کشورهای مسلمان درقرون اخیربا عقب ماندگی های فکری،آموزشی،سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی ودینی فراوانی مواجه شده اند.دریغا که کشورهای مذکورهمزمان باآغاز رشدوبالندگی کشورهای غربی درحوزه های گوناگون علمی ،فکری ،صنعتی واقتصادی وارد سیرقهقرایی عقب ماندگی ،ضعف،ناتوانی،فترت،درماندگی وفقر توان فرسایی شدند.

شخصیت هایی؛چون جمال الدین اسدآبادی،میرزای شیرازی،امام خمینی، دکترشریعتی، اقبال، مودودی،عبده و... باهمه تلاش های خود نتوانستند روح پژمرده ملل اسلامی رابه قول اقبال لاهوری "ازخواب گران" بیدارسازند؛چراکه آنها دراوج فرهنگ خرافی،سیاست زدگی،خودکامگی،هرج ومرج ،غرب زدگی وافتخاربه گذشته خود غلتیده بودند.

این کشورهاچشم اندازروشنی برای رشدوتوسعه فرهنگی،اقتصادی وسیاسی خودنداشتند وباحرکت های عقیم خویش به فقرودر ماندگی بیشترجامعه خود دامن زدند.ازنتایج تلخ این دوره خواب طولانی، فرو ماندن کشورهای مسلمان ازقافله رشد،پیشرفت وآگاهی ازیک طرف وگسترش خودکامگی،خرافات،هرج ومرج ،مهاجرت،شورش، بست نشینی درسفارت خانه های بیگانان،پناهنده شدن به کشورهای غربی،غرب زدگی،نفی خود وتلاش برای نابودی دین،فرهنگ وزبان خود به بهانه اصلاح ازطرف دیگرشد.

خوشبختانه، دردهه های اخیر مردم کشورهای اسلامی باگسترش آموزش همگانی،افزایش آگاهی ها ازپیشرفت سریع کشورهای غربی،سیاست های استعماری آن ها وادامه برخوردپسگرایانه دولت های اسلامی باشهروندان خود، متوجه این واقعیت تلخ شدند که بدون ایجاد تغییردرنظام های استبدادی حاکم برخود نمی توانند برای رهایی ازبیماری عقب ماندگی،بازگشت به خویشتن اسلامی وگشودن گره های اقتصادی، علمی، سیاسی وفرهنگی جامعه خویش کاری ازپیش برند.

جمهوری اسلامی ایران اولین حاصل تحولات ودگرگونی های مذکوربود.این کشوردرچند دهه پیش دریافت که بدون ایجاد دگرگونی ژرف درنظام سیاسی خودنمی تواند به هویت اسلامی -ایرانی خویش باتکیه برمردمسالاری برسد.کشورهای عرب زبان نیزاخیرا اقدام بنیادی جمهوری اسلامی ایران راتجربه می کنندوخواهان دگرگونی اساسی درنظام سیاسی،فرهنگی واقتصادی کشورهای خودهستند.

 دراین میان،کشورهای غربی نیزبا فهم این واقعیت که نگهداشتن کشورهای مسلمان دروضعیت کنونی غیرممکن است به این فکرافتادندکه نهضت بیداری وآگاهی کشورهای انقلابی راتصاحب کنندودرکنارانقلابیون قرارگیرند.این درحالی است که رازعقب ماندگی کشورهای مذکورهمان سیاست های استعماری وظالمانه کشورهای غربی بوده است.

اماسیاست یک بام ودوهوای آنها دردهه های گذشته موجب بیداری بیشترمردم کشورهایی انقلابی ازنیات ورفتارهای  منفعت طلبانه دولت های مذکور شده است.آنان خوب درک کرده اند که کشورهای غربی  دایه های مهربان ترازمادرنیستند.بلکه باشگردهای سیاسی به ظاهر دموکراتیک  خویش همچنان برتداوم بیماری مزمن عقب ماندگی وغرب زدگی کشورهای اسلامی پافشاری می کنند.به گونه ای که برخی ازحکومت های ارتجاعی عرب راتأیید می کنند.

ازاین روی،با انقلابیون کشورهای مذکورهمراهی نمی کنند.همچنین،کشورهایی ؛چون جمهوری اسلامی ایران راکه سیاست های آن براستقلال ،خودباوری،عزت ورشد متوازن خویش استواراست، درفشارشدید تحریم وانواع تهدید گذاشته اندتا دراثرفشارها ازاستمراربرنامه های  هسته ای خویش دست بردارد.

به هرروی،خوشبختانه امروز مردم کشورهای اسلامی ازتلاش نظام های خودکامه برای حفظ قدرت خویش وهمراهی کشورهای غربی باآنها درتداوم سیاست اختلاف افکنی میان مسلمانان به این نتیجه رسیده اند که دیگر به آنها اعتماد نکنند،راه خودرابرای تحقق دموکراسی باتکیه برارزشهای اسلامی تداوم بخشندوباندای بلند"بازگشت به خویشتن" دکترشریعتی و "اسرارخودی"و"پس چه باید کرد ای اقوام شرق" اقبال لاهوری ازخواب گران خویش بیدارشوند.

 به هرحال،برای فهم عمق نهضت،بازگشت به خویشتن اسلامی ،پاسداری ،مراقبت وبهره گیری مطلوب ازآن می طلبد که به نکات زیرتوجه داشته باشند:

1.انجام هرفعالیت فکری ،دینی ،فرهنگی وسیاسی  درزمینه "بیداری اسلامی" باید با مباني نظري آن سازگاری داشته باشدبنابراین،هر اقدامی كه با نگرش تعصب آميز ،نزديك بينانه،قومي،ملي ومانند آنها همراه باشد موجب دوري ازبيداري اسلامي خواهد بود.

2.پيام ورويكرد اصلی بيداري اسلامي همان فراهم سازی زمینه های  عزت اسلامي،استقلال، مردمسالاری، همبستگي،خود اتكايي ومشارکت هرچه بیشترکشورهای اسلامی برای رشد ،بالندگی ،خلاقیت،نوآوری ونواندیشی است.

3.رمزموفقيت نهضت بيداري اسلامي درتوجه جدی کشورهای مسلمان به اموري ؛چون رفع تنش، همبستگی،دوری از دشمنی،گسترش جهان بيني توحيدي،برقراري باب مفاهمه ،تقريب،گفتگو ومشارکت باهمه ملل جهان به ويژه جهان اسلام است.

4.بیداری اسلامی ممکن است  بابرخورد،انقلاب ومواجهه با نظام های حاکم برکشورهای اسلامی نیز حاصل می شود اما نباید فراموش کرد که هزینه های این قبیل اموربسیارسنگین ودارای پیامد های تلخ اقتصادی، برادرکشی،گسترش نفرت ،کینه ومانند آنها خواهد بود.کشورهایی؛ نظیرلیبی طعم تلخ انقلاب خودرادرجبران خسارت های وارد شده سالیان درازی لمس خواهند کرد.

5.درخت این نهضت زمانی ثمرخواهد دادکه اندیشه "بیداری اسلامی"مبتنی برمردمسالاری درمیان ملل انقلابی نهادینه شده باشد وآنان برای حفاظت ازاین حرکت بزرگ برنامه ریزی کنند.

باتوجه به نوزادی این حرکت وعدم تجربه کافی کشورهای انقلابی باید دوعنصر" اسلام ومردم سالاری" چشم انداز وراهبردفکری وبرنامه ریزی کشورهای مذکوراتشکیل دهد.اگرکشورهای انقلابی هریک ازعناصرفوق رانادیده بگیرند،به یقین با انحراف بنیادی دیگری مواجه خواهند شد.

6.نهضت بیداری اسلامی کالایی نیست که به راحتی قابل دادوستد باشد.برای نهادینه شدن وپاسداری ازاین حرکت مبارک باید به آن عمق فکری ،ایمانی ومردمسالارانه بخشید.

اگراین نهضت  به صورت سطحی وبه عنوان مبارزه محض با خصم برون یعنی دیو  استبداد، فقر، وابستگی وستمگری معنا شود،دردرک وتحلیل درست آن خطای بزرگی صورت گرفته  است؛چراکه تحقق نهضت  بیداری اسلامی درکنار مبارزه باموارد فوق به نهادینه شدن مبانی اسلامی؛ازجمله ،کرامت،آزادگی، برادری، معنویت، معرفت، مداراو مدیریت،عزت، مشارکت، دور اندیشی،آخرت بینی ،تعلیم وتربیت، تعامل خردورزانه و...بستگی دارد.

7.یکی ازمعضلات کشورهای مسلمان اختلافات مذهبی است.عالمان،تحلیل گران،روشنفکران ودلسوزان کشورهای اسلامی باید به حاکمیت مبانی،اصول وقواعد قرآنی کمک کنند.این درحالی است که گاهی آنان به جای تبیین زوایای بیداری اسلامی به موضوعات فرعی ،غیرضرور،انحرافی وتفرقه افکنانه می پردازند .

8.بیداری اسلامی درصورتی معنای اسلامی خواهد داشت که باتحریک،یاری رسانی وهمراهی کشورهای سلطه گرکه خود دریک قرن اخیرازعوامل اصلی فقر،ضعف و عقب ماندگی کشورهای مسلمان هستند،صورت نگیرد.

9.درشرایط حساس کنونی ،کشورهایی که می خواهند درزمینه بیدای اسلامی گام بردارند باید برنامه ریزی های معرفتی،همایشی،نمایشی و...آنها بارعایت اصول ومبانی برادری،مدارا،مهرورزی،درک موقعیت، همدلی، هم اندیشی و..همراه شود.

هرگونه تبلیغ علیه کشورهای اسلامی می تواند ثمرات شیرین بیداری اسلامی راتلخ وباناکامی جدی مواجه سازد.هرچند که برخی ازکشورهای اسلامی درجهت مخالف نهضت بیداری اسلامی حرکت می کنندونقش ترمزرابرای موفقیت این نهضت بزرگ ایفامی نمایند.

آسیب شناسی نهضت بیداری اسلامی

  نهضت بیداری اسلامی درکشورهای انقلابی عرب بابرخی خطرات وآسیب های جبران ناپذیر مواجه است.چنانچه، کشورهای مذکور نتوانند این خطرات راپشت سربگذارند،به یقین بامشکلات وآفات عدیده ای روبرو خواهند شد.ازجمله آسیب های پیش روی نهضت بیداری اسلامی موارد زیرند:

چشم دوختن رهبران نهضت به کمک های مادی ومعنوی غرب،نفوذعناصررژیم های پیشین درهرم قدرت،ایجاد هراس ازحاکمیت اندیشه اسلامی درمدیریت سیاسی ،فرهنگی واجتماعی،گرفتارشدن نهضت بیداری درتفرقه های مذهبی، قومی، زبانی ومنطقه ای،فهم غلط ازاندیشه انقلاب،بیداری ومردمسالاری ،نادیده گرفتن حقوق شهروندان به ویژه اقلیت ها،بی توجهی رهبران به نقش مخرب سه عامل زر ،زور وتزویر درکژراه رفتن نهضت بیداری،عدم تدوین چشم اندازوسیاست روشن درمدیریت  همه جانبه کشورو...

سخن آخر

امیدمی رود که کشورهای اسلامی بتوانند ازنهضت بیداری خویش بهره ببرندوطعم شیرین مردمسالاری ،آزادی ،استقلال ،عزت،خودباوری وهمبستگی رادرکشورهای خودتجربه کنند.همچنین،درسایه کسب تجربه،علم،مردم سالاری وخوداتکایی دست  تعامل خودرابه سوی همه کشورهای جهان به ویژه کشورهای اسلامی دراز کنند وازرکود،فترت وعقیم ماندن این حرکت عظیم پیشگیری کنند.

علی حکیم پور