جایگاه قاعده لاضرر در اسلام کریم : مبانی و راهکارهای ضد ضرری قرآنی

فقها وحقوقدانان اسلامی در زمینه حدیث مشهور نبوی : "لاضرر و لاضرارفی الاسلام" مطالعات و بررسی های حقوقی مفصلی انجام داه اند.

آنان از مضمون حدیث فوق قاعده مهمی با عنوان "قاعده لاضرر" را استخراج کرده اند.براساس آن ، دین اسلام نه به لحاظ ثبوتی، دربردارنده احکام وآموزه های ضرری است ونه به لحاظ اثباتی، ضررزدن به دیگری راتایید می کند.ازدیدگاه قرآن نیز ، ستم به دیگری و تحمل آن مذموم است "لاتظلمون ولا تظلمون"؛نه ستم کنید ونه موردستم واقع شوید(بقره،۲۷۹).

در این نوشته ، قاعده فقهی فوق از ابعاد و جهات گوناگون بررسی خواهد شد.

سرآغاز ؛

قاعده فقهی «لاضرر و لاضرار فی الإسلام» یکی از مهم‌ترین قواعد فقهی در حقوق اسلام است که بر نفی و نهی از ورود هرگونه ضرر و زیان به خود یا دیگری تاکید دارد. این قاعده، مستند به حدیث نبوی «لا ضرر و لا ضرار فی الإسلام» است و از پشتوانه‌های قوی قرآنی، روایی، عقلی و اجماعی برخوردار است.(fa.wikishia.net)

مفهوم و معنا :

ضرر : زیان مادی یا معنوی به مال ، جان یا آبروی خود یا دیگری .

ضرار: برخی آن را ضرر متقابل یا زیان یک طرفه به دیگری دانسته‌اند.

براساس قاعده لاضرر هیچ حکمی در اسلام نباید موجب ضرر غیر متعارف شود و در صورت وجود ضرر، آن حکم تعلیق یا رفع می‌شود .( fa.wikishia.netcsiw.qom (.ac.ir

مستندات:

قرآن : آیاتی مانند آیه ۲۸۲ سوره بقره و آیه ۱۲ سوره نساء بر نفی ضرر دلالت دارد.

روایات : حدیث مشهور سمره بن جندب و روایات متعدد شیعه و سنی.

عقل : قبح ضرر و حسن جلوگیری از آن از مستقلات عقلی است.

اجماع : فقهای شیعه و سنی بر حجیت این قاعده اجماع دارند.(wiki.ahlolbait.comensani.ir)

کاربردها :

قاعده لاضرر در ابواب مختلف فقهی از جمله عبادات، معاملات، قضا و دیات کاربرد دارد و در مسائل نوین حکمرانی نیز استفاده می‌شود.

فقه پزشکی : حرمت استعمال دخانیات و قمه‌زنی ، محدودیت اهدای اعضای حیاتی . (fa.wikishia.netensani.ir)

محیط‌زیست : پیشگیری از تخریب طبیعت و جبران خسارات زیست‌محیطی.(ee.journals.pnu.ac.ir)

حقوق مدنی: مبنای مسئولیت مدنی در صورت ورود ضرر غیرمتعارف.(civilica.comcivilica.com)

حقوق شهروندی و امنیت ملی: کاهش هزینه‌های سیاست‌گذاری و ارتقای حقوق شهروندی.(jgeoqeshm.ir)

حقوق دریایی : تنظیم روابط در خلیج فارس با جلوگیری از ضرر به طرفین.(jou.spsiran.ir)

اختلاف‌نظرها :

برخی فقها قاعده را نفی حکم ضرری می‌دانند (مانند شیخ انصاری) ، برخی آن را حکمی مستقل و برخی حکومتی (مانند امام خمینی) تلقی می‌کنند. (civilica.comsanad.iau.ir)

در تعارض با قاعده تسلیط (سلطه مالک بر اموالش) ، برخی قاعده تسلیط و برخی لاضرر را مقدم می‌دانند.(fa.wikinoor.irfa.wikifeqh.ir)

جایگاه :

این قاعده به‌ عنوان یکی از پنج قاعده اصلی فقهی شناخته شده و در فقه شیعه (۶۵۰ مورد) و اهل سنت (۲۰۰ مورد) کاربرد گسترده‌ای دارد. برخی فقها معتقدند کل فقه بر چند قاعده از جمله لاضرر استوار است.

مبانی قاعده لا ضرر؛

ستم به دیگری به هردلیل و عنوان که باشد امری ناشایست است.آدمی حق ندارد با ضرر زدن به دیگری باعث آشفتگی حیات فردی و اجتماعی او شود. ضرر بلاوجه به خود یا دیگری زدن خلاف حقوق، اخلاق و انسانیت است. دین نیز روی اندیشه نفی ضرری خود محکم ایستاده است و اجازه نمی دهد کسی با رفتار غلط خود سبب ورود خسارت و آزار به دیگران شود. قرآن کریم برای نشان دادن درجه زشتی آن دربارگاه الهی، به صراحت متذکرمی شود که خداوند به اندازه ذره ای هم به کسی ستم نمی کند تا ما یاد بگیریم که اضرار به غیر هیچ وجه اعتقادی ندارد.حتی به بهانه دفاع از خدا و دین او نمی توان زندگی دیگران را تباه کرد :"إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا"؛ در حقيقت،‏خدا هم‏وزن ذره‏ اى ستم نمی ‏كند و اگر [آن ذره كار] نيكى باشد دو چندانش می كند و از نزد خويش پاداشى بزرگ می بخشد. (نسا،۴۰)

بنابراین، شائبه وجود ظلم در دین خدا و توجیه اضرار به غیر با توسل بدان کاملا مردوداست.به طوری که قرآن کریم در آیه دیگری ضمن نفی هر گونه ستمکاری دربارگاه الهی یادآوری می کند که این خود مردم هستند که به خویشتن ظلم می کنند: "إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ" ؛خدا به هيچ وجه به مردم ستم نمی ‏كند ليكن مردم خود بر خويشتن ستم مى ‏كنند (یونس ۴۴)

درترازوی عقل ومنطق ، هرکسی با هدف خیر به زندگی دیگری شادی بیاورد ، درواقع، به خودش خوبی کرده است و اگر بدی کند، درحقیقت ، به خودش بدی کرده است،چرا که آثاربدی ها وخوبیها منعکس می شود و به خود افراد برمی گردد.

به قول مولانا در مثنوی شریف:

این جهان کوه است وفعل ما ندا/ سوی ما آید نداها را صدا

آری ، انعکاس تنها به صدا مربوط نمی شود ، بلکه خوبی ها و بدی ها نیز متاثر از این قاعده هستند.اما در نظام حقوقی تاثیر خوبی ها و بدی ها همانند پدیده های طبیعی فرموله نیستند.به بیان دیگر ، بسیاری از مردم با خوبی به دیگران انتظار دارند ، متقابلا خوبی ببینند.اما همیشه چنین نیست.از این رو ، قانون پیش‌بینی کرده که در صورت ایراد ضرر و رنج غیر موجه و یک طرفه یکی بر دیگری ، شرع ، قانون و قوای انتظامی و قضایی به کمک زیان دیده شتافته تا ضرر وارد به او را جبران کنند.

قرآن کریم نیز در دو آیه زیر به این حقیقت تاکید می ورزد:

۱."مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ" ؛ هر كه كارى شايسته كند به سود خود اوست و هر كه بدى كند به زيانش باشد سپس به سوى پروردگارتان برگردانيده مى‏شويد(جاثیه،۱۵)

۲."مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ" ؛ هر كه كار شايسته كند به سود خود اوست و هر كه بدى كند به زيان خود اوست و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمكار نيست(فصلت،۴۶)

سعدی نیز که به نظر می رسداز آیه فوق الهام گرفته است، دربوستان می گوید :

هرکسی نیک کردیابد کرد/ بد به خود کرد و نیک با خود کرد

قرآن کریم در نکوهش گناه ، تعدی به دیگری و حرام خواری تاکید می کند :"وَتَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ"؛ و بسيارى از آنان را می ‏بينى كه در گناه ، تعدى و حرامخوارى خود شتاب می ‏كنند واقعا چه اعمال بدى انجام می دادند(مائده ، ۶۲).

ازدیدگاه عدل وانصاف ، هرکس به دیگری بدی کند ، باید کیفر کار بد خود را ببیند اما باید توجه داشت که میزان آن نباید غیرعادلانه باشد. بنابراین، اگرکسی چشم کسی را کور کرده است، نمی توان او را کشت، زیرا که انصاف حکم می کند که مجازات افراد به اندازه تجاوز و ستم آنان باشد ، نه بیشتر و نه کمتر. مگر اینکه زیان دیده خودش به مجازات کمتر راضی باشد و حتی او را در صورتی که مجازات بعد عمومی نداشته باشد عفو کند.

قرآن کریم درآیه زیر به این امر مهم تاکید می کند.ضمن اینکه ، برای تشویق افراد به نیکوکاری و نشان دادن جایگاه عمل شایسته، به آنان مژده می دهد که پاداش کارهای نیکویشان بی اندازه خواهد بود!

: "مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ"؛ هر كه بدى كند جز به مانند آن كيفر نمی يابد و هر كه كار شايسته كند چه مرد باشد يا زن در حالى كه ايمان داشته باشد در نتيجه آنان داخل بهشت می شوند و درآنجا بی حساب روزى می یابند(غافر،۴۰)

به هرحال، چنانچه بنیاد دین الهی بر تائید اضرار به غیر مبتنی بود، درفلسفه بعثت پیامبران تردید جدی به وجود می آمد.این درحالی است که بامطالعه و بررسی رفتار، گفتار، اندیشه ، هدف و سمت و سوی آنان ، تردیدی بر اینکه اساس همه ادیان الهی بر خیر رسانی به همگان استوار است، باقی نمی ماند.

دین اسلام نیز به عنوان آخرین دین الهی بر منطق ،تفکر ، عدالت و کرامت انسانی متکی است و در آن چیزی جز نفع ،خیر و برکت دیده نمی شود و دامن آن از هرگونه حکم ، قاعده و توصیه مبتنی براضرار ، غش، فریب، ظلم و تباهی مبراست.

قرآن کریم درآیات فراوانی ضمن تایید مراتب فوق تاکید می کند که دین خدا نه تنها از جنس ضرری نیست بلکه ضرر زدن به خود یا دیگری را نیز بر نمی تابد.به طوری که حتی خودکشی که نوعی ایراد ضرر به خود است با نهی قرآنی :" لاتقتلوا انفسکم " مردود شناخته شده است.

نکته :

آیا حاکمیت می تواند به عنوان مصلحت ، به دیگری خسارت وارد کند ؟

به نظر می رسد طبق قاعده مذکور ، حاکمیت نیز حق عدول از مبانی آن را ندارد.در صورت اقتضای مصلحت باید زیان وارده به طریق معقول و حقوقی جبران شود.اما شوربختانه ، گاهی تصمیمات و مقررات حاکمیتی نه به یک یا چند شهروند بلکه به کل یا حداقل بخشی از جامعه صدمه می زند ، بدون اینکه خطای خود را بپذیرد.اما مطابق قاعده فوق ، هیچ وقت ایراد ضرر غیر موجه یا غیرعادلانه به فرد یا جمع پذیرفتنی نمی باشد و ضرر زننده ، هرکس که باشد در قبال عملکرد خود مسئولیت شرعی و قانونی دارد .

نگاه قرآن در زمینه نفی ضرر؛

قرآن کریم در زمینه ضرر دو راهکار مهم را در پیش گرفته است.به طوری که از یک طرف با اصلاح سبک رفتار و برخورد ایجابی مومنان به کاهش ضرر و زیان در متن زندگی آنان کمک کرده است.از سوی دیگر ، با آیات نهی خود ایراد ضرر به خود یا دیگری را مردود دانسته است.در واقع ، این متن وحیانی در این زمینه ها شاهکار کرده است.در این مقال ، پرداختن به همه آنها ممکن نیست و تنها به برخی از آنها اشاره می شود:

۱. قرآن کریم دستورهای تربیتی زیادی در زمینه بازسازی شخصیت انسانی دارد .در این کتاب شریف برجایگاه آزادگی ، عزت نفس بشر و نفی هرگونه بندگی در برابر دیگران و نیز جایگاه متعالی آن در نزد خدا تاکید شده است. به قول سعدی شیرازی:

رسد آدمی به جایی که به جزخدا نبیند/ بنگر که تاچه حد است مقام آدمیت

طیران مرغ دیدی توزپای بند وشهوت/ به درای تا ببینی طیران آدمیت

۲. این کتاب شریف پیامبر اسلام را به عنوان رحمت جهانیان معرفی کرده است: "وما اَرسَلناكَ الا رحمه للعالمين"(انبیا،۱۰۷)".حال سوال این است که دینی که شالوده آن بر پایه رحمت برای همه عالمیان گذاشته شده ، چگونه می تواند به ضرر دیگران بیندیشد یا حکم دهد ؟

بنابراین ، اگر دین خدا رحمت است، پس خیر هم است و هیچ کس نباید از سوی آن متضرر شود.البته ، ممکن است در متن و حاشیه دین برخی ضررهای ظاهری وجود داشته باشد، اما با بررسی حکمت و علل احکام ، باید آنها را عین نفع دانست .به عنوان مثال، کسی که به حکم دین بخشی از اموال خود را به فقرا و درماندگان می دهد ، به ظاهر متحمل ضررمی شود.این درحالی است که حکم فوق نه تنها ضرر تلقی نمی شود بلکه امری ضروری برای برقراری معنویت ، تعادل اجتماعی و جلوگیری ازضررهای احتمالی آتی ارزیابی می شود. وانگهی ، حکم فوق اجباری نیست بلکه خود فرد با ایمان و علاقه ای که دارد آزادانهچ مال خود را در اختیار نیازمندان قرار می دهد.

۳. قرآن مردم را به صرفه جویی و قناعت امر می کند نه ریخت و پاش ، تجمل و هزینه های بی فایده ! جامعه ای که به جای دستگیری از نیازمندان به اسراف و تبذیر رو آورد ، بی شک متحمل مشکلات ، ناهنجاری ها و زیان های عدیده ای می شود.

- "لاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا"؛ ولخرجى و اسراف مكن، چرا كه اسرافكاران برادران شيطانهايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است ( اسراء ،۲۶ و ۲۷)

۴.قرآن کریم مردم را به رقابت درامر خیر، همکاری و نیکی حتی به غیرهمکیشان دعوت کرده است.آیا توجه به امور مذکور با منطق ضرر و زیان همخوانی دارد؟ درحالی که درنزد مردم دنیا نیز،کارخیر و خوبی کردن به نیازمندان که همراه با هزینه مادی هم باشد ، ضررتلقی نمی شود. به دو آیه رحمانی زیر توجه کنید:

- "لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ"؛ [اما] خدا شما را از كسانى كه در [كار] دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكرده ‏اند باز نمی ‏دارد كه با آنان نيكى كنيد و با ايشان عدالت ورزيد زيرا خدا دادگران را دوست می دارد(ممتحنه،۸).

بر اساس آیه فوق خوبی کردن و رعایت انصاف نسبت به کفار نیز پسندیده است ؛ غیر همکیشانی که قصد صدمه زدن به جان و مال و اعتقاد مردم را ندارند.بنابر این ، نمی توان به بهانه غیر همکیش بودن زندگی شهر وندان را ضرری کرد ، به طوری که نتوانند زندگی طبیعی داشته باشند.در واقع ، از دیدگاه الهی رفتار ایمانی بدون رعایت برّ و انصاف رنگ می بازد و به هیچ وجه قابل دفاع نیست.اما شوربختانه ، رفتار کشورهای اسلامی بر اساس واقعیات تاریخی در برخی از موارد ، با آیه فوق همخوانی نداشته است.

- "تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى"؛ در نيكوكارى و تقوا با يكديگر همكارى كنيد.(مائده،۲)

بنابر این ، تعاون قرآنی یک امر ضرری نیست بلکه خیر دو طرفه در دل آن نهفته است. به ویژه آنکه در تعاون مذکور برّ و تقوا نمایان باشد.

۵.خداوند مردم را به عدل واحسان امر کرده است.تردیدی نیست که مردم تنها در فضای عدل ،احسان، رعایت میزان و دوری ازمنکرات و زشتی ها به حقوق خویش می رسند و از ظلم ، بی عدالتی و ستمگری درامان می مانند. با نگاهی به آیات زیر موضع دین در زمینه های عدل ، احسان ، امانت داری و نیکی به دیگران روشن می شود.

-"إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ"؛ در حقيقت ‏خدا به دادگرى ، نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان می ‏دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز می ‏دارد به شما اندرز می دهد. باشد كه پند گيريد(نحل،۹۰)

- "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ"؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد براى خدا به داد برخيزيد [و] به عدالت ‏شهادت دهيد و البته نبايد دشمنى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است و از خدا پروا داريد كه خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.(مائده،۸)

- "إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا"؛ خدا به شما فرمان می ‏دهد كه سپرده‏ ها را به صاحبان آنها رد كنيد و چون ميان مردم داورى می كنيد به عدالت داورى كنيد . در حقيقت نيكو چيزى است كه خدا شما را به آن پند می ‏دهد خدا شنواى بيناست.(نسا،۵۸)

- "وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا"؛وچون پيمانه می كنيد پيمانه را تمام دهيد و با ترازوى درست بسنجيد كه اين بهتر و خوش فرجام‏ تر است(اسراء،۳۵)

۶.خداوند مردم را به انفاق،گذشت ونیکوکاری دعوت کرده است.آیا با رعایت این دستورها کسی ضرر می بیند؟ این درحالی است که جامعه سالم ،پاک و عاری ازضرر جامعه ای است که درآن امور ی؛چون انفاق،گذشت ونیکوکاری حاکم باشد.

- "الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين"؛همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى‏كنند و خشم خود را فرو می برند و از مردم در می گذرند و خداوند نكوكاران را دوست دارد(آل عمران،۱۳۴)

۷. قرآن کریم از امت اسلامی به عنوان" وسط" یاد کرده است. امت وسط چه ویژگی هایی را دارد ؟

به نظرمی رسد جامعه وسط جامعه ای است متعادل ، دور از افراط ،تفریط ،تبعیض، نابرابری وعاری از هرگونه ناهنجاری و هرج و مرج.

- " وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا"؛و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم(بقره،۱۴۳)

تردیدی نیست، اگر درامور فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی جامعه ای تعادل و مساوات برقرار باشد،آن جامعه دچار ناترازی ، انحراف و تنازل نمی شود.

۸.خداوند درکتاب خود مردم را به دادن زکات ، انفاق، صدقه، قرض و غیره امر کرده است تا مردم نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت کنند و بدین ترتیب، اثری از فقر و مسکنت و درماندگی درمیان آنان باقی نماند.

- "الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ؛كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند ايشانند كه به آخرت يقين دارند.(لقمان،۴)

بی تردید ، دینی که برای رفع فقرنیازمندان وبیچارگان چاره اندیشی کند ، نمی تواند دین ضرری باشد و درقبال ایراد ضرار به دیگری بی تفاوت باشد.آری ،ازدیدگاه قرآنی، اگرتوانمندان ایمان یقینی به خدا و آخرت دارند ، باید بخشی ازدارایی های خود را در راه نیازمندان مصرف کنند تا کسب و درآمدشان مورد رضای خداوند باشد.

بدیهی است مصارفی که در قالب زکات ، خمس ،انفاق و صدقه صورت می گیرد ، بخشش ساده تلقی نمی شود ، بلکه جزئی ازحقوق مالی افراد نیازمند و سائل است.

- "وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ؛ و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معين] بود.(الذاریات،۱۹)

وانگهی ، کسی که بخشی از اموال خود را در راه خدا هزینه می کند، تصورنکند که ضررکرده است ، برای اینکه خداوند پاداش آن را چندین برابر می دهد: " مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ"؛ مَثَل (صدقات‏) كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق می كنند همانند دانه ‏اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه ‏اى صد دانه باشد و خداوند براى هر كس كه بخواهد (آن را) چند برابر می كند، و خداوند گشايشگر داناست‏.

به هرحال ، اگرافراد غنی به فکر فقرا ، درماندگان و نیازمندان جامعه خود باشند، مردم آن جامعه نه تنها متحمل زیان وخسارت نمی شوند، بلکه زندگی همراه با امیدواری ، پاکدستی ، پیشرفت ، مودت و سعادت را تجربه خواهند کرد.

۹.قرآن کریم درسوره عصر همه مردم را به عنوان خاسر معرفی کرده است ، جز افرادی که به خدا ایمان دارند ،عمل شایسته انجام می دهند و به حق وپایداری سفارش می کنند.ازفحوای این سوره چنین برمی آید که دین نسبت به خسران و نفع مردم حساس است و می خواهد که آنان راه سعادت را درپیش گیرند ؛ سعادتی که با ایمان به خدا،آخرت وحق جویی و ایستادگی و بردباری درمقابل ناملایمات روزگار به دست می آید.

- "إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍإِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ"؛كه واقعا انسان دستخوش زيان است ،مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده ‏اند ( عصر،2و۳)

۱۰.قرآن مجید به عنوان کتاب هدایت معرفی شده است. بنابراین ، این معجزه الهی نمی تواند در عین هادی و راهنما بودن، زیان رسان هم باشد!هدایت الهی برای نشان دادن راه است، نه گم کردن آن.اگر انسان راه خود را گم کند با گرفتاری ها و مشکلات زیادی مواجه می شود .آدم گمراه باید ازسنگلاخ هایی زیادی عبورکند تا به مقصد برسد.این درحالی است که آنکه راهنمای آگاه وامینی دارد ، با کمترین هزینه به هدف خود نائل می آید.

- " هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ"؛اين [قرآن] براى مردم بيانى و براى پرهيزگاران رهنمود و اندرزى است(آل عمران،۱۳۸)

خوشا به حال کسی که راهنمایی مانند خدا و پیامبرش داشته باشد ، چرا که به هیچ وجه نگران ، ناامید ، گمراه و متحمل هیچ گونه زیانی نخواهد بود .

۱۱. برخی از مردم ، پاره ای از دستورهای دینی مانند زکات، روزه، انفاق و مانند آنها را به عنوان احکام ضرری تلقی می کنند.این درحالی است که با رعایت آنها ایمان، امنیت، دوستی وهمبستگی اجتماعی ارتقا می یابد .به طوری که، اگر به افراد نیازمند کمک نشود،آنان به حکم ضرورت،ازراه های غیرمشروع به تامین حوایج خود می پردازند و به این ترتیب، هزینه های عمومی افزایش می یابد.

توصیه های قرآن کریم در زمینه منع اضرار به غیر؛

همانطورکه ادیان توحیدی،دین ضرری نیستند،حق ضررزدن به دیگری را نیز نمی پذیرند.قرآن کریم ، در زمینه منع اضرار به غیر و جبران ضرر افراد زیان دیده آیات زیادی دارد که اجمالا به آنها پرداخته می شود.

۱. برای پیشگیری ازضرر زدن به آبرو وحیثیت دیگری از یک طرف عمل شنیع زنا را منع کرده و از طرف دیگر حد قذف را مطرح کرده است که براساس آن ، هرکس به دیگری نسبت زنا بدهد و چهار شاهد عادل نداشته باشد، به ۸۰ ضربه تازیانه محکوم می شود.

- " الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ" (نور ، ۲۴ ) ؛یعنی به زن زناکار و مرد زناکار صد تازیانه بزنید، و اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، نباید شما را در [اجرای] دین خدا درباره آن دو نفر دلسوزی و مهربانی بگیرد، و باید گروهی از مؤمنان، شاهد مجازات آن دو نفر باشند.

-‌‌‌ "وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً‌ وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ"؛و كسانى كه نسبت زنا به زنان شوهردار مى‌ ‏دهند سپس چهار گواه نمی ‏آورند هشتاد تازيانه به آنان بزنيد و هيچگاه شهادتى از آنها نپذيريد و اينانند كه خود فاسقند(نور،۴)

۲.برای جبران زیان و خسارت بدنی و زیان های ناشی از آنها قصاص و دیه را تجویزکرده است.مبنای قصاص رعایت عدل و جبران هر گونه تجاوز مادی و معنوی است نه انتقام و کسب درآمد و خشونت کیفری.بلکه قصاص مجازات مثلی است.یعنی ، همان اندازه که کسی تعدی کرده باید مجازات شود و این کاملا عادلانه است.چنانچه ، امکان قصاص نباشد ، باید دیه داده شود.

۱. "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ"؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد در باره كشتگان بر شما [حق] قصاص مقرر شده آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن و هر كس كه از جانب برادر [دينى]اش [يعنى ولى مقتول] چيزى [از حق قصاص] به او گذشت ‏شود [بايد از گذشت ولى مقتول] به طور پسنديده پيروى كند و با [رعايت] احسان [خونبها را] به او بپردازد اين [حكم] تخفيف و رحمتى از پروردگار شماست پس هر كس بعد از آن از اندازه درگذرد وى را عذابى دردناك است(بقره، ۱۷۸)

۲. "الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ"؛اين ماه حرام در برابر آن ماه حرام است و [هتك] حرمتها قصاص دارد پس هر كس بر شما تعدى كرد همان گونه كه بر شما تعدى كرده بر او تعدى كنيد و از خدا پروا بداريد و بدانيد كه خدا با تقواپيشگان است(بقره،۱۹۴)

درماههای حرام ، جنگ و درگيری منع شده است.خود این دستور جالب از ورود خسارت مردم به یکدیگر پیشگیری می کند و آنکه این قانون را رعایت نکند ، باید بابت نقض آن جریمه بیشتری بپردازد.

۳.برای جلوگیری ازهتک حرمت اشخاص اموری ؛چون افترا، غیبت ، عیب جویی ، مسخره ، بدگویی ، نسبت بد دادن و اذیت آنان را منع کرده است.

- " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ"؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ] شايد آنها از اينها بهتر باشند و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند(حجرات،۱۱)

- "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ"؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‏اى از گمانها گناه است و جاسوسى مكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده ‏اش را بخورد از آن كراهت داريد [پس] از خدا بترسيد كه خدا توبه‏ پذير مهربان است(حجرات،۱۲)

۴.برای جلوگیری ازحرام خواری و تجاوز به مال غیر ، کسب درآمد از راه های باطل و ربا را منع کرده است.

• " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ"؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ربا را [با سود] چندين برابر مخوريد و از خدا پروا كنيد باشد كه رستگار شويد(آل عمران، ۱۳۰)

۵.در اعتبار قراردادها وجود رضایت را لازم شمرده است و به این ترتیب ازمشروع شدن قرارداد های اجباری و سالب اراده جلوگیری کرده است.

- "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا"؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اموال همديگر را به ناروا مخوريد مگر آنكه داد و ستدى با تراضى يكديگر از شما [انجام گرفته] باشد و خودتان را مكشيد زيرا خدا همواره با شما مهربان است(نسا، ۲۹)

۶. درعقود رضایی؛ مانند قرض و ودیعه، کتابت آنها واستفاده از شهود را برای جلوگیری ازبروز اختلاف وتعدی به اموال دیگران سفارش کرده است.

- "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ"؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هر گاه به وامى تا سررسيدى معين‏، با يكديگر معامله كرديد، آن را بنويسيد. و بايد نويسنده‏اى (صورت معامله را) بر اساس عدالت‏، ميان شما بنويسد. و هيچ نويسنده‏اى نبايد از نوشتن خوددارى كند؛ همان گونه (و به شكرانه آن‏) كه خدا او را آموزش داده است‏. و كسى كه بدهكار است بايد املا كند، و او (=نويسنده‏) بنويسد. و از خدا كه پروردگار اوست پروا نمايد، و از آن‏، چيزى نكاهد. پس اگر كسى كه حق بر ذمه اوست‏، سفيه يا ناتوان است‏، يا خود نمى‏تواند املا كند، پس ولىّ او بايد با (رعايت‏) عدالت‏، املا نمايد. و دو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبيد، پس اگر دو مرد نبودند، مردى را با دو زن‏، از ميان گواهانى كه (به عدالت آنان‏) رضايت داريد (گواه بگيريد)، تا (اگر) يكى از آن دو (زن‏) فراموش كرد، (زنِ‏) ديگر، وى را يادآورى كند. و چون گواهان احضار شوند، نبايد خوددارى ورزند. و از نوشتن (بدهى‏) چه خرد باشد يا بزرگ‏، ملول نشويد، تا سررسيدش (فرا رسد). اين (نوشتنِ‏) شما، نزد خدا عادلانه‏تر، و براى شهادت استوارتر، و براى اينكه دچار شك نشويد (به احتياط) نزديكتر است‏، مگر آنكه داد و ستدى نقدى باشد كه آن را ميان خود (دست به دست‏) برگزار مى‏كنيد؛ در اين صورت‏، بر شما گناهى نيست كه آن را ننويسيد. و (در هر حال‏) هر گاه داد و ستد كرديد گواه بگيريد. و هيچ نويسنده و گواهى نبايد زيان ببيند، و اگر چنين كنيد، از نافرمانى شما خواهد بود. و از خدا پروا كنيد، و خدا (بدين گونه‏) به شما آموزش مى‏دهد، و خدا به هر چيزى داناست‏.(بقره، ۲۸۲)

۷.در نکاح ، الزامات زندگی مشترک زناشویی ؛ ازجمله نفقه ، محدودیت موارد تمکین و معاشرت نیکوی شوهران با زنانشان را پیش کشیده است تا ازپایمال شدن حقوق زنان جلوگیری شود.همچنین، در مقام نشوز هریک اززن وشوهرنسبت به یکدیگر راه های برون رفت ازآن را بیان کرده است.دوپدیده حقوقی نفقه وتمکین به هنگام نشوز ازاعتبارساقط می شوند.اگر زن نشوزکند،حق دریافت نفقه نخواهد داشت،همچنین،درصورت نشوز شوهر ، همسرمی تواند تمکین نکند و ازتحمل ضرر جلوگیری کند.

- "وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا"؛ومهر زنان را به عنوان هديه‏اى از روى طيب خاطر به ايشان بدهيد و اگر به ميل خودشان چيزى از آن را به شما واگذاشتند آن را حلال و گوارا بخوريد(نسا، ۵)

۸.برای پیشگیری از آزار و اذیت زنان مومن ، رعایت حجاب را لازم شمرده است.

- "يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا"؛اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است(احزاب،۵۹)

۹. برای جلوگیری ازرفتار جنسی آزاردهنده مردان ،نزدیکی آنان با همسران درایام حیض را منع کرده است.

- "وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ"؛از تو در باره عادت ماهانه [زنان] مى‏پرسند بگو آن رنجى است پس هنگام عادت ماهانه از [آميزش با] زنان كناره گيرى كنيد و به آنان نزديك نشويد تا پاك شوند پس چون پاك شدند از همان جا كه خدا به شما فرمان داده است با آنان آميزش كنيد خداوند توبه‏كاران و پاكيزگان را دوست مى‏دارد(بقره، ۲۲۲)

۱۰.برای مواجه نشدن بانوان با سختی ومشقت درایام حیض ونفاس ،نمازوروزه آنان را جایزندانسته است.(برای کسب اطلاعات بیشتر به رساله های عملیه مراجع دینی رجوع شود)

۱۱.شکستن روزه واجب درشرایط مسافرت،بیماری وعدم طاقت را جایزشمرده است .

- "أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ"؛[روزه در] روزهاى معدودى [بر شما مقرر شده است] [ولى] هر كس از شما بيمار يا در سفر باشد [به همان شماره] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] و بر كسانى كه [روزه] طاقت‏فرساست كفاره‏اى است كه خوراك دادن به بينوايى است و هر كس به ميل خود بيشتر نيكى كند پس آن براى او بهتر است و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است(بقره، ۱۸۴)

۱۲.برای حفظ جان مردم کار هایی؛چون قتل وزخمی کردن(وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ،مائده ۴۵) دیگران را به شدت منع کرده است.

- "وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا"؛ ونفسى را كه خداوند حرام كرده است جز به حق مكشيد و هر كس مظلوم كشته شود به سرپرست وى قدرتى داده‏ايم پس [او] نبايد در قتل زياده‏روى كند زيرا او [از طرف شرع] يارى شده است.(اسرا،۴۳)

۱۳.برای جلوگیری ازتحمیل،زورگویی واستبداد،ایمان اجباری را جایزنشمرده است.

• "لااکراه فی الدین قدتبین الرشد من الغی"(بقره،۲۵۶)

۱۴.برای پیشگیری ازسرقت،امنیت وحفظ مال مردم ،مجازات سنگینی را در نظر گرفته است.

- "وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ"؛ ومرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است(مائده،۳۸)

۱۵.برای جلوگیری ازایجاد ناامنی ،وحشت وهراس درمیان مردم، مجازات سنگین محاربه رامطرح کرده است.

-"إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ"؛سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او می جنگند و در زمين به فساد می كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت ‏يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت(مائده،۳۳)

نکته : در آیه فوق برای تلقی محاربه از رفتار مجرمانه افراد دو شرط اساسی وجود دارد : نخست اینکه جنگ و مبارزه از نوع تقابل با خدا و رسول او باشد. بنابراین ، هر آشوب و ایجاد هرج و مرج و بی قانونی را نمی توان محاربه نامید.دوم اینکه هدف آنان ایجاد فساد و تباهی در جامعه اسلامی باشد. بنابر این ، هر خطا و بی نظمی را نمی توان به نام محاربه تلقی و مجازات سنگین محاربه را درباره آنان اعمال کرد.

سوء استفاده ازحق؛

طبق اصل ۴۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران "هيچ كس نمي تواند اعمال حق خويش را وسيله اضرار به غير يا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد."

سوء استفاده ازحق نیز نوعی اضرار به غیر است و هیچ کس نمی تواند به استناد حق خویش به دیگری ضرر برساند.اما ضررزدن ممکن است به اشکال مختلف تحقق یابد خواه با قصد و نیت همراه باشد یا بدون آن. بدین ترتیب:

۱.کسی قصد صدمه زدن به حقوق ومنافع دیگری راندارد وزیان دیده به حکم خطای محض او،متحمل این خسارت وزیان می شود،این نوع ضرربه مثابه سوء استفاده ازحق تلقی نمی شود.اما درهرحال باید جبران خسارت نماید.مانند اینکه کسی می خواهد پرنده ای راشکار کند،اما شیشه پنجره دیگری رامی شکند.

۲. فردی قصد دارد که به مال وحقوق دیگری تجاوز کند،اما میزان خسارت وارد شده با هدف ونیت او همخوانی ندارد.مثلا می خواهد پنجره کسی را بشکند،اما علاوه برآن،ضرردیگری نیز به زیان دیده وارد می کند.

۳.گاهی شخص به طور غیرمستقیم و با ایجاد مانع ومحدودیت به دیگری صدمه می زند.مثل اینکه زیان دیده می خواهد به محل کارش برود،اما به خاطر مواجه شدن با مانع یا خطری ازرفتن به محل کارمنصرف می شود.درواقع، بااین مشکل،اوازمنافع کارخویش محروم می شود ومتحمل زیان می گردد.

۴.گاهی تضررجنبه مادی ندارد وبا حیثیت ،آبرو وسایرحقوق زیان دیده مرتبط است.مانند اینکه زیان دیده به خاطر توطئه،خیانت وخرابکاری دیگری آبرو وموقعیت خودرا از دست بدهد.

۵.گاهی ورود خسارت ناشی ازجهل زیان زننده به حکم قانون است.مانند اینکه فردی با بوق بی موقع و مکرر در ایام بدرقه عروس وداماد دیگری را ازخواب بیدارکند و نداند که این کارغیرقانونی و مخل امنیت و آسایش مردم است.این درحالی است که بوق زدن بی موقع ،نوعی سوء استفاده ازحق است وصاحب خودرو نمی تواند به استناد حق خویش دیگری رااذیت کند.سوء استفاده ازحق به صورت های گوناگونی صورت می گیرد که در زیر به مصادیقی از آن اشاره می شود:

۵/۱. ولی قهری حق تنبیه اولاد صغیرش رادارد،اما نمی تواند درمیزان ،شکل ونحوه اجرای آن سوءاستفاده کندبه بیان دیگر،آزار و اذیت فرزند غیررشید با تکیه برحق ولایت روا نیست.

۵/۲. راننده ای ازخیابان بارانی عبورمی کند.او نمی تواند به استناد برخورداری ازحق رانندگی طوری عمل کندکه لباس مردم خیس شود.

۵/۳. نمایندگان برگزیده مردم درمجلس شوراوشورا های شهر و روستا نمی توانند به استناد حق نمایندگی،منافع ملی وحقوق سایرافراد رانادیده بگیرند.

۵/۴. پدر به اعتبارداشتن ولایت بر فرزندان نمی تواند مصالح متولی علیه رانقض کند.قیم نیزنمی تواند به استناد برخورداری ازحق قیمومت نسبت به اموال محجورتحت قیمومت اجحاف روادارد.

۵/۵. هرکس حق داردازملک خود استفاده مشروعی داشته باشد،اما نمی تواند به استناد برخورداری ازحق مالکیت ،درآن هرتصرفی راکه بخواهد داشته باشد،مثلانمی تواند درملک خویش به اندازه ای سر و صدا کندکه آزار و اذیت همسایگان رادربرداشته باشد،صدای سگش درمردم تولید هراس کند ،با افرادی رفت و آمد داشته باشد که با مصلحت و شان خانواده و همسایگان مغایرت داشته باشد و...

۵/۶. استفاده عموم ازبوستان های شهری آزاد است.اما به استناد این حق نمی توان آن ها راکثیف کرد،کاری مغایربا حقوق دیگران انجام داد وازگل ها ،چمن ها و سایر امکانات آن ها به نحوناشایستی استفاده کرد.

۵/۷. زن وشوهر با آغاز زندگی زناشویی نسبت به اموال یکدیگر امین تلقی می شوند و حق تصرف پیدا می کنند.آنان به استنادحق مذکور،نمی توانند حقوق ویژه یکدیگررا نادیده بگیرندیا درامانت خیانت روادارند.

۵/۸.هیچ کس به استناد عضویت درموسسه ای ،نمی تواندازحقوق و وظایف تعیین شده ،سوء استفاده نماید.

سخن آخر؛

قاعده لاضرر با نفی ضررهای غیرمتعارف، نقش کلیدی در تعدیل احکام شرعی و قانون‌گذاری در حوزه‌های مختلف از جمله پزشکی، محیط‌زیست، حقوق مدنی و حکومتی دارد. این قاعده، هم به‌عنوان اصل پیشگیرانه و هم جبران‌کننده خسارات، در فقه و حقوق اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد و در مسائل معاصر نیز کارآمد است.

با این حال ، شوربختانه با وجود استحکام حقوقی قاعده لاضرر و جایگاه منطقی آن در نزد همگان در عمل در اجرای آن موانع و ایستادگی های زیادی وجود دارد.چرا که هم اشخاص حقیقی در پذیرش اضرار به غیر و پرداخت ضرر و زیان ، انعطاف ندارند و نیز حاکمیت و سایر اشخاص حقوقی ، خیلی از امور را از مصادیق ضرر و اضرار تلقی نمی کنند و همین امر موجب فرار اشخاص از قبول مسئولیت در جبران ضرر دیگران شده ، زیان های جبران نشده ای را به افراد تحمیل می کنند.

علی حکیم پور