جنگ! واژه ای که لرزه براندام انسان های بی پناه می اندازد! چقدررنج آوراست که عده ای برای  نام ونان ونشان بر طبل جنگ بکوبندوزندگی دیگران را دچار رنج وآشفتگی بکنند!مگرراهی جزجنگ برای کسب موقعیت وپیشرفت وجود ندارد؟آیا باید تنها با ایراد ضرروزیان به جامعه بشری به جایگاه بهتری رسید؟ آیاراهی جزکشتن ،غارت کردن،حیف ومیل کردن، تحریم،طرد و...برای پیشرفت آنان وجود ندارد؟آیا کشورهای قدرتمند چاره ای جزپرکردن زراد خانه ها وتولید انواع سلاح های پیشرفته کشتارهمگانی ندارند؟آنان چه پاسخی برای زورگویی،ستم وتجاوزخود به کشورهای ضعیف وبیچاره در پیشگاه خداوند دارند؟این درحالی است که انسان های خردمند به جنگ روی نمی آورند.به قول فردوسی:

بدین در خردمند را جنگ نیست/که هم راه دینست و هم ننگ نیست

چرا باید ازراه ایجاد تفرقه،اختلاف وهرج ومرج به نام ونشان رسید ونیزچرا مردم کشورها اجازه می دهند که قدرتمندان وحاکمان ازحسن نیت واعتماد آنان سوء استفاده کنند وبه نان ونوای بی کران برسند؟

باید دانست که یکی اززیان های بارز نفس وسوسه گراین است که منفعت طلبی رادردل اشخاص ملکه می سازد و دوستی ودشمنی رابرمدارنفع شخصی آنان می گرداند.به قول شهریارشیرین سخن درحیدربابا ،شیطان انسان ها را فریب داده،مهرومحبت راازدل هاکنده،آنان را به جان یکدیگر انداخته وآشتی راغرق خون کرده است :

حیدر بابا شیطان بیزی آزدیریب   محبتی اوره ک لردن قازدیریب
سالیب خلقی بیر بیرینین جانینا        باریشیقی بلشدیریب قانینا

اگرشهروندان با آموزش،آگاهی وتربیت ازبیماری جهل وتعصب رهایی یابند،زمینه سوء استفاده افراد فریبکاروزورگو ازآنان به شدت کاهش می یابد.تازمانی که جهل،تعصب وفریب وجود دارد،دنیا روی آرامش رانخواهد دید؛چرا که منفعت طلبی هیچ وقت پایانی نداردوتنها باآگاهی وروشن گری مردم راه های سوء استفاده نیرنگبازان بسته خواهد شد.

حیرت آوراست که برخی از کشورها انواع سلاح های مخرب رادراختیاردارند اما به نام دموکراسی وحقوق بشر سایرکشورها راازداشتن چنین سلاح هایی منع  می کنند؟مگراین مثل معروف را نشنیده اند که رطب خورده منع رطب  چون کند! حیرت آورترازآن این که آنان برای خود حقی به نام"حق وتو"ایجاد کرده اند که آشکارا درشورای امنیت سازمان ملل،برتری خودرابه رخ جهانیان می کشند وبرآن مباهات می ورزند!

مگرآثاروپیامد های ناگوارجنگ های جهانی فراموش شده است که هنوزکشورهای قوی به تولید انواع سلاحهای اتمی هراسناک می پردازند وخواب نوشین کشورهای دیگر رابهم می زنند!کمال شوربختی است که نهاد های جهانی نتوانسته اند جلوی این نوع تولیدات مخرب رابگیرند وهمچنان ماشین جنگی کشورهای زورگو مشغول تولید است!ناگوارترازآن این است که گاهی همین نهاد های جهانی که برای برقراری صلح ودادگستری ایجاد شده اند خود به عاملی برای پشتیبانی از کارهای ننگین آنان درمی آیند!

مایه تاسف است که با وجود گسترش جهانی علم ودانایی، وجود دهها نهاد بین المللی درزمینه صلح ودادگستری وحقوق بشر وهمبستگی بسیاری ازکشورها ،جامعه بشری همچنان با انوع تهدید وهراس سهمگین روبروست!

برهمه دوستداران بشریت است که نگذارند جنگ جای صلح،دشمنی جای دوستی،ستم جای عدالت،قهرجای آشتی ،تفرقه جای برادری،کینه جای مهر وزوروغلبه جای منطق وتعامل رابگیرد.

چرا باید درکنار رشد وسازندگی ویرانی وپسرفت باشدو کشورهای قوی با سوء استفاده ازموقعیت سیاسی واقتصادی خود دنیا را با انواع ناآرامی ها ورفتارهای ناروا مواجه سازند؟چرا باید منابع عمومی جوامع بشری صرف تحقیق و تولید محصولات نظامی مخرب باشد؟

متاسفانه،عنصرتعلقات نقش زیادی درگسترش جنگ دارد.تعلقات مادی،معنوی،دینی،نژادی،قاره ای، کشوری، وطنی و...جهت گیری انسان ها را تغییرمی دهد.جانبداری ازدیگران به واسطه تعلقات امری طبیعی تلقی می شود.اما این تعلقات باید درامورخیرومثبت باشد نه درکارهای ناصواب ،زیان آوروتبعیض آمیز.چنانکه، قرآن کریم باآوردن نمونه ای ازدرگیری "دوست حضرت موسی با جوانی وطرفداری آن حضرت ازدوست خود وکشته شدن طرف مقابل" نشان می دهد که انسان ها باید تنها طرفدارحق باشندوتعلقات درونی، آنان راازصراط مستقیم بازندارد.به قول مولانا:

چونکه بی‌رنگی اسیر رنگ شد/موسیی با موسیی در جنگ شد

چون به بی‌رنگی رسی کان داشتی/موسی و فرعون دارند آشتی

درقرآن کریم کشتن یک انسان بیگناه به مثابه کشتن همه جهانیان تلقی شده است"مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا"/مائده ،32/ . اما امروزه،متاسفانه ارزش جان ،مال ،ناموس وآبروی انسان ها به شدت تنزل پیدا کرده است.عده ای تروروایجاد ناامنی را ازراه های رسیدن به اهداف پلید خویش می دانند.باپاره پاره کردن انسان های بیگناه به منافع خویش می اندیشند!به طوری که کشورهای قدرتمند هر روز دراندیشه بهره گیری ازابزارهای پیشرفته رباتیک برای اهداف نظامی خویش هستند !

سوالی که وجود دارد این که چگونه ممکن است که انسان ها خودرا اشرف مخلوقات خویش معرفی کنند،درحالی که عده ای ازآنان قدرنشناسی کرده وارزش خودرا به فروترازحیوانات درنده تنزل می دهند! آیا جانوران بیچاره ای که به حکم ضرورت به شکار وتامین خوراک خودمی پردازند،بااین اشرف مخلوقات قابل مقایسه اند؟چگونه می توان موجودات صاف وساده وبیگناه رابا انسان های درنده مقایسه کرد؟

خداوند متعال بیش ازهرچیز به آشتی ودوستی انسان ها اهمیت قائل است.به طوری که درقرآن کریم درمورد برقراری صلح تاکید فراوانی شده است: "وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ" ،"فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ"،"فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ" ، "وَالصُّلْحُ خَيْرٌ"وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ". این درحالی است برخی ازدینداران به جان هم می افتند وجنگ ونزاع رابه آشتی ودوستی ترجیح می دهند! اگر پیامبران الهی برگزیده خداوندهستند ،دراین صورت چرا میان پیروان آنان درگیری صورت  می گیرد؟آیا این اختلافات ناشی ازغفلت وعناد ومنفعت طلبی آنان نیست؟درحالی که به نام خدا صلح را به خون آغشته می کنند! آیا جزاین است که آن حضرت فرقی میان پیامبران نمی گذارد :" لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ"/بقره،285/.پس،چراباید مومنان به نام خدا وپیامبران اوبایکدیگربه نزاع برخیزند.این درحالی است که  همه آنان ازطرف خداوند نازل شده اند و هدفی جز ایمان به خدا وحاکمیت دین او نداشته اند!

برخی بناحق ادعامی کنند که قرآن کریم مومنان را به جنگ ومبارزه امرکرده وبرکوبیدن برطبل خشونت وقتل فرمان داده است،درحالی که دستورخداوند نه برای قدرت نمایی،زورگویی،ستم ،حق کشی وسیادت طلبی خداباوران بلکه تنها برای ایجاد صلح ،دوستی،عدالت وجلوگیری ازآشوب وتعدی ستمگران است وبس!به طوری که درآیه 8 سوره ممتحنه آمده است:" لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ؛" خدا شما را از كسانى كه در [كار] دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكرده‏اند باز نمى‏دارد كه با آنان نيكى كنيد و با ايشان عدالت ورزيد زيرا خدا دادگران را دوست مى‏دارد".آیه فوق به خوبی نشان می دهد که مومنان حق ندارند دیگران رابه بهانه غیرمسلم بودن آزاردهند.اگرکسی مسلمانی راازخانه وکاشانه خویش اخراج نمی کند ودرامردین با او نمی جنگد،چراباید باوی بدرفتاری کرد؛درحالی که خداوند به رعایت عدالت ونیکی فرمان داده است.

بااین حال، جهاد به عنوان یکی ازاصول اعتقادی اسلامی محسوب می گردد.بدین معنا که اگرکشوری غیرمسلمان به خاطرمسائل اعتقادی به یک کشورمسلمان تعدی کند،برهمه کشورهای اسلامی است که ازآن کشوردفاع کنند واجازه ندهند که حاکمیت وتمامیت ارضی آن کشوردراشغال بیگانگان غیرمسلمان قرارگیرد.

همچنین،اگرکشورمسلمانی به یک کشورمسلمان دیگرتجاوزکند وخاک ومنابع آن راتصرف کند،برهمه کشورهای مسلمان واجب است که ازآن کشوردفاع کنند واجازه ندهند دربلاد اسلامی خوی تجاوزگری،زورگویی وخودکامگی ریشه بگیرد.به طوری که قرآن کریم می فرماید:"وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ"؛و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [طايفه‏اى] كه تعدى مى‏كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مى‏دارد(حجرات،۹)

دریغا!برخی ازکشورهای متجاوز به بهانه گسترش دموکراسی درجهان از شهروندان خود برای جنگ با ملت های  دیگراستفاده ناروا می کنند وجان آنان رادراین راه بگیرند!این درحالی است که ازدیدگاه قرآنی هرکس انسانی رازنده کند همانند کسی است که همه بشریت رااحیا کرده است"وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا" /مائده،32/. نظامی گری نه تنها سرمایه و امکانات کشورها را به سوی نابودی وفنا سوق می دهد ،بلکه به کشته شدن ناحق انسان های بیگناه منجرمی شود.چراباید باید کشورهابه بهانه حقوق بشر،نظم نوین جهانی ودفاع ازخود،به قطب بندی نظامی روی بیآورندو ومنابع حیاتی ملت های دیگررا ازبین برند؟

باید دانست که هیچ فردی حق ندارد به بهانه الزامات شهروندی به گسترش ظلم وتجاوزوکشتن انسان های بیگناه کمک کند.مگرجزاین است که هرکسی مسئول اعمال خویش است"کل نفس بماکسبت رهینه".آیاانسان ها می توانند به خاطر برخورداری ازامکانات بهتر، جان دیگران را بگیرند.این درحالی است که قرآن کریم به صراحت ازکمک به گناه و تجاوزگری نهی کرده است "ولاتعاونوا علی الاثم والعدوان"/مائده،2/

 البته، گاهی جنگ ومباررزه ،امری ضروری واجتناب ناپذیر می نماید.دراین حال نیز،چنین مبارزه ای تنها زمانی جایزاست که برای دفاع مشروع،ایجاد نظم عمومی،جلوگیری ازهرج ومرج وجنگ افروزی ونیزحاکمیت صلح ،دوستی وعدالت باشد نه برای برتری جویی،کشورگشایی،افزودن برقلمرو سرزمینی ،غصب وغارت منابع دیگران ،ریختن خون بیگناهان ،علیل وازکارافتاده کردن جوانان،آواره وبی سرپرست کردن کودکان وزنان و...

شوربختانه ،هنوزنهاد های بین المللی نتوانسته اند جلوی گسترش ماشین جنگی کشورهارابگیرند وبربودجه نظامی آنان نظارت کنند .هنوزکشورها دررقابت نفس گیر وتنگاتنگی درمسیرمسلح سازی خودگام برمی دارند و منابع مادی وانسانی زیادی را وارد این عرصه می کنند!

 واقعیت این است که جنگ طلبی به جنگ ودرگیری می انجامد.اگرکشورها خواهان رفاه مادی ومعنوی وآسایش ،دوستی وعدالت هستند باید تلاش کنند که به کاهش تنش ،اختلاف ،تحریم،برتری جویی،زورگویی،قطب بندی نظامی ،تولیدسلاح های مخرب،فرهنگ سازی دشمنی و...کمک کنند.به قول فردوسی:

اگر جنگ جویی تو جنگ آورند/جهان بر بداندیش تنگ آورند

 به امید روزی که کشورها درراه برقراری صلح،حق ،عدالت وبرابری گام بردارندودراین مسیرالهی رقابت تنگاتنگی داشته باشند.همچنین،بخشی ازبودجه عمومی خودرابرای آموزش وفرهنگ سازی صلح،برادری ومودت وحقوق شهروندی جهانی هزینه کنند.

علی حکیم پور