سیمای دموکراسی
مفهوم دموکراسی ؛
دموکراسی درزبان یونانی ازدو واژه "دمو" و"کراسی"اخذ شده که به معنای حکومت مردم است.باید پذیرفت که حکومت همه مردم بریکدیگرممکن نیست، چگونه همه شهروندان می توانند حکومت کنند؛ آیاکشوری که پانصد میلیون نفرجمعیت دارد می تواند حکومت مستقیم مردمی داشته باشد؟
به نظر می رسد کارکردکنونی دموکراسی چیزی جز"حکومت ازمردم وبرای مردم" نیست.حکومت ازمردم به این معناست که حاکمیت با رای عمومی ومشارکت نمایندگان مردم به وجود آید.بنابراین ،حکومتی که مردم ونمایندگان آنان درتشکیل آن سهمی نداشته باشند،نمی تواند دموکراتیک باشد.دراین دیدگاه ،معنای درست دموکراسی حکومت نمایندگان مردم است .همچنین،حکومت برای مردم به این معناست که هدف ازتشکیل آن تامین منافع وخواسته های مردم باشد .پس،حکومتی که به خواست ها ونیازهای مردم اهمیت ندهد،هرچند که با رای مردم سرکارآمده باشد،نمی تواند دموکراتیک تلقی شود.
دموکراسی شیوه مناسبی برای اداره جامعه است.بنابراین،با رعایت دموکراسی می توان به فرهنگ،آئین وعرف جامعه نیز پایبند ماند،چراکه با فرهنگ ،دین وآداب ورسوم جامعه مباینتی ندارد.به طوری که درهرجامعه ای با هرفرهنگ وآئینی می توان به اصول دموکراسی پایبند ماند.غایت دموکراسی تامین منافع وحقوق مردم وحرمت نهادن به دیدگاه ها وخواسته های آنان است وبس.
مبانی دموکراسی؛
مبانی وارکان دموکراسی شامل موارد زیراست:
الف.عدالت؛
عدالت حکم می کند که همه مردم حق داشته باشند درتعیین سرنوشت سیاسی،فرهنگی واجتماعی خویش ایفای نقش نمایند.حکومتی که بدون توجه به خواست ورای مردم تشکیل شود،نمی تواند چهره دموکراتیک داشته باشد،زیرا که عدالت عنصربنیادی دموکراسی است.وانگهی،دولت برآمده ازرای جمعی باید به مبنای اصلی خود که همان عدالت است وفادار بماند وبه دادگستری وتامین حقوق شهروندی بپردازد.
ب.آزادی ؛
آزادی نیزیکی دیگرازپایه های دموکراسی است.وجود آزادی بیان ونشرازمظاهرمهم دموکراسی است.بدون داشتن آزادی دردوحوزه بیان ونشر نمی توان به وجود دموکراسی پی برد.مردم باید آزادانه نظرات خویش را بیان ومنتشرکنند ودراعلام رای خویش آزاد باشند .
تحدید دیدگاه ها وجلوگیری ازنشرآنها درصورتی مشروع است که اولا طبق قانون باشد ثانیا مردم ودولت ،هردومشمول آن باشند.به حکم قاعده "هرآنچه برخود می پسندی بردیگران نیز بپسند" دولت نیزنمی تواند خودراازاین محدودیت ها مستثنا کند.
به تجربه ثابت شده است گسترش آزادی های عمومی به ثبات جامعه کمک می کند.کشورهایی که آزادی های عمومی راعلی رغم نارضایتی مردم محدود می کنند،با مشکلاتی ؛چون:انقلاب،شورش ورشد ناهنجاری های سیاسی واجتماعی و...مواجه می شوند.
ج.مشارکت عمومی؛
یکی دیگرازارکان دموکراسی استفاده حاکمیت ازمشارکت عمومی مردم درتعیین نمایندگان خویش است.برگزاری انتخابات آزاد ومراجعه به آراء عمومی نوعی ازمشارکت جمعی است.
دولت های غیردموکراتیک توسط عده ای خاص اداره می شوند ودرمیان آنها مراجعه به آرا عمومی مفهومی ندارد.این درحالی است که مشارکت عمومی دراداره کشور ازاصول دموکراسی است.مردمسالاری یعنی حاکمیت مردم برسرنوشت خویش واین امر اتفاق نمی افتد مگر با همکاری ومشارکت جدی آنان درتعیین مدیران ونمایندگان ارشد کشور اعم ازرئیس جمهور ونمایندگان مجلس ،شوراهای شهروروستا و...
یکی ازمشکلات نظام های غیردموکراتیک حذف مخالفان است.این درحالی است که غایت دموکراسی اولا این است که حاکمیت ازآراء عموم مردم دراداره کشوربهره گیرد و با رای مردم مشروعیت پیدا کند ثانیا با ایجاد فرایندی به حذف حداقلی مخالف قناعت کند.حضور مخالف درصحنه های سیاسی ،فرهنگی واجتماعی به گسترش حقوق شهروندی ،تعاملات اجتماعی وبلوغ فکری جامعه کمک می کند .
یکی ازبهترین نشانه های نظام های مردم سالار، اجتناب آنها ازحذف منتقدان ومخالفان با توسل به روشهایی چون ترور،زندانی کردن،اعدام،اخراج ازکشور،برکناری ازمقام،تهمت زنی ،تکفیر،بستن راه های فعالیت و... است.
چرا باید کسانی که قانون ،نظم واخلاق حسنه را نقض نمی کنند وحقوق عمومی رارعایت می کنند،حذف شوند؟این درحالی است که نقد حاکمیت وابرازنظرونشراندیشه ونشان دادن راه های رشد وشکوفایی کشوربا رعایت اصول دموکراسی ازضرورت های رشد سیاسی ،فرهنگی ،اقتصادی واجتماعی است.
د. حقوق شهروندی؛
بنیاد دموکراسی بررعایت حقوق شهروندی بناشده است.اگردرکشوری مظاهردموکراسی رعایت شود،اما هدف ازآن تامین منافع عده ای خاص باشد،نمی توان گفت که درآن کشورمردم سالاری وجود دارد ،چرا که رعایت حقوق شهروندی به تصویب قوانین دموکراتیک والتزام عملی به رعایت آنها بستگی دارد وبدون رعایت آندو مشروعیت حکومت ازمیان می رود.دعوت مردم به انتخابات وگزینش نمایندگان با هدف تامین منافع حداکثری مردم است.بنابراین ،اولا باید قوانین عادلانه که مبتنی برحقوق وفرهنگ وعرف مردم باشد وضع کرد ،ثانیا به اجرای قوانین مذکورالتزام عملی داشت.
رعایت حقوق شهروندی به حضور فعال رسانه های آزاد،احزاب سیاسی ،آزادی بیان ونشر وگزینش مدیران ونمایندگان ازطریق انتخابات عمومی بستگی دارد.
جایگاه دموکراسی؛
مردم سالاری به معنای نقش حداکثری مردم ونمایندگان آنها درتعیین سرنوشت خویش است.درنظام های تک سالار ،حاکمان نیازی به جلب مشارکت عمومی نمی بینند وخودرامشرف بر درک مصالح کشور می دانند.این درحالی است که مطالعه راه های رشد وپیشرفت کشور بدون بهره گیری ازدیدگاه های اندیشمندان،دلسوزان،صاحب نظران،آگاهان وبرنامه ریزان جامعه درحوزه های مختلف سیاسی،اقتصادی ،فرهنگی واجتماعی ممکن نیست.
درنظام های تک سالار،یک فرد ؛ازقیبل:شاه ،شیخ ،خلیفه ،امیرو... به تنهایی برکل امورکشورحاکمیت تامه دارد ومدیران ارشد ومیانی نیزازطرف او به مناصب مختلف کشورتعیین می شوند.
دربرابر،درنظام های مردم سالار،کسب رای اکثریت جامعه شرط مشروعیت نظام است وهمه مردم دراداره کشوراحساس مسئولیت می کنند.بنابراین،کسب مشروعیت عنصر اساسی نظام های مردم سالار است که با رعایت قانون اساسی وسایرقوانین مصوب مجلس ،شوراها ونهاد های مردم سالار حاصل می شود.این عنصر مهم دموکراسی ،باید درطول دوره نمایندگی مردم تداوم داشته باشد وهرگاه ،آنان بخواهند با نقض قانون اساسی ونظر مردم به کارخود دوام بخشند،مشروعیت خودراازدست می دهند.
دموکراسی درنظام های مدنی جهان جایگاه رفیعی دارد.کشورهایی که با بهره گیری ازاصول دموکراسی اداره می شوند،نظام های مردم سالارانه دارند وازرشد وپیشرفت زیادی درزمینه های علمی واجتماعی و...برخوردارند.با نگاهی به وضع کشورهای اروپایی درسده های پیشین ،تاریخ آنان را پرازجنگ ودرگیری ودرماندگی می بینیم.اما آنها با مطالعه علل عقب ماندگی خویش دریافتند که با به کاربستن اندیشه های بزرگانی چون ژان ژاک روسو،جان لاک ،منتسکیو،کانت و...می توانند نظام های دموکراتیکی برقرارکنند.
برقراری دموکراسی نه تنها درداخل کشوربلکه درسطح ملل نیز دارای آثار فراوانی است.اتحادیه اروپا با بهره گیری ازشیوه های دموکراتیک به وجود آمد ونتیجه آن وحدت پولی،گمرکی ،بانکی،قانونی و...کشورهای عضو شده است.
با وجود اینکه دموکراسی نوعی شیوه مدیریت جمعی است اما آثارآن صرفا درامورمدیریتی خلاصه نمی شود ودرهمه مسائل زندگی عمومی وفردی تاثیرگذاراست.اگرارکان حاکمیت با بهره مندی ازروشهای مردم سالارانه راس کار بیاید و با مردم قیم مآبانه رفتارنکند وخودراخادم وعاشق مردم بداند،رفتار،معنویت وتعامل جامعه نیزبالامی رود.
آرمان دموکراسی؛
آرمان دموکراسی تحقق مدینه فاضله وجلب مشارکت حد اکثری مردم است.مردم با پذیرش مسئولیت بیشتروایفای نقش فعال تردراداره جامعه به آرمان دموکراسی عمل می کنند.
درمدینه فاضله آرمانی نقش زور به حداقل می رسد ونیازی به زورگویی وتحمیل نظراحساس نمی شود.مردم با رعایت حرمت ومهرورزی به تعاملات خویش می پردازند وهرشهروندی با تحمل هزینه اندکی به حقوق خویش می رسد.
به تجربه ثابت شده است عدم مشارکت مردم درتعیین سرنوشت خویش موجب دوری آنان از دموکراسی شده است.دولت شهرمطلوب با همکاری وحضورفعال مردم درهمه عرصه های تصمیم گیری تحقق می یابد.
پیشگامان دموکراسی؛
اندیشمندان غربی تلاش علمی زیادی درزمینه دموکراسی کرده اند. افلاطون وارسطو طرفدارحکومت برگزیدگان بودند.ازدیدگاه افلاطون ، بهترین حکوکت با فیلسوفان است.این درحالی است اندیشمندانی چون کانت،منتسکیو،ژان ژاک روسو، جان لاک ازپیشگامان حکومت دموکراتیک هستند.
ژان ژاک روسو، نویسنده کتاب ارزشمند "قرارداد اجتماعی"طرفدار دموکراسي مستقيم دفاع است.به نظر او آن اقتداري مي تواند مشروع باشد که شهروندان را همچنان آزادبگذارد و هيچ قيد و بندي بر آنهاتحميل نکند.
درحالی که کانت يکي از مخالفان جدي دموکراسي مستقيم است. به نظر او تکيه بر اراده عمومي بدون پذيرش تفکيک نيروهاي سه گانه و تضمين آزادي مخالفان دولت و اقليتها ، چيزي جز خودکامگي نيست؛هر چند نام دموکراسي بر آن نهاده شود. کانت با رد دموکراسي مستقيم و استبدادی خواندن آن در مقابل ،دموکراسي غير مستقيم يا نماينده گي را پيشنهاد مي کند.
دراین میان ،می توان جان لاک را ازبانیان دموکراسی دانست و اندیشه های فلسفی او را در باب سیاست در کتاب " دومین طرحنامه در باب حکومت مدنی " یافت. لاک در فکر تاسیس نظامی سیاسی و فکری بود که در آن شاه از حقوق آسمانی برخوردار نبود. در این نظام فکری شاه باید مشروعیت خود را از مردم میگرفت. هرچند که سالهای متمادی قبل از لاک بودند اندیشمندان ومتفکرینی که در راستای محدود کردن دین در اجتماع تلاش کرده بودند اما این تلاش سرانجام بدانجا انجامید که تنها قدرت کلیسا کمیمحدود شود و تازه این دولت بود که در مقام یک مدعی جدید از کار در آمد.
منتسکیو،درکتاب جاودانی "روح القوانین" عشق به جمهوری را زمینه سازدموکراسی می داند.ازنظراو عشق به جمهوری همان عشق به برابری است.عشق به برابری سبب می شودآرمان های شخصی به خدمات بزرگتری برای کشوروهموطنانش واحساس خوشبختی ناشی ازآن منحصرگردد.(دکترحمید پارسانیا،شبکه اطلاع رسانی آفتاب،30ژوئن 2008)
کارل پوپر، فيلسوف معاصر ميگويد: دموکراسي هرگزحکومت مردم نبوده و نه ميتواند باشدونه بايستي که باشد.اين خطرناک است به مردم و به ويژه به کودکان بياموزيم که دموکراسي به معني حکومت مردم است، يعني حکومت عموم، که حقيقت ندارد، ووقتي فرد از واقعیت مساله آگاه شود،احساس میکند فریب خورده استواين احساس ميتواند حتي به تروريسم بيانجامد. ( کارل پوپر، درس های این قرن،1977 )
دردوره مشروطیت اندیشمندانی؛چون:آخوند خراسانی،طالبوف،ملکم خان، آیت الله میرزای شیرازی،فتحعلی آخوند زاده،ملاعبدالله مازندرانی،آیت الله طباطبایی وبهبهانی طرفدارقانون اساسی وحکومت مشروطه بودند.
آقای جلال آل احمد ودکترشریعتی دوتن ازشخصیت های روشنفکر ایرانی مخالف دموکراسی غربی بودند.
جلال آل احمد، درکتاب، "غرب زدگی" خود،جنبش مشروطه و روشنفکران اش را به باد انتقاد می گیرد؛ روشنفکرانی چون طالبوف و میرزا ملکم خان را که هر کدام به نوبه خود خدماتی به جامعه ایران کرده بودند ، "غربزده" می خواند .وی در رد دموکراسی غربی می گوید: "ما نمی توانیم از دموکراسی غربی سرمشق بگیریم ... احزاب و سازمان های سیاسی در کشور های غربی منبر هائی هستند برای تظاهرات مالیخولیا آمیز آدم های نا متعادل و بیمارگونه ... لذا تظاهر به دموکراسی غربی، یکی از نشانه های بیماری غرب زده است".
دکترعلی شریعتی نیز، مانند جلال آل احمد، از دموکراسی غربی دل خوشی نداشت و آن را با چنین عباراتی رد می کرد: «آزادی و دموکراسی غربی تماماً خرافه ای بیش نیستند. ... آزادی، دموکراسی و لیبرالیسم چنان حجاب عصمت به چهرهء فاحشه است». و رعایت آزادی و دموکراسی در جامعهء ایران را نه تنها "خطرناک و زد انقلابی" می دانست بلکه تاکید می کرد که: «رهبر انقلاب و بنیانگذار مکتب، حق ندارد دچار وسوسهء لیبرالیسم غربی شود و انقلاب را به دموکراسی "راس ها" بسپارد..." (علی میر فطروس،2008، دکتر محمد مصدق، شرکت کتاب، چاپ دوم، ص 11)
دردوره انقلاب اسلامی ایران نیزشخصیت های چون مطهری،بازرگان،دکترسحابی،دکترعبدالکریم سروش،محمدخاتمی،محسن کدیور،مصطفی ملکیان و... ازطرفداران مردم سالاری با گرایش دینی بودند.اما،برخی ازآنان ؛چون :بازرگان،دکترسحابی ودکتر سروش درسال های اخیرازنظریه مردم سالاری دینی عقب نشستند.آقای دکترسروش به حکومت دموکراسی فرادینی معتقد است.(نگاه کنید به شبکه اطلاع رسانی دکتر عبدالکریم سروش)
پیام دموکراسی؛
پیام اصلی دموکراسی این است :"با مشارکت مردم در امورمملکت ،زندگی آنان بهتر وبرازنده تر می شود." چنانچه درهرنقطه عالم ،به این پیام گوهربار، زیبا ونجات بخش توجه شود ، رفاه ،آسایش ،مدنیت وپیشرفت مردم تضمین خواهد شد.
چرا نباید به این پیام آسمانی که می فرماید"ان الله لایغیرمابقوم حتی یغیرمابانفسهم" یعنی بدرستیکه خداوندسرنوشت هیچ قومی راتغییرنمی دهدمگرآنکه خودشان انراتغییردهند،اهمیت داد ودرانتظاربهبود اوضاع خویش ماند!
آیا پیام قرآنی غیراز پیام دموکراسی است؟خداوند باید با چه زبانی اعلام کند که شما تنها درصورتی می توانید درزندگی خود تحول ودگرگونی ایجاد کنید که درخود تغییر ایجادکنید.بدون تغییردرونی ورشد وبلوغ فکری ،اخلاقی ومدنی نمی توان درجامعه ای تحول ایجاد کرد.جامعه مدنی با انسان های فرهیخته ومدنی به وجود می آید،جامعه ای که به مشارکت همگانی وآموزش راه های خوب زیستن اهمیت ندهد،نمی تواند روی رفاه وآرامش را ببیند.
فرایند دموکراسی؛
دموکراسی یک شبه حاصل نمی شود.فرایند تحقق آن طولانی ونیازمند مقدمات زیادی چون :رشد وگسترش سطح آموزش تحصیلی،رفاه،امنیت،رسانه های همگانی ،بیداری ملی ،مراودات بین المللی،فشارمجامع جهانی، نویسندگی ،روشنفکری و...است.
کشوری که به لحاظ نرخ سواد درسطح نازلی قراردارد،نمی تواند زندگی دموکراتیک داشته باشد.آموزش نقش بی بدیلی درارتقا بینش عمومی دارد.بدون ارتقا سطح سواد همگانی نمی توان به تحقق دموکراسی امید واربود.رفاه وآسایش وامنیت نیزفراهم کننده فرایند دموکراسی است.درجوامع فقیر،عقب مانده ودچارناامنی امید تحقق مردمسالاری بسیارضعیف است.انسانی که گرسنه است به شکمش می اندیشد وبس، نقد فردی که درناامنی بسر می برد ازحاکمیت به صورت پرخاشگری ،شورش وایجاد ناامنی نمایان می شود.
جهان گردی وتوسعه مراودات بین المللی ازدیگر عوامل تاثیرگذاردرفرایند تحقق دمکراسی است.کشورهایی که دروازه های خودرا به روی گردشگران بیگانه بازمی کنند،به گسترش تعاملات وآشنا سازی مردم خود نسبت به طرززندگی واداره جوامع دیگر کمک می کنند.دردوره مشروطیت عده زیادی ازجوانان ایرانی به اروپا سفرکردند ونتیجه این سفرها آشنایی آنان به میزان رفاه ومدنیت آنها گردید وهمین آشنایی ها سبب تصویب قانون اساسی وبرقراری مشروطیت شد.
رشد فرهنگی جامعه نیز درتحقق مردمسالاری موثر است.نویسندگان،هنرمندان ،روزنامه نگاران وسایرافراد تاثیرگذار با خلق وانتشارآثارخود موجب بیداری مردم می شوند.کشورهایی که به لحاظ نویسندگی وتولید آثار هنری ورسانه ای عقب مانده اند، درفرایند تحقق دموکراسی ضعیف می مانند.
روشنفکران ومصلحان اجتماعی نقش فوق العاده ای درآگاه سازی وبیداری مردم دارند.آنان با طرح مسائل بنیادی به ارتقا بینش وروشنگری جامعه کمک می کنند وراه را برای تحقق مردم سالاری بازمی کنند.
تحزب نیز درفرایند تقویت دموکراسی نقش زیادی دارد.اما باید توحه داشت تک حزبی نشانه خوبی برای تشخیص تک سالاری است.بنابراین،منظورازتحزب،وجود چند حزب رقیب درمدیریت کشوراست.احزاب شناسنامه دارنردبان دموکراسی هستند.اما آنهایی که با ما ومنی به بالارفته اند باید بدانند که استخوانشان به سختی خواهد شکست.به قول مولانا:
نردبان این جهان ما ومنی است عاقبت این نردبان افتادنی است
لاجرم آنکس که بالاترنشست استخوانش سخت ترخواهد نشست
اعجازدموکراسی؛
معجزه دموکراسی درحیات مدنی ورفتارآرام همه شهروندان نمودارمی شود.درجوامع مردم سالارمعضلاتی؛چون :شورش،انقلاب، ترور، اعدام،کشتار عمومی، هراس همگانی،بی اعتمادی ،دروغ گویی،آدم دزدی ومجازات خشن به حداقل خود می رسد و امیدواری، نشاط و سرزندگی به اوج خود می رسد .دراین نظام ها ، دامنه زورگویی ،تبعیض ونادیده گرفتن حقوق شهروندان بسیارپایین است.
نیروی دموکراسی؛
دموکراسی ازنیرو ونفوذ بالایی برخورداراست.درجامعه مردم سالار زورگویی وتجاوز به حقوق دیگران به آسانی ممکن نیست.هرکسی می تواند با بهره مندی ازحقوق شهروندی ازحقوق ومنافع خویش مراقبت کند.درجامعه دموکراتیک افراد ضعیف وفقیردرسایه قانون ،حقوق شهروندی ونظام حکومتی مردم سالار می توانند به عالی ترین مراجع کشور مراجعه نمایند وازحقوق خود دفاع کنند.
مطبوعات ورسانه های همگانی ازمصادیق اقتداردموکراسی است.درجامعه مردم سالار،رسانه های جمعی مسائل ومشکلات کشوررا با آزادی کامل مورد تجزیه وتحلیل قرارمی دهند.تجاوز به حقوق شهروندی با اطلاع رسانی رسانه ها کمتر صورت می گیرد،زنان وکودکان با مراجعه به نهاد های عمومی می توانند تضمین حقوق شهروندی خودرا خواستارشوند.
روشنفکران ،نویسندگان واندیشمندان با استفاده ازفضای بازدموکراسی مشکلات وضعف های کشوررا بازگو می کنندودولتمردان را وادار به گره گشایی می نمایند.
هنردموکراسی؛
هنرمهم دموکراسی تشویق مردم به مشارکت عمومی درتعیین سرنوشت خویش است.درجامعه مردم سالارمردم یاد می گیرند که چگونه ازحقوق خود دفاع کنند،با احساس مسئولیت بیشتر به گره گشایی ازمشکلات جامعه بپردازند،درمقابل دست اندازی وتجاوز به حقوق شهروندان ازخود واکنش نشان دهند،به انتخاب نمایندگان خویش درمجلس وشوراهای عمومی بپردازند واززورگویی واستبداد جلوگیری نمایند.
درجامعه مردم سالار،ارتش درسیاست مداخله نمی کند ،امکان تحقق کودتا کاهش می یابد،رهبری جامعه با غیرنظامیان است وارتش درخدمت مرزهای کشوراست.
اشکال دموکراسی؛
دموکراسی تعریف وشکل واحدی ندارد وبا توجه به نوع حکومت ها ،فرهنگ ها واجتماعات اشکال مختلفی می یابد.ازجمله:
دموکراسی به مثابه روش؛
دموکراسی به عنوان روش ،شیوه ای حکومتی است برای مدیریت کم خطا بر مردم حق مدار که در آن مردم، نه فرد یا گروهی خاص، حکومت میکنند.دراین نوع دموکراسی ،بیشتربرمدیریت کم خطا تاکید می شود؛مدیریتی که به تحکیم مردمسالاری بیانجامد.اموری چون:تقسیم قدرت،تفکیک قوا،ابزارهای خبررسانی،وضع قانون اساسی،انتخابات،رای گیری،نهاد های قانون گذاری و...ازنتایج دموکراسی به مثابه روش هستند.
دموکراسی به مثابه ارزش؛
دموکراسی به مثابه ارزش،شیوه ای حکومتی است مبتنی برارزشهای اجتماعی چون لیبرالیسم،سوسیالیسم وغیره.دراین نوع دموکراسی ،ارزشهای حاکم برجامعه نوع دموکراسی را تعیین می کند.درلیبرال دموکراسی ،حکومت بیش ازهرچیز به آزادی های اقتصادی،فرهنگی ،سیاسی واجتماعی بها می دهد.این درحالی است دردموکراسی مبتنی برسوسیالیسم بیشتربرمسائل فقر،عدالت،تعاون ،مالیات،حل گره های اجتماعی و...اندیشیده می شود.
مردم سالاری دینی نیزازنوع دموکراسی به مثابه ارزش است.دراین نوع دموکراسی مدیریت سیاسی،فرهنگی،اقتصادی واجتماعی جامعه با تکیه بردیدگاه های دینی ومتون مقدس انجام می گیرد.
الزامات دموکراسی؛
مردمسالاری بدون فراهم کردن الزامات آن تحقق نمی یابد.برخی ازالزامات آن به شرح زیراست:
الف.قانون گرایی ؛
قانون گرایی مهمترین ضرورت جامعه مردمسالاراست.درچنین جامعه ای، همه مردم به رعایت قوانین کشورپایبندند ومنافع خودرادر قانونمندی می دانند.
درجامعه مردم سالار،هرکس اعم ازضعیف وقوی مصلحت خویش رادراین می بیند که با تکیه برقانون ازحقوق ومنافع خویش وجامعه مراقبت کند.درجامعه مردم سالار،قانون با دقت زیادی تدوین ووضع می گردد،چرا که رعایت حقوق شهروندی شرط اصلی اعتباروبقای آن است.درجامعه مدنی ،قانون اساسی ازاهمیت زیادی برخورداراست ،زیراکه مورد استناد همه شهروندان قرارمی گیرد وحاکمیت نیز با تکیه برآن،سایرقوانین راوضع می کند.
درجوامع مدنی تخطی ازقانون هزینه های سنگینی دارد وبه راحتی نمی توان آن را نقض کرد.اعتبارحقوق شهروندی به رعایت قانون وابسته است وبی توجهی به آن جامعه راازمدنی بودن خارج می کند.
وجود قوانین مردم سالارانه نیز ازالزامات تحقق جامعه مدنی است.درکشورهای دموکراتیک همه قوانین مصوب مجلس با نگاه مردم سالارانه تدوین وتصویب می شود.بنابراین،قانون گرایی محض برای زندگی مدنی کافی نیست وباید با وضع قوانین مبتنی بردموکراسی به مدنی شدن جامعه کمک کرد. کشورها موظفند همه قوانین به ویژه قوانین مربوط به حقوق شهروندی،حقوق زن وکودک،حقوق اقلیت ها و... خودرابا رعایت اصول دموکراسی تصویب نمایند.درجوامع دموکراتیک،معمولاکیفرهای خشن مثل اعدام وجودنداردیا به ندرت اتفاق می افتد،چرا که با نگاه روانشناختی وجامعه شناختی به وضع قوانین جزا می پردازند.آنها ارتکاب جرم ومجرم رامتاثرازعوامل زمینه ساز وقوع جرم وناهنجاری های اجتماعی می دانند وبه همین دلیل ،برای پیشگیری ازجرم وکاهش ناهنجاری های اجتماعی نسخه دیگری می پیچند.
ب.آزادی بیان ونشر ؛
آزادی بیان ونشرازضرورت های دموکراسی است وبدون آنها جامعه مدنی استقرارنمی یابد.باید فضایی فراهم گرددکه همه افراد جامعه جسارت ابرازنظروطرح دیدگاه های خود رابدون اینکه هراسی به دل داشته باشند،داشته باشند.
آزادی طرح نظرات ودیدگاه ها باید دررسانه های همگانی نیز فراهم شود وصاحب نظران،دگراندیشان واندیشمندان کشوربا رعایت اخلاق حسنه ونزاکت به بیان نظرات خویش بپردازند.نظارت ها وبازرسی های شدید دولت ازموانع آزادی بیان و نشر وبروزاستعداد های خلاق ودرخشان درحوزه های نظری وفکری است.
ج.تکثرگرایی؛
تکثرگرایی نشانه خوبی برای تشخیص دموکراسی است.هرچقدر،ظرفیت مردم ودولت بالاتررود،رواداری ومدارای آن ها نسبت به دگراندیشان فزونی می یابد.
درفضای کثرت گرایی ،امکان تعامل وبرخورد اندیشه ها ورشد تجربیات وآگاهی ها بیشتر می گردد.مردم،به استدلال وبرهان رو می آورند وازتعصب وخشونت فاصله می گیرند.
درجامعه تکثرگرا،زمینه های بروز خلاقیت ها،نواندیشی ها ونو آفرینی ها فراهم می گردد.دراین جامعه به دموکراسی به شدت احساس نیاز می شود،زیرا،جامعه ای که به اصول دموکراسی وحقوق شهروندی تن ندهد،نمی تواند ازتکثروتنوع فرهنگی، دینی،فکری،سیاسی واجتماعی بهره کافی ببرد.
د.آموزش حقوق شهروندی؛
آموزش حقوق شهروندی ازمقدمات تثبیت مردمسالاری است.باید نه تنها درمدارس بلکه درهمه محافل آموزشی وفرهنگی به آموزش حقوق شهروندی وپیامد های منفی ومثبت آن پراخت.دولت موظف است حداقل یک کتاب درسی را دردوره دبیرستان به آموزش مفاهیم دموکراسی ،حقوق شهروندی،اهمیت قانون اساسی،حقوق اقلیت ها ،امتیازات تعاون وهم فکری اجتماعی،آثار مثبت مدارا ومدیریت درزندگی اجتماعی و...اختصاص یابد.
جوامع مدنی به آموزش حقوق شهروندان اهتمام ویژه ای قائلند وهمین امرمیزان تنش ها وبرخوردهای اجتماعی را کاهش می دهد.بدون آموزش نمی توان درانتظارکاهش ناهنجاری های اجتماعی بود وجامعه ای آرام ومدنی وهمگرا داشت.
ه..نهاد های مدنی ؛
وجود نهاد های مدنی ازالزامات تحکیم مردمسالاری است. این نهاد ها هستند که زمینه های استقراردموکراسی وحقوق شهروندی رافراهم نمایند.دراین میان،مجلس وشوراهای شهروروستاها به عنوان نمایندگان مردم نقش زیادی درارتقای سطح مردمسا لاری درجامعه دارند .امرتقنین ازوظایف مسلم مجلس وشوراهاست.بدون قانون نمی توان جامعه ای منظم ومدنی داشت وبه تکریم مردمسالاری اهتمام ورزید.
رسانه های همگانی وانجمن های مردم نهاد نیزازنهاد های تاثیرگذاردراستقرارمردم سالاری هستند.آنها می توانند درجهت تخدیریا روشنگری جامعه ایفای نقش کنند.اما اگر ،درمیان رسانه ها وانجمن ها رقابت سالم حاکم باشد،نتیجه تعاملات آنها به مردمساری می انجامد.
تعطیل کردن مطبوعات وکانال های خصوصی ازنشانه های ضعف دموکراسی است.
و.تفکیک قوا؛
یکی ازنمود های بارز مردمسالاری وجود قوای مقننه،مجریه وقضائیه است.اما باید تمهیداتی اندیشیده شود که آنها درامورومسائل مربوط به خویش مستقل باشند.تک سالاری ازنشانه های فقدان دموکراسی است.البته،استقلال وتفکیک قوا به این معنا نیست که هیچ تعاملی بین آنها نباشد.قوای سه گانه نه تنها با یکدیگر تعامل وهمفکری وهمکاری دارند،بلکه درشرایط خاصی نقش نظارتی نیز نسبت به یکدیگر دارند.گاهی ،مجلس به استضاح رئیس جمهور ووزرا می پردازد،دولت نیز ازابزارهای دیگری برای تاثیر گذاری درمجلس وقوه قضائیه استفاده می کند.همچنین،قوه قضائیه با تمهیداتی ازاختلاس وفساد اداری مدیران جلوگیری می نماید.
ک.مشارکت عمومی ؛
مشارکت عمومی ازپایه های دموکراسی است.مردم با حضوردرانتخابات ورفراندوم نقش خودرادرانتخاب نمایندگان خویش درمجلس وشوراها ونیزاعلام نظر نسبت به قانون اساسی ومسائل حیاتی کشورایفا می نماید.
وکلای مجلس وظیفه دارند منافع عموم رارعایت کنند.باید دانست به قول امام خمینی "میزان رای ملت است" ورای ملت است که می تواند جایگاه دموکراسی رادرکشورنشان دهد.
مشارکت مردم صرفا دررای دادن نیست.بلکه بایدهرجایی که اقتضا کند،نقش خودرادرمدیریت حق مدارانه ای که دارند، ایفا نمایند.اگرنمایندگان ازوظایف نمایندگی خویش طفره روند،مردم باید با نقدها واعتراضات وحضورفعال خویش ازانحراف آنان جلوگیری نمایند.
نهاد های زمینه ساز دموکراسی؛
درکشورهای مدنی ،نهاد های زیادی وجوددارندکه به استقرارمردم سالاری وگسترش حقوق شهروندی کمک می کنند .این نهاد ها داخلی یا بین المللی هستند :
1.نهاد های داخلی:
مجلس نمایندگان،شوراهای شهروروستا،رسانه های همگانی،دادگاه قانون اساسی،انجمن های مردم نهاد،مراکز آموزشی، انتشارات ،مطبوعات،سینماها ،مخابرات و...
2.نهاد های بین المللی:
دیدبان حقوق بشر، شورای حقوق بشرسازمان ملل،کانون مدافعان حقوق بشر،عفو بین الملل، گزارشگران بدون مرز و...
دستاورد های دموکراسی؛
دستاورد های دموکراسی دریک کشوربسیارزیاد است ؛ازجمله: رشد بیداری وآگاهی های عمومی،سرعت شاخص های رشد درزمینه های اقتصادی،فرهنگی واجتماعی،ارتقا رفاه وآسایش همگانی، کاهش خشونت،افزایش جسارت ورک گویی،فزونی همدلی وهمبستگی و...
دموکراسی وضع واحدی ندارد ودارای مراتب ودرجات مختلفی است.بنابراین،دستاورد های آن نیزبستگی به میزان حاکمیت اصول وفرایند بلوغ ،رشد واستقرار آن دارد.
یکی ازمهمترین دستاوردهای مردمسالاری کاسته شدن ازمیزان حذف احزاب سیاسی وافرادی ؛چون :روشنفکر،نواندیش ، مصلح، ناقد، دلسوزو صاحب نظر کشوراست.با حذف حداقلی آنان نتایج ودستاوردهای زیادی نصیب کشور می شود ؛ازجمله اینکه:
- اعتماد عمومی بالامی رود،مردم به دولت ودولت به مردم اعتماد می کنند.با افزایش اعتماد عمومی خلاقیت عمومی جامعه اعم ازدولت ومردم افزایش می یابد وبه میزان رشد کشوردرحوزه های سیاسی، اجتماعی ،اقتصادی وفرهنگی افزوده می شود.
- با حذف حداقلی، ترس مردم ودولت ازیکدیگرکاهش می یابد، مردم ازحاکمیت نمی ترسند ودیدگاه ونظرات خویش را بدون ترس بیان می کنند،دولت نیزازمردم نمی ترسد ودرگزارش اطلاعات ومشکلات با شفافیت بیشتری عمل می کند.کاهش هراس وناامنی درجامعه به رشد ابتکار،خلاقیت ،نواندیشی واعتماد به نفس مردم منجر می شود.درچنین نظام هایی ،وقوع حوادثی ؛چون شورش ،انقلاب وترور ازبین می رود.
- با حذف حداقلی ،ازمیزان ناهنجاری های عمومی به شدت کاسته می شود وحاکمیت نیازی به مجازات های خشن وهولناک پیدا نمی کند.این درحالی است که درنظام های تک سالار ،حاکمیت با کیفرهای خشن درجامعه هراس ایجاد می کند.
- کیفرهای خلاف عمدتا به جریمه مالی تبدیل می شود.افزایش شمارزندانیان درنظام های مردم سالار ارزش منفی تلقی می شود وبه همین دلیل،درنظام های مذکورتلاش می شود اولا ازتعداد جرایم وخلاف ها کاسته شود ثانیا بسیاری ازجرایم وخلاف های سبک به جریمه مالی تبدیل شود.با این اقدام ،هم ناامنی خانواده ها کمتر می شود وهم هزینه های دولت کاهش می یابد.
- ازمیزان بی خانمانی ،دربدری وازدست دادن فرصت های رشدوسازندگی وخلاقیت کاسته می شود.اگر حذف مخالف به حد اقل خوددرمیان کشورهاکاهش یابد،مردم کمتر با معضلاتی ؛چون:حبس،برکناری ازکار،اخراج ازمحیط های آموزشی،بی حیثیتی ،ترک کشور،ازدست دادن فرصت های پیشرفت و... روبرو می شوند.
- ازمیزان بسته شدن احزاب ،انجمن ها، مطبوعات،رسانه های خصوصی وشبکه های اینترنتی کاسته می شود .این وضعیت ،سبب کاهش استرس ها،اضطراب ها ونگرانی های آنها می گردد.درکشورهای تک سالار،آرامش وآسایش احزاب واصحاب رسانه ها بسیار پایین است وبااندک تخلفی به تعطیلی محل های فعالیتشان محکوم می شوند.
-با حذف حداقلی ،زمینه های تولیدات فکری،هنری،ادبی،داستانی و...رشد فزاینده ای می یابد.نویسندگان با خیال راحت به طرح نظرات خویش می پردازند ومی دانند که جمع آوری آثار آنان ازبازاربه ندرت اتفاق می افتد وآن نیزبا رعایت قوانین کشور،نه دستور محض مقامات سیاسی،صورت می گیرد.
جایگاه اعلامیه جهانی حقوق بشر دردموکراسی:
اساس مردمسالاری رعایت " حقوق بشر" است.بدون رعایت حقوق انسان ها،دموکراسی نیزبی معنا وفاقد ارزش واهمیت خواهد بود.مهمترین منشور حقوق بشر درقرن حاضر همان اعلامیه جهانی حقوق بشراست.دراین اعلامیه ، مطالب بسیارمهمی درزمینه تعهدات ومسئولیت های ملل برای تامین حقوق شهروندان مطرح شده است .متن اعلامیه ،به دلیل اهمیتی که درحقوق شهروندی افراد واستقرار دموکراسی دارد درزیرمی آید:
اعلاميه جهانی حقوق بشر که در 10 دسامبر 1948 به تصويب رسيده ، رواق بنای حقوق بشر را تشکيل می دهد که مسئوليت ساخت آن بر عهده ی ملل متحد است.
ديباچه
از آن جا که شناسايی حيثيت و کرامت ذاتی تمام اعضای خانواده ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است ؛
از آن جا که ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه ای انجاميده که وجدان بشر را بر آشفته اند و پيدايش جهانی که در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد ، و از ترس و فقر فارغ باشند ، عالی ترين آرزوی بشر اعلام شده است ؛
از آن جا که ضروری است که از حقوق بشر با حاکميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد ؛
از آن جا که گسترش روابط دوستانه ميان ملت ها بايد تشويق شود ،
از آن جا که مردمان ملل متحد ، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و کرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلام و عزم خود را جزم کرده اند که به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند ؛
از آن جا که دولت های عضو متعهد شده اند که رعايت جهانی و مؤثر حقوق بشر و آزادی های اساسی را با همکاری سازمان ملل متحد تضمين کنند ؛
از آن جا که برداشت مشترک در مورد اين حقوق و آزادی ها برای اجرای کامل اين تعهد کمال اهميت را دارد ؛
مجمع عمومی
اين اعلاميه جهانی حقوق بشررا آرمان مشترک تمام مردمان و ملت ها اعلام می کند تا همه ی افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده ی ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و مؤثر آن ها را ، چه در ميان خود مردمان کشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين هايی که در قلمرو آن ها هستند ، تأمين کنند.
ماده ی 1
تمام افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حيثيت و کرامت و حقوق با هم برابرند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يکديگر با روحيه ای برادرانه رفتار کنند.
ماده ی 2
هر کس می تواند بی هيچ گونه تمايزی ، به ويژه از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، دين ، عقيده ی سياسی يا هر عقيده ی ديگر ، و همچنين منشاء ملی يا اجتماعی ، ثروت ، ولادت يا هر وضعيت ديگر ، از تمام حقوق و همه ی آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه بهره مند گردد.
به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد که مبتنی بر وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی باشد که شخص به آن تعلق دارد ، خواه اين کشور يا سرزمين مستقل ، تحت قيموميت يا غير خودمختار باشد ، يا حاکميت آن به شکلی محدود شده باشد.
ماده ی 3
هر فردی حق زندگی ، آزادی و امنيت شخصی دارد.
ماده ی 4
هيچ کس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت : بردگی و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ، ممنوع است.
ماده ی 5
هيچ کس نبايد شکنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی يا تحقير آميز قرار گيرد.
ماده ی 6
هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.
ماده ی 7
همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يکسان قانون برخوردار شوند . همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی که ناقض اعلاميه ی حاضر باشد ، و بر ضد هر تحريکی که برای چنين تبعيضی به عمل آيد ، از حمايت يکسان قانون بهره مند گردند.
ماده ی 8
در برابر اعمالی که به حقوق اساسی فرد تجاوز کنند ـ حقوقی که قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه ی مؤثر به دادگاه های ملی صالح را دارد.
ماده ی 9
هيچ کس را نبايد خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد کرد.
ماده ی 10
هر شخص با مساوات کامل حق دارد که دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف ، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی درباره حقوق و الزامات وی ، يا هر اتهام جزايی که به او زده شده باشد ، تصميم بگيرد.
ماده ی 11
1 .هر شخصی که به بزه کاری متهم شده باشد ، بی گناه محسوب می شود تا هنگامی که در جريان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمين های لازم برای دفاع او تأمين شده باشد ، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.
2 .هيچ کس نبايد برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن ، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی شده است ، محکوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می گرفت ، درباره ی کسی اعمال نخواهد شد.
ماده ی 12
نبايد در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامت گاه يا مکاتبات هيچ کس مداخله های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت کسی حمله شود. در برابر چنين مداخله ها و حمله هايی ، برخورداری از حمايت قانون حق هر شخصی است.
ماده ی 13
1 .هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند و اقامت گاه خود را برگزيند.
2 .هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند يا به کشور خويش بازگردد.
ماده ی 14
1 ( در برابر شکنجه ، تعقيب و آزار ، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای ديگر را دارد.
2 . در موردی که تعقيب واقعاً در اثر جرم عمومی و غير سياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف ها و اصول ملل متحد باشد ، نمی توان به اين حق استناد کرد.
ماده ی 15
1. هر فردی حق دارد که تابعيتی داشته باشد.
2 .هيچ کس را نبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد.
ماده ی 16
1 .هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محديتی از حيث نژاد ، مليت ، يا دين با همديگر زناشويی کنند و تشکيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.
2.ازدواج حتماً بايد با رضايت کامل و آزادانه ی زن و مرد صورت گيرد.
3 . خانواده رکن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.
ماده ی 17
1 .هر شخص به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالکيت دارد.
2 .هيچ کس را نبايد خودسرانه از حق مالکيت محروم کرد.
ماده ی 18
هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه ، وجدان و دين بهره مند شود : اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد ، در قالب آموزش دينی ، عبادت ها و اجرای آيين ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی ، به طور خصوصی يا عمومی است .
ما ده ی 19
هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار ، به تمام وسايل ممکن بيان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.
ماده ی 20
1 . هر شخصی حق دارد از آزادی تشکيل اجتماعات ، مجامع و انجمن های مسالمت آميز بهره مند گردد.
2.هيچ کس را نبايد به شرکت در هيچ اجتماعی مجبور کرد.
ماده ی 21
1. هر شخصی حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، مستقيماً يا به وساطت نمايندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند ، شرکت جويد.
2 . هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی کشور خود دست يابد.
3. اراده ی مردم ، اساس قدرت حکومت است : اين اراده بايد در انتخاباتی سالم ابراز شود که به طور ادواری صورت می پذيرد. انتخابات بايد عمومی ، با رعايت مساوات و با رأی مخفی يا به طريقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمين کند.
ماده ی 22
هر شخصی به عنوان عضو جامعه حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همکاری بين المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و کرامت و رشد آزادانه ی شخصيت خود را ، با توجه به تشکيلات و منابع هر کشور ، به دست آورد.
ماده ی 23
1 . هر شخصی حق دارد کار کند ، کار خود را آزادانه برگزيند ، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای کار خواستار باشد و در برابر بی کاری حمايت شود.
2 . همه حق دارند که بی هيچ تبعيضی ، در مقابل کار مساوی ، مزد مساوی بگيرند.
3. هر کسی که کار می کند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و کرامت انسانی تأمين کند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی کامل شود.
4 .هر شخصی حق دارد که برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد و يا به اتحاديه های موجود بپيوندد.
ماده ی 24
هر شخصی حق استراحت ، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات کار و مرخصی ها و تعطيلات ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.
ماده ی 25
1 . هر شخصی حق دارد که از سطح زندگی مناسب برای تأمين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش ، به ويژه از حيث خوراک ، پوشاک ، مسکن ، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود ؛ همچنين حق دارد که در مواقع بی کاری ، بيماری ، نقض عضو ، بيوگی ، پيری يا در تمام موارد ديگری که به عللی مستقل از اراده ی خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد ، از تأمين اجتماعی بهره مند گردد.
2. مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه ی کودکان ، اعم از آن که در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند ، حق دارند که از حمايت اجتماعی يکسان بهره مند گردند.
ماده ی 26
1 .هر شخصی حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش ، و دست کم آموزش ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است . آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی کامل برای همه امکان پذير باشد تا هر کس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.
2. هدف آموزش و پرورش بايد شکوفايی همه جانبه ی شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم ، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت ها و تمام گروه های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.
3 . پدر و مادر در انتخاب نوع آمزش و پرورش برای فرزندان خود ، بر ديگران حق تقدم دارند.
ماده ی 27
1 . هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع سهيم و شريک گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.
2 .هر کس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی ، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.
ماده ی 28
هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه ی اجتماعی و بين المللی باشد که حقوق و آزادی های ذکر شده در اين اعلاميه را به تمامی تأمين و عملی سازد.
ماده ی 29
1. هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی بر عهده دارد که رشد آزادانه و همه جانبه ی او را ممکن می سازد.
2 . هر کس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی های خود فقط تابع محدوديت هايی قانونی است که صرفاً برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه ی اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموکراتيک وضع شده اند.
3 .اين حقوق و آزادی ها در هيچ موردی نبايد برخلاف هدف ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.
ماده ی 30
هيچ يک از مقررات اعلاميه ی حاضر نبايد چنان تفسير شود که برای هيچ دولت ، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد که به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.
فضیلت های مردم سالاری ؛
حاکمیت نظام مردم سالار فصیلت های زیادی دارد.درجامعه مردم سالار احکام ومقررات مدینه فاضله حاکم است.دراین جامعه مردم درسختی ها وآسانی ها درکنار هم هستند وبا مهر،دوستی، انسانیت،عشق، قانونمندی،همگرایی،همبستگی،همکاری درامور خیر، مدارا ومشارکت زندگی می کنند.
درجامعه مردم سالار،زن ومرد،پیروجوان ،ضعیف وقوی ورئیس ومرئوس درکنار هم هستند وراه های زیادی برای مراقبت ازحقوق شهروندی خویش دارند.
چشم انداز دموکراسی؛
چشم انداز مردم سالاری تحقق ارزش های آن است.دموکراسی به مثابه ارزش بستگی به نوع نظام حاکم برکشورها دارد.کشورهایی که دارای ارزشهای سوسیالیستی هستند،قبله گاه آنها همان ارزشهای حاکم برآنهاست.درنظام های لیبرال ،ارزشهای حاکم برآنها عمدتا برآزادی های اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی متمرکزاست،این درحالی است که درنظام های دینی ،قبله گاه آنها ارزش های دینی حاکم برآنهاست.بنابراین دموکراسی موجود درعالم چند قبله است ونمی توان قبله واحدی رابرای آنها درنظرگرفت.ارزشهای فرهنگی،اعتقادی،اجتماعی وسیاسی کشورها متفاوت است ونمی توان درک واحدی ازدموکراسی داشت.
اما دردموکراسی به عنوان روش قبله گاه مشخصی وجود ندارد.دراین نوع دموکراسی تلاش براین است که با ابداع شیوه هایی زندگی مردم وحاکمیت با قانون وحقوق شهروندی عجین شود ومردم با خیال آسوده وتکیه به دولت منتخب به زندگی خویش ادامه دهند.
دین ودموکراسی؛
دین نقش هدایتی دارد. خداوند پیامبران را با هدف اصلاح جامعه وازبین بردن مفاسد ورذائل اجتماعی مبعوث می کند.بنابراین،دین ازایمان وعقیده پاک انسان ها مراقبت می کند وآنان را به انجام نیکی ها امر،وازارتکاب گناهان وبدکاری ها منع می کند.
حال،سوال این است آیا میان دین ودموکراسی نسبتی وجوددارد یانه؟
به نظرمی رسد دین دموکراسی نیست اما درآن تاثیرقابل توجهی داردچرا که مخالف طغیان وستمگری است وبه شدت ازرفتارپادشاهان انتقاد می کند.
دین اسلام،مردم را ازارتکاب اموری چون:حسد،بدگویی،دروغ،فریب،ریاکاری،تهمت،تجاوزبه حقوق ،دزدی ،زنا،محاربه،فساد ،اذیت واضرار به غیر و... منع می کند وآنان را به انجام اموری چون:خیررسانی،همکاری،انفاق،کمک به دیگری، گذشت،دستگیری ارمستمندان ،دفاع ازحیثیت وآبرو،جهاد،عبادات،خوش خلقی،قول حسن،مدارا و...فرمان می دهد.
یکی ازمهمترین اهداف دموکراسی حقیقی توجه به مسائل فوق است.دین مدیریت روش ها را به عهده مردم گذاشته است.درعین حال،اجازه نداده است که به خاطرهدف ،وسیله را توجیه نماید.اگر هدف مشروع است،وسیله رسیدن به آن نیز باید مشروع باشد.
بنابراین،به نظر می رسد می توان با درنظرگرفتن ارزشها وغایات دین جامعه ای سالم ومردم سالارداشت.اما باید توجه داشت که دین دموکراتیک وغیردموکراتیک وجود ندارد.درجامعه مردم سالارمی توان ازپیام های نجات بخش دین برای تکریم انسانی ،رعایت حقوق اووساخت جامعه ای سالم ومطلوب بهره فراوانی برد.
دراین میان،بد نیست اشاره ای به فرمان امام علی (ع) مالک اشتر،فرماندارمصر کرد که ازنمونه های ارزنده ای دررعایت حقوق اصناف مختلف مردم وچگونگی رفتارمالک با شهروندان مصراست.
موانع دموکراسی؛
با وجود توفیقات و دستاوردهای تحسین برانگیزکشورهادرزمینه استقرار دموکراسی که با پشتیبانی نهاد های داخلی و بین المللی متعددازحاکمیت مردم سالاری وحقوق شهروندی حاصل گردیده،همچنان موانع وخط قرمز های دموکراسی فراوان است.درزیربه موارد عمده آن اشاره می شود:
تک سالاری،استبداد ،عدم رشد وتوسعه یافتگی درزمینه های آموزشی،حقوق مدنی،انتشاراتی،رفاهی،رسانه های همگانی، شبکه های وب،جهانگردی، نابرابری های اجتماعی به ویژه درزمینه زنان واقلیت ها،فقدان آزادی های بیان ونشر،نبود انتخابات،مجلس نمایندگان،شورا ها وقانون اساسی مردم سالار و...
رنگ دموکراسی؛
دموکراسی یک شی مادی نیست که رنگ داشته باشد اما می دانیم که درمیان همه ملل جهان نمادها ونشانه هایی وجود دارند که برای تسهیل ودرک آسان مفاهیم ازآن ها استفاده می شود.مثلا پرچم کشورها ورنگ ها وعلائم آنها نگرش نگاه ودیدگاه مردم ودولت ها نسبت به آنها رانشان می دهد،به طوریکه رنگ سبزدرمیان مردم جهان به عنوان سمبل آشتی وآرامش وآزادی پذیرفته شده است.گروه های سبز،خودراطرفدارمحیط زیست وحقوق حیوانات رانشان می دهند،رنگ سفید علامت همزیستی وآشتی وروشنی است.رنگ قرمزنشانه احساس،هوس،حرکت،خون ومنع است ودرسامانه ترافیک به معنای ایست تلقی می شود،رنگ زرد نشانه احتیاط ورنگ سبزعلامت آزادی است.درروابط اجتماعی وزندگی خصوصی نیزازرنگ ها با توجه به فرهنگ ها وآداب ورسوم واعتقادات استفاده می کنند.مثلادرنزد ایرانیان رنگ سیاه علامت سوگواری است.این درحالی است که درنزد برخی دیگرازملل عالم رنگ سفید نشانه عزاداری است.
به هرحال،به نظر می رسد با توجه به نگاه ویژه ملل دنیا به رنگ سبز وسفید می توان ازاین رنگ ها به عنوان همزیستی ،مسالمت،مردم سالاری،آزادی و...بهره جست.
ترازوی دموکراسی؛
معیاردموکراسی رضایتمندی مردم ازحاکمیت است.اگر حاکمیت طوری عمل نماید که بیشتر مردم ازرفتار مدنی دولت احساس رضایت کنند،ترازوی دموکراسی به نفع مردم سنگینی خواهد کرد.درواقع،درنظام های دموکراتیک باید تمهیداتی اندیشیده شود که کفه ترازوی مردم ونمایندگان آنان دربرابرحاکمیت سنگینی کند.
دراین میان،باید توجه داشت که رضایت مندی افراد ضعیف جامعه به لحاظ جسمی،مادی،سنی،عدی،اعتقادی و...نیز اهمیت داردوباید دولت به تامین حقوق آنان اهتمام ورزد.بنابراین، رضایتمندی زنان،فقرا،کودکان واقلیت های قومی،زبانی ومذهبی ازرفتارمدنی دولت ها ،معیارخوبی برای تشخیص مردم سالاری است.
آفت های دموکراسی؛
برخی از نظام های دموکراتیک دچارآلودگی می شوند وطهارت آنها به شستن آلودگی های آنها بستگی دارد.آنها نیازمند ازاله انواع آلایش ها،ظاهرسازی ها،فریب ها وترفندها ازدامن خویش هستند.دراین نظام ها،مظاهر مردم سالاری ازجمله: قانون اساسی، جمهوریت ،تکثررسانه ای،انتخابات،شوراها و...وجود دارد.اما حاکمان باتوسل به بازی های سیاسی ،پول،تهدید ،فریب وتقلب درراس هرم قدرت قرار می گیرند وممکن است سال ها با ظاهرمردم سالارانه برمردم حکومت کنند.
نظام های مردم سالار باید تلاش کنند که با رعایت دقیق اصول دموکراسی گرفتارآفت زدگی نشوند.انحراف ازاصول دموکراسی به بهانه های مختلف ازجمله غفلت آنها ازرعایت حقوق اقلیت ها،نمایندگان ملت،اندیشمندان ومنتقدان ،تشدید بازرسی ها وافزایش موارد خط قرمز و...به وجود می آید.
مرگ دموکراسی؛
مرگ دموکراسی با استبداد وتکسالاری آغاز می شود.هرگاه ،مشارکت مدنی مردم ازطریق انتخابات ومراجعه به آراء عمومی قطع گردد،روزنامه ها ورسانه های همگانی آزداد بسته شود،روشنفکران درکشورخود آزادی بیان نداشته باشند،هنرمندان و نویسندگان نتوانند به انتشار آثار خود بپردازند،مردم درزندگی خود احساس سعادت ورضایت مندی نکنند و.. مرگ دموکراسی به وقوع می پیوندد.
با مرگ دموکراسی کشوربا آشوب ها ورنج های فراوانی مواجه می شود.مردم به ترک کشور رومی آورند وبه مصادق آیه شریفه"یخرجون من دین الله افواجا" بی اعتقادی ،هرج ومرج ،مشکلات سیاسی،اجتماعی،فرهنگی ، اقتصادی و...کشوررا فرامی گیرد.علی حکیم پور
ساختن جامعه ای پاک،نو اندیش،مهرورز و امیدوار وظیفه ای همگانی است. امید است مطالب این وبلاگ که عمدتا درحوزه های فکری ونظری است برای همه دوستداران حکمت ،اخلاق و معرفت مفید افتد.