراکه هیچ تزویری بدون دروغ شکل نمی گیرد.ازاین رو،آدم دروغ گو معمولا میل به تزویر ودغلکاری هم دارد. با این تفاوت که دروغ بیشتر جنبه لفظی دارد، درحالی که تزویر به لحاظ بروز دامنه وسیع تری دارد و به صورت لفظ و اشکال گوناگون دیگر نمایان می شود. تزویرمعمولا با برنامه ریزی و پنهان کاری صورت می گیرد. درمقابل، دروغ ممکن است بدون برنامه خاصی به زبان آید.به هر حال، سطح پیچیدگی مکر و تزویر زیاد و تشخیص آن دشوارتر است.
2.دروغ ممکن است به قصد تزویر یا امر دیگری باشد. حال آنکه هیچ فریبی بدون دروغ تحقق واقعی پیدا نمی کند.ازاین رو، آدم مکار وحیله گر دروغگو هم است.به بیان دیگر، هردروغی مکر نیست اما هرمکری دروغ هم است. بنابراین ، دروغ عنصر اصلی تزویر است. معمولا میزان دروغگویی درمیان جوامع بشری بیشتر از فریبکاری است.اما خسارت آن بسیار کمتر از تزویر و خدعه است. وانگهی، خدعه ممکن است قرنها بعد آشکار شود.به طوری که برخی از مکاران حیله گر ، نیرنگی به کار می برند که یک ملت نیز نمی تواند آنراکشف کند.
3.گاهی ، آدمیان دروغ مصلحت آمیز را امری درست ولازم می دانند.به قول سعدی ، دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز!( گلستان). این درحالی است برای فریب دادن دیگران چنین مصلحتی ذکر نشده است.با این وجود، به نظر می رسد که دامنه دروغ مصلحت آمیز نیز باید بسیار محدود و درموارد کاملا استثنایی وپذیرفته نزد خردمندان عالم باشد.چنین نباشد که هرکسی درهر موقعیتی دروغ گفتن را به مثابه مصلحت تلقی کرده، ازاین طریق امرار معاش کند .تردیدی نیست دراین صورت، حجم وگستره دروغ آنقدر زیاد می شود که دیگر وجهی برای راست گویی باقی نمی ماند.به طوری که راست گویی استثایی تلقی شده و دروغ گویی به امری عادی و مطلوب تبدیل می شود.اگرجایگاه اخلاق ، وجدان و حقوق تضعیف شود، دراین صورت، احدی هزینه راست گویی را نمی پذیرد و بدین ترتیب، سلامت فکری و روانی مردم واعتماد میان آنان بشدت متزلزل می شود.
4. دروغ ممکن است برای بهره کشی از مخاطب نباشد.به طوری که گاهی ، برخی با هدف شوخی ، طنز ،امید دادن، مصلحت، بازارگرمی و فرار از زیان و خطر بیشتر دروغ می گویند. درحالی که فریب دادن ؛ هرچند بقصد مزاح باشد ، درست نیست.چون تزویر معمولا با هدف نفوذ در روان مخاطب صورت می گیرد.چراکه حیله گران بخوبی می دانند بدون نفوذ در ذهن وروان فرد نمی توان ازو بهره کشی کرد. آنان همه یا دست کم یکی از اهداف خودرا استثمار، استحمار، استکبار، استعمار واستضعاف مخاطب قرارمی دهند و آنگاه به حیله گر ی می پردازند.اگر برای حیله گری هیچ هدف مادی و معنوی نباشد، بی تردید، آنان هیچ وقت به نیرنگ و حقه بازی نمی پردازند.زیرا که ممکن است درصورت کشف وآگاهی افراد از کلک و دغل بازی ، هزینه سنگین وغیر قابل جبران برای آنان داشته باشد.
5. شوربختانه، دنیای امروز با تزویر و نیرنگ اداره می شود. هر روز شاهد انواع تبلیغات فریبنده در زندگی شهری هستیم.این درحالی است سطح آگاهی شهروندان افزایش یافته است. باوجود این، برنامه ریزی منفعت طلبانه صاحبان سرمایه و قدرت، به قدری پیچیده ، زیرکانه، دقیق وفراگیر است که در بسیاری از شهروندان اثر گذار می شود. به طور یکه بسیار ی از تبلیغات سیاسی در ایام انتخابات و تبلیغات بازرگانی و امور مختلف دیگر دررسانه های عمومی با هدف جلب مشتری ، افزایش درآمد ، موقعیت ، قدرت و طرفداربیشتر صورت می گیرد.اما سوال این است که آیا این همه تبلیغات تجاری ، شغلی وسیاسی بدون هر گونه دام گستری صورت می گیرد وهمه تبلیغات کنندگان با هدف خیررسانی به آگاهی مردم پرداخته وازآنان کمک می گیرند ؟ کیست نداند که تعداد زیادی از آگهی های تبلیغانی تنها برای خالی کردن جیب مردم عرضه می شود. به بیان دیگر، بدون اینکه منبعی کیفیت جنسی را تایید کند ، ازطریق رادیو ، تلویزیون و مطبوعات به عنوان جنس برتر تبلیغ می شوند! این تبلیغات نه تنها دروغند، بلکه با هدف جیب بری و فریب صورت می گیرند!
6.یکی از ایراد های اساسی بخش تبلیغات مزورانه این است که بدون تایید مراجع معتبر در رسانه های همگانی منتشر می گردد وبا تبلیغات آنها بسیاری از بینندگان باور می کنند که کیفیت کالا همان است که در تبلیغات آمده است، بدون اینکه مرجعی قانونی کیفیت محصول ، تولید، کار وخدمت را تایید کند! وبدین ترتیب ، شیفته خرید یا استفاده ازچیزی می شوند که بیشتر تبلیغ شده است.ازاین رو، درکشورهای جهان اهمیت زیادی به آگهی های تبلیغاتی داده می شود! آنان از سود سرشار تبلیغ لذت می برند واز فریب خوردن ومتضرر شدن مردم هیچ باکی ندارند،بلکه با تکرارآن ، این عمل را حقی مسلم برای خود می دانند.
7. بر رسانه های سالم و صادق است که به خاطر کسب درآمد وموقعیت هر آگهی وفعالیت بی پشتوانه را از رسانه خود منتشر نکنند.با این توجه ساده ، مردم اسیر این همه آگاهی های دروغ و مکارانه نمی شوند.
8.شوربختانه، رسانه های تبلیغ کننده دربرابر برنامه های تبلیغی فریبنده خود مسئولیتی را بر دوش نمی گیرند وبدین ترتیب، عده زیادی از مردم قربانی آگهی های دروغ و بی پایه آنان می شوند و بدین ترتیب، اعتماد مردم به تاجر ورسانه و ... متزلزل می شود.
9. حقوق شهروندی ایجاب می کند که رسانه ها مسئولیت ورود خسارت به دیگران را به عهده بگیرند وازکنار ضرر وزیان و آسیب های مادی ومعنوی دیگر مردم به آسانی عبور نکنند.
10. درحقیقت، برخورد داری کشورها از دموکراسی بدون مبارزه با این نوع کارهای شیادانه غروری بیش نیست و نباید فریب این نوع تبلیغات فریبکارانه گوش کر کن را دراین زمینه خورد و آنگاه برخرد ، اعتبار وفهم انسانی خود شک کرد .جامعه پراز فساد حق ندارد از مردم سالاری حرف بزند و مردم نیز باید متوجه این امر باشند و بدون اندیشه و تحلیل چوب این نوع دموکراسی فریبکاران را نخورند.امید که فهم وآگاهی و حق طلبی مردم ارتقا یابد و گرنه بحث کردن در این زمینه آب در هاون کوبیدن است و به قول مولانا : آنچه می گویم بقدر فهم توست/ مردم اندرحسرت فهم درست !
11. گسترش دروغ و فریب دریک جامعه ، اعتبار و جایگاه آنرا دردنیا متزلزل می کند.درچنین جامعه ای ، دین و قانون نیز اسیر دست فریبکاران می شود.عالمان دین به مسائلی می پردازند که به درد جامعه نمی خورد. قانون نیز جای خود را به تبصره های مختلف می دهد و بدین ترتیب ، هردو ، وجاهت و اهمیت خود را نزد مردم از دست می دهد و مردم تصور می کنند که نه قانون خوب است و نه دین. بلکه آندو آمده اند که فریبکاران تحت پوشش آنها راحت تر دزدی و غارت کنند! این درحالی که هیچ جامعه ای مردم سالار نمی مگر اینکه درآن قانون واخلاق دینی قدربیند وبر صدر نشیند.
12. یکی از نشانه های وجود فریب دربازار و کار وکسب این است که درآنها چانه زنی بیشتر است. بی دلیل نیست خریداران در بازارهای مکاره این همه چانه زنی می کنند. چرا که وقتی اعتماد مردم متزلزل شود، دراین صورت هرکس زیرکی خود را در چانه زنی محک می زند وخوشحال از اینکه درصدی از قیمت جنس را تخفیف گرفته است! و با این کار بر زیرکی خود نیز آفرین می گوید! این در حالی که اگر در بازار مسلمانان چنین برخورد و رویه ای نباشد، درآن صورت دلیلی برای اینهمه اتلاف وقت و سرمایه فکری و اعتماد مردم نخواهد بود.چرا باید مردم هوش خود را در اقناع فریبکاران بکار بیاندازند؟ چقدر مایه افسوس است که انسان به جای مطالعه وپژوهش براین بیندیشد که چگونه از کید و مکر افراد شیاد رهایی یابد! گول تبلیغات فریبنده آنها را نخورد و در جامعه از چنین افرادی آسیب مادی و معنوی نبیند!
سخن آخر
ای کسانی که خود را خردمند، آگاه ، انسان دوست و فهیم می دانید، شما دو مسئولیت بزرگ بر دوش دارید .نخست آنکه خود به فریب دیگران نپردازید ونان خود را درگول زدن دیگران ندانید ، دیگر آنکه مردم را آگاه کنید که این همه با فریب خوردن دچار ضرر و زیان نشوند وگرنه بازار دروغ گویی، کلک زنی، جعل و فریبکاری همچنان داغ خواهد بودو آنگاه ، هر روز فقیر فقیر تر و غنی غنی تر خواهد شد.
علی حکیم پور
ساختن جامعه ای پاک،نو اندیش،مهرورز و امیدوار وظیفه ای همگانی است. امید است مطالب این وبلاگ که عمدتا درحوزه های فکری ونظری است برای همه دوستداران حکمت ،اخلاق و معرفت مفید افتد.