X
تبلیغات
علی حکیم پور - جایگاه بهداشت درقرآن

بهداشت عبارت ازمجموعه ای ازاقدامات ایجابی وسلبی است که به تندرستی وسلامت روان وتن کمک می کند.وقتی ازبهداشت صحبت می شود،منظورازآن، صرفا رعایت نظافت وپاکیزگی نیست؛بلکه هرآن چه درسلامتی جسم وروان دخالت دارد،جزئی از بهداشت محسوب می گردد،چراکه اموری؛چون تغذیه، خواب، استراحت، پوشش، شادابی،کار،رفاه،آسایش،روابط اجتماعی،فراخی فکر وباورهای دینی نیزدربهداشت فرد وجامعه نقش بارزی دارند.

جایگاه بهداشت درزندگی فردی واجتماعی

بهداشت درزندگی فردی واجتماعی انسان ها جایگاه ویژه ای دارد.با رعایت اصول بهداشت، سلامتی تن وروان تامین می گردد.جامعه ای که به بهداشت اهمیت ندهد ،نمی تواند روی آسایش وسلامتی را ببیند.به بیان دیگر تفرج،آرامش وسلامتی مردم عمدتاحاصل رعایت بهداشت است وبدون رعایت آن حیات فردی واجتماعی با خطرات وزیان های جدی روبرومی شود.

به تجربه ثابت شده است آنهایی که پایبند اصول وقواعد بهداشت هستند ،ازعمربیشتری برخوردارند،زیراکه عمرانسان ها با رعایت اصول بهداشت ارتباط وثیقی دارد.چنانکه،دربرخی از کشورها نرخ امید به زندگی ۸۰سال است.این درحالی است که درکشورهای کمترتوسعه یافته میزان آن به مراتب کمتر است.

چقدرخوب گفته اند که "عقل سالم دربدن سالم است"،چرا که بدون سلامتی بدن، عقل نیز متاثرازرنج ها وآلام آن می شود و نمی تواند به خوبی ازعهده حل گره های اجتماعی وفردی برآید.مفاهیم

درقرآن کریم مفاهیم بهداشتی دارای دوجنبه ایجابی وسلبی است که بارعایت آنها سلامتی روح وتن تضمین می شود.

مفاهیم ایجابی:

طهارت؛

طهارت عبارت از مطلق پاکیزگی است ؛خواه روحی و خواه بدنی .واژه "طهارت" خانه کعبه درآیه زیرهم شامل تمیزی زمین آن است وهم به معنای پاکیزگی ایمانی درون خانه خدا که با ورود افراد مشرک آلوده می شود.این حکم درمورد سایرمساجد نیز صادق است وبه همین دلیل است که ورود کفاربه آنها حرام شمرده شده است.

"وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ"؛وچون براى ابراهيم جاى خانه را معين كرديم [بدو گفتيم] چيزى را با من شريك مگردان و خانه‏ام را براى طواف‏كنندگان و قيام‏كنندگان و ركوع‏كنندگان [و] سجده‏كنندگان پاكيزه دار(حج،۲۶)

درآیه ۴سوره مدثر،منظورازطهارت لباس شرط بودن پاکیزگی آن دررازونیازاست.فردی که به عبادت ورازونیازمی پردازد،باید دقت کند که لباسش پاک وعاری ازآلودگی باشد.این دستوربهداشتی زمینه سازسلامتی ونظافت است"وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ" و لباس خويشتن را پاك كن.

آیه ۱۰۸سوره توبه نیز اهمیت پاکیزگی به ویژه مساجد رانشان می دهد،چراکه نباید مکان های عبادی به ناپاکی ها آلوده شوند. خداوند دراین آیه به صراحت می فرماید که پاکان رادوست دارد.بنابراین،پاکیزگی اعم ازجسمی وروحی مورد عنایت اوست.

نکته مهم دیگراینکه اگر خداوند پاکی رادوست دارد،چرا نباید به این دستورزیبای الهی توجه کرد؟این درحالی است که بهداشت وپاکی درشخصیت افراد تاثیربه سزایی داردوبه ارتقای جایگاه وموقعیت آنان کمک می کند.

لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ؛ هرگز در آن جا مايست چرا كه مسجدى كه از روز نخستين بر پايه تقوا بنا شده سزاوارتر است كه در آن [به نماز] ايستى [و] در آن مردانى‏اند كه دوست دارند خود را پاك سازند و خدا كسانى را كه خواهان پاكى‏اند دوست مى‏دارد(توبه،۱۰۸)

دراحکام دینی عمدتا ازسه مصداق پاکی؛یعنی وضو،غسل وتیمم بحث می شود.

وضووغسل نوعا به نظافت وپاکیزگی بدن وطهارت درونی کمک می کنند. اما تیمم باخاک ارتباطی با نظافت بدنی نداردوبیشتربه عنوان جایگزین موقت آن دو اعتباردارد ونوعی رفع تکلیف وطهارت درونی تلقی می شود" مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ".بنابراین،کسی که می تواند وضوبگیرد یاغسل کند،نمی تواند تکلیف دینی خودرابا تیمم کردن به جا آورد.

غسل یکی ازکامل ترین شیوه های  پاکی ونظافت بدن است،چرا که باآن کل بدن  شسته می شود.تفاوت عمده ای که غسل باآبتنی وحمام کردن  دارد،درنیت وعبادی بودن آن است.نیت عنصرمهم همه عبادات دینی است.بنابراین،غسل بدون نیت ازدیدگاه شرع رافع تکلیف نیست؛هرچند که به نظافت تن منجرشود.انواع غسل های دینی اعم ازواجب ومستحب درادیان الهی وجود دارد که همگی آنهابه بهداشت تن وروان کمک می کنند.بهداشت تن با شستن کل بدن ممکن می شود وبهداشت روان با نیت دینی ،ادای تکلیف وثواب هایی که برای آنها ذکرشده است، محقق می گردد.

وضونیز ازمقدمات اصلی نماز است که به پاکی مستمربخشی ازبدن کمک می کند.انجام آن درمقایسه با غسل بسیارآسان تراست. درقرآن کریم کیفیت وضووتیمم گرفتن مشخص شده است.

"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ" ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون به نماز برخيزيد صورت و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پيشين مسح كنيد و اگر جنبید خود را پاك كنيد و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان تماس داشتید و آبى نيافتيد پس با خاك پاك تيمم كنيد و از آن به صورت و دستهايتان بكشيد خدا نمى‏خواهد بر شما تنگ بگيرد ليكن مى‏خواهد شما را پاك و نعمتش را بر شما تمام گرداند باشد كه سپاس بداريد (مائده،۶)

نظافت؛

نظافت عنصر اساسی بهداشت است وبدون رعایت آن نمی توان ازسلامتی برخورداربود.درنگاه دینی نیزنظافت جزئی ازایمان شمرده شده است"النظافة من الایمان".بنابراین،یک فرد نمی تواند درعین مومن بودن ،به اصول نظافت بی اعتنایی کند وخودرامومن بشمارد.وانگهی،توجه به انواع غسل های واجب واستحبابی ووضونیزدرزندگی عبادی ،اهمیت نظافت رادراسلام نشان می دهد.

رعایت نظافت تنها به آب وشستشوبستگی ندارد وبه شیوه های دیگرنیز می توان به آن عمل کرد.به طوری که با اصلاح  منظم سروصورت وموهای زائد بدن،اتوکردن  وبخیه زدن لباس، واکس کردن کفش ،تمیزنگه داشتن ظروف ووسائل دیگرمنزل،جاروکردن خانه،مرتب ومنظم کردن اشیا،ترمیم خرابی های دندان،درمان بیماری ها،تعمیروسائل خراب ،گردگیری جلوی ساختمان،رنگ کردن دیوارها، نرده های حیاط،خودروها ومانند آنها ،گل کاری،درخت کاری،شانه کردن موها،مسواک زدن،سالم نگه داشتن کتب درسی و...نیزمی توان به امر نظافت کمک کرد.

تزکیه؛

تزکیه به معنای پاکی درون است.بنابراین،هرآنچه به پاکی نفس وروان کمک می کند،نوعی تزکیه است.بدون پاکی درون ازپلیدی های نفسانی وباطنی نمی توان به طهارت معنوی رسید.درواقع،انسان همیشه با خصم درون درگیر است ونمی تواند بدون تزکیه خودرااززندان آن آن رهایی بخشد.به قول مولانا درمثنوی خویش:

ای شهان کشتیم ما خصم برون                      ماند خصمی زو بتر در اندرون

کشتن این کار عقل و هوش نیست       شیر باطن سخرهٔ خرگوش نیست

دوزخست این نفس و دوزخ اژدهاست  کو به دریاها نگردد کم و کاست

تزکیه درون امردشواری است وبه مقدماتی ؛ازجمله کاستن ازخواهشهای نفسانی ،مراقبت ازدرون وبرون، مطالعه راه های رسیدن به آن و سیروسلوک عملی نیازدارد .آزادی ازهوس ها وامیال درونی بدون داشتن درک درست از تزکیه وپیمودن راه های رسیدن به آن ممکن نیست.به قول سعدی: کارهرکس نیست خرمن کوبیدن/گاونرمی خواهد ومرد کهن

هرکسی خودراپاک ومنزه ازآلودگیها می داند و ازدیگران خرده گیری می کند،غافل ازاینکه ممکن است همان عیب جویی اونشانه عدم تزکیه اش باشد،چرا که بسیاری ازایرادگیری ها،سخن چینی ها وگمان های ناصواب به دوری انسان ازتزکیه نفس می انجامد.  

ازدیدگاه قرآنی، یکی ازراه های رسیدن به سعادت تزکیه درون است.انسانی که دارای باطنی آلوده وآغشته به انواع کشمکش هاست، چگونه می تواند به سعادت نائل آید؟ آیه ۹سوره مبارکه شمس به صراحت تزکیه راعامل بنیادی رستگاری معرفی می کند:" قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا؛ كه هر كس آن را پاك گردانيد قطعا رستگار شد.

تزکیه معمولا با پاک شدن ازآلودگی ها وهواجس درونی عملی میشود.اما گاهی به یک عمل بیرونی وابسته است.به طوری که با دادن زکات می توان به تزکیه درونی دست یافت.ضمن اینکه افرادمستحق به حقوق شرعی خود می رسد.

درکنارزکات مال،زکات علم نیزوجود دارد که با تعلیم آن  به دیگران ادا می شود.انسان ها باید ازدارایی های خود ، خواه مادی وخواه معنوی افراد نیازمند رامستفیض نمایند .بنابراین تعلیم علوم ،تجارب وآگاهی های مفید نیز مشمول حکم زکاتندوجزئی ازحقوق شهروندی افراد مستحق است.

امروزه،اطلاع رسانی درست نقش زیادی درافزایش میزان آگاهی وهوشیاری افراد داردوبا تبادل به موقع اخبار،گزارش ها وداده های همگانی شفافیت اموربیشتر می شود.درقرآن کریم تاکید زیادی به پرداخت زکات شده است وتادیه آن ازویژگیهای افراد مومن شمرده است."وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ"؛وآنان که زکات می پردازند(مومنون،۴)

بنابراین،تزکیه نفس وزکات مال ،علم ،تجربه وآگاهی های مفید دیگر به بهداشت فردوجامعه کمک می کند.این درحالی است که پول کثیف،علم کثیف وتجربیات وداده های کثیف به آلودگی های آنها دامن می زند.

طیبات؛

درلغتنامه دهخدا برای واژه طیب معانی :پاک،طاهر،حلال،خوش بو،لذیذ و...ذکرشده است.بنابراین،منظورازآن هرچیزی است که پاک ،معطر،حلال وموافق طبع انسانی است و بشرازخوردن آن لذت می برد.

بنابراین،هرچیزی که موافق طبع انسانی نیست ،دارای خبث وپلیدی است وافراد ازخوردن آن منزجرمی شوند، طیب نیست.خوردن طیبات با بهداشت وسلامتی انسان ارتباط دارند.درمقابل،خوردنی های خبیث به سلامتی انسان آسیب می رسانند.به همین دلیل است که خداوند درکتاب خویش برخی ازخوردنیهای حرام را برشمرده است وماراازاکل آنها نهی کرده است.مانند گوشت خوک،خون، میته و...

"يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ"؛اى پيامبران از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آنچه انجام مى‏دهيد دانايم(مومنون،۵۱)

مفاهیم سلبی

بهداشت مفهوم سلبی  هم داردو شامل هرکاروچیزی می شود که با اصول بهداشت وسلامتی فردو اجتماع سازگاری نداردوباید ازآن اجتناب کرد.درقرآن کریم به مواردی ازاین مفاهیم اشاره شده است که به بررسی آنها می پردازیم.

رجس؛

رجس درلغتنامه دهخدا با معانی زیرآمده است:پلیدی،گندگی،گناه،کفر،کرداربد،هرعملی که شخص رابه سوی عذاب بکشاند، هر کار زشت وبد،غضب،لعنت و...

ازبررسی آیات الهی نیزچنین برمی آید واژه رجس دربرگیرنده دومعنای پلیدی درونی وبیرونی است.درآیه زیرلفظ رجس به معنای پلیدی درونی: بیماری دل،نفاق وکفربه کاررفته است.بنابراین،نفاق وکفردو پلیدی درونی انسان هاست وهرکس گرفتارآن هاشد، آلوده می شود ،چرا که بیماری دل نوعی آلودگی است.

"وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ"؛اما كسانى كه در دلهايشان بيمارى است پليدى بر پليديشان افزود و در حال كفر درمى‏گذرند (توبه،۱۲۵)

درآیه زیرنیزبه پلیدی شراب،قمار،بتها وتیرهای قرعه اشاره شده است.پلیدی آنها نیزبه آثاروعوارض زشت وبد آنها مربوط می شود.بنابراین،نمی توان گفت که آلات قماروتیرهای قرعه که برای کشتن حیوانات انداخته می شد،نجسند.ازدیدگاه ،آیت الله صادقی تهرانی نیز، پلیدی شراب به معنای نجاست آن نیست بلکه واژه رجس ، پلیدی وزشتی عمل خوردن شراب رامی رساند وبه همین دلیل به شیطان نسبت داده شده است.(نگاه کنید،رساله توضیح المسائل وی،نجاسات،واژ شراب) .درواقع،معلوم نیست که آیا شیطان شراب خواراست یانه؟اما با توجه به گرایش آن به اعمال زشت وپلید،قرآن کریم کارهای بدی ؛چون قماروشراب خواری را به وی نسبت داده است.

"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ"؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويد(مائده،۹۰)

اما درآیه زیربه پلیدی بیرونی میته،خون،گوشت خوک وگوشت حیوانی که درذبح آن ازسرنافرمانی نام خدابرده نمی شود،تاکید شده است وباید ازخوردن آنها اجتناب کرد.

"قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ"؛ بگو در آنچه به من وحى شده است بر خورنده‏اى كه آن را مى‏خورد هيچ حرامى نمى‏يابم مگر آنكه مردار يا خون ريخته يا گوشت‏خوك باشد كه اينها همه پليدند يا [قربانيى كه] از روى نافرمانى [به هنگام ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده باشد پس كسى كه بدون سركشى و زياده‏خواهى [به خوردن آنها] ناچار گردد قطعا پروردگار تو آمرزنده مهربان است(انعام،۱۴۵)

بنابراین،رجس به معنای مطلق پلیدی وهرکاربد وزشت است.به بیان دیگر،هرآنچه با سلامتی روحی وجسمی انسان مغایرت دارد،پلید تلقی می شود.درواقع امرنیز،کارهایی؛ چون قماربازی،میخوارگی، خون خواری ،خوردن میته وچیزهای آلوده دیگربا بهداشت وسلامتی تن وروان افراد سازگاری ندارند.

نجس؛

واژه نجس یک باردرقرآن کریم به کاررفته است.ازدیدگاه آیت الله صادقی تهرانی ،واژه نجس به معنای پلیدی درونی افراد مشرک است(رجوع شود به رساله فقهی وی،نجاسات،واژه کافر).این درحالی است که بسیاری ازفقهای اسلامی نجس بودن مشرک رابیشتربه معنای نجاست وپلیدی بیرونی او می دانند.(رجوع کنید به کتب فقهی شیعه ورساله های توضیح المسائل مراجع تقلید)

"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ"؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد حقيقت اين است كه مشركان ناپاكند پس نبايد از سال آينده به مسجدالحرام نزديك شوند و اگر [در اين قطع رابطه] از فقر بيمناكيد پس به زودى خدا اگر بخواهد شما را به فضل خويش بى‏نياز مى‏گرداند كه خدا داناى حكيم است(توبه،۲۸)

به هرحال،دراحکام دینی واژه نجس عمدتا به نجاست وپلیدی مادی معناشده است.با نگاهی به کتب فقهی چیزهایی ؛چون خون، ادرار، مدفوع،منی،شراب،آبجو،خوک،سگ به عنوان عین نجس تلقی شده است وباید ازآنها اجتناب ورزید.

درواقعیت امر،رعایت احکام نجاسات به ارتقاسطح بهداشت جوامع مسلمان منجرشده است،زیرا که بااجتناب عملی ازموارد مذکورتاحد زیادی بهداشت وسلامتی جامعه تامین می شود.اما ادیانی که به پلیدی موارد ذکرشده نپرداخته اند،عملا پیروان آنها دربرخوردبا چیزهای نجس دقت کافی ندارند.

اما باید دقت داشت که با تحول جامعه بشری انواع پلیدی ونجاست ها نیز روبه فزونی گذاشته است وباید ازآنها نیز به عنوان عین نجس اجتناب ورزید.

امروزه،الودگی های دیگری جوامع انسانی راتهدید می کنند که به مراتب پلید تروخطرناک ترازنجاسات مذکورند؛مانند آب های آلوده صنعتی،فاضلاب منازل،،فضولات شیمیایی واتمی،انواع آسید ها،خوردنی های اعتیاد آور ونابود کننده ومحصولات مضردیگر

بنابراین،برای رعایت سلامتی وبهداشت بیشترباید درمورد انواع مواد آلوده کننده واعتیادآورمطالعه کافی داشت وبااطلاع رسانی،آموزش وهشدارهای دینی وبهداشتی کافی مردم رانسبت به خطرات وزیان های آنها آگاه کرد.

متاسفانه، اعتیاد به انواع مواد مخدر،روان گردان ها،تینر،قمار والکل خسارات جبران ناپذیری به معنویت وسلامتی جوامع بشری وارد می آورد وموجب می شود که بخشی ازهزینه های عمومی صرف درمان ومبارزه با آنها شود.فرد معتاد به الکل وروان گردانهایی ؛چون شیشه،کراک وهرماده اعتیاد آور دیگرنمی تواند زندگی سالمی داشته باشدوبی تردید،روابط اجتماعی او بادیگران تحت تاثیراعتیادش خواهد بود.

تدسیه؛

تدسیه درقرآن کریم به معنای آلودگی نفسانی فرد به کاررفته است و ازآن به مثابه ازدست دادن فلاح ورستگاری یاد شده است.فردی که ازدرون آلوده است،نمی تواند روی سعادت وآسایش را ببیند.اوبه منزله کسی است که همه چیزخودرا باخته وناامید شده است.چه چیزی بدترازباختن رستگاری است!بدا،به حال کسی که نفس آلوده ای دارد وخیال می کند که درزندگی خود برنده است،چراکه سعادت راتنها دررسیدن به مقام،پول وامیال درونی می داند وبس!این درحالی است که چنین افرادی درواقع بازنده اند."وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا"؛وهر كه آلوده‏اش ساخت قطعا درباخت (شمس،۱۰ )

فلسفه بهداشت

درجوامع آگاه ورشد یافته رعایت بهداشت یک امر ضروری  تلقی می شود .دراین جوامع برنامه ریزی ها وهزینه های زیادی درزمینه بهداشت فردوجامعه  انجام می گیرد،چرا که بدون برنامه ریزی،سیاست گذاری وتعیین راهبردها نمی توان بهداشت جامعه را تامین کرد.توجه به بهداشت دارای مبانی روشنی است که درزیر به چند مورد ازآن ها اشاره می شود.

تزکیه؛

اولین مبنای بهداشت، تزکیه درونی انسان است.اگر کشوری به تزکیه درونی مردم خود اهتمام نورزد،رذایل وپلیدی های اخلاقی روبه فزونی می گذارد.جامعه ای که آلوده به انواع پستی ها ،زشتی ها وبدکاری هاست، نمی تواند مدعی برخورداری ازبهداشت روانی گردد.

درواقع،یکی ازوظایف اساسی پیامبران الهی کمک به تزکیه درونی مردم بود.آنان با گسترش صفات نیک وتشویق مردم به فضیلت هایی ؛چون راستی،عدالت،حق گرایی،خیراندیشی،محبت،ایثار،وفاداری به عهد ،عشق ورزی و...صفاوصمیمیت رادرمیان امت خود نهادینه می کردند.

متاسفانه، برنامه ریزی ها وسیاست گذاری های دولت ها درزمینه های بهداشتی،عمدتا برمحورتوسعه  بیمارستان ومبارزه با بیماری های مسری ودرمان امراض عمومی مردم استواراست.این درحالی است که برخی ازآنها،به جای اهتمام به رشد اخلاق ومعنویت، به گسترش انواع آلودگی ها وبدآموزی ها دررسانه های عمومی به بهانه دفاع ازحقوق شهروندی وآزادی های عمومی، می پردازند.دراین کشورها،با پخش انوع فیلم های جنسی،ترسناک،بی هویت ،تبلیغی و...به سستی ارکان فکری واخلاقی جامعه دامن می زنند.حال آنکه،اهمیت بهداشت معنوی واخلاقی بیشترازبهداشت ظاهری وبدنی است.

جامعه آلوده به انواع زشتی ها وپلیدی ها نمی تواند مدنیت،هویت واخلاق خودراحفظ کند وحیات سالم وبانشاطی داشته باشد.درچنین جامعه ای،امنیت،اعتبار وآسایش مردم به خطرمی افتد،چرا که با گسترش آلودگی های اخلاقی ؛مانند خیانت،دروغ،ریا،بداندیشی ،نفاق،حیله گری و...جامعه ازدرون تهی می گردد.

طهارت؛

طهارت وپاکیزگی مبنای دیگر بهداشت است،چرا که بدون توجه به آن نمی توان بهداشت فردی واجتماعی راتامین کرد. پاکیزه نگه داشتن بدن،خانه،لباس،کوچه وخیابان واماکن عمومی دیگر به بهداشت جامعه کمک می کند.

مردم باید یاد گیرند که رعایت پاکیزگی وظیفه ای فردی و همگانی است و باید با اقدامات اصولی ، به بهداشت خودوجامعه کمک کنند.با آموزش شیوه های درست رعایت بهداشت به ویژه استفاده صحیح ازآب،صابون وموادشوینده دیگر می توان هزینه های سلامت جامعه راکاهش داد.

مصونیت؛

یکی دیگرازمبانی بهداشت مصونیت است.مصونیت عمدتا جنبه پیشگیرانه ای دارد،زیراکه باید با رعایت اموری چند می توان ازگسترش فساد وآلودگی درمیان مردم جلوگیری کرد.مصون سازی فرد وجامعه وظیفه ای همگانی است.دولت ومردم ،هردو،وظیفه دارند که با رعایت اصول مصونیت ازگسترش آلودگی جلوگیری نمایند.

درقرآن کریم به اموری؛چون پوشش مردوزن،عبادت،بهداشت جنسی، ،راست گویی،خیرخواهی،تعاون،صلح،همبستگی، کرامت ذاتی بشر،احترام به پدرومادر،دادن قرض الحسنه ،زکات وصدقه،تقوا،عدل ومانند اینها توجه زیادی شده است.بی تردید، رعایت امورمذکور،به افزایش سلامتی جامعه وفرد کمک زیادی می کند وآنان را دربرابر ناهنجاری ها،آسیب ها وآلودگی های اخلاقی مصون می سازد.

سلامتی؛

یکی دیگرازمبانی بهداشت سلامتی است.درقرآن کریم درزمینه رعایت بهداشت وسلامتی آیات زیادی دیده می شود که به برخی ازآنها اشاره می شود:

سلامت جسمی زنان؛

قرآن کریم به صراحت با ذکرلفظ "اذی"که به معنای اذیت است،به ریشه حرمت نزدیکی با زن درایام حیض تاکید می ورزد.چراباید درایامی که زنان دراوج اذیت وناراحتی درونی ناشی ازقاعدگی ماهانه بسرمی برند،به فکر نزدیکی با اوبود؟درواقع،مبادرت به این امرزشت گناه تلقی شده است وبا یادآوری"ان الله یحب التوابین"نشان می دهد که برای رهایی ازوبال این گناه جنسی باید توبه کرد وبه سوی پاکیزگی رفت ،چرا که خداوند افراد پاک رادوست دارد"یحب التوابین".

"وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ"(بقره،۲۲۲).

سلامتی معنوی بانوان؛

همچنین،یکی ازفلسفه های مهم حجاب زنان رهایی آنان ازآزارواذیت دیگران است.معمولا،اذیت معنوی وآبرویی درکمین افرادی است که به پوشش خود اهمیت نمی دهند.اگر درجامعه ای عدم توجه زنان به پوشش کافی ،موجب آسیب دیدن آنان شود،باید برای دفاع ازحریم ،حیثیت وجایگاه خود به پوشش اهمیت دهند.قرآن کریم نیز درذکرفلسفه حجاب به این واقعیت اجتماعی زمان پیامبر(ص)اشاره می کند. درآن عهد، شناخته شدن زنان مومن مشکلات زیادی رابرای آنان ایجاد می کرد وراه درست رهایی ازاین آسیب ها وناهنجاری های اجتماعی وسیاسی ،استفاده پوشش کامل بود.عبارت" فلایوذین" که به معنای "پس اذیت نشوند" است ،رازومبنای پوشش بانوان رادرآن دوره نشان می دهد.

امروزه نیز،زنانی که توجه کافی به پوشش خود نمی کنند بیشتردرمعرض تجاوزواذیت قرارمی گیرند.البته حد پوشش درمیان ملل با توجه به فرهنگ واعتقاد آنان  متفاوت است.اما ،درنزد همه جوامع،پوشش حداکثری وحداقلی وجود دارد وتنهاپوشش حداکثری است که به حفظ حرمت  زنان کمک می کند. این درحالی است که عریانی زن درهیچ جامعه ای نشان دهنده وقار،شخصیت وحرمت اونیست.

به نظرمی رسد با عنایت به تنوع رنگ ها ومد ها وتوجه خداوند متعال به زینت و رنگارنگی نظام هستی واستفاده بیشترآن حضرت ازرنگ های شادوروح بخش درچیدمان کره زمین ، می توان انواع پوشش های زیباوسالم رابرای جوامع مسلمان تعریف کرد.

"يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا"؛ اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است(احزاب،۵۹)

منع اسراف؛

یکی دیگرازمبانی سلامتی وبهداشت معنوی ومادی اجتماعات قناعت وصرفه جویی است.قرآن کریم با منع اسراف درخوردن واشامیدن سلامتی جامعه راهدف قرارداده است.پرخوری ،ضد قناعت است وبه اسراف منجر می شود.این درحالی است که پرخوری انواع مشکلات سلامتی را برای افراد ایجاد می کند. سعدی دربوستان خویش درزمینه پرخوری نکته های بسیاری ظریفی دارد که به برخی ازابیات آن اکتفا می شود.

مپرور تن ار مرد رای و هشی/که او را چو می‌پروری می‌کشی

خور و خواب تنها طریق ددست/بر این بودن آیین نابخردست

درون جای قوت است و ذکر و نفس/تو پنداری از بهر نان است و بس

ندارند تن پروران آگهی/که پر معده باشد ز حکمت تهی

به اندازه خور زاد اگر مردمی/چنین پر شکم، آدمی یا خمی؟

یاد آوری می شود ذکر دوعنوان "اکل وشرب"درزمینه اسراف جنبه تمثیلی دارد .به نظرمی رسد هرنوع اسرافی حرام است وباید ازهمه مصادیق آن ؛ازجمله اسراف درپوشیدن،خوابیدن،روشنایی منازل،آبتنی وپرکردن حوض ها ،استخرها ووان حمام ها،آبیاری زمین وباغچه،شستشوی ظروف، خودرو،لباس،پرده ،فرش ومانند اینها اجتناب کرد.

قرآن کریم به استفاده ازپوشش های خوب به عنوان زینت درمقام عبادت امرودرکنار آن ازاسراف منع کرده است.

"يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ"؛ اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمى‏دارد(اعراف،۳۱)

تغذیه درست؛

یکی دیگرازمبانی سلامتی رعایت تغذیه است.برخی ازمردم تغذیه کافی ودرستی ندارند.دراین میان،بسیاری ازآنان ،نه به خاطرناتوانی وفقر،بلکه به دلیل عدم آشنایی به خواص خوردنی های پاک وعادت به فرهنگ غذایی غلط، خود راازتغذیه سالم ومتنوع محروم نگه می دارند.این درحالی است که سلامتی با استفاده ازهمه خوردنیهای حلال ،بدون گرفتاری دردام اسرف وتبذیر" تامین می شود.

خداوند متعال درآیه زیر خطاب به حضرت پیامبرمی فرماید:

"قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ [اى پيامبر] بگو زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و روزيهاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده ،بگو اين [نعمتها] در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند و روز قيامت خاص آنان مى‏باشد .اين گونه آيات را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بيان مى‏كنيم(اعراف،۳۲)

پاسداری ازعقل،نفس،نسل ،جان،مال و...

یکی دیگرازمبانی بهداشت، پاسداری ازعقل،جان ،نفس،مال،خانواده وجامعه است .درزیربه طورمختصربه شرح آنها می پردازیم.

حفظ عقل؛

با منع وحرمت الکل،مواد اعتیادآوروروان گردان عقل ،اراده وروان افراد سالم می ماند.معتاد نمی تواند به تعقل وخردورزی بپردازند،مشروب خوارنیز درزمان مستی ازنعمت عقل بی بهره می ماند.جامعه سالم نمی تواند ازشیوع وآزادی چیزهایی که قدرت تعقل افرادراپایین می آورند،حمایت کند.

متاسفانه،همه ساله عده زیادی ازمردم به خاطراعتیاد به الکل ومواد مخدرمی میرند.این درحالی است که برخی ازافراد،ازآزادی آنها به بهانه آزادی وحقوق شهروندی دفاع می کنند.به نظرمی رسد منع چیزهای فاسدومضرنمی تواند مشمول حقوق شهروندی افراد باشد.آزادی الکلیسم واعتیاد به مواد مخدرهزینه های گزافی رابه جامعه وارد می آورد.

به نظرمی رسد کشورهایی که به هردلیلی،نمی خواهند یا نمی توانند درزمینه منع استفاده ازشراب،سیگار،قمار،مواد مخدرونظایراینها به وضع قانون بپردازند،باید توجه داشته باشند که باآزاد گذاشتن این نوع بی بند باری ها سلامت وبهداشت جامعه خودرا تهدید می کنند.این درحالی است که آنها می توانند حداقل با تصویب قوانین محدود کننده ای هزینه استفاده ازمواد مذکور راافزایش دهند تا عموم مردم چوب بی بند وباری ورفتارهای غلط آنان رابردوش نکشند.

قرآن با حرمت خمرکه به معنای شراب وهرچیزدیگری است که برروی عقل پوشش ایجاد کند،  حفظ وسلامتی عقل راتضمین کرده است."يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ"؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويد(مائده،۹۰)

حفظ نفس؛

قرآن کریم برای حفظ نفس خودکشی رامنع کرده است"ولاتقتلواانفسکم ان الله بکم رحیما"(نسا،۲۹).انسانی که ازلطف ورحمت الهی مایوس است،نمی تواند به زندگی وآینده خویش خوش بین باشد.خودکشی حاصل بدبینی وبداندیشی است.گاهی،برخی ازافراد ضعیف النفس درمواجه با سختی ها ومشکلات می خواهند به زندگی خود پایان دهند.این درحالی است که خدواند این کاررا منع کرده است.

جامعه سالم نباید با این معضلات روبروشودوگره گشایی ازمشکل خودرا با خودکشی حل کند.با گسترش خودکشی همه به این بیاندیشند که جامعه با ناهنجاری وآلودگی مواجه است وباید برای آن چاره اندیشی کنند.اگرمردم درمسیرحق وعدالت ومطیع فرمان الهی باشند،اجازه نمی دهند که هم نوعان خود مشکل خویش راباخودکشی حل کنند!

حفظ نسل؛

خداوند با حرمت هم جنس بازی حفظ نسل راتثبیت کرده است.قرآن کریم ماجرای غم انگیز قوم حضرت لوط درزمینه هم جنس بازی وبی توجهی آنان به نهی پیامبرالهی را بیان داشته است که برای همه آدمیان عبرت انگیزاست.

متاسفانه،امروزه، پاره ای ازکشورها به بهانه دفاع ازحقوق شهروندی ازدواج همجنسان را مجازشمرده اند.این درحالی است که این عمل ،فارغ ازعوارض بهداشتی فراوان،با فطرت وطبع انسان نیزسازگاری ندارد.وانگهی،درمیان سایرجانداران نیزاین نوع ارتباط جنسی دیده نمی شود!

حفظ مال؛

هرکس مالک اموال و دارایی خویش است.اگرکسی تلاش وفعالیت می کند،برای آن است که ازدرآمد حاصل ازآن بهره جوید ومشکلات ونیازهای مادی ومعنوی خودراازمحل درآمد ودارایی خویش برطرف نماید.

قرآن کریم ازاموری ؛چون سرقت،غصب واکل مال مردم به باطل نهی کرده است.به طوری که درمورد کیفردزدی می فرماید:"وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه كرده‏اند دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببريد و خداوند توانا و حكيم است(مائده،۳۸).

دولت ها موظفند برای حفظ اموال مردم وجلوگیری ازگسترش اموری ؛چون غصب مال غیر،دزدی و...چاره اندیشی کنند،چرا که بی توجهی به این امرناامنی وناهنجاری اجتماعی رابیشتر می کند وفلسفه کاروتلاش رازیرسوال می برد.امنیت تامین کننده بهداشت روانی ومادی مردم است.بدون تامین آن سلامتی معنوی ومادی جامعه مخدوش می گردد.

اما متاسفانه،امروزه شکل ناامنی اقتصادی جامعه تغییرچهره داده است.دولت مردان آلوده دست با دست اندازی به اموال عمومی ،منابع ملی را دراختیارخود می گیرند، بدون اینکه کسی رایارای مقامت واعتراض نسبت به آن باشد! اختلاس وتصرف اموال ومنابع عمومی ودستبرد خزانه ملی به معضل عمومی خیلی ازکشورها تبدیل شده است.

امروزه،بهداشت روانی مردم تحت تاثیررفتاروطرزبرخورد دولتمردان ومدیران شرکت ها وموسسات عمومی قرارمی گیرد.با اعتماد مردم به آنان،امیدوخوشبینی نیز درجامعه نمود پیدا می کند.این درحالی است که با غلبه ناامنی ونومیدی ،رفتارمردم نیز تغییرمی کند.اگرمدیران جامعه ای اختلاس کنند،درآن جامعه، طبقه میانی وفرودست نیز به انجام اموری ؛چون رشوه،دزدی وتصرف عادت می کنند.

حفظ جان؛

وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا؛ و نفسى را كه خداوند حرام كرده است جز به حق مكشيد و هر كس مظلوم كشته شود به سرپرست وى قدرتى داده‏ايم پس [او] نبايد در قتل زياده‏روى كند زيرا او [از طرف شرع] يارى شده است(اسرا،۳۳)

حفظ معنویت اخلاقی ؛

یکی ازبرنامه ها وکارکردهای دین،گسترش اخلاق حسنه درجامعه است. شیوع اخلاق بد درنزد اسلام جایگاهی ندارد واین دین،از پیروانش می خواهد که پاسدار معنویت اخلاقی باشند.قرآن کریم اموری؛چون غیبت،بدگمانی،مسخره،تجسس ،لقب بد دادن،عیب جویی را رد کرده است،چرا که این امور را به مثابه ظلم تلقی کرده است.درواقعیت امرنیز،با اجتناب مردم ازصفات زشت فوق،بهداشت روانی جامعه افزایش می یابد وازگسترش رذایل وزشتی ها کاسته می شود.

برای نشان دادن دیدگاه قرآنی درزمینه اخلاق سیئه، به دوآیه زیرازسوره حجرات بسنده می شود.

1."يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ "؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پاره‏اى از گمانها گناه است و جاسوسى مكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏اش را بخورد از آن كراهت داريد [پس] از خدا بترسيد كه خدا توبه‏پذير مهربان است(حجرات،۱۲)

2."يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ"؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ] شايد آنها از اينها بهتر باشند و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند(حجرات،۱۱)

حفظ خانواده؛

یکی ازمبانی اخلاقی اسلام توجه به حفظ خانوده است.ازدیدگاه این دین، بهترین بنا،بنای ازدواج است ودرمقابل، طلاق بدترین حلال شرعی است.قرآن کریم ،زن وشوهر را نسبت به یکدیگر به منزله لباس معرفی کرده است" هن لباس لکم وانتم لباس لهن "(بقره،187) .همچنین، زنان را مایه آرامش شوهران ذکرکرده است "و مِن آیاته أنْ خلق لکم مِن أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها؛از نشانه های خدا این است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آن ها آرامش بیابید "(روم،۲۱).وانگهی،مردان برای رعایت حرمت وجایگاه نیکوی همسران موظف به معاشرت خوب باآنان شده اند"عاشروهن بالمعروف"(نسا،۱۹).

دراین کتاب شریف،برای رعایت بهداشت خانواده وجلوگیری ازمناسبات حرام به صراحت ازارتکاب عمل زنانهی شده است وبرای مرتکبان آن مجازات سنگینی درنظر گرفته شده است.

"الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ"؛ به هر زن زناكار و مرد زناكارى صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد در [كار] دين خدا نسبت به آن دو دلسوزى نكنيد و بايد گروهى از مؤمنان در كيفر آن دو حضور يابند(نور،۲)

حفظ جامعه؛

یکی دیگرازمبانی اخلاقی اسلام ،حرمت اعمال زشت،گناه ،شرک وافترا بستن به خداوند است.جامعه ای که به زشتی ها وناهنجاری های اخلاقی آلوده باشد، نمی تواندروی آرامش وسعادت راببیند.قرآن کریم نیز به این امر مهم توجه کرده است وبه شدت ازشیوع منکرات بزرگ ،خواه آشکارباشند یا نهان منع کرده است.

جامعه ای که به منکرات وزشتی ها آلوده باشد،به لحاظ بهداشت روانی ومادی مشکل پیدا می کند.به طوری که درجوامعی که به این اموراهمیت نمی دهند ومردم رادرارتکاب فحشا ومنکرات آزاد گذاشته اند،انواع آلودگی ها وبدکاری ها دیده می شود.بیماریهایی؛ چون ایدز ثمره تلخ همین آلودگی هاست.همچنین،تولد کودکان بی سرپرست وگسترش ناهنجاری های متعدد دیگر حاصل بی توجهی به ارزش های دینی است.قرآن کریم همه منکرات بزرگ را تحریم کرده است ودرمقابل مردم را به اعمال شایسته ونیکووحق گویی دعوت کرده است.

"قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ"؛بگو پروردگار من فقط زشتكاريها را چه آشكارش [باشد] و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانيده است و [نيز] اينكه چيزى را شريك خدا سازيد كه دليلى بر [حقانيت] آن نازل نكرده و اينكه چيزى را كه نمى‏دانيد به خدا نسبت دهيد(اعراف،۳۳).

انواع بهداشت

بهداشت واژه ای است که اززوایای مختلف قابل مطالعه است.با توجه به گستردگی قلمروآن تنها  به بررسی اجمالی انواع بهداشت بسنده می شود.علاقه مندان می توانند برای مطالعه بیشتر به منابع دیگرمراجعه نمایند.

بهداشت معنوی؛

یکی ازشاخه های مهم آن ،بهداشت معنوی است.دربهداشت معنوی به اموری ؛چون بهداشت فکری،اخلاقی،نیات و...پرداخته می شود.قرآن کریم مردم را به درست فکرکردن وظن نیکو دعوت می کند.این کتاب عظیم خطاب به مومنان می فرماید:"يا أيها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن إن بعض الظن اثم "؛ازبسیاری ازگمان ها اجتناب کنید که برخی ازآنها گناه تلقی می شوند.

بنابراین،توجه به بهداشت ظن وگمان درمورد دیگران ازافتادن فرددردام گناه ووبال جلوگیری می کند.درآیین رزتشتی "پندارنیک "ازتوصیه های بنیادی زرتشت است .

همچنین،ازدیدگاه دینی ،اعمال فرد با نیات وی سنجیده می شود"انما الاعمال بالنیات".بنابراین، نیت جایگاه بسیارمهمی درسنجش رفتارواعمال فردوجامعه دارد وباید به بهداشت آن توجه شود.نیت نیکو داشتن آثارفراوانی درافزایش محبویت وسلامت نفسانی دارد.آدم خوش نیت دردل مردم نفوذ بیشتری می کند ومورداعتماد دیگران قرارمی گیرد.اموری ؛مانند راستی،وفاداری، اعتماد، درست اندیشی و...با نیات فرد ارتباط عمیقی دارد.برای پرورش نیات نیکودرزندگی وداشتن شخصیت متین ومعنوی چاره ای جز خیر خواهی ،دیگردوستی،احساس مسئولیت،رازونیاز،دعا،،روزه،بخشش و...وجود ندارد.(برای مطالعه بیشتر به کتاب "قصد" وین دایرمراجعه شود)

بهداشت فردی،خانوادگی واجتماعی ؛

وقتی ازبهداشت صحبت به میان می آید،صرفا بهداشت فردی مورد نظرنیست بلکه بهداشت خانواده واجتماع نیز مدنظرقرارمی گیرد.اسلام به همان اندازه که به بهداشت روحی وسلامتی جسمی فرد اهمیت می دهد،به بهداشت خانواده ها واجتماعات نیز اهمیت می دهد.

قرآن کریم برای رشد فضیلت عدل ورسیدن به کامیابی وبهره مندی ازفردوس الهی، افرادرابه رعایت تقوا سفارش کرده است"اعدلوا هواقرب للتقوی" ونیزدرجای دیگری می فرماید:" وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ؛و براى نيل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى كه پهنايش [به قدر] آسمانها و زمين است [و] براى پرهيزگاران آماده شده است بشتابيد(آل عمران،۱۳۳).

دراین کتاب الهی، زنان مایه آرامش زندگی خانوادگی معرفی شده است وداشتن رفتار نیکو باهمسران جزئی ازوظایف مردان به شمارآمده است "وَ عَاشِرُوهُنّ بِالْمَعْرُوفِ(نسا،19).با رعایت الزامات این آیه شریفه،زندگی خانواده ها بدون تنش واختلاف وهمراه با نزاکت وخوش خلقی ورعایت حقوق یکدیگرخواهد بود.چند همسری نیزصرفا درقالب رعایت عدالت(وان خفتم الا تعدلوا فواحده) وداشتن حسن معاشرت با همسرقابل توجیه است.مردی که بدون توجه به عدالت وخوش رفتاری با همسر به ازدواج دوم می اندیشد،نمی تواند به مفاد آیات فوق وفادارباقی بماند.

درزمینه رعایت بهداشت اجتماعی نیزبه اموری ؛مانند صلح،آرامش،وحدت،دوری ازتفرقه،خیرخواهی و.. اهمیت زیادی قائل شده است.ازدیدگاه قرآنی ،تفرقه وبداندیشی ازاعمال شیطانی تلقی شده است.دراین کتاب نه تنها مسلمانان بلکه اهل کتاب نیز به وحدت دعوت شده است"قل يا اهل الکتاب تعالوا الي کلمه سواء بيننا وبينکم الا نعبد الا الله ولا نشرک به شيئاولا يتخذ بعضنا بعضا ارباباً من دون الله"(آل عمران،۶۴).همچنین، مردم به تعاون ،همکاری ومشارکت درامورخیرامر شده است .آیه کریمه "تعاونوا علی البروالتقوا"اهمیت تعاون متکی برخیرخواهی وتقوارا گوشزد کرده است.

بهداشت جسمی؛

بخش عمده مباحث بهداشت درپزشکی به بهداشت وسلامتی بدنی افراد اختصاص دارد.پزشکان با هدف تامین بهداشت وسلامت بدنی مردم آموزش می بینند ودولت ها دراین خصوص هزینه های کلانی رامتحمل می شوند.ایجاد بیمارستان ها،درمانگاه ها وخانه های بهداشت دولتی وخصوصی دراین مسیرارزیابی می شود.

به هرحال،بهداشت جسمی اهمیت زیادی دارد.بدون رعایت آن نمی توان ازبهداشت روحی ومعنوی واخلاقی دم زد،چراکه اموربهداشتی ازیکدیگرقابل تفکیک نیستند.امروزه،ثابت شده است که بهداشت روانی تاثیرقابل توجهی دربهداشت جسمی افراد دارد.بیماری هایی ؛مانند دیابت،فشارخون،تورم معده،یبوست،ناراحتی قلبی و...ارتباط مستقیمی با آرامش روحی افراد دارند. بنابراین، بارعایت بهداشت معنوی می توان  به میزان زیادی ازهزینه های بهداشت جسمی کاست.

درنگاه دینی رعایت اموری؛چون انواع غسل،وضو،کم خوری ،جویدن غدا،زیاد سرسفره نشستن،به غذا دقت کردن،به موقع خوابیدن، رعایت نظافت درموقع غذاخوردن،مسواک زدن،سحرخیزی،آراستگی ریش وموی سر،لباس سفید وبشاش پوشیدن و...ازالزامات سلامت جسمی وروحی افراد به شمارمی روند.ورزش هایی ؛مانند؛پیاده روی،شنا وتمرین های بدنی نیز ازضرورت های سلامتی محسوب می گردد.

بهداشت غذایی؛

اسلام درزمینه بهداشت غذایی به دوامر مهم توجه کرده است:

1.طیبات؛

ازدیدگاه دینی هرآنچه طیب به شمارمی رود،پاک وحلال است. معمولاخوردنی های طیب با طبع وسلامتی افراد سازگاری بیشتری دارند.بنابراین،گوشت جانداران گوشت خوار،درنده وشکارچی ونیز حیواناتی ؛چون فیل،خرگوش ،خوک و...حرام شمرده شده است.همچنین،بخش هایی ازاجزاء بدن حیوانات حلال گوشت نیز که با طبع انسانی مغایرت دارد،حرام شده است.قرآن کریم درزمینه خوردنی های حرام می فرماید:

"إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ خداوند تنها مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده بر شما حرام گردانيده است. پس،كسى كه ناچار شود در صورتى كه ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نيست زيرا خدا آمرزنده و مهربان است(بقره،۱۷۳)

2.خوردنی حرام؛

حضرت علی (ع)دروصیت به فرزندش امام حسن(ع) تلخ ترین طعام را غذای حرام معرفی کرده است(به نهج البلاغه رجوع شود).بنابراین،درکنار احکام خوردنی ها باید به این امر توجه داشت که هرشخص طعام خودراازمال حلال تهیه نماید.این درحالی است که متاسفانه، درمیان عده ای ازمردم حرام خواری به امری عادی درآمده است.

معاملات مبتنی برفریب،غش،احتکار،ربا،اکل مال به باطل ودرآمد های حاصل ازکارهایی ؛چون اختلاس،رشوه وقرارداد های صوری که معمولادرمعاملات دولتی دیده می شود، در زمره خوردنی های حرام قرارگرفته است.قرآن کریم درآیاتی چون:"احل الله البیع وحرم الربا"،" ولا تاکلوا اموالکم بالباطل" و"وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا" اهمیت دوری ازحرام خواری رانشان داده است.

بهداشت مالی؛

اسلام به بهداست مالی نیزتوجه زیادی کرده است.درآمد ودارایی پاک نشده،مال کثیف تلقی می شود.برای برطرف کردن ناپاکی باید به اموری چند توجه کرد؛ازجمله:

دادن زکات؛

زکات نوعی تکلیف مالی است که صاحبان درآمد تحت شرایطی باید درصد ناچیزی(حدود 2.5درصد) ازدرآمد سالانه خودرابه افراد نیازمند بپردازند.بدون رعایت این حکم ،درآمد مذکور کثیف شمرده می شود ونمی توان درآن تصرف کرد.

درفقه اهل سنت همه درآمد های حاصل ازتجارت وکسب مشمول زکات قرارمی گیرد.اما درفقه شیعه همه درآمد های تجاری مشمول خمس قرارمی گیردنه زکات که میزان آن،نه 2.5درصد بلکه 20درصد است.

مالیات؛

مالیات نوعی درآمد ملی است که دولت ازدرآمد های مردم اخذ می کند.امروزه،مدیریت کشورها بدون گرفتن مالیات عملی نیست.اما باید توجه داشت که اگرمیزان دریافت انواع مالیات مستقیم وغیرمستقیم با درآمدواقعی مردم نسبت درستی نداشته باشد،رنج،ناراحتی واعتراض آنان را به همراه خواهد داشت.

متاسفانه،برخی تصورمی کنند که مالیات پول زوراست که دولت ازشهروندان می گیرد.این درحالی است بهبود شاخص های اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی کشورها ،بدون مالیات عادلانه ممکن نیست.همکاری شهروندان وصاحبان شرکت ها،کارگاه ها وموسسات درآمد زادرپرداخت به موقع ودرست مالیات،وضع اقتصادی دولت ها رابهبود می بخشد.

قرض؛

قرآن کریم به قرض نیکو عنوان "قرض الحسنه"راداده است"مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ؛كيست آن كس كه به خدا وامى نيكو دهد تا [نتيجه‏اش را] براى وى دوچندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد(حدید،۱۱)

چقدرخوب است که مردم با قرض دادن به یکدیگر نیازشان رابرطرف کنند وسلامتی روانی ومعنوی خود راتضمین نمایند.وانگهی، این عمل نیکو طبق تحلیل قرآنی ،نه تنها میزان مال ودارایی راکم نمی کند،بلکه به میزان آن می افزاید.ازطرف دیگر،فردی که گرهی اززندگی بنده ای رابگشاید،نزد خداوند نیز ماجورخواهد بود.

اما متاسفانه،بسیاری ازثروتمندان توجه چندانی به نیازمندان جامعه خود نمی کنند.اگر کسی ازآنان قرضی بخواهد،خودرا به نداری می زنند ودست تنگی خودرا به کسادی بازارنسبت می دهند.این درحالی است که درمناسبت ها وزندگی شخصی خود به تجملات وریخت وپاش می پردازند.چقدرسعدی درمورداین طایفه خوب گفته است: ازتنگی چشم فیل معلومم شد /کانان که غنی ترند محتاج ترند

صدقه؛

قرآن کریم به صدقه دان نیز توجه زیادی کرده است"إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ؛در حقيقت مردان و زنان صدقه‏دهنده و [آنان كه] به خدا وامى نيكو داده‏اند ايشان را [پاداش] دو چندان گردد و اجرى نيكو خواهند داشت.(حدید،۱۸)

صدقه هم معنای عام دارد وهم دربرخی ازآیات به معنای زکات به کاررفته است؛ازجمله:آیه"إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ"؛صدقات تنها به تهيدستان و بينوايان و متصديان [گردآورى و پخش] آن و كسانى كه دلشان به دست آورده مى‏شود و در [راه آزادى] بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد [اين] به عنوان فريضه از جانب خداست و خدا داناى حكيم است(توبه،۶۰)

هدیه؛

درکنار زکات وصدقه ،دادن هدیه وآوردن سوغاتی و...نیزدرسنت اسلامی توجه شده است.هدیه دادن ،مشروط به آنکه جنبه تجملی نداشته باشد،بسیارنیکوست وآثارزیادی دربهداشت معنوی وروانی جامعه دارد.

بهداشت محیط زیست؛

یکی دیگرازاشکال بهداشت،رعایت بهداشت محیط زیست است.تمیزنگه داشتن طبیعت،منزل ومحیط زندگی شغلی اهمیت زیادی دارد.مردم باید بارعایت بهداشت محیط به زندگی خودبهای بیشتری بدهند.رعایت استانداردهای بهداشتی نیزبه بهداشت محیط کمک می کند.تولید کنندگان باید به تولیداتی بپردازند که ضایعات بهداشتی کمتری داشته باشند.

همچنین،ریخت وپاش ازمعضلات کنونی بهداشت محیط تلقی می شود.قرآن کریم ،ضمن توصیه به دادن حق خویشاوند ،مسکین ودرراه مانده،ازتبذیرکه به معنای ریخت وپاش وبه هم زدن بهداشت محیط است،نهی کرده است"وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا؛و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏مانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن(اسرا،26)إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا؛چرا كه اسرافكاران برادران شيطانهايند و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است ( اسرا،۲۷ ).

انواع آلودگی ها:

جسمی؛

آلودگی جسمی درنتیجه تماس با نجاسات حاصل می شود.بنابراین،برای پرهیزازآلودگی باید ازنجاسات وهرآن چه ویروس و باکتری زایی دارد وسبب بیماری می شود،دوری جست.همچنین،برای اینکه مقاومت بدن درمقابل بیماری های مسری بالا رود،ازواکسن انواع بیماری های واگیروفلج و...استفاده شود.

معنوی؛

قرآن کریم زندگی دنیوی را به مثابه لهو ،لعب،زینت ،تفاخروزیاده خواهی ومستوجب عذاب درآخرت دانسته است.بنابراین،برای رهایی ازعذاب آخرت باید از تکاثردراموال واولاد وفخرفروشی وعنوان گرایی دوری جست.

 "اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ"؛بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزون‏جويى در اموال و فرزندان است [مثل آنها] چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بينى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست(حدید،۲۰)

همچنین،این کتاب شریف ازانجام اموری ؛چون زنا،سرقت،قتل،قذف، ظلم،تبعیض،بدبینی،حسادت،سخن چینی،تهمت،سو ظن، شرک، کفر و...نهی کرده است.دراین کتاب،بدزبانی نیز جزدرمورد کسانی که درحق آنان ظلمی رواداشته اند،امری زشت تلقی شده است.

"لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا"؛ خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست.(نسا،۱۴۸)

قرآن کریم ، بخل رانیزبه عنوان یکی ازاموراخلاقی زشت معرفی کرده است.

"الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ"؛همانان كه بخل مى‏ورزند و مردم را به بخل ورزيدن وامى‏دارند و هر كه روى گرداند قطعا خدا بى‏نياز ستوده است(حدید،۲۴)

پاک کننده ها

بهداشت وسلامتی با اجتناب ازآلودگیها وروی آوردن به پاک کننده ها تحقق می یابد.دردیدگاه دینی به پاک کننده ها"مطهرات"گفته می شود که شامل موارد: آب،زمین،تبعیت،آفتاب،استحاله،انقلاب،استبرا،اسلام،غایب شدن مسلمان وبرطرف شدن عین نجاست می شود.

دراین میان، آب  مهمترین پاک کننده است.اما ازدیدگاه فقهی فقط آب خالص پاکننده است نه آب مضاف،بنابراین آب مخلوط به صابون ومایع ظرف شویی پاک کننده نیست،چرا که مضاف است .این درحالی است که پاک کنندگی آب صابون به مراتب بیشتر ازآب خالص است.همچنین،آب ها به آب قلیل،کر،جاری ،باران وچاه تقسیم وبرای هریک ازآنها احکام ویژه ای بیان شده است.به نظرمی رسدآب خالص به طورمطلق پاک کننده است و میزان ،موقعیت مکانی وجریان آن دخالتی درپاک کنندگی ندارد؛آنچه مهم است اینکه بو،رنگ ومزه  نجاست وبه بیان دیگر"اثرآلودگی"رابه طورکامل ازبین ببرد،خواه قلیل باشد یا کر،درروی زمین باشد یا دل زمین،به صورت نزولات جوی باشد یاروی زمین جاری شود.

 باید به نقش موادگندزدا نیزبه عنوان پاک کننده های مهم توجه داشت.همچنین،نباید ازتاثیرشگرف حرارت درپاستوریزه کردن شیروزدودن انواع میکرب وآلودگی مواد غذایی وبهداشتی غفلت کرد .این درحالی است که فقها نسبت به موارد فوق توجه چندانی ندشته اند.واقعیت این است که پدیده های پاک کننده کنونی، به مراتب اثربیشتری درتطهیروپاک سازی بدن ومحیط زیست دارند .همچنین،برخی ازگیاهان ؛مانند نعنا،پونه ،پیاز،آویشن،بابونه،بومادران و...نقش مهمی دررفع بیماری وبهبود وسلامتی بدن دارند ونمی توان تاثیرآنها راازنظردورداشت.

همچنین،کار هایی ؛چون سم زدایی،رفع آلودگی های مراکزعمومی،کاشت درخت ،کویرزدایی،چمن کاری،واکس زدن ،ترک اعتیاد،ایجاد شبکه های فاضلاب،جلوگیری ازشیوع وگسترش مواد آلوده کننده کارخانه جات،خودروها وزباله های اتمی،خاک روبی،خانه تکانی و...نیز به پاکی محیط زیست کمک می کند.

درکنار مواد پاک کننده باید به مطهربودن اموری ؛چون نماز،روزه،حج ،امربه معروف ونهی ازمنکرو...نیزتوجه داشت.انجام این اعمال به پاکیزگی محیط اجتماعی مسلمانان می افزاید وازمیزان آلودگی معنوی وجرم خیزی آنها می کاهد.

قرآن کریم نمازرا مایه دوری ازمنکرات وفحشا معرفی کرده است"ان الصلاة تنهی عن الفحشا والمنکر".همچنین،توبه ازراه های رهایی ازناامیدی ذکرشده است."یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله یغفرالذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم"؛ای بندگانی که برخود ستم کرده اید،ازرحمت الهی مایوس نشوید،خداوند همه گناهان رامی بخشاید.ام آمرزنده ومهربان است.(زمر،۵۳)

نتیجه

ازدیگاه قرآن کریم، رعایت بهداشت فردی واجتماعی وطهارت درونی وبیرونی همه افراد جامعه باتوسل به راه های ساده تری ممکن است وهمه می توانند با رعایت آنها به بهداشت معنوی وجسمی نائل ایند.

دراین میان،جایگاه بهداشت معنوی به مراتب بالاتر است.بارعایت بهداشت معنوی واخلاقی بسیاری ازمشکلات جامعه برطرف می گردد.واقعیت این است که این همه منازعات ،درگیری ها وجنگ ها به واسطه دوری جوامع ازاخلاق ومعنویت روی می دهد وهزینه های زیادی رابراین کره خاکی تحمیل می کند.

علی حکیم پور

 

+ نوشته شده در هشتم خرداد 1390ساعت 18:19 توسط علی حکیم پور |