X
تبلیغات
علی حکیم پور - پیشگیری ازوقوع جرم وآسیب های اجتماعی

مقدمه

جرم به معنای هنجار شکنی است،به عبارت دیگرجرم فعل یا ترک فعلی است که ناقض هنجار های حقوقی جامعه است.بزه نوعی آسیب اجتماعی تلقی می شود.بزهکار با آسیب های مختلف روحی، تربیتی،مادی ومعنوی مواجه است ودراین فرایند نه تنها زندگی خود را تباه می کند،جامعه را نیز دچارخسارت ها وآسیب های گوناگونی می سازد.

مقابله با جرم وآسیب های اجتماعی امری ضروری است،چرا که هیچ جامعه ای با وجود جرم وآسیب های عمومی نمی تواند زندگی امن ومتعادلی داشته باشد.جامعه امن آنست که درآن آسیب های اجتماعی  کاهش یافته باشد.با وجود گسترش بزهکاری چگونه می توان جامعه ای امن داشت ؟

آسیب اجتماعی اعم ازجرم است وشامل مواردی چون اعتیاد ،فقر،دزدی،تکدی گری،طلاق،فساد اخلاقی،بی بند باری،بی سرپرستی و...نیزمی شود.بنابراین،وقتی ازآسیب اجتماعی صحبت می شود، مسائل مربوط به جرم را نیز دربرمی گیرد. با این تفاوت که فرد آسیب دیده ممکن است با انواع تنگناها وزیان ها روبرو شود،اما مرتکب جرم نشود.این درحالی است که چنین فردی نیازمند کمک دیگران است.درجامعه مدنی وسالم باید ازوقوع آسیب ها جلوگیری کرد.اما جلوگیری ازآن دو مرحله دارد. مرحله اول آنست که قبل ازوقوع آسیب وجرم،ازآن پیشگیری کردومرحله دوم آن است که به افراد آسیب دیده وبزهکار کمک شود که خطرات وزیان های آنان افزون نگردد.به نظرمی رسد پیشگیری درهردومرحله جایگاه ویژه ای دارد،چرا که گاهی فرد آسیب دیده نیز نیازمند نوعی پیشگیری است.اگر فردی با آسیب های مختلف مواجه شود ودراین میان،ازامداد رسانی مردم ونهاد های مسئول برخوردار نشود،آسیب های او فزونی می یابد.جامعه سالم نمی تواند نسبت به زیان ها وآسیب های اجتماعی بی توجه باشد بلکه باید تلاش کند که فرد زیان دیده رانیز تحت پوشش حمایت های خود قراردهد تا ازمیزان مشکلات اجتماعی بکاهد.

مبانی پیشگیری

چرا باید ازوقوع جرم وآسیب های اجتماعی دیگر جلوگیری کرد ،این امر چه منافعی برای جامعه دارد ومبانی آن ها کدام است.؟

عدالت،اولین مبنای پیشگیری ازآسیب های اجتماعی است.وجدان پاک انسانی نمی تواند نسبت به وقوع جرم ،تبهکاری،بی بندباری وتزلزل ارکان جامعه بی تفاوت باشد و جامعه ناسالم را تحمل کند.این ملکه اخلاقی حکم می کند که بایدازوقوع انواع آسیب های اجتماعی پیشگیری کرد،چرا که با گسترش بزهکاری وهرج ومرج ،جامعه دچارآلودگی می شود.مردم حق دارند زندگی آرام  وامنی داشته باشند اما پرسش این است که آیا باوجود بی عدالتی امکان تحقق آنها وجود دارد؟

دادگری ازیک طرف به امنیت،آرامش ورفاه جامعه کمک می کند،ازطرف دیگر،راه های پیشگیری ازتحقق جرم وآسیب های عمومی را فراهم می سازد وسرانجام،افرادآسیب دیده رابه دادگاه پاک وغیرتبعیض آمیز خود می کشاند.وانگهی،آنانی را که با وجود رسیدن به مرز بزهکاری ازارتکاب جرم اجتناب کرده اند،با بهره گیری از انواع سیاست ها وشیوه های مادی ومعنوی یاری می رساند.

حق جویی نیزازمبانی پیشگیری ازوقوع بزه وآسیب فردی واجتماعی است.آنکه عاشق وفدایی حق است،نمی تواند نسبت به آسیب های اجتماعی بی توجه باشد.حقوق شهروندی دو وجه دارد.ازیک طرف ،همه افراد کشور ازحقوق بنیادی برخوردارند وباید برای بهره مندی آنان ازحقوق خویش یاری رساندوازطرف دیگر،باید با اتخاذ سیاست ها وروشها وبرنامه ریزی های مختلف ازوقوع آسیب های اجتماعی جلوگیری کرد.جامعه ای که درآن انواع ناهنجاری ها ازقبیل،اعتیاد،ناامنی،دزدی،اختلاس، رشوه،فقر،طلاق،بی سرپرستی،آدم ربایی ،بی بندباری و...رواج دارد،نمی تواند زندگی سالم وسرشارازنشاط ،رفاه وآسایشی داشته باشد.

پیشگیری ازآسیب های اجتماعی به کاهش هزینه های عمومی می انجامد.چنانچه کشوری به لحاظ برخورداری ازرفاه،امنیت،آزادی بیان،صندوق های یاری رسان ،تامین اجتماعی و...معضلی نداشته باشد،ازآسیب های عمومی آن نیز کاسته می شود.بنابراین،اهتمام دولت ،نهاد های مردم نهاد وافراد خصوصی به کاهش آسیب ها وخطرات اجتماعی به رفاه ورشد وتوسعه آن جامعه منجر خواهد شد.چنانکه،کشورهایی که دچار انواع هرج ومرج ،بی بند باری ومشکلات تربیتی هستند،معمولا درفقر وفاقه بسر می برند.سیاست رفع آسیب های اجتماعی ،سیاست برد- برد است.به این معنا که هم افراد اسیب دیده ازاین سیاست بهره مند می شوند وازبار خویش برجامعه می کاهند وهم جامعه با خیال راحت به فکر توسعه ورشد خود می افتد.

قانون گرایی،مبنای دیگر پیشگیری ازوقوع وگسترش آسیب های اجتماعی است.جامعه قانونمند جامعه ای است که درآن ضعیف وقوی ،هردو ازکیفر قانون می هراسند.اگر درجامعه ای،عده ای ازافراد با وجود ارتکاب جرم مجازات نشوند اما کثیری ازمردم ضعیف جامعه با کیفرهای حاکمیت مواجه شوند،بی تردید چنین قوانینی مشکلات بنیادی جامعه را حل نخواهند کرد.

قانون گرایی به معنای حرمت نهادن عموم جامعه اعم از دولت ومردم ،ضعیف وقوی وتوانمند وفقیر به قانون است.بدون قانون هیچ جامعه ای نمی تواند اززیربار آسیب ها وخطرات اجتماعی رهایی یابد.

فواید پیشگیری

پیشگیری ازوقوع بزه وآسیب های اجتماعی دیگر فواید زیادی دارد.هزینه های پیشگیری با کاهش جرم وناامنی ومعضلات دیگر جبران می شود.

کاهش بی عدالتی ازعمده ترین فواید پیشگیری است.چنانچه مردم به دادگری اهمیت قائل باشند، بروزمفاسد اجتماعی به درجه حداقلی خود می رسد .عدالت اجتماعی به بهبود زندگی وآرامش وآسایش مردم می انجامد.تبعیض ازعوامل عمده بی بندباری وبی اعتمادی مردم مدیران جامعه است.بارفع تبعیض می توان ازبروز انواع جرایم اخلاقی ومادی ومعنوی پیشگیری کرد.درجوامع ناسالم تبعیض بیداد می کند ومردم نسبت به ارزشهای دینی ،حقوقی واخلاقی بدبین می شوند وبه ناهنجاری های گوناگونی دست می زنند.

کاهش هزینه های اجتماعی ازثمرات دیگر پیشگیری ازجرم وپلیدی هاست.اگراز میزان تخلفات ونابسامانی های اقتصادی واخلاقی کاسته شود،هزینه های عمومی جامعه نیز کاهش می یابد.دولت به جای استخدام پلیس،نیروی امنیتی وقضائی وساختن زندان ها و...به سایر نیازهای مردم رسیدگی می کند.پیشگیری ازجرم وآسیب های اجتماعی بسیار مهم است ودولت باید به این امر اهمیت زیادی بدهد تا جامعه ای امن وسالم وکم هزینه داشته باشد.

افزایش اعتماد عمومی بدون جلوگیری ازبروز جرایم وبی بند باری ها ی فردی واجتماعی ممکن نیست.جامعه حق دارد درفضای اعتماد ومعنویت زندگی کند اما این امر با وجود انواع بی بندباری ها ومفاسد تحقق نمی یابد.دولت ومردم باید به این اصل اساسی بیاندیشند که" ارتقا اعتماد عمومی " به مثابه زندگی مینوی است.اما،برخی ازدولت ها به جای حل بنیادی معضلات اجتماعی به افزایش نیروی انسانی دربخش های امنیتی وقضایی ونظامی بها می دهند وبه این ترتیب مردم ودولت نسبت به یکدیگر بی اعتماد می شوند.افزایش شمار زندانیان وبازداشتی ها درجامعه ای، به معنای عدم عنایت دولت به گشودن گره های اساسی کشور ارزیابی می شود.

افزایش امنیت وآسایش عمومی دوعنصر تکمیل کننده یکدیگرند.اگر جامعه ای امنیت نداشته باشد، تحقق آسایش نیز ممکن نخواهد بود.اما باید دانست که امنیت صرفا با سختگیری حاکمیت برمردم وصرف هزینه های فراوان تامین نمی شود.زندگی پادگانی آسایش نمی آورد وبه سعادتمندی جامعه منجر نمی شود.پیشگیری ازجرم وناهنجاری های اجتماعی به تامین امنیت وآسایش مردم کمک می کند .

قانون گرایی ازآثار دیگر پیشگیری ازجرم وفساد اجتماعی است.بدون پیشگیری ازجرم چگونه می توان به قانونمندی جامعه دل بست؟مگر ممکن است که جامعه ای به پیشگیری ازبروز جرم وخلاف اهمیت قائل نشود و جامعه ای قانون گرا داشت؟اگر دولتی می خواهد که مردم به قانون وحقوق شهروندی حرمت گذارند،چاره ای جز برنامه ریزی کلان وجامع درزمینه پیشگیری ازناهنجاری های اجتماعی ندارد.به تجربه ثابت شده است که قوانین سختگیرانه ،حبس ومحرومیت های اجتماعی شدید به کاهش آسیب های اجتماعی منجر نمی شود.این درحالی است که دولت ،نهاد های مردم نهادوانسان های خیرخواه می توانند با صرف هزینه  های حداقلی ، قانون گراشدن جامعه را تضمین نمایند.

راه های پیشگیری

الف.را ه های مدنی

-افزایش نظم وامنیت عمومی

رعایت نظم وامنیت دوعامل بنیادی برای قانون مندی جامعه است.مردم باید به مقررات نظم وامنیت اجتماعی احترام قائل شوند وازهرچیزی که مخل نظم عمومی است پرهیز نمایند.رعایت مقررات تردد وسایل نقلیه ازسوی شهروندان اجباری است.بی توجهی به قوانین آمره هزینه های زیادی به جامعه وارد می کند.این درحالی است که رعایت نظم میزان تصادفات رانندگی را درجامعه به حداقل خود می رساند.امنیت عمومی نقش زیادی دررفاه وآرامش واحساس رضایت شهروندان دارد.بدون امنیت عمومی چگونه می توان جامعه ای سالم داشت.درجوامع مدنی ،هرکس ازامنیت قانونی برخورداراست وتنها ناقضان حقوق شهروندی هستند که نمی توانند ازامتیازات امنیت عمومی بهره مند شوند.

رعایت اخلاق حسنه نیز به ارتقا امنیت عمومی جامعه کمک می کند.دولت باید برای حاکمیت نظم عمومی واخلاق حسنه درجامعه نهایت تلاش خودرا بکند وازهزینه کردن نهراسد.چرا که با هزینه های مادی اندک می توان جامعه ای سالم داشت.مردم باید یاد بگیرند که بارعایت نظم عمومی واخلاق حسنه می توانند ازحقوق شهروندی برخوردارشوند.جامعه ای که دچار هرج ومرج ونقض اخلاق حسنه وارزشهای فرهنگی است ،چگونه حقوق شهروندان خود را رعایت کند.

هرج ومرج آفت نظم وامنیت عمومی است.درجامعه مدنی همه شهروندان اعم ازقوی وضعیف موظف به رعایت نظم عمومی واخلاق وارزشهای معنوی جامعه هستند.هرج ومرج هزینه های جامعه را به مقدار زیادی افزایش می دهد ومنابع ملی صرف اموری می شود  که جز اتلاف امکانات ودارایی های عمومی معنای دیگری ندارد.

-ارتقا حقوق شهروندی

ارتقا حقوق شهروندی نیز ازراه های مدنی شدن جامعه است.دولت با گسترش دموکراسی،آزادی ها وسایر حقوق شهروندی افراد به رفتار مدنی جامعه کمک می کند.اگر جامعه ای ازجهت حقوق شهروندی درتنگنا قراربگیرد،درآن جامعه استبداد وزورگویی حاکم است.درچنین جامعه ای مردم با هراس زندگی می کنند ،علاقه درونی به حاکمیت ندارند وزندگی شکننده ای دارند.

درجوامع مدنی میزان جرایم وهنجار شکنی شهروندان بسیار کمتر است.درچنین جوامعی،میزان قتل،اعتیاد،هرج ومرج،ستمکاری،تجاوزبه ناموس،اهانت و...پایین است.مردم به یکدیگر،دولت و دولت به مردم اعتماد می کند.این درحالی است که درجوامع غیر مدنی با وجود هزینه های کلان میزان ناهنجاری های اجتماعی بالاست.

-جلوگیری از گسترش بی اعتمادی

اعتماد وخوش بینی ازراه های اعتدال جامعه است.بی اعتمادی مردم نسبت به دولت واداره جامعه  خود موجب رشد افراط ،بدبینی ،بدرفتاری،بی تفاوتی وانواع ناهنجاری های اجتماعی وفردی می شود.حاکمیت باید با اجرای برنامه های سازنده ورفع مشکلات جامعه به افزایش امیدواری مردم به زندگی خویش کمک کند.کاهش امیدواری عامل عمده رشد ناپایداریهای اخلاقی واعتقادی است.

اگر حاکمیت می خواهد جامعه ای بدورازجرم وناهنجاری های مدنی داشته باشد،چاره ای جز تلاش برای بالابردن میزان امید واری مردم ندارد.اگر مردم اعتماد خودرا به برنامه های دولت ازدست بدهند،هرج ومرج درمیان آنان بیشتر خواهد شد.میزان رضایت مندی مردم ارتباط مستقیمی با کاهش ناهنجاری های مدنی دارد.درسرزمینی که میزان امیدواری ورضایت مردم آن بیشتراست ،خشونت ،تروروبرخوردهای غیرمدنی پایین است.

ب.راه های آموزشی

-همگانی کردن آموزش

آموزش نقش زیادی دررشد فکری ،آگاهی،بینش ومعرفت جامعه دارد.سرمایه گذاری دولت دربخش آموزش ارتباط تنگاتنگی با کاهش میزان جرم وناهنجاری های مدنی دارد.براساس،گزارش مراکز نظرسنجی ،سطح سواد نقش عمده ای درکاهش انواع بزهکاری ورفتار های مغایر با فرهنگ واعتقادات جامعه دارد.

اگر حاکمیت می خواهد جامعه ای سالم،زنده وبانشاط داشته باشد،ناگزیرازتوجه به آموزش همگانی درسطوح پایه وعالی دارد.آموزش رفتار مردم را با منطق وخردورزی همراه می کند.درجوامع باسواد ورشد یافته نقد حاکمیت به شکل مدنی است ورفتارهای خشونت آمیز ونقض قانون درمیان آنان درسطح پایینی قراردارد. بانگاهی به شیوه زندگی کشورهای توسعه نیافته ،اشکال ناهنجاری ورفتار های غیر مدنی درمیان مردم وحاکمیت آنان دیده می شود.مردم وحاکمیت ،هردو، معضلات خودرا با توسل به زوروشیوه های غیر مدنی حل می کنند.

بنابراین،یکی از حقوق اساسی مردم آموزش رایگان آنان درسطوح مقدماتی وعالی است.دولت باید تلاش کند که کسی به خاطر نداشتن تمکن مالی ازآموزش محروم نماند.اگر آموزش همگانی رایگان برای دولت ممکن نباشد،دست کم باید تلاش کند که با اعطای بورس آموزشی به افراد تهیدست ازادامه تحصیلی آنان پشتیبانی کند.

-رشد میزان تحقیقات وفناوری

دانایی مظهر توانایی است.پایدارترین توانایی با گسترش دانایی فراهم می شود.جامعه دانایی محور برای معضلات اجتماعی خودازراه های پژوهشی بهره می گیرد.رشد میزان پژوهش های علمی واجتماعی تاثیر مستقیمی با حل معضلات کشور دارد.هرچقدر به درصد بودجه های پژوهشی کشورافزوده شود،به همان نسبت راه حل های علمی ومنطقی برای گشودن گره های جامعه یافته می شود.

با تحقیقات دانایی محور می توان راه حلهای دقیق تری برای کاهش ناهنجاری های مدنی جامعه پیداکرد.بسیاری ازدولت ها علی رغم تلاش های فراوان ازحل معضلات اخلاقی وروحی مردم ناتوانند،زیرا که راه حل اساسی را درزندان ومحکومیت وسخت گیری وبرنامه های غیردانایی محور می دانند.این درحالی است که باید با توسل به راه چاره های دانش محور وپژوهشی مشکلات را حل کرد.

بهره جویی ازتحقیقات وفناوری های نوین نه تنها به کاهش بیکاری ورشد سریع کشور کمک می کند،بلکه به کاهش بنیادی ودرست معضلات مدنی نیز می انجامد.توسل به راه هایی چون اعدام،خشونت ،زندانی محکومان درسلول های انفرادی ومحرومیت های اجتماعی راه حل های خردمندانه ای درگشودن گره های اجتماعی کشور نیست.توجه به تحقیقات وبهره جویی ازدانایان قوم است که می تواند به کاهش واقعی ناهنجاری ها بیانجامد.

آموزش وتحقیق دوراه اساسی برای یافتن گره های ناگشوده جوامع است.آموزش آسیب های اجتماعی درمدارس ودانشگاه ها به رشد فکری وآگاهی ومدنی شدن مردم کمک می کند.آموزش صرفا به مدارس وموسسات دانشگاهی منحصر نمی شود؛انجمن های علمی وفرهنگی،رادیو وتلویزیون ،موسسات آگاهی بخش ،مشاوره های روانشناختی وحقوقی ،مراکز دینی واخلاقی ،مطالعه کتاب ونشریات و...نیز به بالابردن سطح آگاهی مردم کمک می کنند.

هیچ کشوری نمی تواند گره های کوراجتماعی خودرا بدون بهره گیری ازآموزش وپژوهش باز کند.اگر کشوری می خواهد که مردمانی مدنی وقانونگرا داشته باشد باید ازیک طرف به گسترش انواع آموزش های ضروری وسودمند اهتمام ورزد وازطرف دیگر برای گشودن بند ها وگره های پیچیده وناگشوده جامعه ازراه های پژوهشی ،علمی ومدنی بهره جوید.

ج.راه های  سیاسی

-آزادی احزاب

احزاب ازضرورت های زندگی مدنی جوامع است.کشورهایی که حزب ندارند یا به صورت تک حزبی اداره می شوند،معمولا با توسل به زوروخودکامگی اداره می شوند.تحزب ازراه های مدنی اداره جامعه با مشارکت وهمسویی شمارکثیری ازگروه های باورمند به راه کار های دموکراتیک است.

تحزب به مشارکت مردم درحل گره های سیاسی،اقتصادی واجتماعی جامعه خود کمک می کند.تکثر حزبی به شفافیت امورجامعه می انجامد.احزاب رقیب تلاش می کنند که معایب رقبای خودرا نزد عامه مردم افشا کنند وهمین امر به شفاف شدن مسائل جامعه منجر می شود.وجود احزاب رقیب سبب می شود که مفاسد مالی حاکمیت کاهش یابد،چرا که درصورت حیف ومیل اموال ومنابع ملی ،احزاب رقیب به افشای کارهای خلاف قانون حاکمیت می پردازند وهمین امر موجب دقت وپاکدامنی مدیران می گردد.درصورت گسترش اشکالات و نقدها ، میزان موفقیت حاکمیت درانتخابات پسین کاهش می یابد.

وجود احزاب گوناگون به گسترش آزادی بیان،بیداری،آگاهی وجسارت مردم درنقد حاکمیت ومشکلات جامعه کمک می کند.با وجود احزاب آزاد است که ناهنجاری های اجتماعی مورد بررسی وتحلیل کارشناسانه قرارمی گیرد وبرای حل آن ها راه های علمی ارائه می شود.

درکنار منافع بی شمارتحزب ،باید دانست که تکثر زیاد احزاب اداره مجلس را با مشکلاتی موجه می کند.به همین دلیل،برخی ازکشورها،برای حل این گره، شرط ورود نمایندگان احزاب به مجلس را برخورداری آنان ازحداقل 10درصد کل اراء مردم ذکر می کنند.

بستن احزاب به جرم نقد واعتراض آنان به کارکرد حاکمیت،جامعه را با دیکتاتوری وناهنجاری های اخلاقی ومدنی روبرومی سازد.بنابراین،شرط تاثیر گذاری احزاب درکاهش آسیب های اجتماعی،آزاد بودن وقانونگرایی آنان ورعایت ارزشهای دینی وملی دربیان نارسایی های کشور وکارکرد غلط حاکمیت است.

-کاهش حذف مخالف

حذف مخالف ازپدیده های بسیار قدیمی حفظ قدرت است.قدرتمندان سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،دینی ،رسانه ای ومانند آنهاهمیشه به فکر طرد مخالفانی هستند که درمقابل آنان فروتنی نمی کنند.حذف به اشکال مختلف صورت می گیرد،اقداماتی چون :زندانی کردن،اعدام،تبعید،برکناری ازقدرت،سلب تابعیت،جریمه سنگین،تکفیر،تهمت زنی ،کوتاه کردن دست آنان ازمنابع کسب ثروت،ایجاد رعب و وحشت و...ازراه های حذف مخالف هستند.

حذف مخالف به گسترش هرج ومرج ،بی اعتقادی،خیانت،بی تفاوتی،بزهکاری وسایر ناهنجاری های اجتماعی دامن می زند.اگر جامعه ای به شکل مدنی اداره شود،به طوری که ضعیف ازچرخه مدیریت جامعه حذف نشود واو هم بتواند درسایه قوانین عادلانه ازحقوق اجتماعی وسیاسی خویش بهره مند شود،درآن جامعه میزان امیدواری،همبستگی ،همکاری،وفاداری به قانون وارزشهای جامعه افزایش می یابد. درچنین جامعه ای،آسیب های اجتماعی رو به کاهش می گذارد.چرا که هرکسی ،هرچند که ضعیف هم باشد می تواند ازحقوق قانونی خویش بهره مند شود ودراین صورت بهانه ای برای هنجار شکنی وی باقی نمی ماند.

دولت ومردم باید یادبگیرند راه درست مدیریت کشور حذف مخالف نیست. وجوداو به قدرت حاکم بیداری وهوشیاری می بخشد تامواظب اقدامات ورفتارهای خویش باشد.اومی داند که اگر مغایر با قانون رفتارکند با نقد واعتراض مخالفان مواجه خواهد شد.

مخالف با عامل بیگانه بودن فرق می کند.مخالف نباید هنجارهای پذیرفته شده جامعه را نقض کند،به دسیسه وتوطئه علیه کشور خویش بپردازد،جاسوسی کند وبایدهمانند دیگران به ارزشهای اجتماعی خویش احترام بگذارد اما می تواند درزمینه اداره کشور نگرش های متفاوتی داشته باشد وبا توسل برروشهای مدنی به نقد حاکمیت بپردازد.دراین میان،نباید صعیف بودن ،عامل حذف او ازصحنه قدرت دورباشد.مرگ مدنیت با حذف مخالف مدنی جامه عمل می پوشد.اگر کشوری می خواهد که درمیان کشورهای دیگر سربلند باشد،باید رفتارمدنی، مدارا ورواداری را یاد بگیرد وبقا وپیشرفت خودرا مرهون حضور منتقدان بداند.

برخی با نادیده گرفتن حقوق مدنی اقلیت های قومی،دینی،مذهبی وگروه های سیاسی ،فرهنگی  واجتماعی ضعیف می خواهند کشوررا اداره کنند.این درحالی است که وحدت وهمبستگی با رعایت حقوق شهروندی اقلیت ها ومخالفان برقرار می شود.یکی ازدلایل عمده جرم خیزی وآسیب پذیری جامعه عدم توجه به حقوق اقلیت ها وگروه های سیاسی مخالف است.بارعایت حقوق مخالفان مدنی واقلیت ها آرامش وامنیت ورفتار مدنی درجامعه حاکم خواهد شد.

درقرآن کریم خطاب به مسلمانان می گوید که خداوند مخالف نیکویی ورفتار عادلانه با غیرهمکیشانی که شماراازسرزمینتان اخراج نمی کنند ودرامردین با شما نمی جنگند ،نیست وبالعکس،آنانی را که به قسط رفتار می کنند دوست دارد.

بنابراین،با وجود صراحت قرآن مبنی بر نیک رفتاری با غیرهمکیشان بهانه ای برای آنانی که مدعی مراقبت ازدین خداهستند باقی نمی ماند ونمی توان هرمخالفی را محکوم به حذف وطرد ازجامعه کرد.

-سیاست های رفع تنش داخلی وبین المللی

رفع تنش ازراه های حفظ آرامش وامنیت کشور است.ایجاد تنش جامعه را با هرج ومرج ومعضلات زیادی روبرو می سازد.سیاست رفع تنش به معنای دست کشیدن ازارزشها وحقوق اجتماعی نیست.بلکه باید با بهره گیری ازتوصیه های قرآنی چون "اندرز نیکودادن ،همکاری درامور خیر، داشتن رفتارنرم درمذاکرات،رعایت صداقت،اهتمام بیشتر به صلح ومدارا به ویژه درمورد مسلمانان، رعایت عدالت نسبت به همه مردم،مسابقه درامور خیر ومانند آنها به کاهش تنش اندیشید.

رفع تنش صرفادرمورد محیط بین الملل نیست، با شهروندان وگروه های داخلی نیز باید با مسالمت رفتارکرد.اگر درداخل کشورارامش نباشد،درخارج ازآن نیز نخواهد بود.بنابراین،رفع تنش داخلی به رفع تنش خارجی کمک می کند.اگر حاکمیت با مردم خود با مدارا ومسالمت رفتار کند،کشورهای دیگر نیز با توجه به محبوبیت داخلی وی با آن معامله خواهند کرد.

بنابراین،چنانچه درجامعه ای رفتار مدنی وصلح وآرامش حاکم باشد،دیگران نیز به آسانی نمی توانند این آرامش را بهم زنند ودرصورت تجاوز بیگانه ای،کشورهای دیگر اورا مقصر خواهند دانست.رفتار مدنی ازراه های مهم تشخیص آسیب شناسی است.بیشتر آسیب های اجتماعی درنتیجه رفتار خشن وغیر مدنی دولت ها با مردمان خویش بروزمی کند.اگرکشوری به کاهش تنش های گوناگون اجتماعی ،سیاسی،اقتصادی ،فرهنگی ،دینی و...بیاندیشد ودراین مسیر گام بردارد،بی تردید ازمیزان جرایم وآسیب های اجتماعی آن کاسته خواهد شد.خطه ای که با بهره گیری ازشیوه های دموکراتیک اداره نمی شود،مردم آن با آسیب های زیادی مواجه می شوند.

-استقلال کشور

استقلال ازپدیده های مهم سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی واقتصادی است.استقلال سیاسی به این معناست که کشوری بدون دستور دیگری اداره شود.مدیران جامعه دراداره کشور خودازدیگران دستور نگیرند.استقلال سیاسی بسیار مهم است ،چرا که بدون استقلال سیاسی کشوری باقی نمی ماند.اما درکنار آن،باید به استقلال کشور درزمینه های دیگر نیز اندیشید.کشور مستقل باید درزمینه های اجتماعی ،فرهنگی واقتصادی نیز مستقل باشد.مستقل بودن به معنای بی نیازی به کشور های دیگر نیست.برای اینکه تاکنون کشوری یافته نشده است که هیچ نیازی به کشور های دیگر نداشته باشد.ملت های جهان به یکدیگر محتاجند اما مستقل بودن با محتاج بودن تفاوت بنیادی دارد.کشور مستقل اگر نیازداشته باشد با کمال اختیار وبراساس برنامه مشخصی به رفع نیاز های خود درزمینه های مختلف مبادرت می ورزد.

اگرکشوری خود تولید کننده نباشد،نمی تواند مستقل باقی بماند.برخی ازکشور ها ازاین ویژگی برخوردار نیستند.به این معنا که درحوزه های فرهنگی، اقتصادی،فنی وفکری زایندگی ندارند وناگزیرند که با تولیدات  وارداتی ازدیگرکشورها زندگی کنند. آنان توانایی لازم برای تولید محصولات فرهنگی ، صنعتی ،کشاورزی و...راندارند.چنین کشورهایی ،ممکن است به ظاهر مستقل باشند اما درعمل وابسته هستند.برخی ازکشورها با جلب همکاری شرکت های بزرگ صنعتی بیگانه ودادن امکانات فراوان به آنها به صنعت وابسته رو می آورند وتولیدات آنها را به اسم کالای داخلی مصرف می کنند وبه آن افتخار هم می کنند.

به هرحال،یکی ازراه های کاهش آسیب های اجتماعی توجه به استقلال واقعی و همه جانبه است.با تامین استقلال کشورمیزان آسیب های جامعه نیز کاهش می یابد.

د.راه های رفاهی واجتماعی

-توجه به اقشار آسیب پذیر

یکی ازدلایل آسیب پذیری اشخاص عدم توجه دولت ومردم به آنان است.همه مردم نمی توانند ریشه های مشکلات خودرا تشخیص دهند وبرای درمان آنها گره گشایی کنند.

اقشار آسیب پذیر بدون یاری وهمراهی دولت وسایر افراد خیرخواه جامعه نمی توانند مشکلات خودرا برطرف کنند.اگر حاکمیت به فکر رفع حوائج ضعفای قوم نباشد،باید درانتظار حوادثی بود که با فرهنگ ومدنیت جامعه سازگار نیست.ارتکاب جرم وهنجار شکنی خود به خود به وجود نمی آید،عدم مسئولیت پذیری دولت ومردم نسبت به مشکلات آنان، نقش زیادی درهنجارشکنی ها دارد.

اگر فقیرونیازمندی ببید که کسی به فکر یاری رساندن به او وخانواده اش نیست وخود نیز به تنهایی نتواند نیاز های ضروری خودرا تامین نماید،به فکر حل مشکل خودازراه های خلاف مثل دزدی،اختلاس،رشوه،تقلب،فروش اشیا ممنوع و...می افتد.بی دلیل نیست که خداوند درکتاب خویش همه مردم را به حل مشکلات یتیمان،فقرا،مسکینان ،درراه ماندگان ونظایر آنان دعوت می کند.اگر مشکل فقر،بیکاری ،درماندگی وبیگاری برطرف شود،مردم نیز به جای ارتکاب جرم وهنجارشکنی واعتیاد به مواد مخدر وغیره به کارهای مثبت می پردازد.

دولت باید صندوق ویژه ای برای کمک به افراد نیازمند واقعی درحوزه های اقتصادی،فرهنگی واجتماعی داشته باشد.خیرخواهان جامعه نیز باید بخشی ازامکانات خودرا به گره گشایی افراد نیازمند اختصاص دهند ونگذارند کشور با ناهنجاری های مختلف اجتماعی روبرو شوند.اگر درمانده ای به خاطر نداری بمیرد،همه مردم جامعه درپیشگاه خدا وبشریت مسئولند.

-تولید کار

اشتغال زایی ازوظایف مهم دولت های امروزی است.درگذشته دولت ها چنین وظیفه ای نداشتند اما با گسترش شهرنشینی وپیچیده تر شدن مسائل اجتماعی وافزایش انتظارات مردم دولت ها نیز وظایف بیشتری را عهده دارشده اند.اشتغال آفرینی ورفع معضل بیکاری یکی ازوظایف سخت دولت هاست وهزینه های گزافی رابردوش حاکمیت می گذارد.

آدم بیکارنمی تواند زندگی طبیعی داشته باشد.کسی که نه کار دارد ونه پشتیبان ، نمی تواند نسبت به جامعه اش خوش بین باشد.بدبینی آفت جامعه سالم است.با گسترش بد بینی جامعه با مشکلات زیادی روبرو می شود.درکشورهای پیشرفته دولت ها موظف هستند که به افراد بیکارتازمانی که کارندارند کمک مالی مستقیمی بکنند،چرا که فقرو بیکاری دروازه ه هنجارشکنی است.اگر یکی فقرمالی داشته باشد وهیچ کس به فکر رفع مشکل بیکاری ،تحصیل ونیازهای اساسی او نباشد وخودنیز ناتوان ازرفع مشکلاتش باشد ،تردیدی نباید کرد که چنین شخصی آسیب دیده است وزمینه هنجارشکنی دروی بالاست.

تولید کار با فکر ومدیریت واستفاده ازتجارب دیگران به دست می آید.یکی ازراه های حل بیکاری سپردن بسیاری ازامور دولتی به بخش خصوصی است.استخدام به شکل دورکاری نیز ازراه های رفع بیکاری است.بخش خصوصی دراشتغال زایی توانایی زیادی دارد وباسپردن بسیاری اراموردولتی به شرکت ها ونهادههای خصوصی می توان کارآفرینی کرد.

-کاهش فقر عمومی

کاهش فقر عمومی ازراه های رفع آسیب های اجتماعی وکاسته شدن ازهنجارشکنی هاست.دولت ها می توانند ازراه هایی چون:کاهش هزینه های نظامی،محدود کردن مدت زمان خدمت نظام وظیفه، کاستن ازتعداد ساختمان های دولتی ،سپردن بخشی ازامور خود به بخش خصوصی،کاهش کارکنان غیرضرور،توسعه دورکاری،توجه به بخش های زیرساختی ،بهره گیری ازتحقیقات وتجربیات دیگران،صرفه جویی درهزینه های دولتی،کاستن ازمیزان یارانه ها وبخشش های داخلی وخارجی ،سیاست رفع تنش،تکیه برمالیات دراداره عمومی کشور واختصاص درآمد های حاصل ازمنابع زیرزمینی به برنامه ریزی های کلان و پایه ای کشورو...به کاهش فقر عمومی کمک کنند.

برخی ازکشورها با وجود برخورداری ازمنابع فراوان درفقروفاقه بسر می برند وازحل مشکلات ساده خود ناتوانند.این درحالی است که آنها با برنامه ریزی های آموزشی،پژوهشی ومدیریتی ،اتخاذ سیاست های همگرایی بین المللی وجذب گردشگران جهانی و...می توانند بربسیاری ازمعضلات خود فائق آیند. پاره ای ازاین کشور ها باوجود فقرفراوان هزینه  های نظامی خودرا بیشترازتوان کشور تنظیم می کنند،ازاعتماد عمومی می هراسند وتلاش می کنند با محدود کردن شهروندان خود مشکلات خویش را حل کنند وبه این ترتیب ازکاهش فقر عمومی ناتوان می مانند.

هرچند پیچیدن نسخه واحد برای همه کشورها درست نیست اما باید درنظرداشت که عدالت ،آموزش،صرفه جویی ،قانون مندی،مدیریت علمی وهمگرایی ازراه های موفق کاهش فقرند وبدون توجه به امور فوق نمی توان بر مشکلات عدیده اجتماعی فائق آمد.

ه.راههای  فرهنگی

-کاهش تجملات

تجمل گرایی یک امرارزشی و فرهنگی است.گاهی فرهنگ جامعه ای به سمت انحطاط سوق پیدا می کند ورنج ها ومشقاتی را برای خود تولید می کند.افزایش تجملات ،چشم هم چشمی ها وزندگی رقابتی ازمعضلات زندگی شهری است.معمولا زندگی روستایی با تجملات زیادی مواجه نیست اما شهرنشینان با پدیده نامیمون تجمل گرایی روبروهستند.تجمل گرایی به معنای گسترش ارزشهای منفی جامعه است.این پدیده زشت ازعوامل مهم هنجارشکنی وجرم خیزی است.تجمل گرایی با دومنهی بزرگ اسلامی یعنی اسراف وتبذیر پیوند مستقیمی دارد.تجمل گرایی ترکیبی از اسراف وتبذیر است.قرآن کریم به شدت مردم را ازاسراف نهی می کند وتبذیرکنندگان رابرادران شیطان معرفی می کند.

تجملات اجتماعی نه تنها به اسراف وتبذیر دامن می زند،بلکه به گسترش بدبینی ،فقرومسکنت،رقابت باطل وکاهش روابط وهمبستگی های اجتماعی سالم می انجامد.امروزه،روابط خویشاوندان ودوستان به اندازه زیادی تحت تاثیر تجمل گرایی کاهش یافته است.این درحالی است که باگسترش تجملات وریخت وپاش ها مردم ازحل مشکلات اساسی خود عاجز می مانند.تجمل گرایی دربرگزاری مراسم عروسی ،جهازیه دادن ها ،مهریه ها،آرایش های زنانه،خرید های غیر ضرور،سفرهای تجملی ،پوشیدن لباس های فاخر،مبلمان منزل،میهمانی های مسرفانه،هزینه های کلان سوگواری ها،خودنمایی ها وانواع ریخت وپاشهای دیگر نمود پیدا می کند.

اگر جامعه ای می خواهد زندگی سالمی داشته باشد،روابط صمیمانه وخانوادگی دوستان وآشنایان برقرارباشد ،فشاروسختی های اجتماعی کاهش یابد ،مردم با فرهنگ اسلامی زندگی کنند وناهنجاری های اجتماعی جای خودرابه همدلی ،دوستی وهمکاری بدهد ،چاره ای جز کاستن ازتجملات بیچاره کننده ندارند.مردم با پرهیزازتجمل گرایی هم مرتکب اسراف وتبذیر نمی شوند وهم جامعه ای دوست داشتنی وپرازمهروصفا خواهند داشت.

- بیدار سازی

آگاهی مردم نقش زیادی درکاهش آسیب های اجتماعی دارد.راه های جلوگیری ازرشد میزان جرم وناهنجاری های اجتماعی زیاد است.دراین میان،آگاهی دادن وبیدار سازی جامعه اهمیت زیادی درکاهش ناهنجاریها دارد.اگر مردم راه های مبارزه با بزهکاری ورفتار های خطرناک را یاد بگیرند،کمک زیادی به کاهش جرم خواهند کرد.مردم باید یاد بگیرند چگونه ازخطرات درامان باشند،چگونه ازاموال خود نگهداری کنند وچگونه درمقام مواجه شدن با خطرات ازخود دفاع کنند؟

دولت ،رسانه های گروهی،مراکز آموزشی ونهاد های فرهنگی می توانند با آگاه سازی جامعه ازمیزان بروز خطرات وبزهکاری های اجتماعی پیشگیری کنند.اعتیاد،سرقت،رفتارهای غیرطبیعی ،بی بندباری ،کیف قاپی،آدم ربایی،اختلاس،رشوه،تقلب،رانندگی غلط و...ازناهنجاری های مهم اجتماعی هستند ودولت ونهاد های فرهنگی واجتماعی نمی توانند نسبت به آنها بی تفاوت باشند.دراین میان،آموزش شهروندان وآگاهی دادن راه های کنترل این ناهنجاری ها وکاهش تحمیلات عمومی نقش عمده ای درآسیب زدایی جامعه دارند.

بیدار سازی شهروندان نسبت به خطرات ناهنجاری ها وآسیب های آجتماعی درپیشگیری ازبروزآنها اهمیت زیادی دارد.برنامه های فرهنگی ،هنری وآموزشی به تولید شادی ،تفنن وآگاهی  مردم کمک می کند وازمیزان جرایم وناهنجاری های اجتماعی می کاهد.

-پشتیبانی ازتولیدات فرهنگی وهنری

دولت ونهاد های فرهنگی وهنری باید ازمحصولاتی که درزمینه معرفی آثارمنفی بیماری ها وناهنجاری های اجتماعی است پشتیبانی کنند.تولید محصولات فرهنگی وهنری صرفا با هدف نشاط وتفنن جامعه سود مند نیست.اگر مردم وقت خودرابرای مطالعه ودیدن آثار فرهنگی وهنری صرف می کنند،چقدربهتر است که آنها جهت گیری درستی داشته باشندو درتربیت اخلاق ومعنویت مردم وکاهش جرایم وناهنجاری ها موثر باشند.

دولت باید برای تشویق نویسندگان وهنرمندان درزمینه تولید آثار فرهنگی وهنری تربیتی وآموزنده یارانه بدهد.این کمک ها دررشد خلاقیت های هنرمندان ونویسندگان بسیار موثرند واهمیت زیادی درکاهش انواع ناهنجاری ها دارند.

کاهش سختگیری درحوزه نویسندگی ونشرآثار هنری وفرهنگی متنوع بسیار مهم است.اگر دولت می خواهد جامعه چند صدایی داشته باشد،گوناگونی سلایق وخلاقیت ها حفظ شود ومردم به تولید آثار سودمند تشویق وترغیب شوند،باید ازمیزان سخت گیری های خود بکاهد.هراس ازعدم تایید آثار تولید شده موجب کاهش انگیزه ونوآوری صاحبان ذوق وادب وهنر می شود.حاکمیت نباید صرفا به تک صدایی بیاندیشد وازنشرهراثری که مخالف دیدگاه های بخشی ازحاکمیت است،جلوگیری نماید.وانگهی،نهاد های دولتی معمولا شایستگی بازرسی  فراگیرواعلام نظر بی طرفانه نسبت به آثاروتولیدات متنوع درزمینه های مختلف ندارند.

و.را ه های  دینی

-نواندیشی دینی

دین الهی برای هدایت بشر آمده است.هدایت کلی ازکتاب الهی قابل درک است وهرکسی می تواند با مطالعه قرآن کریم راه های هدایت را تشخیص دهد.اما هدایت جزئی واستقرایی به مطالعه شرایط روز بستگی دارد.هیچ کس نمی تواند خودرابی نیازازراهنمایی دیگران بداند.دراین میان،روحانیت نقش زیادی درارشاد مومنان دارد.اما باید دانست که مکانیسم هدایت با درنظرگرفتن مقتضیات زمان ومکان وفرهنگ های مختلف قابل بررسی ومطالعه است.این درحالی است که بخش اعظم روحانیت،هدایت بشری را با روش های سابق ممکن می دانند.

به نظر می رسد نوگرایی درهمه امورانسانی اثرگذار است وشامل مسائل تربیتی وارشادی نیز می شود.امروزه،بدون توجه به نواندیشی دینی نمی توان به ارشاد نسل جوان پرداخت وبی توجهی به مقتضیات زمان ممکن است نتایج عکسی هم داشته باشد.

مجتهد وعالم دینی باید ازیک طرف کوشش کند که درمورد معرفت های دینی مطالعه کافی وفراگیرداشته باشد وازطرف دیگر نیازهای کنونی نسل محتاج ارشاد را استقراء کند.بدون درک درست ازنیازهای معنوی نسل حاضر نمی توان به نتایج مقبولی دست یافت.

یکی ازدلایل روگردانی حداقل بخشی ازجامعه ازروحانیت به بی توجهی آنان به مسائلی چون :نواندیشی دینی، شرایط روز جامعه ومطالعه وکنکاش جدی درمورد شیوه های اثرگذار درمعنویت وارشاد مردم مربوط می شود.روحانیت باید بتواند به آسیب شناسی جامعه بپردازد وبادرک وشناخت درست ازآسیب ها وناهنجاری های اجتماعی وروش های درمان آنها ایفای نقش کند.ناهنجاری های کنونی جامعه به قدری پیچیده شده است که با نسخه های سنتی که سابقا کارساز بود وامروزاثربخشی خودش را ازدست داده است ،نمی توان به هدایت نسل نو پرداخت.آنان باید درک درستی ازکارکرد واثرگزاری خودداشته باشند تا بتوانند مردم را به پای گفتگوی خود جمع کنند.امروزه ،کارکرد آنان عمدتا با دعوت مردم به مسجد ومنبر حداقلی شده است.اگرروحانیت می خواهد همچنان نقش موثری درزمینه هدایت عامه داشته باشد،چاره ای جز مطالعات میدانی درزمینه های هنر،سینما، ورزش ، تفریحات سالم،محیط های مجازی،موسیقی،روابط پسر ودختر،آموزش های نوین،روانشناسی جدید، فلسفه زندگی و...ندارد.

-جهان بینی توحیدی

مردم دنیا عمدتا به خدا اعتقاد دارند.مسلمانان نیز دارای جهان بینی توحیدی هستند.آنان به خدای واحد،پیامبری حضرت محمد(ص) وآخرت واهل بیت (ع) اعتقاد دارند.

با وجود مشترکان فراوان خداباوران ومحتوای ارزشمند منابع دینی آنان ،وحدت آنان بسیارضعیف است.مسلمانان قرن ها برسرباورهای اعتقادی با مسیحیان جنگیدند.بخشی ازاین اختلافات به خاطر عدم شناخت آنها نسبت به منابع دینی یکدیگر است.این درحالی است که مشترکات فراوانی میان آنان وجود دارد.مواردی چون :جهان بینی توحیدی،اعتقاد به آخرت ،بهشت وجهنم، پیامبران،جایگاه ارزشهای دینی درارشاد جامعه،محرمات دینی و...مشترکات آنان را تشکیل می دهد.اما متاسفانه،گفتگوی بین ادیان ومذاهب بسیار کم است ودرگفتگوها نیز درمورد نقش روحانیت دینی درکاهش آسیب های اجتماعی ،ارشاد جوانان ومطالعات میدانی مشترک بحث چندانی نمی شود.

درمیان مذاهب اسلامی نیز همگرایی بسیار ضعیف است.مجتهدان مذاهب اسلامی حاضر نمی شوند که نهاد دینی مشترکی داشته باشند وشرایطی فراهم کنند که محققان اسلامی درمراکز فوق جمع شوند وراه حل های مشترک به جامعه اسلامی عرضه کنند.

کوبیدن به طبل اختلاف جز تولید بدبینی ،گسترش تعصبات مذهبی  ودوری مسلمانان ازیک دیگر سود چندانی ندارد.درواقع،مذاهب به جای گوش فرادادن به دستورهای قرآنی درزمینه های وحدت، همگرایی،تعاون،صلح ،مسابقه درامور خیر،پرهیزازاهانت به شخصیت های یکدیگر و...چنان دربرابریکدیگر موضع می گیرند که جمع کردن آنان زیر بیرق اسلام دشوارمی نماید.

چراباید مسلمانان چنین عمل کنند ودرک درستی ازمشترکات یکدیگر نداشته باشند؟چرا باید آنان به جای همگرایی به واگرایی بیاندیشند؟چراباید جهان بینی آنان این اندازه تنگ نظرانه وتعصب آمیز باشد؟آیا وظیفه دینی آنان این است که مدام برطبل حقانیت خود بکوبند وازمشترکات فراوانی هم که دارند صرف نظر کنند؟

متاسفانه،جوامع مسلمان با آسیب های آموزشی،اعتقادی،فکری ،شخصیتی وروحی فراوانی مواجه هستند وراهی به جز مطالعه میدانی درمورد مشترکات وتاسیس نهاد های اثرگذار درهمه کشورهای مسلمان ندارند.آنان باید بدانند که بخشی ازعقب ماندگی کشورهای مسلمان به خاطراختلافات ،درگیری ها وعدم شناخت آنها نسبت به منابع ارزشمند یکدیگراست.

ز.را ه های اقتصادی

-تولید،فناوری،اشتغال وتجارت

یکی ازعوامل فزونی آسیب های اجتماعی بی توجهی دولت ها به تولید داخلی است.واردات کالاهای خارجی مصرفی با هدف تنظیم بازارجزدرموارد ضروری به ضرراقتصاد ملی است.اگر زمینه های کار وتولید درجامعه ای فراوان باشد،ازمیزان ناهنجاری های آن کاسته خواهد شد.سرقت ،اعتیاد ،خودکشی،آأم ربایی،تروروخشونت ونظایر اینها درجوامع فقیربیشترازکشورهای غنی است.کشورهای غنی به تولید اهمیت زیادی می دهند وبه خوبی می دانند که بدون پرداختن به تولید ،جامعه با مشکل بیکاری مواجه می شود.

برای گسترش فرهنگ تولید باید ازیک طرف ازمیزان واردات کالاهای خارجی کاست وازطرف دیگر به پژوهش ها وفناوری های جدید دربخش تولید اهتمام ورزید.با استفاده ازروشهای نودردربخش های صنعتی وکشاورزی میزان تولیدوبرخورداری کشورافزایش می یابد.دراین میان،باید نقش تجارت را نیز درنظرگرفت.تجارت وخدمات درکنار تولید اهمیت زیادی دارند.اما باید تلاش کرد که هزینه های تجارت وخدمات با استفاده ازروشهای رقابتی کاهش یابد.چرا که بخشی ازآسیب های جامعه به گرانی کالا وخدمات برمی گردد.برخی ازخانواده های کم مایه نمی توانند نیاز خودراازبازارگران تامین نمایند وبه ارتکاب کارهای نامشروع وغیرقانونی گرایش پیدا می کنند.

-صرفه جویی

صرفه جویی ازراه های پیشگیری ازوقوع جرایم وناهنجاری های اجتماعی است.شاید دربادی امر این پرسش پیش آید که چگونه می توان با صرفه جویی به کاهش ناهنجاری ها وآسیب های اجتماعی دست یافت؟

درپاسخ می توان گفت که صرفه جویی ازاسراف،تبذیروگسترش تجملات می کاهد وهمین امر تاثیرزیادی درکاهش مشکلات وگره های مردم دارد.ازمیان رفتن رقابت ها وچشم هم چشمی های منفی رفتار مردم را مدنی تر می سازد.عامل صرفه جویی سبب فراوانی کالاوافزایش رقابت ها دربازارمی گردد.اگرجامعه ای به صرفه جویی عادت کند،هیچ وقت با کمبود جدی واحتکاراجناس اساسی مواجه نمی شود.ضمن اینکه، کسی که به صرفه جویی عادت می کند،به فکر حل مشکلات دیگران نیز می افتد.بسیاری ازبی نظمی ها ،اختلافات ودرگیری های اجتماعی به عواملی چون: اسراف ،تبذیروتجمل مربوط می شود.کارمندی که بعد ازساعت اداری نیز به کارکردن درمحیط های دیگرمی پردازد ،نمی تواند به تربیت فرزندان خود برسد.این درحالی است که فرهنگ صرفه جویی وپرهیز ازتجمل گرایی نیازخانواده ها را سامان می بخشد.صرفه جویی درمیهمانی ها،مناسبات اجتماعی ،مصرف آب وبرق وگازو...درهزینه های خانواده تاثیر زیادی می گذارد ومردم زندگی آرام وراحتی پیدا می کنند.زندگی رقابتی ناشی ازتجمل گرایی درحوزه های اجتماعی ارزشهای منفی جامعه را زیادتر می کند.درحالی که رقابت سالم دربخش های تولیدی وفروش به ارزان شدن کالا وکاهش هزینه های خانواده ها می انجامد.

دولت باید با مدیریت یارانه های خود به صرفه جویی جامعه کمک کند.ارزان فروشی منابع ملی به صرفه جویی نمی انجامد وبرعکس،سبب حیف ومیل واتلاف منابع می گردد.این منابع ،می توانند نیازهای اساسی کشوررا برطرف نمایند.این مدیریت نیست که دولت صرفا با هدف کنترل گرانی، منابع ملی را با نرخ پایین تردراختیار عموم بگذارد.این درحالی است که می توان با استفاده ازدرآمد های منابع مذکور زیرساخت های کشوررا توسعه بخشید.

دولت با صرفه جویی درمصرف منابع ملی می تواند بسیاری ازآسیب های اجتماعی رادرمان کند وازناهنجاری های گوناگون کشوربکاهد.اگر جامعه ای ازپدیده های ناگواروبی بند باری های اجتماعی رنج می برد،باید ریشه آنها را دررفتارومدیریت غلط دولت ها مطالعه کرد.با مدیریت صحیح منابع می توان بسیاری ازمشکلات اساسی جامعه را برطرف کرد.

ح.را ه های قضایی

-جرم زدایی

یکی ازراه های پیشگیری ازجرم وآسیب های اجتماعی جرم زدایی است.تراکم جرایم کیفری امنیت وآسایش جامعه را مخدوش می سازد.نباید کاری کرد که مردم احساس هراس وترس کنند .حاکمیت باید با شناسایی اعمال موثردرناهنجاری ها وآسیب های اجتماعی ازجرم شمردن هر آنچه  که واجد چنین ویژگی نیست،پرهیزنماید.

درجوامع مدنی ،آزادی ها وحقوق مردم بسی گسترده است ومجلس ازتراکم وسنگینرتر شدن مجموعه قوانین جزایی اجتناب می کند، بالعکس،جرم زدایی را به عنوان اقدامی همیشگی دربرنامه خود قرار می دهد.مردم نباید بی دلیل درهاله ای از ترس ونگرانی زندگی کنند.اگرفعل یا ترک فعلی جرم است، به خاطر موثر بودن آن درناهنجاری هاوآسیب های اجتماعی است.این نوع جرایم نظم عمومی، فرهنگ،عرف،رفاه وآسایش جامعه را مخدوش می سازد وازوظایف مهم حاکمیت است که جلوی چنین رفتارهای خطرناک وجرم زا را بگیرد.

استفاده ازعنصر عفو نیز باید دربرنامه قوه قضائیه باشد اما عفو زندانی نیزباید با منطق درستی همراه شود.کسی را باید عفو کرد که آزادی وی آسیب وی وجامعه را بیشتر نکند.قوه قضاییه باید بداند که برای چه زندانی می کند وبرای چه ازمجازات اوصرف نظر می نماید.به قول شاعر:

درشتی ونرمی به هم دربه است                        چو فاصد  که جراح مرهم نه است

-رسیدگی سریع به شکایات مردم

دادگستری ملجا وپناه مردم است.اگر کسی متحمل آسیب وخسارتی ازناحیه دیگری شود،نمی تواند خود با توسل به زور واقدامات دیگرحقوق خودرا تامین نماید.چرا که اقدام شخصی برای رسیدن به حقوق خویش عوارض وپیامد های زیانباری داردوباید دولت به نمایندگی ازاشخاص زیان دیده ازحقوق آنان دفاع نماید وحق را به حقداربرساند.

اما،گاهی ،رسیدگی قضایی به حدی طولانی می شود که عمرزیاندیده برای رسیدن به حق خویش کفاف نمی کند.رسیدگی سریع به دادخواست مردم ازضرورت های پیشگیری ازآسیب های اجتماعی است.اگر مردم به حدی درانتظار رسیدگی دادگاه بنشینند که ادامه آن رابه ضرر خویش ببینند،به اقدامات دیگری دست می زنند وآنگاه دادگستری جایگاه واقعی خودرا ازدست می دهد.

حاکمیت باید با اقداماتی چون:جرم زدایی،به کارگیری نیروی قضایی کافی ،بهره مندی ازسامانه های مجازی،استفاده ازروش های غیر قضایی،نهاد های داوری،شوراهای حل اختلاف وهراقدام موثر دیگردر حل وفصل مسائل جامعه ، به دادخواهی های مردم سریع تر رسیدگی کند.

-گسترش دادگاه های تخصصی

یکی ازروشهای موثر دررسیدگی قضایی ،تخصصی شدن دادگاه هاست.اگر هرقاضی صلاحیت رسیدگی به دعاوی مختلف مردم داشته باشد ،با توجه به پیچیده ترشدن امور قضایی رسیدگی ها به درازا خواهد کشید.مگر نگفته اند که کاررا باید به کاردان سپرد!اگر این قول مردم درست است چرانباید به این امر مهم تن داد؟

به نظر می رسد دولت باید تمهیداتی بیاندیشد که رسیدگی به دعاوی مردم جنبه تخصصی پیدا کند.دعاوی مدنی،تجاری،کیفری،خانوادگی،کودکان،اداری، صنعتی، کشاورزی ، سیاسی ، مطبوعاتی،فرهنگی،نظامی،آموزشی، دولتی، اداری،بین المللی و...تنوع وتکثر فوق العاده یافته اند ونمی توان رسیدگی به هردعوایی رادرشایستگی همه دادگاه ها دانست.

محل نگهداری زندانیان

محل های نگهداری زندانیان نیز باید متفاوت باشد.نمی توان همه زندانیان را درسلول های عمومی نگهداری کرد.باید نگهداری محکومین نیز تخصصی باشد.یک زندانی خانواده را نمی توان درجایگاه زندانی کیفری قرارداد.یک استاد دانشگاه رانباید درمیان زندانیان ویژه قرارداد.کودکان باید درمحل های خاصی تربیت شوند .

یکی ازراه های کمک قوه قضاییه به کاهش آسیب های اجتماعی،ایجاد مراکز آموزشی وشغلی درندامتگاه هاست.اگرزندانی با آموزش شغلی که بتواند بعد ازآزادی اززندان با شغلی که یاد گرفته است ممرمعاش کند،بازگشت وی به شرایط قبلی وتکرارجرم کاهش خواهد یافت .اما اگر شخص آزاد شده بعد اززندان نیز خودرا فردی شایسته نبیند،احتمال ارتکاب بزه وی بسیار زیاد است.باید به مجرم نیز کمک کرد که خودرا ازشرایط نامطلوبی که دارد نجات دهد.

دولت نباید انتقام ازبزهکاررا هدف خود قراردهد.مجازات باید باهدف کمک به مثلث جامعه ،زیاندیده ومجرم باشد.مجرم نیز شهروند است ونمی توان به مشکلات روحی ومعنوی ومادی وشرایط زندگی وی بی توجه بود.

ط.راه های اطلاع رسانی

-گسترش اطلاع رسانی آزاد

اطلاع رسانی آزاد ودرست ازراه های کاهش ناهنجاریهای اجتماعی است.رانت خواری ازنتایج نبود اطلاع رسانی آزاد است.دولت باید مزایده ها ومناقصات خودرا آشکاروبدورازپنهان کاری عرضه کند.اگراطلاعات دولتی شفاف باشد ،مردم درفضای آزاد به انعقاد قرارداد های تجاری ومدنی می پردازند.با گسترش اطلاعات شفاف امکان ضررزدن به دیگران کمتر می شود.عرضه کالا وخدمات دربورس ازراه های شفافیت معاملات است.

یکی ازموارد آسیب پذیری افراد کمبود اطلاعات افراد است.اگر انسان ها خطرات ومزیت های کالاها را بدانند،بهتر تصمیم می گیرند.اطلاع رسانی زمینه های افزایش تجربه وآشنایی مردم به بازاروقیمت ها را فراهم می کند.دولت باید درزمینه های مختلف بهداشتی،اجتماعی،جغرافیایی،دینی،فرهنگی ،سیاسی و...به اطلاع رسانی بپردازد.اعلام نتایج بررسی های آماری ازراه های کمک به مردم است.درکشورهایی که داده های آماری ونظرسنجی آزاد جمع آوری وبه جامعه عرضه می شود،برنامه ریزی های دولت ومردم بهترانجام می شود.مردم نیزبا داشتن اطلاعات درست برنامه ریزی معقولانه ای درمورد زندگی خود می کنند.اگر رانندگان بدانند که درخیانی ترافیک سنگینی وجود دارد،ازرفتن به آن محل بدون اینکه ضرورتی باشد،اجتناب می کنند.اگر مردم یادبگیرند که چگونه ازاموال خود محافظت کنند،میزان دزدی وجیب زنی وکیف قاپی کاهش می یابد.اگر مردم قیمت کالاها را بدانند ازفریب خوردن رهایی می یابند.همچنین،اگر مردم ناهنجاری های اجتماعی را با داده های آماری دقیق مطالعه کنند، میزان آسیب پذیری آنان کمتر می شود.

-گسترش دورکاری

گسترش دورکاری به کاهش هزینه های دولتی وکارکنان می انجامد.اگر مردم بتوانند بدون حضوردرمحل کاروظیفه خودراانجام دهند،چرانباید ازاین کار استقبال کرد؟این کار هزینه های عمومی وفردی جامعه راکاهش می دهد وبه این ترتیب ،ازمحل صرفه جویی ها به سایرنیازهای کشوررسیدگی می شود.دورکاری یک امردوبعدی است.ازیک طرف کارمند ،کارش رادرمحل زندگی خود انجام می دهد وازطرف دیگر مردم بدون حضوردرادارات ونهادهای دولتی با استفاده ازشبکه وب به پیگیری کارهایشان می پردازند.

چنانچه مردم بتوانند بدون مراجعه شخصی به نهاد های دولتی وخصوصی کارشان را انجام دهند،ازمیزان فساد اداری کاسته می شود.رشوه،اختلاس،کم کاری،تحقیرارباب رجوع و...ازعوارض مراجعات مستقیم مردم به ادارات ونهادهای دولتی وخصوصی است.بادورکاری وامکان پیگیری پرونده های قضایی ازهزینه های مردم بسی می کاهد.اگربخشی ازرسیدگی های قضایی ازطریق شبکه وب وپاسخ گویی اینترنتی حل شود،هزینه ها وآسیب های اخلاق وروحی مردم نیزکمتر می شود.ضمن اینکه ازمیزان نقض قانون وتعهدات مدنی وتجاری  کاسته می شود.

-ایجاد محدویت برای شبکه های مخرب

شبکه های وب سودمندی های زیادی دارند.درزندگی کنونی،زندگی بدون اینترنت بسیار مشکل است وحذف آن اززندگی فردی وعمومی عوارض وخسارت های زیادی به جامعه وارد می کند.اما درکنار فایده های فراوان آن باید درنظرگرفت دراین اقیانوس بیکران اطلاعات کوسه های وحشتناکی نیز زندگی می کنند وخطرات فراوانی دارند.برخی ازشبکه های وب ،پایگاه های فاسدو ویرانگری هستند ونمی توان به اسم دفاع ازآزادی های عمومی درمقابل فسادوویرانی های آنان سکوت کرد واقدامی نکرد!چقدرکودکان وفرزندان معصوم فریب این پایگاه های ویرانگررا می خورند وزندگی مردم را به تباهی می کشانند.

دولت ونهادهای آگاه باید به کنترل وبستن چنین پایگاه هایی اقدام کنند وازبروزناهنجاری های اجتماعی ممانعت نمایند.بی توجهی برخی ازدولت ها به این امر مهم،به منزله انداختن فرزندان جامعه به کام کوسه های خطرناک است.متاسفانه،فیس بوک ها با وجود امتیازاتی که دارند برای جوامع مسلمان مشکلات زیادی را ایجاد می کنند.گپ زنی با افراد ناآشنا بدون اینکه هدف درستی نیز به همراه داشته باشد،آغازروابط ناسازگار است.

به هرحال،ایجاد محدویت برای شبکه های مخرب وپایگاه های تصویری چند بعدی ازضرورت های حفاظت ازفرهنگ واعتقاد وتربیت جامعه است.

ی.راه های رسانه ای

-گسترش رسانه های دولتی وخصوصی

رسانه ها ازلوازم ارتباط عمومی مردم است.امروزه،هرجامعه ای که رسانه های متعدد ومتنوعی دارد،ازبینش وآگاهی بیشتری برخورداراست.منظورازرسانه شامل مطبوعات ورادیو وتلویزیون است.مطبوعات درافزایش اطلاعات مردم نقش بی بدیلی دارد وسبب بیداری مردم می شود.زندگی کنونی بدون مطبوعات بسی دشوار است.تنها درمحیط های روستایی که به اطلاعات زیادی نیازندارند،می توان بدون روزنامه ومجله زیست.آنان نیز به دلیل نداشتن آگاهی کافی معمولا دربرخورد با شهرنشینان متضرر می شوند.

برخی ازکشورها با وجود استقبال ازتکثررسانه ای ازخصوصی شدن آن ها امتناع می ورزند ومردم تنهااززبان دولت اخبار واطلاعات را می شنوند.اما درمقابل،کشورهای آزاد به رسانه های خصوصی نیز بهای بیشتری می دهند.این امر موجب روشنتر شدن اذهان عمومی می شود.آگاهی مردم سبب بیداری وهوشیاری عمومی می شود وبه این ترتیب ازمیزان آسیب های اجتماعی کاسته می شود.ذکر این مطلب لازم است که رسانه های آزاد ومتنوع با وجود منافع بی شمار اجتماعی وفردی معضلاتی را نیز ایجاد می کنند.همه رسانه ها به رعایت مقررات جامعه تن نمی دهند وتلاش می کنند برای رسیدن به امیال وآرمان های خودجامعه را آلوده کنند.دراین میان،دولت ونهاد های عمومی باید ازگسترش چنین رسانه هایی جلوگیری کنند.

-فراهم کردن زمینه های طرح آزادانه مسائل مختلف اجتماعی وسیاسی

آزادی بیان پایه پیشرفت واستعلای کشور است.اگر کشوری به آزادی بیان صاحب نظران ،نویسندگان ومنتقدان دررسانه ها اهمیت ندهد،جایگاه نازلی درنزد سایرکشورهاخواهدداشت.رسانه خوب رسانه ای است که بتواند زمینه های طرح آزادانه مسائل اجتماعی ،فرهنگی ،سیاسی واقتصادی را بارعایت حقوق شهروندی وقانون اساسی فراهم نماید .اگر اندیشمندان دربیان نظریات وآراء خویش دررسانه های جمعی آزاد نباشند اما گروه های دیگر اجتماعی ازقبیل هنرمندان موسیقی ،سینما،رقص وتفریحات دیگربخش عمده برنامه های تلویزیونی را به خود اختصاص دهند،تردیدی درعقب ماندگی کشور وحاکمیت زوروتزویربرآن وجود ندارد.

یکی ازراه های بیداری مردم ،فراهم شدن فضای آزاداندیشی درکشوراست.این آزاد اندیشی باید دررسانه ها متبلورشود، به طوری که صاحبان علوم مختلف بتوانند درزمینه های گوناگون به طرح مسائل مورد نیاز کشور بپردازند.اندیشمندان ودولتمردان موظف هستند که برای کاهش آسیب های اجتماعی به بررسی علمی ویافتن راه های کم خطا برای ناهنجاری های جامعه اهتمام ورزند.بدون بررسی دقیق وعلمی نمی توان بیماری های علاج ناپذیرمردم را درمان کرد.

کشورهایی که زمینه های طرح مسائل ومشکلات جامعه رادررسانه های همگانی خود فراهم می آورند،درگشودن گره های سخت ولاینحل موفقند.فراهم شدن فضای آزادی بیان برای دانشمندان ودلسوزان جامعه موجب بیداری فکری مردم وافزایش تجربیات آنان درحل معضلات می شود. هیچ جامعه ای بدون برخورداری ازفضای آزاد اندیشی نمی تواند درمان مناسبی برای درد های بی درمان مردم خود بیابد.

-رقابتی شدن فعالیت های رادیویی وتلویزیونی

یکی ازشیوه های فراهم شدن فضای بازوموفقیت در حل معضلات اجتماعی رقابتی شدن فعالیت های رسانه های دولتی وخصوصی است.رقابتی شدن رسانه ها به رشد وپیشرفت وبهبود برنامه های آنان کمک می کند.اما باید رقابت ها درزمینه های مربوط به طرح مسائل مورد نیاز جامعه وآنچه به استعلا وپیشرفت کشور یاری می رساند، باشد.رقابت های منفی جز افزایش هزینه های عمومی وفردی جامعه سود دیگری ندارد.

دولت ونهاد های مسئول باید دقت کنند که رسانه ها به کاهش آسیب های اجتماعی کمک کنند وخود اسیب زا نباشند.اگر برنامه های رادیوی وتلویزیونی با نیاز جامعه وقشرهای مختلف مردم هماهنگی نداشته باشد،جزضرروآسیب زدن فایده دیگری نخواهند داشت.تبلیغات منفی وآنچه برای جامعه مضر است،جبران پذیر نخواهد بود.

کانال های تلویزیونی مسئولیت سنگینی درزمینه ارشاد وتامین نیازهای فکری،روانی،اخلاقی،معرفتی ،معنوی،آموزشی وسایر آگاهی های مورد نیازجامعه دارند.آنها نباید صرفا به درآمد وسود خویش بیاندیشند که نوعی ستمکاری درحق مردم است. علی حکیم پور

+ نوشته شده در سی ام دی 1389ساعت 17:9 توسط علی حکیم پور |