خردگوهری است تابان كه با آن می توان ارزش معرفت،اخلاق وتجربه هاي ديگرراتشخيص داد. این گوهر گرانبها راهنما وروشنگرحقيقي آدمیان است.تشخيص سودوزیان باخرد است.به ياري آن مي توان به فرهنگ، اخلاق،مدنيت،فكر،انديشه وعقيده نيرو و روشني بخشيد.عقلانيت درزندگي فردي و جمعي جایگاه بسيار والایی داردوميوه آن شيرين تر وشفابخش ترازهرچیزديگري است.مردم به لطف آن بر ميزان تعاملات اجتماعي می افزایند، اززندگي فردي وجمعي سودمي برند و ازهزينه هاي گزاف اجتماعي خویش مي کاهند.اگرآدمی خرد نداشت،میان او وسایرموجودات تمایزچندانی نبود.به قول سعدی:

هیچ دانی تاخردبه یاروان من بگویم گربداری استوار

آدمی را عقل باید در بدن ورنه جان درکالبدداردحمار

انسان به راهنمايي خرد خدا را می پرستدوسپاسگزارنعمت های او می شود.اگرخردنبود،انسان درزمره ضعیف ترین موجودات جهان قرارمی گرفت .اما به کمک آن براین کره خاکی سیطره یافته است. فردوسي درزمينه خرد ابياتي درشاهنامه دارد كه گوياي جايگاه والاي آن است.اين حكيم فرزانه مي گويد:

خرد بهتر از هر چه ایـــــزد بداد ستایش خرد را به از راه داد

خرد رهنمای و خرد دلگشــای خرد دست گیرد به هر دو سرای

ازو شادمانی وزویت غـم است وزویت فزونی وزویت کم است

خرد تیره و مرد روشـــــن روان نباشد همی شادمان یک زمان

کسی کو خرد را ندارد ز پیـش دلش گردد از کردهٔ خویش ریش

ازویی به هر دو سرای ارجمند گسسته خرد پای دارد ببند

خرد چشم جانست چون بنگری تو بی‌چشم شادان جهان نسپری

اوصاف خردمندان

انسان خردمند اوصاف ونشانه هاي زیادی داردكه درزيربه برخي ازآنها اشاره مي شود:

۱. اگرچيزي رانمي داندباشجاعت بگويد: نمی‌دانم،اما درصورت نيازتحقيق مي كنم وپاسخ آنرا پيدامي كنم‌.هيچ كس همه چيزرانمي داند.اما برخي ازمردم ازعبارت"نمي دانم" خوششان نمي آيد؛چراكه آن رانشانه ناآگاهي تلقي مي كنندوبدين روي،باوجود نداشتن علم درمسئله اي اظهارفضل ودانش وآگاهي مي كنند.درحالي كه شجاعت شخص نه فقط درميدان جنگ بلكه درجايي نيزكه برناآگاهي خوداعتراف مي كند،بارزتراست.به قول شاعر:

تابدانجارسيددانش من كه بدانم همي كه ندانم.

۲.تنها به حكم ضرورت ازكسي تقاضايي داشته باشد و بيشتر به همت، تلاش،فکر، برنامه‌ریزی و داشته هاي خود بسنده کند. قناعت فضيلت بزرگي است.درمقابل،طمع ورزي رذيلت اخلاقي تلقي مي شود. به قول صائب تبريزي:

دست طمع كه پيش كسان مي كني دراز پل بسته اي كه بگذري زآبروي خويش

اگركسي درزندگي خودراه قناعت رادرپيش گيرد،بي گمان حرمت وجايگاه اوحفظ مي شود.درمقابل،زمينه هاي فعاليت ،تلاش وبرنامه ريزي اوبرانگيخته مي شود.به قول سعدي،قناعت موجب توانگري است.

قناعت توانگركندمردرا خبركن حريص جهانگرد را

۳. در موضوعاتی که اطلاعات كافي ندارد، اظهار‌نظر نکند.يكي ازمشكلاتي كه مردم درروابط خود بايكديگر دارند،فضل فروشي است.اگركسي درموضوعي آگاهي كافي ندارد، چرا بايد همانند فرد مطلعي اظهار نظركند؟ آيا نداشتن آگاهي نسبت به مسئله اي به عنوان يك عيب تلقي مي شود؟ متاسفانه، بسياري ازمردم درموضوعات سياسي، فكري، ديني ومانندآنها بدون اينكه علم كافي داشته باشند،نظرمي دهندومشكلاتي رابه وجودمي آورند.

۴. دغدغه اصلي زندگی او، رعايت نظم،اخلاق حسنه ومسئوليت فردي باشد.رعايت اموري؛چون نظم عمومي ،اخلاق حسنه واحساس مسئوليت فردي واجتماعي ازضرورت هاي زندگي مدني است.هركس وظيفه داردبراي رعايت آنها درزندگي فردي واجتماعي تلاش كند.هيچ جامعه اي بدون رعايت پايه هاي اخلاق،قانونمندي ومسئوليت نمي تواندازعقلانيت دفاع كند.بي گمان،هرجامعه اي به هرميزان كه به قواعد نظم،اخلاق حسنه ومسئوليت پايبندباشد،به همان نسبت مي تواند ازدرخت پربارعقلانيت ميوه بچيند.

آنكه به نظم عمومي واخلاق حسنه احترام نگذاردوبه مسئوليت فردي واجتماعي خويش وقعي قائل نشود،چگونه مي تواند خودرافردي خردمند وآگاه بداند!

۵. ازشنيدن ديدگاه هاي متفاوت باكي نداشته باشدوبراين قول حكيمانه كه :"همه كس راهمگان دانند"احترام بگذارد.خودبرتربيني نشانه خود محوري است.آدميان باشنيدن ديدگاه هاي ديگران به بلوغ فكري مي رسندومي توانند ازتجارب ودانسته هاي آنان بهره مندشوند.

۶. اسرارونهفته هاي خصوصي ديگران را،بدون اجازه آنان به شخص دیگری بازگو نکند.چه خوش گفته اند:" مرد سر می دهد اما سر نمی دهد." حافظ شيرين سخن درديوان خود دراهميت رازداري مي گويد:

وصـــال او زعمـــــر جـــاودان به خداوندا مرا آن ده که آن به

به شمشیرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به

يكي ازنشانگان امانتداري رازداري است.اگركسي ازصفت امين بودن خوشش مي آيد،بايداين فضيلت اخلاقي راهرچه بيشتر درخودش پرورش دهدوبدين ترتيب،ازآثاروفوايد بي شمار آن بهره مندشود. افشاي مسائل خصوصي ديگران،بدون اينكه بازگونكردن آن ها حقي را ازفاش كننده ضايع كند،نشانه پستي وبداخلاقي است.خداوندمتعال دريك مورداجازه مي دهدكه بدي ها بيان شوندوآن جايي است كه درحق كسي ظلم شده باشد.درقرآن كريم آمده است:" لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا"؛خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست.(نساء،148)درمقابل ،ازديدگاه قرآني اشكالي نداردكه كارخيري آشكارشوديادرنهان بماند:" إِن تُبْدُواْ خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُواْ عَن سُوَءٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا"؛ اگر خيرى را آشكار كنيد يا پنهانش داريد يا از بديى درگذريد پس خدا درگذرنده تواناست.(نساء،149)

ازاين روي،مي توان خبري راكه درآن خيري نهفته است،فاش ياپنهان كرد.چراكه بافاش كردن كار نيكوي ديگران ،خوبي هاي آنان آشكارمي گردد.اما اگرفردنيكوكاردوست نداشته باشد، كارنيكش نيزفاش شود،بايدبه خواسته اواحترام گذاشت.

۷. به رعايت بهداشت عمومي ومحيط زيست احترام بگذارد.ازآلوده كردن خيابان،جاده،وسايل نقليه عمومي،جنگل ومحيط هاي تفريحي پرهيزكندواگرمي توانددربهداشت محيط كوشاباشد.

8.اگرازكسي نقل قول مي کند، دربيان آن ‌‌‌امانت رارعايت كند.امانت داري فقط درامورمالي نيست.بلكه اگركسي سخني را نيز ازديگري نقل مي كند،بايدبه قاعده امانتداري گردن نهدوازتحريف وجعل سخن ديگري خودداري كند.تحريف وجعل نشانه دروغگويي وعدم صداقت است.آنكه صداقت ندارد،چگونه مي تواندازامانت داري دم بزند؟اين درحالي است كه امانتداري درميان درستكاران معناپيدامي كند.ترديدي نيست كه آدم خردمند درمقابل حكم امانتداري سرتعظيم فرودمي آوردوسخن مردم رابريده ،ناقص وتحريف شده نقل نمي كند.

۹. دائما در حال تغییر و بهتر شدن باشد، به طوری که اطرافیان آن را حس کنند.شكوفايي،پيشرفت وبهترشدن ازنشانه هاي موفقيت آدمي است.هركس بايدتلاش كندكه براي بهبودامورخودزحمت بكشدوازهرگونه تنبلي،بي عاري وركود دوري ورزد.بديهي است رشد وپيشرفت نگاه مردم رانسبت به اشخاص تغييرمي دهد.خرد وحكمت حكم مي كندكه افرادكوشا درامورمدني روبه جلوباشند.

۱۰. از اینکه دیگران را به پذيرش خود و افکارش دعوت کند، دوري کند.بهترين پذيرش آن است كه درآن هيچ گونه دروغ،فريب،اكراه،منفعت طلبي ومانندآنها دخالتي نداشته باشد.اگركسي باوعده و وعيد ديگري رابه پذيرش انديشه خود دعوت كند،بي ترديد، درآن دعوت منفعتي راتعقيب مي كند.اماخردمندان با زر،زوروتزويرديگران رااقناع نمي كنند؛چراكه نتايج تلخي رابه بارمي آورند.

۱۱. برای بهره مندي اززيبايي هاي طبيعت ،آب هاي معدني،محیط جنگل ،ميراث فرهنگي ومانندآنها وقت بگذارد.به مصداق آيه كريمه :" وسيروا في الارض" گردشگري راامري لازم وپسنديده بداندوازعجايب آفرينش آگاهي پيداكند.

۱۲. این ظرفیت را در خود ایجاد کند که فورا به دیگران واکنش نشان ندهد.ديدگاه،رفتار وخوي مردم يكسان نيست.ازااين روي،طبيعي است كه آنان رفتار،منش ونگرش متفاوتي داشته باشند.انسان عاقل كسي است كه اين تفاوت هارا امري عادي بداندوبه هنگام برخوردفكري وعملي باكسي واكنش عاقلانه اي ازخودبروزدهد.عواملي؛چون سن،معرفت،صفات دروني ،موقعيت و...درواكنش هاي آدميان موثرند.اما، بايدپذيرفت كه واكنش هاي فوري معمولا پيامدهاي نامطلوبي دارندوجلوگيري ازآن به ويژه به هنگام بروزاحساساتي ؛مانند خشم وعاطفه نشانه اي از خردمندي است.

۱۳. بخشي از وقت، انرژی و شايستگي خود را رايگان صرف خدمت به جامعه کند.خدمت به مردم عبادت است.به قول سعدي درگلستان:

عبادت بجرخدمت خلق نيست به تسبيح وسجاده ودلق نيست

خدمت به مردم وگره گشايي ازآنان تاثيربسزايي درشادابي وزنده دلي دارد.آنكه گرهي ازمشكلات افرادنيازمندرامي گشايد،بي گمان به لحاظ رواني،احساس رضايتمندي وخوشنودي بيشتري مي كند.وانگهي،خدمت به خلق سطح اعتماد،حسن نيت واخلاقي عمومي را ارتقاءمي بخشد.اگرمردم بخشي ازانرژي خودرابه رايگان درحل مقتضيات جامعه صرف كنند،بي ترديد،جامعه نيزازآنان با نيكي استقبال خواهدكرد.

۱۴. در كاري که مهارت وتسلط كافي ندارد، مسئولیت نپذیرد.آنكه بدون آگاهي،تجربه واستادي كاري راشروع كند،بي گمان مسئوليت پذيري اوخالي ازاشكال نخواهدبود.اما آياهمه مردم ازشكم مادراستادبه دنيامي آيند؟ترديدي نيست كه مهارت انسان ها باتمرين،آموزش وتجربه افزون تر مي گردد.ولي،بايدپذيرفت آنكه مسئوليتي راقبول مي كند،بايدحداقل مهارتي درآن كارداشته باشدوگرنه باشكست مواجه خواهدشد.

۱۵. بداند كه خوشبختی درراحتی و مصرف‌گرایی محض نيست،بلكه دركار،صرفه جويي وقناعت است. بسياري ازمردم سعادت رادرراحتي ،تنعم ومصرف گرايي مي دانند.اين درحالي است كه اسراف وتبذيرامري كاملا نابخردانه است.دربرابر،صرفه جويي وقناعت نشانه خردمندي است.هركس به ضرورت هاي صرفه جويي درزندگي فردي واجتماعي وقعي ننهد،بي گمان،گرفتارمشكلات گوناگون مي شود.جامعه بدون رعايت قناعت وصرفه جويي بابحران هاي مختلفي مواجه مي شود.اين درحالي است كه صرفه جويي آرامش،امنيت وآسايش رابه ارمغان مي آورد.درداستان حضرت يوسف ، دوعامل صرفه جويي وذخيره گندم درانبارها مردم را ازعوارض حتمي قحطي نجات داد.اين داستان ،درموردهمه ملل صادق است.اگرملتي بخواهدازبحران هاي ناگهاني آسيبي نبيند،چاره اي بجزبرنامه ريزي براي صرفه جويي وذخيره موادغذايي ولوازم ضروري زندگي مردم ندارد.

۱۶. کار‌ها و رفتارهای خود‌را ارزيابي و اشتباهاتش را اصلاح کند.انسان داراي عصمت مطلق نيست و ممكن است رفتارش درجايي نادرست باشد.اما اگركسي اعمال خودراارزيابي نكند،نمي تواندهميشه درمسيرخير،درستي وصلاح گام بردارد.ازاين روي،ارزيابي وپردازشگري اعمال ورفتارآدمي امري ضروري است وبي گمان،بدون آن درمعرض اشتباه قرارمي گيرد. وانگهي، امروزه،حتي افرادانديشمندوصاحب نظرنيزنيازبه مشاوره وگفتگودارندو مي دانندكه براي كمك به اصلاح رفتارفردي واجتماعي مطالعه،بررسي ،هم انديشي وكسب آگاهي كافي لازم است.براي گرفتن تصميم درست همه مردم حتي پيامبران الهي نيزنيازمند مشورت هستند.به طوري كه خداوندمتعال درقرآن كريم خطاب به پيامبراكرم مي فرمايد:" وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ"؛ و در كار[ها] با آنان مشورت كن(آل عمران،159)

17.اشتباه خود رابپذيرد وبه جاي اختلاف ونزاع به گفتگوو همفكري بينديشد.پذيرش اشتباه نه تنها نشانه شجاعت است بلكه بازگوكننده عقلانيت فرد است. خردمند پذيرش شكست رادرزندگي فردي واجتماعي امري طبيعي مي داند.هيچ كس هميشه برنده نيست.بلكه برندگان معمولا شكست هايي نيزداشته اند.اما لجاجت ،مقاومت وعدم قبول اشتباه ازعقلانيت فردحكايت نمي كند.آنكه عاقل است،به هنگام اشتباه ازتجارب ،مشورت ها و ديدگاه هاي ديگران استفاده مي كندتادوباره بااشتباه ديگري روبرونشود.

۱۸. حریم شهروندان رادر مواردي؛ چون نظم صفوف، شيوه رانندگي،خود‌پرداز بانک، پارک کردن خودرو،پاكيزگي فضاي مشترك، نزاکت عمومی، عابر پیاده، صحبت آرام و...رعایت کند.

۱۹. سعي كند به تایید و تمجید دیگران اهميت ندهد.آنكه به تمجيدوبزرگ نمايي ديگران اهميت زيادي مي دهد،بي گمان فردي احساسي،دهن بين وبي نظم است.اگركسي به تملق وچاپلوسي ديگران عادت كند،نمي تواندزندگي سالمي داشته باشد.انسان خردمندكسي است كه راه خودراخوب بشناسدودراين مسيرازانديشمندان وصاحب نظران كمك بگيرد،امادرانتطارتمجيدديگران نماند.

۲۰.عمرخودراعزيزبداندوبراي بهره مندي درست ازآن از امكاناتي ؛نظير سينما،تآتر،برنامه هاي موسيقي ، موزه، بوستان ، چشمه هاي معدني،كوه نوردي،گردشگري، ،درهمايش هاي علمي، مسجد وتفريحات سالم ديگربهره بگيرد.

۲۱. در هر نوع تصمیم‌گیری راه‌های مختلف رابررسي وارزيابي كند.درصورت احساس نيازباافرادآگاه ،باتجربه وصاحب نظرمشورت كند وآنگاه تصميم لازم را بگيرد.چه خوب گفته اند:"همه چيزراهمگان دانند".هركس بايدبداندكه تصميم گيري درهركاري نيازمندفرايندي است. اگركسي بدون فكر و مطالعه وكمك گرفتن ازافرادكاردان وباتجربه تصميم بگيرد،احتمال خطاي اوبيشترخواهدشد.ازاين روي،خردحكم مي كند براي كاستن ازميزان خطاي خويش بدون مطالعه وكسب آگاهي كافي تصميم نگيرد.به ويژه آنكه آفت يك تصميم ، دخالت عنصر خشم درآن است.

۲۲. با رفتار خود به دیگران نشان دهد، تفاوت میان نظم وبي نظمي رامي داند.نظم درامورنشانه خوبي براي تشخيص قانونمندي است.آنكه به نظم اهميت نمي دهد،بي ترديد نمي تواندفردي قانونمند باشدوبه وعده هاي خودبه موقع عمل كند.

۲۳. بداندكه سپاسگذاري ازديگران به خاطر نزاکت، اخلاق، دانش و خلاقیتشان به گسترش اخلاق نيكوودانش دوستي كمك مي كندوازجهل وتنبلي جامعه مي كاهد.سياست تشويق افرادخلاق،نوانديش ،انديشمندوخوش اخلاق،آثارو نتايج درخشاني داردوسرمايه هاي اجتماعي رافزوني مي بخشد.

۲۴. قبل از قضاوت کردن در مورد فردی، با او تعامل فکری داشته باشد تا با جهان او آشنا شود.پيشداوري نتيجه غفلت افراد است.اگركسي قبل ازداوري باشخص موردنظرگفتگوكند،ديدگاه خودرا نسبت به وي اصلاح مي كندوازپيشداوري ها وقضاوت هاي ناروا پرهيزمي كند.گاهي ،پيشداوري هاي علط صدمات زيادي رابه جامعه واردمي كند.يكي ازريشه هاي گسترش شايعه همين پيشداوري هاي غلط است.

۲۵. از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و برتری‌های دیگران نارحت نباشد.تفاوت انسان ها به لحاظ علمي،فكري،مالي و... امري طبيعي است. خردمند كسي است كه اين تفاوت ها رابپذيردوازبرتري هاي عادلانه ديگران ناراحت نشود.اگركسي تلاش علمي،يدي وفكري بكند ودراثرآن ازموقعيت بهتري برخوردارشود،چرابايدازاين رشدمعقول وي ناراحت وغمگين شد؟اين درحالي است كه به مصداق آيه قرآني :" ليس للانسان الاماسعي"حق بهره مندي ازثمرات سعي وتلاش امري طبيعي است.انسان عاقل بدون رنج بردن ازپيشرفت ديگران،باسعي وزحمت خودبراي بهبود موقعيت بهترتلاش مي كندوازنتايج آن بهره مندمي شود.

۲۶. اجازه دهد افراد، سخن خود را تمام کنند. سعدي درگلستان مي گويد :

یکی را از حکما شنیدم که می‌گفت هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز کند.

سخن را سر است اى خداوند و بن میاور سخن در میان سخن

خداوند تدبیر و فرهنـــــگ و هوش نگوید سخن تا نبیند خموش

يكي ازنشانه هاي خردمندي احترام گذاشتن به مخاطب است.بي گمان، بريدن سخن وگوش ندادن به حرف ديگران سبب نارحتي وسوء تفاهم مي شودوهمين امرهزينه هاي زيادي رابه افرادجامعه تحميل مي كند.بريدن حرف ديگري حرمت افراد را ازبين مي برد.

۲۷. به رازونياز به عنوان یک منبع تمرکز، آرامش و مراقبه نگاه کند.انسان ها با رازونيازاست كه مي توانندبه بررسي رفتارواعمال خودبينديشندوبراي اصلاح آن تلاش كنند.درقرآن كريم آمده است: "أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ "؛آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد(رعد،28)

۲۸. بخشي از وقت خود را صرف توسعه فردی، فکری، اخلاقی و مدنی نماید.شهروندان دربرابرجامعه خود مسئوليت اخلاقي ومدني دارند.چگونه ممكن است كه كسي با بهره گيري ازامكانات وتوانايي هاي كشوررشد، آگاهي وشايستگي پيداكند،اما خودرادرقبال مردم مسئول نداند! كاستن ازنارسايي هاي فكري،فرهنگي،مدني وتربيتي جامعه وظيفه اي همگاني.شهروندان باگسترش نيكي ها وكاستن ازبدي ها مي توانند به توسعه مدني واخلاقي جامعه خويش كمك كنند.

۲۹. درزندگي فردي و مدني خود مدارا،تساهل وتسامح پيشه كند.سه عنصر مدارا،تساهل وتسامح درزندگي فردي واجتماعي به آزادي انديشيدن وخردورزي كمك مي كنند.اين درحالي است كه سخت گيري،تعصب وتصلب سه عامل مهم محدودكننده عقلانيت اند.مولانا چقدرخوب گفته است:

این جهان همچون درخت است ای کرام ما بر او چون میوه های نیم خام

سخــت گیــرد خامــــــــها مر شـــاخ را زانکه در خامی نشاید کاخ را

چون بپخت و گشــت شیرین، لب گزان سست گیرد شاخه ها را بعد از آن

سختگیری و تعصــــــــب خامی است تا جنینی، کار، خون آشامی است

سخت گيري هاي قومي،زباني،ديني انسان هارا ازخردورزي دورمي كند.اين درحالي است كه بدون مداراوتسامح زندگي مدني مردم دچارمشكل جدي مي شود.به قول حافظ شيرازي:

آسايش دوگيتي محصول اين دوحرف است بادوستان مروت بادشمنان مدارا

۳۰. حداقل یک ساعت در روز‌ مطالعه کند.فردوسي دراهميت دانش مي گويد:

به گفتار داننــــــــدگان راه جــوی به گیتی بپوی و به هر کس بگوی

ز هر دانشی چون سخن بشنوی از آموختن یک زمان نغنوی

چو دیدار یابی به شـاخ ســـخـن بدانی که دانش نیاید به بن

زدانـــــش دربي نيازي بجــــوي وگرچندسختيت آيدبروي

اهميت مطالعه ازآنجايي است كه بردانش آدمي مي افزايد.ازاين روي،اگركسي خواهان دانش واگاهي است،بايدبخشي ازاوقات خودرابه مطالعه علمي سپري كند كه فوايدبي شماري دارد.

مطالعه درزمينه موضوعات ديني،فرهنگي،اجتماعي،حقوقي،فلسفي،عرفاني،پزشكي،سياسي ، اقتصادي و...به گستره آگاهي انسان كمك مي كند.اگرگفته اند:"بزرگي به عقل است نه به سال "منظور آزآن عقلي است كه داراي معرفت ،پختگی وتجربه است.آنكه ازمعرفت هاي بشري بهره ای نداشته باشد،بي گمان،داری خرد ورزيده ای نيزنخواهدبود.چراكه تعقل همان خردورزی است که فربی آن باگفتگو،انديشيدن ،مرافبه،تجربه اندوزی،مطالعه وکسب علوم تامین مي شود.

علي حكيم پور