4.  امور خصوصى افراد:

الف . مخفى بودن زندگى خصوصى:

اصل 20. (اصلاح‏شده به موجب ماده 5 مصوبه شماره 9074 مورخ 1002 مجلس)همه افراد از حق زندگى خصوصى و خانوادگى برخوردارند. تعرض به امور شخصى وخانوادگى افراد مجاز نيست. بدون حكم قاضى به دليل يا دلايل: امنيت ملى، نظم‏عمومى، جلوگيرى از ارتكاب جرم، حمايت از بهداشت و اخلاق عمومى و يا حمايت ازحقوق و آزاديهاى ديگران; نيز بدون دستور مرجع صلاحيتدار قانونى، به دليل يا دلايل‏مذكور، در حالاتى كه، تأخيرشان مشكل مى‏آفريند; نمى‏توان بدن، اوراق شخصى واشياء افراد را بازرسى يا آنها را مصادره كرد.

تصميم مرجع صالح ظرف 42 ساعت براى تأييد قاضى مربوط تقديم مى‏شود.قاضى، ظرف 84 ساعت از تاريخ مصادره نظر خودرا اعلام مى‏كند. در غير اين صورت،مصادره خودبه‏خود لغو مى‏شود.

 ب . مصونيت اقامتگاه:

اصل 21. (اصلاح‏شده به موجب ماده 6 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) اقامتگاه افراد از تعرض مصون است. بدون حكم قاضى به دليل يا دلايل: امنيت‏ملى، نظم عمومى، جلوگيرى از ارتكاب جرم، حمايت از سلامت و اخلاق عمومى ياحمايت ازحقوق و آزاديهاى ديگران; نيز، بدون‏دستور مرجع صلاحيتدارقانونى، به دليل‏يا دلايل مذكور، درحالاتى‏كه تأخيرشان مشكل مى‏آفريند نمى‏توان وارد منزل كسى شد،آن‏را بازرسى كرد و اشياء مذكور در آن را مصادره كرد. تصميم مرجع صلاحيتدار ظرف‏24 ساعت براى تأييد قاضى مربوط تقديم مى‏شود. قاضى ظرف 48 ساعت از تاريخ‏مصادره نظر خود را اعلام مى‏كند. در غير اين صورت، مصادره خودبه‏خود لغو مى‏شود.

 ج . آزادى مخابره )و مكاتبه(:

اصل 22. (اصلاح‏شده به موجب ماده 7 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) همه افراد از حق مخابره برخوردارند. محرمانه بودن مخابره اساس است. بدون‏حكم قاضى به دليل يا دلايل: امنيت ملى، نظم عمومى، جلوگيرى از ارتكاب جرم،حمايت از سلامت و اخلاق عمومى يا حمايت از حقوق و آزاديهاى ديگران; نيز، بدون‏دستور مرجع صلاحيتدار قانونى، به دليل يا دلايل مذكور، در حالاتى كه، تأخيرشان‏مشكل مى‏آفريند، نمى‏توان مخابره را منع كرد يا به محرمانه بودن آن تعرض كرد. تصميم‏مرجع صلاحيتدار ظرف 24 ساعت براى تأييد قاضى مربوط تقديم مى‏شود. قاضى‏ظرف 48 ساعت نظر خود را اعلام مى‏كند. در غير اين صورت، تصميم مرجع مذكورخودبه‏خود لغو مى‏شود.

 5.  سكونت و سياحت آزادانه:

اصل 23 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 8 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) همه افراد از آزادى سكونت و سياحت برخوردارند. آزادى سكونت با اهدافى‏چون: جلوگيرى از ارتكاب جرم، تأمين رشد اجتماعى و اقتصادى، متحقق ساختن‏زندگى شهرى توأم با نظم و بهداشت، حفظ اموال عمومى و آزادى سياحت با هدف‏بازپرسى و محاكمه و جلوگيرى از ارتكاب جرم مطابق قانون محدود مى‏شود. آزادى‏خروج ازكشور اتباع تركيه به‏دليل: انجام‏خدمت‏وظيفه و يا بازپرسى‏ومحاكمه قابل تحديداست. اخراج اتباع تركيه ممكن نيست و نمى‏توان آنان را از ورود به كشور محروم كرد.

 1.  آزادى دين و وجدان:

اصل 24. هركس حق برخوردارى از آزادى ايمان، وجدان و عقيده را دارد. مراسم دينى‏به شرط عدم مغايرت با احكام اصل 14 ق.ا.ت آزادند.

هيچ كس را نمى‏توان به شركت در مراسم دينى يا ابراز باور دينى و عقايدش مجبوركرد. هيچ كس به خاطر باورهاى دينى و اعتقاداتش مورد سرزنش يا اتهام قرار نمى‏گيرد.

فعاليت‏هاى آموزشى و تربيتى مربوط به اخلاق و دين تحت نظر دولت انجام‏مى‏گيرد. تعليمات دينى و اخلاقى اجبارى صرفاً در مقاطع ابتدايى و متوسطه داده‏مى‏شود. آموزش‏هاى دينى خارج از آن به خواست شخصى افراد و درمورد كودكان به‏خواست نمايندگان قانونى آنان بستگى دارد.

هيچ‏كس نمى‏تواند نظام اساسى حكومت را در امور سياسى، اقتصادى، اجتماعى‏ولو جزئاً به قواعد و مقررات دينى مبتنى سازد يا با هدف نفع سياسى يا فردى و يا نفوذ،دين يا احساسات دينى و يا چيزهايى كه از نظر دين مقدس هستند استثمار نمايد يا به‏صورت بد مورد بهره‏بردارى قرار دهد. (اصل 24 ق.ا.ت(

2.  آزادى فكر و اعتقاد:

اصل 25. هركس در داشتن انديشه و اعتقاد آزاد است. هيچ كس را به هر دليل يا هدف‏باشد نمى‏توان مجبور به ابراز فكر و عقيده كرد. هيچ كس به خاطر داشتن عقيده وانديشه مورد سرزنش قرار نمى‏گيرد.

 8.آزادى بيان و نشر انديشه:

اصل 26. (اصلاح‏شده به موجب ماده 9 مصوبه شماره 9074 مورخ 1002/01/3مجلس) هر كس آزاد است عقيده و فكر خود را به صورت شفاهى، كتبى يا نقاشى و يا ازطرق ديگر به تنهايى يا جمعى بيان يا منتشر كند. اين آزادى شامل تبادل خبر و فكر آزاد وبدون مداخله مقامات رسمى خواهد بود. حكم اين اصل مانع از اخذ اجازه راديو،تلويزيون، سينما و نظاير آنها براى انتشارات خود از مقامات نخواهد بود.

اعمال اين آزاديها با اهداف: حفظ امنيت ملى، نظم عمومى، امنيت عمومى،ويژگيهاى اساسى جمهورى و تماميت جدايى‏ناپذير دولت با كشور و ملت، پيشگيرى ازجرايم، مجازات مجرمان، عدم افشاى اسرار دولتى، حفظ اسرار مربوط به شهرت،حقوق شخصى، زندگى خانوادگى و مشاغل پيش‏بينى‏شده در قانون قابل تحديد است.

شكل، شرط و نحوه اجراى آزادى بيان و انتشار انديشه به موجب قانون معين‏مى‏شود.

 9.آزادى آموزش و يادگيرى علم و هنر:

اصل 27 .هر كس حق داردعلم يا هنرى را به طور آزاد فراگيرد يا به ديگرى ياد دهد ياابراز و انتشار نمايد و در اين موارد هرگونه تحقيق را انجام دهد.

حق انتشار بايد منطبق با اصول 31 ق.ا.ت باشد. حكم اين اصل مغاير با ترتيبات‏مربوط به ورود و توزيع انتشارات خارجى در كشور نمى‏باشد.

 10 .احكام مربوط به مطبوعات و انتشارات:

الف.  آزادى مطبوعات:

اصل 28 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 10 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) مطبوعات آزادند و سانسور آنها ممكن نيست. تأسيس مؤسسه انتشاراتى منوطبه اخذ اجازه و ضمانت مالى نمى‏باشد.

 ب  حق انتشار نشريات ادوارى و غيرادوارى:

اصل 29 .انتشار نشريات ادوارى يا غيرادوارى مشروط به اخذ اجازه قبلى و ضمانت‏مالى نمى‏باشد. براى ايجاد نشريه ادوارى، دادن اطلاع و موارد مذكور در قانون به مراجع‏ذيصلاح قانونى كفايت مى‏كند. چنانچه اطلاعات و مدارك داده شده مغاير با قانون‏باشد، مراجع مذكور جهت توقف انتشار آن به دادگاه صالحه مراجعه مى‏نمايند. مقررات‏مربوط به انتشار نشريات ادوارى (شرايط انتشار و شغل خبرنگارى) از طريق قانون‏عادى مشخص خواهد شد.

قانون براى نشر آزادانه خبر، فكر و عقيده، شرايط فنى، مالى، سياسى و اقتصادى‏اجبارى و جلوگيرى‏كننده (از انتشار) وضع نمى‏كند.

نشريات ادوارى از امكانات دولت، شخصيت حقوقى عمومى و مؤسسات تابعه به‏آنها به طور مساوى بهره‏مند مى‏شوند.

 ج  حمايت از وسايل مراكز مطبوعاتى:

اصل 30.(اصلاح شد در :7/5/2004-4-5170)مراکز نشر ، متعلقات و وسایل نقلیه آنها که مطابق قانون برای انجام نشر تاسیس شده باشند،به استناد آلت جرم ضبط و مصادره یا ازانجام کار منع نمی شوند.

 د  حق بهره‏مندى شخصيت‏هاى حقوقى عمومى از رسانه‏هاى خبررسانى‏همگانى در كنار نشريات ويژه خود:

اصل 31. (صلاح‏شده به موجب ماده 11 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) اشخاص و احزاب سياسى، جز نشريات شخصيت‏هاى حقوقى عمومى حق‏استفاده از انتشارات و رسانه‏هاى همگانى را دارند. شرايط و مقررات استفاده ازرسانه‏هاى مذكور از طريق قانون معين خواهد شد.

جز به دليل حفظ قانون، امنيت ملى، نظم عمومى و اخلاق و سلامت عمومى،نمى‏توان قيود مانعه‏اى را براى جلوگيرى از: برخوردارى مردم از اينگونه رسانه‏ها،دريافت افكار و انديشه‏ها و تشكل آزادانه آراء عمومى وضع كرد.

 ى  حق تصحيح و پاسخگويى‏

اصل 23. مطبوعات در موارد ذيل از حق تصحيح )مطلب چاپ شده( و پاسخ‏گويى‏برخوردارند:

1.چنانچه به حيثيت و آبروى شخصى تعرض كرده باشند.

2.چنانچه مطالبى را مغاير با واقعيت مربوط به خودشان منتشر كرده باشند.

چگونگى تصحيح و پاسخگويى از طريق قانون عادى مشخص خواهد شد.

چنانچه نشريه‏اى نسبت به تصحيح و پاسخگويى اقدام نكند، دادگاه ظرف 7 روز ازتاريخ مراجعه افراد ذينفع در مورد انتشار يا عدم انتشار نشريه مذكور تصميم مقتضى‏خواهد گرفت.

 11  .حق اجتماع و آزاديها:

الف  آزادى تأسيس انجمن:

اصل 33 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 21 مصوبه شماره 4709 مورخ 2001/10/3مجلس) هر كس حق دارد بدون نياز به اخذ اجازه از مراجع ذيصلاح، اقدام به تأسيس‏انجمن كند يا در انجمن‏هاى مذكور عضو شود يا از عضويت آنها خارج شود.

هيچكس براى عضويت در انجمنى و يا باقى ماندن در عضويت آن اجبار نمى‏شود.

آزادى تأسيس انجمن به دلايل: امنيت ملى، نظم عمومى، پيشگيرى از ارتكاب جرم‏و حمايت از سلامت و اخلاق عمومى و آزاديهاى ديگران، مطابق قانون، قابل تحديداست. چگونگى و شرايط تأسيس آزادانه انجمن‏ها براساس قانون معين خواهد شد.

انجمن‏ها در موارد ذكرشده در قانون با حكم دادگاه تعطيل مى‏شوند. مراجع ذيصلاح‏نيز مى‏توانند در موارد مقتضى: امنيت ملى، نظم عمومى، جلوگيرى از ادامه جرم وحمايت از سلامت و اخلاق عمومى و آزاديهاى ديگران، نسبت به توقف فعاليت‏هاى‏انجمن‏ها اقدام كنند مشروط بر اينكه ظرف 24 ساعت دادگاه را از اقدام خود مطلع‏سازند و دادگاه نيز ظرف 84 ساعت نظر خود را در اين خصوص اعلام مى‏كند. در غيراين صورت تصميم مراجع مذكور از درجه اعتبار ساقط خواهد شد. احكام اين اصل درمورد بنيادها نيز جارى است.

 ب  .حق برگزارى اجتماع و راهپيمايى:

اصل 34 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 13 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) هركس حق دارد بدون نياز به اخذ اجازه از مقامات دولتى، اجتماعى را ترتيب‏دهد يا راهپيمايى برگزار نمايد مشروط بر اينكه اينگونه اجتماعات و راهپيماييها بدون‏حمل سلاح و صلح‏آميز باشد.

حق اجتماع و راهپيمايى، مطابق قانون با هدف: حفظ امنيت ملى، نظم عمومى،جلوگيرى از ارتكاب جرم، حمايت از سلامت و اخلاق عمومى و يا حقوق و آزاديهاى‏ديگران قابل تحديد است.

شرايط و چگونگى اجراى حق‏برگزارى اجتماعات‏وراهپيماييها را قانون‏معين مى‏كند.

 12. حق مالكيت:

اصل 35. هر كس داراى حق مالكيت و ارث مى‏باشد. اين حقوق با هدف منافع عمومى‏محدود مى‏شوند. اعمال حق‏مالكيت نمى‏تواند مغاير با منافع جامعه باشد.

31 احكام مربوط به صيانت از حقوق:

الف . حق ادعا و دفاع:

اصل 36.(اصلاح‏شده به موجب ماده 14 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) همه افراد با توسل به راههاى مشروع، در مقابل مراجع قضايى از حق دادرسى‏عادلانه، به عنوان مدعى يا مدعى‏عليه و به صورت ادعا يا دفاع برخوردارند. هيچ‏محكمه‏اى نمى‏تواند از رسيدگى به دعاوى كه در صلاحيت آن باشد امتناع كند.

 ب . اعتبار حكم دادگاه:

اصل 37. هيچ كس را نمى‏توان به غير از محكمه‏اى كه قانوناً تابع آن بوده، در مرجع‏ديگرى نيز محاكمه كرد.)

 ج . مبانى اتهامات و كيفرها:

اصل 38 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 14 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) هيچ‏كس را نمى‏توان مجازات كرد مگر اينكه به موجب قانون معتبر عمل وى‏مجرمانه تلقى گردد. مجازات افراد نبايد بيشتر از ميزان مقرر در قانون باشد. حكم فوق‏در مورد نتايج محكوميت‏هاى جزائى مشمول مرور زمان نيز صادق است.

مجازات و اقدمات تأمينى جايگزين شده به جاى مجازات فقط به موجب قانون‏وضع مى‏شود. اشخاص تا زمان عدم ثبوت اتهامشان، مجرم شناخته نمى‏شوند.

هيچ‏كس را نمى‏توان مجبور كرد كه اظهاراتى را كه از نظر قانون مجرمانه است يا دليل‏بر جرم بودن مى‏باشد عليه خود يا اقربايش بيان كند.

ادله به دست آمده كه مغاير با قانون باشد، دليل محسوب نمى‏شود. مسئوليت جزايى‏شخصى است. هيچ‏كس صرفاً به خاطر عدم ايفاى تعهد ناشى از قرارداد از آزادى‏محروم نمى‏شود. (ملغی  شد در:7/5/2004-5/4709)

 (اصلاح شد در:7/5/2004-5/5170) مجازات اعدام و مصادره عمومی داده نمی شود.

 اداره، براى محدود ساختن آزادى فرد نيروى اجرايى به كار نمى‏بندد. قانون‏مى‏تواند، نسبت به حكم مذكور در مورد انتظامات داخلى نيروى مسلح مستثنياتى راوضع كند.

 (اصلاح شد در:7/5/2004-5/5170)اتباع ترکیه جز در مورد تعهدات الزامی دیوان کیفری بین الملللی به سبب ارتکاب جرم به کشور بیگانه تسلیم نمی شوند.

 14. حق اثبات:

اصل 39. چنانچه كسى در مقابل مأمورين دولتى كه در مقام وظيفه مى‏باشند ايستادگى‏نمايد و مأمور به اعتبار اين اقدام عليه وى دعوى حقارت )توهين( در محكمه اقامه‏نمايد، متهم حق دارد از وى بخواهد كه اسناد و انتساب خود را اثبات نمايد.

 15. حمايت از آزاديها و حقوق اساسى:

اصل 40 .هركس براى احقاق حقوق و آزاديهاى خويش )مندرج در قانون اساسى( حق‏دارد قبل از مرور زمان قانونى به مقام صلاحيتدار مراجعه نمايد.

خسارت وارده به افراد توسط مأمورين دولت، ازسوى دولت جبران مى‏شود.

حق دولت در مورد رجوع به مأمور مسئول خسارت وارده محفوظ است.

 بخش سوم: حقوق و وظايف اجتماعى و اقتصادى‏

 1.  حمايت از خانواده:

اصل 41 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 17 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) خانواده اساس جامعه ترك و به برابرى ميان زوجين مبتنى است. دولت براى‏آرامش و رفاه خانواده به ويژه مادران و كودكان و اجراى برنامه‏هاى آموزشى تدابير لازمه‏را اتخاذ مى‏كند و در اين خصوص تشكيلاتى را ايجاد مى‏كند.

 2.  تحصيل:

اصل 42 .هيچ‏كس را نبايد از آموزش و پرورش محروم كرد. تعليم و تربيت در راستاى‏انقلاب و اصول آتاترك و منطبق با علم و پرورش روز )معاصر( تحت نظر دولت انجام‏مى‏گيرد. ايجاد مدارس مغاير با اصول فوق ممكن نيست.

آزادى تعليم و تربيت، دين پايبندى به قانون اساسى را از بين نمى‏برد.

آموزش ابتدايى براى همه اتباع ترك اعم از دختر و پسر اجبارى و مجانى است.

ايجاد مدارس ابتدايى و متوسطه خصوصى كه هم‏سطح با مدارس دولتى باشد ازطريق قانون معين مى‏شود.

(اضافه شد در:23/2/2008-2/5735)هیچ کس به هر دلیل غیرمکتوب صریح در قانون از حق تحصیل در مقاطع عالی محروم نمی شود.حدود اجرایی این حق از طریق قانون معین می شود.

دولت براى ادامه تحصيل افراد مستعد فاقد امكانات مادى‏بورس و ساير كمك‏هاى لازم را تدارك مى‏بيند. دولت براى افرادى كه به‏تحصيلات‏خصوصى نيازمندند، تدابير لازم را در جهت منافع عمومى اتخاذ مى‏كند. در مؤسسات‏خصوصى صرفاً فعاليت‏هاى مربوط به تربيت، آموزش و تحقيق و بررسى انجام مى‏شود.از اين نوع فعاليت‏ها به هر صورت كه باشد جلوگيرى به‏عمل نمى‏آيد. در مؤسسات‏آموزشى به اتباع ترك زبانى جز زبان تركى به عنوان زبان مادرى آموزش داده نمى‏شود.آموزش زبانهاى خارجى در مؤسسات آموزشى به‏وسيله قانون معين مى‏شود. احكام‏مربوط به موافقت‏نامه‏هاى بين‏المللى به قوت خود باقى است.

3.   منافع عمومى (دولتى)

الف  بهره‏بردارى از سواحل درياها:

اصل 43 .سواحل تحت حكم و تصرف دولت مى‏باشند.

استفاده‏ازحريم‏درياها، درياچه‏ها و رودخانه‏ها منوط به‏رعايت منافع‏عمومى (دولتى)است. شرايط بهره‏مندى‏از سواحل درياها و حريم‏هاى آنها از طريق قانون معين مى‏شود.

 ب . مالكيت زمين:

اصل 44 .دولت براى بالا بردن بهره‏دهى زمينها، جلوگيرى از فرسايش خاك و تأمين‏زمين براى كشاورزان فاقد زمين يا كم‏زمين تدابير لازم را اتخاذ مى‏نمايد. قانون،چگونگى يكسان‏سازى اراضى را معين مى‏كند. اعطاى زمين به كشاورزان نبايد منجر به‏كوچك شدن مزارع و جنگلها و كاهش محصولات و... گردد. زمينهاى توزيع شده (باهدف بالا) مجدداً تقسيم نمى‏شوند و جز در مورد ارث به ديگران منتقل نمى‏شوند، امازمينهاى توزيع شده از طريق وراث كشاورزان قابل بهره‏بردارى است و دولت مى‏تواندزمينهايى را كه برخلاف اهداف بالا كشت شده باشند، مجدداً مسترد نمايد.

 ج . حمايت از كشاورزان و دامداران:

اصل 45 .دولت از تخريب و استفاده بيش از حد از اراضى كشاورزى و مراتع وعلفزارها جلوگيرى مى‏نمايد و امكانات و ابزارهاى افزايش محصولات كشاورزى وحيوانى را فراهم و تسهيل مى‏سازد. همچنين براى تعيين ارزش واقعى محصولات‏مذكور تدابير لازم را اتخاذ مى‏نمايد.

  د . عمومى‏سازى:

اصل 46 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 18 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) دولت و شخصيت‏هاى حقوقى عمومى مى‏توانند به‏اقتضاى منافع عمومى و به‏شرط پرداخت نقدى ما به‏ازاء، تمام يا بخشى از اموال غيرمنقول خصوصى را مطابق‏قانون، دولتى ساخته و در آنها امكانات ادارى ايجاد كنند.

هزينه دولتى‏سازى و مابه‏ازاء افزايش مربوط به حكم قطعى به طور نقد پرداخت‏مى‏شود. اما نحوه پرداخت هزينه اجراى اصلاحات كشاورزى، طرحهاى بزرگ نيرو،آبرسانى و اسكان، ايجاد جنگهاى جديد، حفظ سواحل درياها و زمينهايى كه با هدف‏توريسم دولتى مى‏شوند، مطابق قانون معين مى‏شود. چنانچه قانون پرداخت غيرنقدى راپيش‏بينى كرده باشد، مدت آن نمى‏تواند بيشتر از پنج سال باشد; در اين صورت، اقساطبه طور مساوى پرداخت مى‏شود.

ما به‏ازاء دولتى‏كردن زمينهاى متعلق به كشاورزان كوچك، در هر صورت به طور نقدپرداخت مى‏شود.

در مورد تقسيطهاى مذكور در بند دوم و مابه‏ازاهاى پرداخت نشده دولتى‏سازى، به‏هر دليل، براى مطالبات دولتى بالاترين حد بهره )سود بانكى( اعمال مى‏شود.

 ى . دولتى‏سازى:

اصل 47. بخشهاى خصوصى كه فعاليت‏هاى آنها ويژگى‏هاى خدمات عمومى را دارامى‏باشند، در صورت اقتضاى منافع عمومى، دولتى مى‏شوند.

دولتى‏سازى به شرط پرداخت مابه‏ازاء انجام مى‏گيرد. نحوه محاسبه از طريق قانون‏معين مى‏شود.

 4.    آزادى فعاليت و انعقاد قرارداد:

اصل 48 .هر كس آزاد است كه در زمينه مورد علاقه‏اش فعاليت نمايد و قرارداد لازمه رامنعقد سازد. ايجاد مؤسسات خصوصى آزاد است. دولت در مورد فعاليت‏هاى‏مؤسسات خصوصى كه متناسب با مقتضيات اقتصاد ملى و اهداف اجتماعى و متضمن‏امنيت و ثبات باشد، تدابير لازم را اتخاذ مى‏نمايد.

 5. احكام مربوط به كار و فعاليت:

الف  حق كار:

اصل 49. .اصلاح‏شده به موجب ماده 19 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس( كار هم حق و هم تكليف هر شخص است. دولت موظف است براى ارتقاءسطح زندگى كارگران، توسعه زندگى شغلى، حمايت از افراد شاغل و بيكار، پشتيبانى ازكار و فعاليت، ايجاد شرايط مساعد براى از بين رفتن بيكارى و برقرارى آشتى شغلى‏تدابير لازم را اتخاذ كند.

 ب  شرايط كار و حق استراحت:

اصل 50 .هيچ‏كس را نمى‏توان در كارى كه متناسب با سن، جنسيت و توان وى نباشد،به‏كار گرفت.

كودكان، زنان و معلولان بدنى و ذهنى از لحاظ شرايط كار از حمايت ويژه‏اى‏برخوردارند. استراحت حق كارگران است.

تعطيلات هفتگى و اعياد و مرخصى ساليانه )توأم با حقوق( كارگران توسط قانون‏معين مى‏شود.

 ج  حق تأسيس سنديكا:

اصل 51 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 20 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) كارگران و كارفرمايان حق دارند به منظور توسعه و حفظ منافع و حقوق اقتصادى‏و اجتماعى خودشان، بدون نياز به اخذ مجوز، سنديكاها و مؤسسات مافوق را ايجادكنند يا آزادانه در آنها عضو شوند و يا آزادانه از آنها كناره‏گيرى كنند. هيچ‏كس را نمى‏توان‏به عضويت در سنديكايى يا كناره‏گيرى از آن مجبور كرد.

حق ايجاد سنديكا، تنها براساس قانون و به دلايل: امنيت ملى، نظم عمومى،جلوگيرى از ارتكاب جرم، حمايت از سلامتى و اخلاق عمومى و حقوق و آزاديهاى‏ديگران قابل تحديد است.

شرايط و چگونگى استفاده از حق تأسيس سنديكا به موجب قانون معين مى‏شود.

هيچ‏كس نمى‏تواند همزمان‏و در يك رشته شغلى، در بيش از يك سنديكا عضو شود.

شمول، استثناء حدود حقوق كاركنان دولتى كه ويژگى كارگرى را ندارند، با توجه به‏كيفيت خدمتشان، مطابق قانون معين مى‏شود.

آيين‏نامه‏ها، دستورالعمل‏ها و فعاليت‏هاى سنديكاها و مؤسسات مافوق نبايد بااصول جمهوريت و دمكراسى كه در قانون اساسى ذكر شده، مغايرت داشته باشد.

 6.     حق انعقاد قرارداد كار جمعى، اعتصاب و اخراج كارگران‏

الف  حق انعقاد قرارداد كار جمعى:

اصل 53 .كارگران و كارفرمايان حق دارند به منظور بهبود وضعيت اقتصادى و اجتماعى‏خودشان قرارداد كار جمعى منعقد نمايند. در يك كارگاه همزمان نمى‏توان بيش از يك‏قرارداد جمعى را به انجام رساند. شرايط كارهاى دسته‏جمعى توسط قانون مشخص‏مى‏گردد.

 ب  حق اعتصاب و اخراج كارگران‏

اصل 54 .كارگران در اختلافات مربوط به كارهاى دسته‏جمعى حق اعتصاب دارند.

شرايط اعتصاب و اخراج كارگران از طريق قانون معين مى‏شود.

اعتصاب و اخراج كارگران و يا بستن كارگاه )در مقابل اعتصاب( نبايد مغاير باحسن‏نيت و در جهت تخريب منافع اجتماع و ثروت ملى باشد.

در جريان اعتصاب كارگرى، سنديكاهاى ذيربط مسئول خسارات مادى وارده به‏محل‏هاى كار (كارگاهها و كارخانه‏ها) كه ناشى از تقصير آنان باشد، هستند.

منع يا به تعويق انداختن اعتصاب يا اخراج و بستن كارگاه به موجب قانون معين‏مى‏شود. رسيدگى به اختلافات كارگرى به عهده دادگاههاى عالى حل اختلاف مى‏باشد.تصميمات دادگاههاى مذكور قطعى و در حكم قرارداد كار جمعى مى‏باشد. شرايطتشكيل و وظايف دادگاههاى حل اختلاف طبق قانون مشخص مى‏شود.

اعتصاب و اخراج با هدف سياسى و همبستگى، اعتصاب و اخراج عمومى، اشغال‏محل كار، كند كردن كارها و كاستن از بازدهى محصول و مقاومت‏هاى ديگر مجاز نيست.

اعتصاب‏كنندگان نمى‏توانند به هيچ‏وجه جلو كار افرادى را كه در اعتصاب شركت‏نمى‏كنند بگيرند.

 7.دستمزد عادلانه:

اصل 55.(اصلاح‏شده به موجب ماده 21 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) اجرت در مقابل كار است.

دولت درمورد برقرارى دستمزد عادلانه شاغلان و بهره‏مندى آنان از ساير كمك‏هاى‏اجتماعى تدابير لازم را اتخاذ مى‏كند.

درخصوص تعيين حداقل دستمزد، شرايط زندگى شاغلان و وضعيت اقتصادى‏كشور نيز مد نظر خواهد گرفت.

 8.بهداشت، محيط و مسكن:

الف  خدمات بهداشتى و حفظ محيط زيست‏

اصل 56. هر كس حق زندگى در يك محيط بهداشتى و متعادل را دارد. توسعه و حفظبهداشت محيط و جلوگيرى‏از آلودگى آن وظيفه دولت و هموطنان‏است. دولت‏موظف به‏تأمين بهداشت بدنى و روحى افراد و برنامه‏ريزى در مورد مؤسسات بهداشتى به منظورتحقق همكارى و افزايش بازدهى و صرفه‏جويى در نيروى مادى و انسانى مى‏باشد.

دولت اين وظيفه را از طريق مؤسسات بهداشتى و اجتماعى دولتى و خصوصى )توأم‏با كنترل آنها( به عمل مى‏آورد. براى همگانى شدن بهداشت مطابق قانون، سازمان تأمين‏اجتماعى ايجاد مى‏شود.

ب  حق مسكن‏

اصل 57. دولت در چارچوب برنامه‏ريزى ضمن حفظ ويژگيها و شرايط محيطى شهرهادر خصوص مرتفع ساختن مشكل مسكن تدابير لازم را اتخاذ و از سرمايه‏گذارى درزمينه ساخت مجتمع‏هاى مسكونى حمايت مى‏كند.

 9.جوانان و ورزش‏

الف  حمايت از جوانان‏

اصل 58. دولت در فراهم نمودن رشد و كمال جوانان به‏امانت نهاده شده از استقلال وجمهوريتمان در چراغ علم و دانش مثبت، در راستاى انقلاب و موازين آتاترك و مقابله باانديشه‏هايى كه از بين رفتن تماميت ارضى را مد نظر دارند، تدابير مقتضى را اتخاذمى‏كند.

دولت به منظور حفظ جوانان از جهالت‏ها و عادتهاى بد از قبيل قمار، رفتار مجرمانه،اعتياد به مواد مخدر و درماندگى ناشى از مصرف الكل تدابير لازم را اتخاذ مى‏كند.

 ب  توسعه ورزش:

اصل 59. دولت براى رشد بهداشت روحى و بدنى همه آحاد ملت تدابير لازم را اتخاذو تعميم ورزش در ميان گروهها را تشويق مى‏نمايد.

دولت از ورزشكاران موفق حمايت مى‏كند.

 10.حقوق مربوط به امنيت اجتماعى:

الف  حق امنيت اجتماعى‏

اصل 60 .هر كس حق برخوردارى از امنيت اجتماعى را داراست.

دولت براى‏تأمين اين امنيت‏تدابير مقتضى‏را اتخاذمى‏كند و تشكيلاتى‏را ايجاد مى‏كند.

 ب  حمايت ويژه از افراد نيازمند با توجه به امنيت اجتماعى‏

اصل 61 .دولت از همسران و فرزندان شهيدان، معلولان و مبارزان جنگ و نظام وظيفه‏حمايت مى‏كند و براى آنان شرايط زندگى مناسب با شأنشان را فراهم مى‏نمايد.

دولت براى حمايت از افراد زمين‏گير و متناسب شدن زندگى آنها با شرايط اجتماع‏تدابير لازم را اتخاذ مى‏نمايد.

افراد سالخورده از سوى دولت حمايت مى‏شوند. كمك‏ها، مساعدتها و تسهيلات‏دولت نسبت به سالمندان توسط قانون معين مى‏شود.

دولت براى برخوردارى كودكان نيازمند از امكانات جامعه همه‏گونه تدابير را اتخاذمى‏كند و براى تأمين‏هدف فوق، تشكيلات‏لازم‏را (خود يا توسطديگران) ايجاد مى‏نمايد.

 ج  كارگران ترك در كشورهاى بيگانه‏

اصل 62 .دولت به منظور تأمين امنيت اجتماعى و نيازهاى فرهنگى، آموزش كودكان وهمبستگى خانواده‏هاى هموطنان ترك )مقيم در كشورهاى بيگانه( و حفظ ارتباط آنان باوطن اصلى )تركيه( و مساعدت به مراجعتشان به ميهن تدابير لازم را اتخاذ مى‏نمايد.

 11.حفاظت از ميراث‏هاى تاريخى، فرهنگى و طبيعى:

اصل 63 .دولت حفاظت از ميراث‏ها و ارزشهاى تاريخى، فرهنگى و طبيعى )كشور( رافراهم مى‏نمايد و با اين هدف، تدابير حمايتى و تشويقى لازم را اتخاذ مى‏نمايد. شرايط ومحدوديت‏هاى تملك اموال و ارزشهاى فوق توسط اشخاص حقيقى و حمايت‏ها وكمك‏ها و معافيت‏هاى دولت نسبت به صاحبان حق از طريق قانون معين مى‏شود.

 12.حمايت از هنر و هنرمند:

اصل 64 .دولت از فعاليت‏هاى هنرى و هنرمندان حمايت مى‏كند. درخصوص حمايت،ارزش‏گذارى و پشتيبانى از هنر و هنرمند و گسترش هنر دولتى تدبيرهاى لازم را اتخاذمى‏نمايد.

 13.حدود حقوق اجتماعى و اقتصادى:

اصل 65 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 22 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) دولت در زمينه‏هاى اجتماعى و اقتصادى، وظايف خود را كه در قانون اساسى‏مقرر است، با درنظر گرفتن اولويت‏هاى متناسب با اهداف وظايف مذكور، در حدودكفاف منابع مالى خود به جا مى‏آورد.

 بخش چهارم: حقوق و تكاليف سياسى‏

 1. تابعيت ترك:

اصل 66 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 23 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) هر كس كه از طريق تابعيت به دولت ترك)13( وابسته باشد، ترك)14( است. فرزندپدر يا مادر ترك، ترك است. تابعيت، مطابق شرايط مقرر در قانون قابل اكتساب است وصرفاً در موارد مذكور در قانون از بين مى‏رود.

سلب تابعيت هيچ تركى بدون انجام عملى كه با پايبندى به وطن ناسازگار باشد،ممكن نيست. براى اعتراض به قرار سلب تابعيت مى‏توان به محكمه مراجعه كرد.

 2.حق انتخاب، انتخاب شدن و فعاليت سياسى:

اصل 67 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 24 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) اتباع تركيه مطابق شرايط مذكور درقانون داراى حق انتخاب، انتخاب شدن،انجام فعاليت سياسى، خواه به‏طور مستقل و خواه از طريق يك حزب سياسى و نيزمشاركت در آراء عمومى مى‏باشند.

*انتخابات و رفراندوم به صورت آزاد، برابر، مخفى، يك‏مرحله‏اى، عمومى وشمارش آشكار و تحت مديريت و نظارت قضايى انجام مى‏گيرد. براى اتباع ترك دركشورهاى خارجى نيز )درمورد امكان استفاده از حق رأى( قانون تدابير لازم را اتخاذمى‏كند. (اصلاحيه مصوب 1995/7/23 مجلس(

*اتباع ترك كه داراى 18 سال تمام باشند مى‏توانند در انتخابات شركت كنند. اعمال‏اين حقوق به موجب قانون معين مى‏شود. (اصلاحيه مصوب 1995/7/23(

*سربازان ساده و درجه‏دار، دانشجويان نظامى و محكومان كيفرى به جز محكومان‏جرائم تقصيرى، حق رأى دادن ندارند. درمورد نحوه اخذ آراء افراد در زندانها وبازداشتگاهها، نهاد عالى انتخابات تدابير لازم را اتخاذ مى‏كند و كار رأى‏گيرى رابه‏نيابت از قاضى تحت مديريت و بازرسى خود انجام مى‏دهد. (اصلاحيه‏1995/7/23(

*قوانين انتخابات مطابق اصول عدالت و استقرار تنظيم مى‏شوند. (اصلاحيه مصوب‏1995/7/23(

اصلاحات انجام شده در قوانين انتخابات، از تاريخ اعتبار به مدت يك سال در موردانتخابات بعدى، اعمال نمى‏شود.

 3. احكام مربوط به احزاب سياسى:

الف  تأسيس حزب، عضويت در احزاب و استعفاء از آنها:

اصل 68 .(اصلاح شده در 1995/7/3)، هموطنان حق ايجاد حزب، عضويت دراحزاب و استعفا ازآنها را دارند. داشتن 18 سال براى عضويت در احزاب ضرورى‏است.

احزاب سياسى، از عناصر غيرقابل گذشت حيات سياسى دمكراتيك مى‏باشند.

احزاب سياسى بدون نياز به اخذ اجازه تشكيل مى‏شوند و فعاليت خود را درچهارچوب قانون اساسى و احكام قانونى ادامه مى‏دهند.

اساسنامه‏ها، برنامه‏ها و اقدامات احزاب نمى‏توانند مغاير با استقلال و حاكميت‏دولت، حقوق انسان، برابرى و قواعد دولت حقوقى، حاكميت ملت و قواعد جمهوريت‏لائيك و دمكراتيك باشند يا ديكتاتورى طبقه يا گروه و يا دفاع از هر نوع ديكتاتورى وحاكميت آن را هدف نمايند و يا ارتكاب جرم را تشويق نمايند.

افرادى چون قضات، دادستانها، اعضاى ديوان محاسبات، كارمندان، مأموران دولتى‏غيركارگرى، مأموران نيروهاى مسلح و دانش‏آموزان مدارس نظامى آنها نمى‏توانند دراحزاب سياسى عضويت داشته باشند.

اعضاء هيأت علمى دانشگاهها مى‏توانند مطابق قانون در احزاب سياسى عضويت‏داشته باشند. شرايط عضويت دانشجويان دانشگاهها نيز توسط قانون معين مى‏شود.

دولت‏مى‏تواند به‏احزاب‏سياسى درحدكفاف و به‏ميزان حقشان كمك‏مالى نمايد.شرايطمساعدتهاى‏مالى، حق‏عضويت و بخششها مطابق‏قانون‏معين مى‏شود.

 ب  اصول لازم‏الرعايه احزاب سياسى:

اصل 69 .(اصلاح‏شده در 1995/7/23 و اضافه شده به موجب ماده 25 اصلاحيه‏شماره 4709مورخ 2001/10/3 مجلس) فعاليت‏هاى احزاب سياسى و ترتيبات واقدامات داخلى آنها منطبق با اصول دمكراسى است. نحوه اجراى اصول مذكوربراساس قانون معين مى‏شود. درآمدها و مخارج احزاب سياسى بايد متناسب با اهداف‏آنها باشد. اعمال آن از طريق قانون معين مى‏شود. رسيدگى به موضوع فوق به‏عهده‏دادگاه قانون اساسى است. اين دادگاه در رسيدگى خود از ديوان محاسبات نيز كمك‏مى‏گيرد. رأى محكمه قطعى است.

تعطيلى احزاب سياسى به رأى قطعى دادگاه قانون اساسى بستگى دارد. اين‏رسيدگى منوط به اقامه دعوى دادستان ديوانعالى جمهوريت عليه احزاب است.

دادگاه قانون اساسى، در صورتى نسبت به تعطيلى يك حزب سياسى تصميم‏مى‏گيرد كه ا قدامات آن حزب با احكام بند 4 اصل 68 مغايرت داشته باشد و اين‏اقدامات به صورت كانون درآمده باشد، اعمال حزب درصورتى كانون اقدامات مغاير بااصل فوق محسوب مى‏شود كه اعضاى آن حزب اين اقدمات را به‏طور وسيع مرتكب‏شده باشند واين اقدامات به طور ضمنى يا آشكار مورد قبول كنگره بزرگ يا دبير كل ياتصميم مركز يا تشكيلات مديريتى يا مجمع عمومى نمايندگان گروه در مجلس و يامجمع مديران گروه حزب مذكور باشد و يا اين ارتكاب اين اعمال با تصميم مستقيم‏تشكيلات آن حزب انجام شود.

دادگاه قانون اساسى مى‏تواند به جاى تعطيلى حزب مربوط كه مرتكب يكى از اعمال‏مذكور در بندهاى فوق شده است، باتوجه به ميزان جرم، نسبت به محروميت جزئى ياكامل آن حزب از كمك‏هاى دولت تصميم بگيرد.

حزبى كه اساساً تعطيل شده است نمى‏تواند تحت عنوان ديگرى، حزب جديدى‏تأسيس كند. مؤسس و اعضاى حزبى كه به خاطر اظهارات يا فعاليت‏هاى آنان تعطيل‏شده و حكم دادگاه قانون اساسى نيز درمورد آن حزب در روزنامه رسمى منتشر شده‏است، نمى‏توانند از تاريخ انتشار به مدت پنج سال مؤسس، عضو، مدير يا بازرس حزب‏ديگرى باشند.

دريافت كمك از كشورهاى بيگانه، نهادهاى بين‏المللى و اتباع حقيقى و حقوقى غيرترك از موجبات تعطيلى اساسى احزاب مى‏باشد.

تأسيس، فعاليت، بازرسى و تعطيلى احزاب سياسى و يا محروميت آنان از تمام يابخشى از كمك‏هاى دولت و نيز هزينه‏ها و مقررات انتخاباتى احزاب و نامزدهاى آنان درچارچوب موازين فوق، مطابق قانون معين مى‏شود.

4. حق ورود به خدمات دولتى:

الف . ورود به خدمت‏

اصل 70 .هر ترك حق ورود به خدمات دولتى را دارد. در استخدام جز ويژگيهاى موردلزوم شغل، به امر ديگرى توجه نمى‏شود.

 ب . اعلام دارايى‏

اصل 71. اعلام دارايى افراد وارد شده به خدمات دولتى و تكرار آن در طول خدمت،توسط قانون معين مى‏شود. مستخدمان ارگانهاى تقنينى و اجرايى از اعلام فوق مستثنانمى‏باشند.

 5. خدمت به وطن:

اصل 72 .خدمت به وطن هم حق و هم تكليف هر ترك است. نحوه انجام اين خدمت‏در نيروهاى مسلح يا بخش دولتى توسط قانون معين مى‏شود.

 6. پرداخت ماليات:

اصل 73 .هركس به منظور مشاركت در هزينه‏هاى عمومى )دولتى(، باتوجه به توان‏مالى خود، مكلف به پرداخت ماليات مى‏باشد.

توزيع متعادل و عادلانه بار (تعهد) ماليات، هدف اجتماعى سياست مالياتى است.

ماليات، عوارض، هزينه‏ها و تكاليف مالى مانند آنها توسط قانون وضع، اصلاح و ياحذف مى‏شود.

ايجاد تغيير در ميزان معافيت‏ها و استثناها و تخفيفهاى ماليات و عوارض و هزينه‏ها ومانند آن، در قالب حداقل‏وحداكثر ذكر شده در قانون، در صلاحيت هيأت وزيران است.

 7. حق درخواست يا شكايت كتبى:

اصل 74.(اصلاح‏شده به موجب ماده 26 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) اتباع تركيه و افراد مقيم آن به شرط رفتار متقابل كشورشان، در مورددرخواست‏ها و شكايت‏هاى مربوط به خود يا عموم، حق مراجعه كتبى به مقامات‏صلاحيتدار يا مجلس را دارند.

نتيجه مراجعه مربوط به خود، بدون تأخير به صورت كتبى به صاحبان درخواست‏اعلام مى‏شود. چگونگى اجراى اين حق مطابق قانون معين مى‏شود.

 فصل سوم: نهادهاى اصلى جمهوريت‏

  بخش اول: قوه مقننه‏

 1. مجلس كبير ملت تركيه:

الف  تشكيل:

اصل 75 .(اصلاح شده در 1995/7/23) مجلس كبير تركيه با رأى عمومى و با 550 از نمايندگان منتخب مردم تشكيل مى‏يابد.

 ب  شرايط انتخاب شدن براى نمايندگى:

اصل 76 . (اصلاح شد در :13/10/2006-1/5551) هر فرد ترک که بیست سال خود را تمام کرده باشد می تواند به عنوان نماینده مجلس انتخاب شود.

(اصلاح شد در:27/12/2002-1/4777)اشخاص ذیل نمی توانند به عنوان نماینده مجلس انتخاب شوند:فاقدین حد اقل مدرک تحصیلی ابتدایی،محجورین ،فاقدین گوهی پایان خدمت نظام وظیفه،محکومین به یک سال یا بیشتر زندان و مجازات با حبس  سنگین جز در مورد مجازاتهای تقصیری،مرتکبین جرایم ذمه، اختلاس، ارتکاب خلاف ،رشوه،سرقت،جعل ،کلاه برداری،سوء استفاده از عقیده،ورشکسته به تقصیر و نظیر آنها ، مرتکبین قاچاق، فساد در مزایده ها و مناقصات رسمی و دادو ستد ها ،افشای اسرار دولتی،شرکت در عملیات ترورومحکومین به تحریک وتشویق یکی از این نوع اقدامات مجرمانه ،هرچند که مشمول عفو شوند .

همچنین قضات ودادستان ها،شاغلین نهاد های عالی قضایی ،اعضای هیات علمی شاغل در نهاد های سازمان آموزش عالی ،اعضای سازمان آموزش عالی،کارکنان ادارات دولتی و سایرمامورانی که در خدمات غیر کارگری مشغولند  و شاغلین قوای مسلحه ، نمی توانند بدون کناره گیری ازشغل خود  برای نمایندگی در مجلس نامزد و به عنوان نماینده انتخاب شوند.

 ج  زمان برگزارى انتخابات مجلس‏

اصل 77 .انتخابات مجلس هر پنج سال يك بار انجام مى‏شود. انتخابات مجلس قبل ازپايان مدت مذكور نيز مطابق شرايط ذكر شده در قانون اساسى با تصميم رئيس جمهورتجديد مى‏شود. نماينده‏اى كه مدت نمايندگى‏اش تمام شده، مى‏تواند دوباره به عنوان‏نماينده انتخاب شود.

صلاحيت مجلسى كه منحل شده تا زمان انتخاب مجلس جديد ادامه مى‏يابد.

 د  تأخير در انتخابات مجلس و انتخابات ميان‏دوره‏اى‏

اصل 78 .در صورت عدم امكان برگزارى انتخابات مجلس به دليل وقوع جنگ، مجلس‏مى‏تواند انجام آن را تا يك سال به تأخير اندازد.

در صورت مرتفع نشدن مانع )جنگ(، به تعويق انداختن انتخابات قابل تجديد است.چنانچه از تعداد نمايندگان كاسته شود، انتخابات ميان‏دوره‏اى مجلس برگزار مى‏شود.انتخابات ميان‏دوره‏اى در هر دوره نمايندگى فقط يك بار انجام مى‏شود. برگزارى آن پيش‏از گذشت سى ماه از انتخابات عمومى ممكن نيست. اما چنانچه 5 درصد از تعدادنمايندگان كاهش يابد، انتخابات ميان‏دوره‏اى ظرف سه ماه برگزار مى‏شود.

چنانچه به انتخابات عمومى آينده مجلس فقط يك سال باقى مانده باشد، انتخابات‏انجام نمى‏گيرد.

(اضافه شد در :27/12/2002-2/4777)غیراز شرایط مذکور در فوق ، در صورت عدم حضور نماینده یک استان و حوزه انتخابی آن در مجلس ملت بزرگ ترکیه، پس از نود روز از تاریخ خالی شدن صندلی وی ، دراولین یک شنبه انتخابات میان دوره ای برگزار می شود.با اجرای این بند ،حکم بند سه اصل 127قانون اساسی در انتخابات اعمال نمی شود.

ه. مديريت و نظارت انتخابات عمومى‏

اصل 79. انتخابات تحت مديريت و نظارت تشكيلات قضائى انجام مى‏شود.

از زمان شروع تا پايان انتخابات، انجام كليه امور مربوط به صحت و مديريت‏انتخابات، بررسى و اتخاذ تصميم در مورد اعتراضات، شكايات و اقدامات خلاف درجريان انتخابات و بعد از آن و قبول صورتجلسه انتخابات نمايندگان مجلس كبير تركيه ازوظايف نهاد عالى انتخابات است. مراجعه به مرجع ديگر جهت اعتراض بر عليه‏تصميمات نهاد فوق ممكن نيست.

وظايف و صلاحيت‏هاى نهاد عالى انتخابات و تشكيلات انتخاباتى ديگر توسطقانون معين مى‏شود. نهاد عالى انتخابات از هفت عضو اصلى و چهار عضو فرعى تشكيل‏مى‏شود. شش نفر از اعضاى آن از ميان اعضاى ديوانعالى كشور و پنج نفر آن از ميان‏اعضاى شوراى دولتى با اكثرت مطلق و به صورت مخفى انتخاب مى‏شوند.انتخاب‏شدگان از ميان خود يك نفر را به عنوان رئيس و ديگرى را به عنوان معاون‏انتخاب مى‏كنند.

 و  احكام مربوط به نمايندگى‏

1. نمايندگى ملت:

اصل 80. اعضاى مجلس كبير تركيه، نماينده حوزه انتخابيه خود يا رأى دهندگان به‏آنهانيستند، بلكه نمايندگى كل ملت را دارا مى‏باشند.

 2. ياد كردن سوگند:

اصل 81 .نمايندگان مجلس تركيه با شروع به كار به شكل ذيل سوگند ياد مى‏كنند:

براى حمايتم از موجوديت دولت و استقلال آن، تماميت ملت و دولت، حاكميت‏بدون قيد و شرط ملت، براى وفادار ماندنم به برترى حقوق، جمهوريت دمكراتيك ولائيك و اصول و انقلاب آتاترك، و براى عدم غفلتم از توجه به آرامش و رفاه اجتماع،همبستگى ملى و برخوردارى همه آحاد ملت از حقوق انسانى و آزاديهاى اساسى‏عادلانه و قانون اساسى، در مقابل مجلس كبير تركيه به ناموس و شرفم سوگند يادمى‏كنم.

3.امور مغاير با نمايندگى:

اصل 82. نمايندگان مجلس نمى‏توانند در نهادها و سازمانهاى دولتى و شخصيتهاى‏حقوقى دولتى و تشكيلات وابسته، مؤسسات و شركتهايى كه به طور مستقيم ياغيرمستقيم با مشاركت دولت اداره مى‏شوند، انجمن‏ها و بنيادهايى كه با استفاده ازيارانه‏ها و معافيت‏هاى مالياتى دولت براى منافع عمومى فعاليت مى‏كنند و سنديكاها ومؤسسات يا بخش‏هاى عالى و مديريتى و نظارتى آنها كه به‏نحوى ويژگيهاى دولتى رادارا باشند، مسئوليتى را عهده‏دار شوند.

همچنين نمايندگان مجلس نمى‏توانند در قوه مجريه )به‏طور رسمى يا خصوصى( درمورد هر اقدامى كه مربوط به پيشنهاد، انتصاب و تصويب امرى باشد كارى را به‏عهده‏بگيرند.

قبول يك وظيفه موقتى در مورد يك موضوع مشخص كه از سوى هيأت وزيران‏پيشنهاد شده باشد به‏شرط سپرى شدن 6 ماه از شروع نمايندگى، به‏تصميم مجلس‏بستگى دارد.

ساير امور مغاير با نمايندگى از طريق قانون مشخص مى‏شود.

 4.مصونيت نمايندگان:

اصل 83. نمايندگان مجلس در قبال فعاليت‏هاى خود در مجلس كه راجع به رأى دادن،سخنرانى و طرح نظراتشان باشد و همچنين در مورد اعلام مطالب فوق در خارج ازمجلس به شرطى كه به‏پيشنهاد هيأت رئيسه صورت گرفته باشد از مصونيت‏برخوردارند.

نماينده مجلس را به خاطر ارتكاب جرم در زمان قبل از انتخابات يا بعد از آن بدون‏تصميم مجلس نمى‏توان مورد تعقيب، دستگيرى، بازداشت، بازپرسى‏ومحاكمه قرار داد.اما چنانچه نماينده‏اى مرتكب جرم مشهود شده و استنطاق او قبل‏ازانتخابات شده باشد،مصونيت وى شامل مواردمندرج‏دراصل 14 قانون‏اساسى نخواهد بود. اما دراين صورت‏مقام صلاحيتدار، وضعيت را فوراً و به‏طور مستقيم به‏اطلاع مجلس خواهد رساند.

اجراى حكم كيفرى در مورد يك نماينده مجلس، در صورتى كه محكوميت وى قبل‏يا بعد از انتخابات صادر شده باشد، موكول به پايان دوره نمايندگى اوست. در دوره‏نمايندگى مرور زمان اعمال نمى‏شود.

استنطاق و محاكمه نماينده‏اى كه دوباره به نمايندگى انتخاب شده است، به‏وضع‏مصونيت تازه وى از سوى مجلس بستگى دارد.

گروههاى احزاب سياسى مجلس نمى‏توانند در مورد مصونيت نمايندگان مذاكره‏كرده، تصميم بگيرند.

 5. سقوط نمايندگى‏

اصل 84 .(اصلاح شده در 1995/7/23) سقوط نمايندگى وكيل مستعفى، بعد از اعلام‏اعتبار استعفاى او از سوى هيأت رئيسه مجلس، در جلسه عمومى مجلس مورد تصويب‏قرار مى‏گيرد.

جامه عمل پوشيدن يا سقوط نمايندگى يك وكيل با مشخص شدن رأى قطعى‏محكمه در جلسه عمومى مجلس بررسى و تصميم‏گيرى مى‏شود.

باتوجه به اصل 84، چنانچه نماينده‏اى به كارى كه مغاير با وظايف نمايندگى‏اش‏باشد اصرار ورزد، در اين صورت مجلس راجع به سقوط نمايندگى وى، بعد از ملاحظه‏و بررسى گزارش كميسيون صلاحيتدار با رأى مخفى تصميم‏گيرى مى‏نمايد.

مجلس در مورد سقوط نمايندگى وكيلى كه در ظرف يك ماه به مدت پنج روز و بدون‏عذر موجه در جلسات مجلس حضور نيابد، با اعلام هيأت رئيسه، در جلسه عمومى‏رسيدگى كرده و با اكثريت مطلق آراء تصميم‏گيرى مى‏نمايد.

اعتبار نمايندگى وكيلى كه حزب وى با رأى قطعى دادگاه قانون اساسى تعطيل شده‏باشد، بعد از انتشار حكم دادگاه در روزنامه رسمى پايان مى‏پذيرد. رياست مجلس مفادقرار را بدون وقفه به اجرا گذاشته و به‏مجمع عمومى مجلس اطلاع مى‏دهد.

6.درخواست ابطال:

اصل 85 .(اصلاح شده در 5991/7/32) در مورد رفع مصونيت يا سقوط نمايندگى)در صورت صدور رأى براساس بندهاى 1، 3 و 4 اصل 48 ق.ا.ت(، نماينده مربوط ياهر نماينده ديگر مى‏تواند تا يك هفته از تاريخ تصميم‏گيرى مجلس به دادگاه قانون‏اساسى مراجعه كرده و در مورد مغايرت حكم با قانون اساسى، قانون عادى يا آيين‏نامه‏داخلى مجلس اعتراض نمايد.

دادگاه قانون اساسى ظرف 51 روز در مورد دادخواست ابطال رأى قرار قطعى خودرا اعلام مى‏نمايد.

 7. حقوق و خرج راه نمايندگان:

اصل 86 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 27 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/11/21مجلس) امور مربوط به حقوق، هزينه راه و بازنشستگى نمايندگان مجلس مطابق قانون‏معين مى‏شود. حقوق ماهانه نمايندگان از حداكثر دريافتى بالاترين مأمور دولت و خرج‏راه آنان از حداكثر نصف حقوق ماهانه‏شان تجاوز نخواهد كرد.

انجام امور بازنشستگى نمايندگان مجلس با صندوق بازنشستگى جمهورى تركيه‏است. ارتباط نمايندگانى كه عضويتشان در مجلس منقضى شده است، در صورت‏درخواست، با صندوق مذكور ادامه مى‏يابد.

حقوق و خرج راه نمايندگان، مستلزم قطع حقوق ماهانه بازنشستگى كه از طرف‏صندوق بازنشستگى برقرار است، و پرداخت‏هاى مانند آن نيست.

حقوق و خرج راه نمايندگان حداكثر از سه ماه قبل قابل پرداخت است.

 2. وظايف و صلاحيت‏هاى مجلس كبير تركيه:

الف  كليات:

اصل 87 .(اصلاح  شد در:3/10/2001-4709/28 و7/5/2004-6/5170) اختیارات و وظایف مجس ملت بزرگ ترکیه شامل:وضع قانون واصلاح و لغو آن،بازرسی هیات دولت و وزیران ،اعطای اختیار صدور مقررات در حکم قانون به هیات دولت در موارد معین،بررسی وتصویب لوایح مربوط به قانون بودجه وحساب قطعی،اتخاذ تصمیم در مورد انتشار پول و اعلان جنگ،تصویب معاهدات بین المللی،اتخاذ تصمیم در مورد اعلان عفو عمومی یا خصوصی با رای اکثریت سه پنجم کل اعضای مجلس ملت بزرگ ترکیه وانجام وظیفه و استفاده از سایر اصول پیش بینی شده  قانون اساسی است.

 ب  .پيشنهاد قوانين و بررسى آنها:

اصل 88. پيشنهاد قانون با هيأت وزيران و نمايندگان مجلس مى‏باشد. بررسى لوايح وپيشنهادهاى قانونى براساس آيين‏نامه‏هاى داخلى مجلس انجام مى‏شود.

 ج . انتشار قوانين‏

اصل 89 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 29 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) رئيس جمهور، مصوبات مجلس را ظرف پانزده روز از تاريخ تصويب منتشرمى‏كند. چنانچه رئيس‏جمهور، انتشار تمام يا بخشى از قانونى را مناسب نبيند، مى‏تواندبراى بررسى مجدد آن با ذكر دلايل و در ظرف مدت مذكور به مجلس اعاده نمايد.

مجلس مى‏تواند، فقط آن بخش از قانون را كه مناسب نظر رئيس‏جمهور نيست،مجدداً بررسى كند. قوانين مربوط به بودجه تابع اين حكم نيست.

چنانچه قانون اعاده شده به همان صورت اولى مورد تصويب مجدد مجلس برسد،رئيس‏جمهور نسبت‏به‏انتشار آن اقدام‏مى‏كند. اما درصورتى‏كه مجلس درقانون اعاده شده‏اصلاحاتى را به عمل آورد، رئيس جمهور مى‏تواند مجدداً نسبت به اعاده آن اقدام كند.

احكام مربوط به تغييرات قانون اساسى به قوت خود باقى هستند.

 د . تأييد معاهدات بين‏المللى:

اصل 90 .تصويب موافقتنامه‏هاى جمهورى تركيه با ساير كشورها و معاهدات‏بين‏المللى با مجلس آن كشور مى‏باشد، مبادله نامه‏هاى يكساله اقتصادى، تجارى و فنى‏از زمان انتشار به مرحله اجرا گذاشته مى‏شود مشروط بر اينكه از لحاظ مالى تعهدى‏براى دولت ايجاد نكند و متعرض احوال‏شخصيه و حقوق‏مالى تركها دركشورهاى بيگانه‏نباشد. اين نوع مبادله‏نامه، ظرف دو ماه از تاريخ انتشار به اطلاع مجلس رسانده مى‏شود.

مبادله‏نامه‏هاى اجرايى مربوط به يك معاهده بين‏المللى و مبادلات اقتصادى وتجارى، فنى و ادارى انجام شده مطابق با صلاحيت تفويض شده از سوى قانون نيازمندتأييد مجلس نمى‏باشند. اما مبادله‏نامه‏هاى اقتصادى، تجارى و يا تفاهم‏نامه‏هايى كه باحقوق اشخاص حقيقى مرتبط هستند، بدون انتشار قابل اجراء نمى‏باشند.

در مورد هر نوع مبادله‏نامه‏اى كه متضمن تغيير در قوانين تركيه باشد، حكم بند يك‏اين اصل اعمال مى‏گردد. مطابق اصول، معاهدات بين‏المللى مورد اجرا در حكم قانون‏تلقى مى‏شوند. در مورد اين نوع معاهدات نمى‏توان با ادعاى مباينت آنها با قانون اساسى‏به محكمه قانون اساسى مراجعه كرد.

(اضافه شد در :7/5/2004-7/5170) طبق قاعده، ، در صورت مغایرت  احکام قوانین عادی با معاهدات بین المللی در موضوع واحدی از حقوق و آزادی های اساسی مورد اجرا ، احکام معاهدات بین المللی حاکم می شود.

 ه. تفويض صلاحيت صدور تصويبنامه در حكم قانون‏

اصل 91 .مجلس مى‏تواند به هيأت دولت اختيار صدور تصويبنامه‏ها را كه در حكم‏قانون باشد تفويض نمايد. اما جز در حالت برقرارى حكومت نظامى و وضعيت‏فوق‏العاده، حقوق اساسى، حقوق اشخاص و وظايف آنها )مندرج در قسمت‏هاى اول ودوم بخش دوم قانون اساسى( و نيز حقوق و وظايف سياسى )مندرج در قسمت چهارم‏آن( با تصويب‏نامه‏ها قابل تنظيم نمى‏باشند.

در قانون تفويض اختيار مجلس، اهداف، شمول، اصول و زمان اجرا تصويب‏نامه‏هاى‏در حكم قانون و اينكه در زمان اجرا بيش از يك تصويبنامه صادر خواهد شد يا نه‏مشخص خواهد گرديد.

استعفاء يا سقوط هيأت دولت و يا اتمام دوره مجلس موجب پايان يافتن اعتباراختيارى كه براى مدت مشخص تفويض گرديده نمى‏شود.

مجلس‏درجريان تصويب‏مصوبه هيأت‏وزيران‏وقبل‏ازاتمام دوره‏خود، پايان يافتن‏اعتباراختيارتفويض‏شده و يا ادامه آن تا زمان اتمام دوره را نيز مشخص مى‏سازد.

احكام مربوط به صدور تصويبنامه‏ها كه در حالات حكومت نظامى و وضعيت‏فوق‏العاده توسط هيأت دولت به رياست رئيس‏جمهور صادر مى‏گردد، محفوظ )معتبر(هستند.

تصويبنامه‏هاى در حكم قانون هيأت وزيران از تاريخ انتشار در روزنامه رسمى به‏مرحله اجرا گذاشته مى‏شوند. اما چنانچه زمان اجراى تصويبنامه‏ها مشخص شده باشد،از تاريخ تعيين‏شده به‏اجرا گذاشته مى‏شوند. مصوبات مذكور در روز انتشار به مجلس‏تقديم مى‏گردند.

قوانين تفويض اختيار و تصويب‏نامه‏هاى در حكم قانون، با قيد فوريت در كميسيونهاو جلسات عمومى مجلس مورد بررسى قرار مى‏گيرند.

تصويبنامه‏هايى كه در روز انتشار به‏مجلس تقديم شوند، از طرف مجلس مردود و ازتاريخ انتشار در روزنامه رسمى اعتبار قانونى خود را از دست مى‏دهند. اصلاحات‏انجام‏شده در تصويب‏نامه‏هاى در حكم قانون از تاريخ انتشار در روزنامه رسمى واردمرحله اجرا مى‏شوند.

 و . اعلان حالت جنگ و اجازه بكارگيرى نيروى مسلح:

اصل 92 .به استثناى مواردى كه تركيه به حكم عضويتش در معاهدات بين‏المللى يارعايت اصول نزاكت بين‏المللى وارد جنگى مى‏شود، دادن اجازه اعلان حالت جنگ درشرايطى كه ازلحاظ حقوق بين‏المللى مشروع شمرده مى‏شود و نيز اعزام نيروهاى مسلح‏به‏كشورهاى بيگانه يا پذيرش نيروهاى مسلح كشورهاى ديگر در داخل تركيه درصلاحيت مجلس مى‏باشد.

چنانچه مجلس تعطيل بوده يا جلسه بعدى با فاصله تشكيل شود و درآن زمان كشوربا حمله نظامى ناگهانى مواجه شود و به‏كارگيرى فورى نيروهاى مسلح )در شرايط فوق(ضرورى باشد دراين‏صورت رئيس‏جمهور نسبت به استفاده از نيروهاى مسلح تصميم‏مى‏گيرد.

 3.احكام مربوط به فعاليت‏هاى مجلس كبير تركيه:

الف  تشكيل جلسه و تعطيل:

اصل 93 .(اصلاح شده در 1995/7/23) مجلس تركيه هر سال از اول اكتبر شروع به‏كار مى‏نمايد.

مجلس در يك سال قانونگذارى نمى‏تواند بيش از سه ماه تعطيل كند، رئيس‏جمهورمى‏تواند به‏طور مستقيم يا به‏درخواست هيأت دولت اعضاى مجلس را كه در تعطيلى يازمان فاصله دادن هستند، دعوت به اجتماع نمايد.

رئيس مجلس نيز به طور مستقيم يا به درخواست كتبى 15 اعضاء مى‏تواند مجلس رادعوت به تشكيل جلسه نمايد.

مجلسى كه در شرايط تعطيلى يا فاصله تشكيل شده است، نمى‏تواند قبل از رسيدگى‏به موضوعى‏كه اجتماع مجلس به خاطر آن بوده، نسبت به ادامه تعطيلى يا فاصله داده‏شده اقدام نمايد.

 ب  هيأت رئيسه مجلس:

اصل 94 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 30 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) هيأت رئيسه مجلس از رئيس مجلس، نايب رئيس مجلس، منشيان و كارپردازان‏تشكيل مى‏گردد.

انتخاب هيأت رئيسه مجلس با توجه به تعداد اعضاى گروههاى احزاب سياسى كه‏در مجلس هستند انجام مى‏پذيرد.

گروههاى احزاب سياسى نمى‏توانند براى رياست مجلس نامزد معرفى نمايند. براى‏انتخاب اعضاى هيأت‏رئيسه‏مجلس درطول‏يك دوره قانونگذارى دو بار رأى‏گيرى انجام‏مى‏پذيرد. مدت دوره اولين‏منتخبين هيأت‏رئيسه دو سال و دومين دوره آن سه سال است.

نامزدهاى رياست مجلس ظرف 5 روز از زمان تشكيل مجلس به هيأت رئيسه مجلس‏معرفى مى‏شوند. رأى‏گيرى به صورت مخفى انجام مى‏شود. نامزدها براى انتخاب شدن‏به عنوان رئيس مجلس بايد در دو دور رأى‏گيرى 23 آراء و در دوره سوم اكثريت مطلق‏آراء نمايندگان را كسب نمايند. چنانچه در دور سوم رأى‏گيرى نيز نامزدين رياست‏مجلس حائز اكثريت مطلق آراء نگردند، براى دو نفر از افرادى كه در دوره مذكوربيشترين آراء را كسب كرده‏اند، در دوره چهارم رأى‏گيرى به عمل مى‏آيد. نامزدى كه‏بيشترين آراء را كسب نمايد به عنوان رئيس انتخاب مى‏شود. انتخاب رئيس از زمان پايان‏مهلت نامزدى ظرف ده روز انجام مى‏شود.

تعداد نايب رئيسان، منشيان و كارپردازان، حد نصاب انتخاب شدن، تعداد رأى‏گيرى‏و مقررات انتخاب طبق آيين‏نامه داخلى مجلس مشخص مى‏شود.

رئيس و نايب رئيسان مجلس نمى‏توانند در فعاليت‏ها و مباحثات حزب سياسى خوديا گروههاى حزبى ديگر در داخل يا خارج از مجلس به جز در موردى كه وظيفه شغلى‏اقتضا كند شركت نمايند. رئيس مجلس و نايب رئيس مجلس در زمان رياست جلسه‏نمى‏توانند رأى بدهند.

 ج  آيين‏نامه داخلى، گروههاى حزبى سياسى و امور امنيتى:

اصل 95 مجلس به‏فعاليت‏هاى خود براساس مقررات آيين‏نامه داخليش ادامه مى‏دهد.

در آيين‏نامه داخلى مجلس ميزان مشاركت احزاب سياسى در تمامى فعاليت‏هاى‏مجلس به نسبت تعداد اعضاى آنها مشخص مى‏شود. احزاب سياسى حداقل بايد 02عضو داشته باشند.

امور امنيتى و ادارى كليه بناها، تأسيسات و فروعات آنها و نيز اراضى مجلس تحت‏نظر رياست مجلس تنظيم و به مرحله اجراء گذاشته شود. براى انجام امور امنيتى وانتظامى، تعداد كافى نيرو در اختيار رياست مجلس قرار مى‏گيرد.

د  تشكيل جلسه مجلس و حد نصاب لازم براى تصويب قوانين:

اصل 96 چنانچه در قانون اساسى حكم ديگرى نباشد، جلسات مجلس با حضورحداقل 31 كل نمايندگان تشكيل مى‏گردد. تصويب لوايح و طرحها با اكثريت مطلق آراءصورت مى‏پذيرد. اما به‏هيچ‏وجه آراء مجلس با كمتر 14 كل نمايندگان به اضافه يك رأى‏صورت قانونى پيدا نمى‏كند. هر يك از اعضاى هيأت وزيران، چنانچه در جلسات‏مجلس شركت نمايند مى‏توانند حق رأى خود را به‏وزير ديگرى تفويض نمايند، اما درهر حال يك وزير نمى‏تواند با رأى خود بيش از دو رأى داشته باشد.

 ه. علنى بودن جلسات مجلس و انتشار آنها:

اصل 97. جلسات عمومى مجلس علنى است و در مجله صورتجلسه مجله(Tutanak|dergisi  )به طور كامل منتشر مى‏گردد.

مجلس براساس احكام آيين‏نامه داخلى خود مى‏تواند جلسات غيرعلنى نيز داشته‏باشد. انتشار مطالب مطرح شده در اين جلسات به نظر مجلس بستگى دارد. انتشارنظرات علنى ابراز شده در مجلس در صورتى كه منجر به تصميم‏گيرى نشود، به پيشنهادهيأت رئيسه مجلس به هر صورت ممكن آزاد است.

 4.راههاى كسب اطلاع و بازرسى مجلس:

الف  كليات:

اصل 98 .مجلس صلاحيت بازرسى و كنترل خود را از طرق تحقيقات مجلس، مذاكره‏عمومى، استيضاح و سؤال كردن اعمال مى‏نمايد.

سؤال كردن عبارت از درخواست اطلاع نمايندگان مجلس از نخست‏وزير يا وزيران‏است كه به صورت شفاهى يا كتبى جواب لازم داده مى‏شود. سوال نمايندگان به هيأت‏وزيران داده مى‏شود.

تحقيق مجلس عبارت است از بررسى مجلس در مورد موضوعى مشخص كه باهدف كسب اطلاع انجام مى‏گيرد.

مذاكره عمومى عبارت است از مباحثات نمايندگان در جلسات عمومى مجلس درمورد موضوعى معين كه مربوط به فعاليت‏هاى جامعه يا دولت باشد.

شكل و محتواى طرحها و پاسخهاى كامل مجلس كه با سؤال، تحقيق و مذاكره‏عمومى انجام مى‏شود و نيز شيوه‏هاى مذاكره و تحقيق نمايندگان از طريق آيين‏نامه‏داخلى معين مى‏گردد.

 ب  استيضاح:

اصل 99 .پيشنهاد استيضاح از طرف يك حزب سياسى يا حداقل با امضاى 20 نماينده‏مجلس صورت مى‏پذيرد.

پيشنهاد استيضاح پس از طرح، ظرف 3 روز به صورت چاپ شده در اختيارنمايندگان قرار مى‏گيرد و ظرف ده روز پس از پخش آن، نمايندگان در مورد اينكه‏استيضاح در مجلس مطرح خواهد شد يا نه مذاكره مى‏نمايند. در اين مذاكره، يك نفر ازاستيضاح‏كنندگان، از طرف حزب سياسى يك نفر نماينده و از طرف هيأت وزيران‏نخست وزير يا يك وزير صحبت مى‏كنند.

همزمان با تصميم‏گيرى در مورد طرح استيضاح، روز بحث و بررسى آن نيز مشخص‏مى‏گردد. اما زمان رسيدگى و مباحثه نبايد قبل از گذشت دو روز از تاريخ تصميم‏گيرى‏مجلس در مورد طرح استيضاح و يا هفت روز بعد از آن صورت گيرد.

رأى‏گيرى در مورد پيشنهادهاى مستدل نمايندگان يا احزاب در خصوص عدم اعتماديا درخواست اعتماد مجدد هيأت وزيران بعد از گذشت يك روز تمام صورت مى‏گيرد.

سقوط هيأت وزيران يا يك وزير با اكثريت مطلق كل نمايندگان حاضر عملى مى‏شود.در رأى‏گيرى فقط آراء مربوط به عدم اعتماد شمرده مى‏شود.

مجلس به منظور اجراى متعادل فعاليتهايش و تناسب اقداماتش با قواعد بالا شرايطاستيضاح و ديگر مسائل را از طريق آيين‏نامه داخلى معين مى‏نمايد.

 ج  سؤال مجلس از نخست‏وزير يا وزيران:

اصل 100 .(اصلاح‏شده به موجب ماده 31 مصوبه شماره 4709مورخ 2001/10/3مجلس) با پيشنهاد حداقل 110 )يكدهم( كل نمايندگان، مى‏توان در مورد نخست‏وزير ياهر يك از وزيران سؤال نمود. مجلس‏اين درخواست را حداكثر ظرف يك ماه بررسى واعلام نظر مى‏نمايد. درصورت تصويب درخواست مذكور، سؤال از طريق يك كميسيون‏پانزده‏نفره‏كه ازميان سه‏برابر نامزدهاى كميسيون و باتوجه به نسبت اقتدار احزاب‏موجود در مجلس برگزيده مى‏شوند، انجام مى‏شود. كميسيون گزارش خود را در موردنتيجه سؤال ظرف دو ماه به مجلس تقديم مى‏نمايد.

چنانچه كميسيون گزارش خود را در مدت مذكور تقديم ننمايد، مجلس فقط براى‏يك بار دو ماه ديگر به كميسيون مهلت مى‏دهد.

گزارش بايد در اين مدت به رئيس مجلس تسليم شود. گزارش از تاريخ تسليم به‏رئيس مجلس، ظرف 10 روز توزيع مى‏شود و از تاريخ توزيع، در مدت 10 روز بررسى‏مى‏شود و در صورت لزوم موضوع را به محكمه عالى )محكمه ويژه رسيدگى به‏تخلفات مقامات ارشد كشور( مى‏فرستد. تصميم به ارسال گزارش به محكمه عالى‏نيازمند اكثريت مطلق آراء مخفى نمايندگان است.

گروههاى حزبى مجلس نمى‏توانند درمورد سؤال مطرح در مجلس مذاكره كرده و يااتخاذ تصميم كنند.