X
تبلیغات
علی حکیم پور - درگوهربخشش

مقدمه

بخشش ازفضیلت های انسانی است.یکی از خصلت های شخص فاضل بخشندگی وکرامت اوست.آنکه کرامتی ندارد وبخشندگی درفطرت اومتبلورنیست، نمی تواند ازگوهرفضیلت برخوردار شود. کریم النفس بودن کارهرکسی نیست ونیازمند برخورداری ازگوهر کرامت وتربیت است.انسان باید خودرا به نحوی تربیت کند که زندگی بدون بخشش نداشته باشد.بخشش اوج احسان است.کمال احسان دربخشش او نمایان می شود.وانگهی ،بخشش،نوعی تعامل بشری است که مبنای آن غالبا تبرعی  است.دراین تعامل، یک طرف چیزی را به دیگری می دهد بدون اینکه درمقابل آن توقع متقابلی داشته باشد.

فردوسی درشاهنامه می گوید:

 فریدون فرخ فرشته نبود               به عود وبه عنبر سرشته نبود

به دادودهش یافت این نیکویی         تو دادودهش کن فریدون توییبازدرجای دیگری ازشاهنامه می گوید:

به دادودهش گیتی آباد دار              دل زیر دستان زخود شاددار

که کس برنماند جهان جاودان         نه برتاجدارونه بر موبدان

بخشش همیشه درزندگی بشر وجود داشته ودارد.بدون وجود بخشش زندگی عده ای از افراد با مشکلات عدیده ای مواجه می شود.

بخشش معمولابه صورت اهدا مالی است وگاهی هم به اشکال دیگر؛ازجمله خدمت بدون اجرت وگذشت ازحق نمایان می شود..کسی که خدمتی مجانی به کسی می کند یا مجرمی را می بخشد وازدریافت حقوق مادی خود منصرف می شود،درواقع بخشش می کند.

پیامبران درمقابل تربیت جامعه اجرتی طلب نمی کردند .این نیز نوعی بخشش بود.چرا که انجام خدمت به دیگری مستلزم اجرت است مگر اینکه تبرعی باشد.

درمناسبات بین المللی به کرات مشاهده می شود که کشوری به کشور دیگر بخشش می کند.برخی از کشورهابه دلیل ضعف مالی شدید توان پرداخت بدهی های خود را ندارند وکشورهای قوی تحت شرایطی مطالبات مالی خودرا به آنان می بخشند.

بعضی از بخشش ها آن قدر جنبه عمومی پیدا کرده که عنوان بخشش به آن ها داده نمی شود.فردی که هزینه های زندگی فرزندان خودرا می دهد نوعی بخشش است اما عرف جامعه به آن عنوان بخشش نمی دهد.

بخشش های دینی عموما بلاعوض وتبرعی هستند.فرد بخشنده به خاطر خدا مال خود رادراختیار دیگری قرارمی دهد.

برخی از کشورها،برنامه های وسیعی برای تحت پوشش قراردادن افراد آسیب پذیر وضعیف جامعه تدارک می بینند.صندوق های رفاه وتامین اجتماعی کشورها با هدف کمک به افراد ناتوان جامعه خود تشکیل می شوند.کمک های آنان نیز نوعی بخشش است ولو اینکه ازمال ملت باشد.

مبانی بخشش

اگرسوال شود که مبنای بخشش چیست وچرا انسان مال خودرا به دیگری می بخشد؟این درحالی است گاهی خود فرد به آن مال نیازدارد.

درپاسخ می توان گفت که باورهای دینی،وجدان بشری ، مسئولیت پذیری واحساسات پاک انسانی از مبانی ومحرکات عمده بخششند.

همه ادیان به گوهر بخشش اهمیت فراوانی می دهند .دراسلام نیزتوجه زیادی به عنصربخشش شده است.درجای جای قرآن ازاحسان وکرامت وبخشش یاد می شود.قرآن کریم گاهی از بخشش واعطا مال به عنوان حق طرف مقابل یاد می کند.به طوریکه می فرماید:" وَاٰتِ ذَا الْقُرْبٰى حَقَّهٗ وَالْمِسْكِيْنَ وَابْنَ السَّبِيْلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيْرًا‏ " (17:27) یعنی حق خویشاوند،مسکین ودرراه مانده را بده ودراین کار تبذیر مکن.همچنین ،درآیه دیگری نیز اآن رابه عنوان حق معرفی می کند.:" وفی اموالکم حق للسائل والمحروم". (الذاریات:۱۹) یعنی دراموال شما برای افراد سائل ومحروم حقی است.

درکنار آموزه های دینی، وجدان بشری نیز بخشش را به عنوان یک فضیلت انسانی می داند.خیلی از افراد کافر نیز درزندگی خود به دوستان وفرزندان ودیگران بخشش می کنند.بنابراین،وجدان بشری هم به انسان درمورد بخشش فشار وارد می کند.احساسات پاک انسانی نیز از فطرت پاک او برمی خیزد وفرد را به بخشیدن تحریک می کند.انسان پاک نمی تواند بدون بخشش زندگی کند.

مسئولیت پذیری نیز ازعوامل عمده تاثیر گذار دربخشیدن است.مسئولیت ازصفات بارز انسانی است.حیوانات درک درستی ازمسئولیت ندارند واین انسان است که نسبت به خود واطرافیانش احساس مسئولیت می کند.انسان مسئول نمی تواند خود بخورد وبه فرزند گرسنه اش اهمیتی ندهد.انسان مسئول نمی تواند خود سیر بخوابد درحالیکه همسایه اش ازگرسنگی رنج می برد.آری ،احساس مسئولیت نیز ازمبانی بخشش است.مگر ممکن است که انسان احساس مسئولیت کند،اما به بخشش وکرامت واحسان اهمیتی ندهد!بدون احساس مسئولیت شیرازه جامعه ازهم می پاشد.

اهمیت وآثار بخشش

بخشش اهمیت زیادی درجامعه دارد.اگربخشش با اشکال مختلفش درجامعه رواج یابد ،رفتار مردم مدنی ترخواهد  شد.بخشش به افزایش معنویت جامعه کمک می کند وعمر مردم نه تنها زیادتر خواهد شد بلکه به لحاظ کیفی نیز بهتر وبا نشاط تر خواهد شد.

زرونعمت اکنون بده،کان تست          که بعد از توبیرون زفرمان تست

به دنیا توانی که عقبی خری              بخر جان من، ورنه حسرت بری

افزایش بخشش دوستی ها را درمیان مردم گسترش می دهد.درجوامعی که بخشش زیاد است ،عدالت بیشتر است؛رسیدن به حق آسان تر می شود وهزینه های امنیتی وکاذب جامعه کاهش محسوسی می یابد.

گسترش بخشش ها به تعاون وهمکاری های جامعه کمک می کنند. درجوامعی که  کرامت وگذشت زیاد است ،اختلافات مردم با هزینه های کمتری حل می شود؛حرمت اجتماعی ارتقا می یابد واعتماد وهمدلی جای ناامنی ها را می گیرد.

با گسترش بخشش از تعداد زندانیان کاسته می شود ؛افراد محکوم به جای اتلاف عمر به زندگی عادی خود برمی گردند وغالبا تحت تاثیر عفو وبخشش صاحب حق به رفتار های خلاف خود رجوع نمی کنند.این درحالی است که بسیاری از زندانیان که بدون بخشودگی اززندان خارج می شوند،نسبت به جامعه بدبین وعقده دار می شوند وهمواره می خواهند به نحوی ازمردم ودولت انتقام بگیرند.

بخشش وکمک مالی به افراد آسیب پذیروناتوان به منزله توانمند سازی آنان است.بسیاری ازافراد توان کارکردن دارند اما امکانات مادی ندارند.حال ،چنانچه کسانی ابزار کاردراختیار آنان قراردهند، به توانمندی آنان کمک می کنند وبه این طریق گدایی ،بیگاری وخانه نشینی افراد جامعه کاهش می یابد.

بخشش اهمیت زیادی دارد،به همین دلیل درقرآن کریم بیش از هرچیز به انواع بخشش تاکید شده است.بخشش بیمه کردن کلیه افراد جامعه است.درجامعه فاضله انواع بخشش ها گسترش می یابد وهمه ازمنافع آن بهره مند می شوند؛خواه فقیر باشند یا ثروتمند.

یکی ازنشانه های خوب گسترش بخشش ها ،پلیسی نشدن جامعه است.بخشش ها ارتباط مستقیمی با کاهش میزان پلیس ،دادگستری ،دادرس ،بازپرس وزندان دارد.اگر مردم جامعه با انوع بخشش ها انس بگیرند،نیاز چندانی به نیروهای امنیتی،پلیسی وقضایی نخواهد بود.

به قول سعدی:

کسی خسبد آسوده درزیر گل             که خسبند ازو مردم آسوده دل

بخشش های سالم به تحرک،نشاط،شادابی،روحیه ،خوشبینی وهمیاری افراد جامعه کمک می کنند.معمولا درجوامع راکد،کسل وتن پرور،انگیزه ووجدان بشری ازبین می رود ومیزان بخشش بسیار کم است.

ازآفات عمده جوامع راکد وبی روحیه ونشاط ،نبود بخشش ،ایثار وازخود گذشتگی درمیان افراد آنهاست.

بخشش ها زاویه دید انسان ها عوض می کنند.اگر انسانی سعادت را فقط برا ی خود بخواهد،به هیچ وجه به آن نائل نمی آید.سعادت یک امر اجتماعی وجمعی است نه فردی .سعدی دربوستان خود با اشاره به قحطی دمشق از دوستش نقل می کند که او فردی دارا وثروتمند بود اما بسیار ضعیف وبی رمق شده بود.ازوی می پرسد که تورا چه شده است؟اگر دیگران ندارند به خاطر نداشتن است اما توکه داری!

گرازنیستی دیگری شد هلاک                      تورا هست ،بط را زتوفان چه باک

سعدی می گوید اودرجواب با ناراحتی به من گفت:

نگه کرد رنجیده درمن فقیه                        نگه کردن عاقل اندر فقیه

که مرد ارچه برساحل است ای رفیق            نیاساید ودوستانش غریق

من ازبینوایی نیم روی زرد                        غم بینوایان رخم زرد کرد

درداستان دیگری نیز مطلبی مطرح کرده است که شنیدنی است:

شبی دوخلق آتشی برفروخت             شنیم که بغداد نیمی بسوخت

یکی شکر گفت اندرآن خاک ودود       که دکان ماراگزندی نبود

جهانددیده ای گفتش ای بوالهوس                  تورا خود غم خویش بود وبس

پسندی که شهری بسوزد به نار          اگرچه سایت بود برکنار

اهداف بخشش

بخشش اهداف مختلفی را تعقیب می کند.مهمترین اهداف بخشش شامل موارد زیر است:

قدردانی اززحمات دیگری،تشویق مردم به فعالیت وکاروموفقیت،رفع فقر،دستگیری ازدرراه ماندگان،تالیف قلوب،تربیت اجتماعی،توسعه دین خدا ،گسترش دوستی وروابط اجتماعی،عمل به وظیفه انسانی،تعاون وهمیاری ونظایر اینها

ملاحظه کردید که هدف های بخشش عموما خیر وخوبی است اما ممکن است هدف های ناسالمی نیز درآن تعقیب شود.گاهی بخشش به قصد ریا ،منت،اذیت وفعل حرام دیگرصورت می گیرد.این نوع بخشش ها با هدف رسیدن فرد به خواسته های نامشروع خود جامه عمل می پوشد وبار منفی فراوانی دارد.

عناوین بخشش

بخشش عناوین مختلفی دارد.به مطلق بخشش درزبان حقوق :"هبه " می گویند.اما هبه با نیات وهدف های گوناگون به اشخاص داده می شود .عناوین آنها مختصرا به شرح زیر است.

جایزه نوعی از بخشش است که به قصد تشویق وقدردانی ازاقدام مفید دیگری اعطا می شود.جایزه نوبل نمونه ای از جوایز است که به افراد اندیشمند وصاحب نظردرزمینه های مختلف درسطح جهانی اعطا می شود.

پاداش بخششی است که شخصی به آنکه وظیفه اش را به نحو احسن انجام داده می دهد.مژدگانی نیز نوعی پاداش است وبه فردی که خبر خوشحال کننده ای می آورد اعطا می شود.

هدیه بخششی است که دوستان وآشنایان به مناسبت های مختلف به یکدیگر می دهند.گاهی شخصیت های بزرگ مجموعه آثار خودرا به کتابخانه یا مرکزعمومی دیگری اهدا می کنند که علاقه مندان از آنها بهره مند شوند.

عیدی نیز نوعی بخشش است که درایام خاص مثل نوروز،قربان،فطر و...به افراد نزدیک داده می شود.عیدی دادن رسم فرهنگی ایرانیان است .

اطعام نیز نوعی بخشش اعتقادی است که برخی از افراد یک جامعه درروزهای خاص دینی با احسان (غذا دادن )به مردم کارخیر انجام می دهند. میهمانی دادن نیز درزمره کارهای توصیه شده است.

انعام بخششی است که معمولا شخص صاحب مقامی به فرد زیردست به خاطر خدماتش می دهد.گاهی ، انعام همان رشوه است که باهدف گره گشایی وحل مشکل به طور غیر قانونی به کسی داده می شود.

رشوه هم نوعی بخشش است که فردی برای حل مشکل خود به کسی می دهد.رشوه معمولا چهره منفی دارد اما گاهی ستم دیده ای از سر اضطرار برای احقاق حقش به کسی می دهد.

سوغات یا ارمغان، هدیه ای است که دوست وهمکاری ،چیزی را از جای دور به آشنای خود می برد.معمولا محصول مشهور شهرها وکشورها به عنوان ارمغان تلقی می شود.

جهیزیه مجموعه ای ازوسائل زندگی است که پدرومادر به عنوان هدیه به دختر خود به هنگام ازدواج می دهند تا دربدو زندگی با مشکل مواجه نشود.

مهریه مالی است که زوج درقبال ازدواج به همسر خود می بخشد.این مال نیز نوعی بخشش است. به طوریکه درقرآن ازآن به عنوان نحله یاد شده است.

گاهی مال به عنوان امردینی به افراد داده می شود؛زکات،خمس،صدقه، فطریه،انفاق،نفقه،وقف و...ازجمله آنهاست.

گذشت ازحق نیز نوعی بخشش است که می تواند جنبه مالی داشته باشد یا نداشته باشد.اگرگذشت جنبه مالی نداشته باشد وهدف ازآن نادیده گرفتن کاربد دیگری باشد ،ازآن به عنوان"بخشودگی ،عفو یا بخشایش" یاد می شود. سعدی می فرماید:

خدارابرآن بنده بخشایش است            که خلق ازوجودش درآسایش است

گاهی بخشش فعلی است که با هدف خیرانجام می شود.آموزش مجانی نوعی بخشش است.چرا که ارزش مادی دارد وبا هدف خوبی به کسی داده می شود.

اعطا امتیاز خود به دیگری نیز نوعی بخشش است.کسی امتیاز وام خودرا به دیگری می بخشد.این تفویض امتیاز بخشش است.

شرکت درهزینه های عروسی ومراسم سوگواری ونظایر اینها نیز نوعی بخششند که دربرخی از جوامع،میان گروه های قومی ومذهبی رواج دارد.

جهات بخشش

لازم نیست جهت بخشش ذکر شود.اما گاهی واهب مشخص می کند که به خاطر چه چیزی مال خودرا به دیگری دهد.

درصورت مشخص شدن جهت بخشش، باید مشروع باشد.شخص می تواند به فرد قمار باز نیز چیزی را به عنوان هدیه بدهد اما اگر برای کمک به بازی او می دهد ،باید بداند که این بخشش باطل است.

کسی می تواند خانه خودرا به طورمجانی دراختیار کسی قراردهد اما اگرنیت واهب از این کار،انجام یک عمل غیرقانونی یا غیرمشروع باشد این اقدام جایز نیست.زیرا جهت کار خودرا مشخص کرده است؛جهتی که ازدیدگاه شرع یا قانون محکوم است.

حد بخشش

حد برخی از بخشش ها در عرف ،قانون یا شرع مشخص شده است.این درحالی است که بسیاری از بخشش ها چنین نیستند واندازه آنها معین نیست.

مطلق بخشش حد مشخصی ندارد اما آن نیز باید به اندازه ای باشد که مایه نگرانی واندوه اونشود. درقرآن کریم می فرماید:"ولا تجعل یدک مغلوله الی عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا"بنابراین،ازدیدگاه قرآنی بخشش همه اموال امر پسندیده ای نیست.چرا که نتیجه ای جز سرزنش وحسرت نخواهد داشت.

برخی همه اموال خودرا به همسر، فرزندان یا دوست خود می بخشند ویا وقف می کنند.این درحالی است که درقید حیات هستند.این نوع هبه نیز مشمول قاعده الهی است وآنان هم باید درانتظار حسرت ونکوهش دیگران باشند.

سعدی می گوید:

به یکبار بر دوستان زر مپاش           وزآسیب دشمن به اندیشه باش

چو درتنگدستی نداری شکیب            نگه دار وقت فراخی حسیب

بخشش های اجباری وواجب حد مشخصی دارند .مثلا حد زکات وخمس ومالیات مشخص  است.اما اندازه بخشش های غیر واجب معین نیست ودراین موارد،باید مطابق قاعده عام قرآنی، اندازه رانگهداشت.به طوریکه مایه ناراحتی ،نگرانی،افسوس،فقر وشماتت دیگران نشود.

انواع بخشش

ازعناوین بخشش دربالا تا حدودی انواع بخشش نیز معلوم شد.اما دراین بحث،انواع آن ازجهات دیگری طبقه بندی می شود.دراین طبقه بندی ها، به عناوینی؛چون   وجوب،حرام،استحباب و...توجه شده است.  

بخشش واجب ومستحب

برخی از بخشش ها واجبندومنشا دینی دارند ؛ ازجمله زکات ،خمس ،فطریه ونفقه..درقرآن کریم تاکید فراوانی نسبت به پرداخت زکات شده است. فردی که زکات نپردازد،مستوجب عقوبت اخروی است.

نفقه جنبه قانونی هم دارد واگرکسی با وجود دارا بودن ازپرداخت آن امتناع ورزد، محکمه از اموال وی برمی دارد وبه افراد واجب النفقه می پردازد.

معمولا وجوه شرعی را نه به عنوان بخشش بلکه به عنوان دین شرعی تلقی می کنند.اما ازآنجاییکه این پرداخت ها عمدتا جنبه اجباری ندارند وافراد دارا به دلخواه می پردازند،می توان ازآن ها به عنوان بخشش واجب نام برد.

بسیاری از بخشش ها جنبه استحبابی دارند.اعطای صدقه،هدیه،جایزه،انعام،سوغات ،مژدگانی و...عموما درزمره بخشش های مستحب قابل تقسیم هستند.

بخشش معوض ومجانی

بخشش عمدتا تبرعی ومجانی است اما ممکن است دربرخی مواردمعوض باشد.یعنی واهب درمقابل دریافت چیزی ، مالی را به دیگری هبه کند.درقانون مدنی ایران هبه معوض پذیرفته شده است.اگر نوع هبه ذکر نشده باشد،اصل براین است که غیر معوض باشد.

درفقه شیعه نوعی هبه پذیرفته شده است که به آن هبه محاباتی می گویند.این هبه برای فرارازحکم ربا به افراد داده می شود.

بخشش های باطل

بخشش باید جنبه مشروع داشته باشد.فرد نمی تواند مال دیگری را هبه کند ؛رشوه وانعام اداری به عنوان بخشش مشروع تلقی نمی شوند.اکل مال به باطل ،هرچند چهره هبه به خود بگیرد،نمی تواند به عنوان بخشش مشروع ارزیابی شود.درقرآن کریم می فرماید:"ولاتاکلوا اموالکم بالباطل".بنابراین،نباید اموال خودرا درراه های باطل هزینه کرد.بخشش به یک قمار باز برای شرکت درقمار جایز نیست واین بخشش باطل است.

بخشش مادی ومعنوی

بخشش عمدتا جنبه مادی دارد.هرآنچه به عنوان بخشش به افراد داده می شود وتسلیم وتسلم دارد،بخشش مادی است.اما بخشش معنوی نیز معمولا ارزش مادی دارد. خدمات فنی،آموزشی،فکری،تربیتی و....که به طورمجانی عرضه شوند،بخشش معنوی تلقی می شوند.این نوع بخشش ها دارای ارزش مادی اند اما ذاتا مادی تلقی نمی شوند.

بخشش های نهی شده

گاهی فرد مال خودرا به دیگری هبه می کند وگیرنده هبه استحقاق آن را دارد اما واهب نه با قصد خیر ونیکی بلکه برای ریا وتظاهر به دیگری هبه می کند.این بخشش ،ریایی است ودرمحضر الهی عقوبت دارد.درقرآن کریم آمده است:"يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالاذی كَالَّذی يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَلا يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ(بقره 264 ) یعنی ای مؤمنان صدقات و كمكهای خود را با منّت و آزار باطل مسازيد ؛مانند كسی كه مالش را برای خود نمايی انفاق می كند و در دل به خدا و روز رستاخيز ايمان ندارد.

بنابراین، بخشش نباید با هدف ریایی صورت بگیرد.همچنین، نباید دواشکال زیررا به دنبال داشته باشد:

1.بخشش همراه با منت باشد.برخی ،بعد ازبخشش منت می گذارند وگیرنده آن را ناراحت می کنند.این درحالی است که  آفت بخشش منت است.واهب با منت گذاری هم کارخوب خودرا تباه می کنند وهم دریافت کننده آن را تحقیر می کند.

2.اذیت کردن:بعضی ، با بخشش خود توقع دارند که گیرنده آن درخدمت او قرارگیرد وانتظارات اورا برآورده سازد.اگراین توقعات برآورده نشود ،شروع به آزار واذیت وی می کند.

سعدی می گوید:

چو انعام کردی مشو خودپرست                   که من سرورم دیگران زیردست

به هرحال منت واذیت،دوآفت بزرگ بخشش است که قرآن به خوبی به آن اشاره کرده است.

بهترین نوع بخشش

بهترین بخشش بخششی است که فرد ازآنچه خود دوست دارد،ببخشد.بنابراین ،باید ازچیزی بخشید که خود فرد نیز آن را دوست دارد.برخی ،لباس کهنه ومندرس خود را به فقرا می بخشند،این هم بخشش است اما بهترین بخشش نیست.زیرا واهب ازآن لباس استفاده نمی کند وبود ونبودآن برایش اهمیتی ندارد.قرآن کریم دراین خصوص می فرماید:

"لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون " (آل عمران 92 ) هرگز به نیکی و بر نمی رسید ، مگر اینکه از آنچه که دوستش می دارید ، در راه خدا انفاق نمایید.

 

بخشش های دولتی :

بخشش های دولتی عمدتا با عنوان "یارانه"قابل بررسی هستند.دولت نمی تواند بیت المال را بدون مجوز قانونی به دیگران به ویژه بیگانگان ببخشد.هربخشش دولتی باید قانومند باشد والا خلاف است.گاهی،مجلس مقداری ازبودجه رادراختیار مقامات عالی کشور قرارمی دهد که درشرایط مقتضی هزینه کنند.

اما مهمترین بخشش دولت، به صورت یارانه قابل ارزیابی است.یارانه به معنای کمک مستقیم یا غیر مستقیم دولت به عموم افراد جامعه یا افراد نیازمند است.

بهترین بخشش دولت، اعطای کمک به افراد نیازمند جامعه است.یارانه عمومی نوعی بی تدبیری درهدایت امکانات عمومی دربرنامه های مختلف اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی است.

شیوه های بخشش:

بخشیدن راه های مختلفی داردو ممکن است به یکی ازشیوه های زیر انجام شود:

بخشش آشکار؛

بعضی بخشش ها معمولا به صورت آشکار صورت می گیرد.ازجمله :بردن هدیه وسوغات به خانه دوست،اهدای جایزه وپاداش ،پرداخت هزینه خانواده ،جهیزیه،عیدی و نظایر آنها

بیشتربخشش های آشکار زمینه تشویقی دارند.همچنین،بخشش هایی نیزکه با عرف جامعه سازگارند وبا استقبال جامعه همراهند ،می توانند آشکار باشند مانند مشارکت درپرداخت کمک مالی به افراد به هنگام ازدواج ومراسم سوگواری و..

بخشش پنهانی؛

برخی بخشش ها اقتضا می کند که پنهانی باشند. بی سرپرستان،مسکینان،فقیران،درماندگان ومانند آنان که مایل نیستند مردم از فقر ودرماندگی آنان باخبر شوند و آشکارشدن بخشش را به منزله حقارت  تلقی می کنند،باید به صورت نهانی باشد. درقرآن کریم از بخشش های شبانه ، روزانه،نهانی و آشکار یاد شده است.

"الذين ينفقون أموالهم بالليل والنهار سرا وعلانية فلهم أجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون) (البقرة / 274)

بخشش مستقیم؛

بهتر است بسیاری از بخشش ها را به صورت مستقیم اهدا کرد.زیرادرغالب موارد آثار روانی ،تربیتی ،تشویقی وآموزنده ای درجامعه دارد.

بخشش غیر مستقیم؛

گاهی گیرنده بخشش دوست ندارد،از هرکسی هدیه بپذیرد.دراین خصوص،بهتر است هبه به صورت غیر مستقیم ودرقالب عنوان دیگری به وی داده شود.

بخشی از کمک های دولت نیز به صورت غیر مستقیم است.کمک به هزینه های آموزشی ،بهداشتی و...جامعه معمولا به صورت غیر مستقیم است.برخی ازدولت ها با اعطا بورس تحصیلی کمک مستقیم می کنند.

بخشش تدریجی ومستمر؛

گاهی بخشش یکباره ممکن است راه حل درستی برای رفع مشکلات افراد نباشد وبهتر است به صورت تدریجی ومستمر اعطا شود.برخی افراد منافع ملک خودرا وقف فقرا می کنند وبرای آنان ازدرامد موقوفه مستمری تعیین می کنند.

شرکت های بیمه نیز ازاین روش پیروی می کنند وبیمه گذار خودرا با پرداخت تدریجی یاری می رسانند.

پدرومادر نیز مستمرا اولاد خودراتحت پوشش کمک های خود قرار می دهند.بخشش یکباره اموال به فرزندان ممکن است سبب اتلاف آن ها شود.

بخشش یکباره؛

بخشش یکباره نیزازشیوه های بخشش است.بخشش تدریجی همیشه رافع مشکلات افراد نیست وگاهی باید به یکباره بخشید .شخصی زندانی است ودیگری می خواهد اورا اززندان رهایی بخشد،با بخشش یکباره دیونش،وی را اززندان آزاد می کند.

بخشش حال؛

بسیاری ازبخشش ها درزمان حال انجام می شود.واهب ،هروقت که بخواهد می بخشد وآن را به آینده موکول نمی کند.این بخشش ازباب اینکه نباید کارامروز را به فردا گذاشت،حائز اهمیت است.چرا که ممکن است فردا نتوان بخشش کرد وپشیمانی فایده ای نخواهد داشت.

بخشش آتی؛

بخشش آتی برای اهداف مختلف صورت می گیرد.یکی با وصیت ،بخشی ازامولش را به دیگری تملیک می کند.شخصی تعهد می کند که اگر شخصی کار مشخصی را انجام دهد، درقبال آن چیزی را به وی ببخشد.مثلا پدری با فرزندش شرط می کند که اگر ازفلان دانشگاه پذیرفته شود،هدیه مشخصی را به او بدهد.

افراد مستحق بخشش

سوال این است که چه کسانی استحقاق بخشش رادارند؟آیا به همه افراد می توان هدیه داد؟ایا هرکسی مستحق زکات وخمس وصدقه وکمک های مالی است؟

بخشش مطلق نیز امر نیکویی است اما درقرآن کریم نسبت به تامین نیازهای اساسی برخی از افراد ناتوان توصیه زیادی شده است ازجمله:پدرومادر،افرادخانواده،فقرا،مسکینان،ایتام،درراه ماندگان،بی سرپرستان ،تازه مسلمانان و...

دراین میان،به پدرومادر ،همسر وفرزندان نباید زکات وخمس وصدقه داد.آنان استحقاق نفقه دارند.اگرهریک ازآنان ازنظرمالی ضعیف وناتوان ازاداره زندگی خود باشند،واجب است که زندگی آن ها را تامین کرد.دراین میان،همسر وضعیت استثنایی دارد وضعف مالی وی شرط استحقاق دریافت هزینه زندگی ازشوهر نیست.

زکات ویژه فقرا،ایتام ،مسکینان و...است.درقرآن کریم آمده است:" إنما الصدقات للفقراء والمساكين والعاملين عليها والمؤلفة قلوبهم ، وفي الرقاب والغارمين وفي سبيل الله وابن السبيل "( سورة توبة 60 ).

درآیه فوق اززکات به عنوان صدقه نام می برد.با توجه به این آیه باید به افراد زیر زکات داد: فقرا،مسکینان،افرادی که به کار جمع آوری زکات مشغولند،بندگان،ورشکستگان،راه خدا ودرراه ماندگان.

فقیر کسی است که نمی تواند نیاز حداقلی خودرا تامین کند وبدون کمک دیگران درسختی ومشقت می ماند.

مسکین کسی است که توان یا ابزار کارکردن ندارد وخانه نشین شده است وبه همین دلیل نمی تواند زندگی خودرا اداره کند.افراد معلول وبیکاروبیمار و...درزمره مسکینانند.

عامل کسی است که برای جمع آوری کمک های مردمی تلاش می کند وکاری جز آن ندارد.اگر به عاملان کمک نشود،آنان نمی توانند به کارجمع آوری زکات وکمک های مردمی بپردازند.

آنکه به هردلیلی دررقیت دیگری است اعم ازبرده وزندانی و...درزمره رقاب است.چقدر بهتر است با اعطا زکات ،درمانده ای را اززندان نجات داد وبه زندگی عادی برگرداند.

غارم کسی است که درکسب وکار وبرنامه اقتصادی خود شکست خورده وفقیر شده است وباید با دادن کمک های مالی مشکل او را برطرف کرد.

سبیل الله، راه خداست. نشان دادن راه خدا نیازمند برنامه ریزی وهزینه مادی است.باید به مردم یاد داد که راه خدا بهترین وهموارترین راه است.فهم راه خدا صرفا ازطریق آموزش حاصل نمی شود،بلکه باید دربخش های فرهنگی،اجتماعی ،علمی ونظایر آن ها نیز برنامه ریزی کرد.سبیل الله فقط تربیت روحانی وتبلیغ دینی نیست.جهاد درراه اونیز سبیل الله است.کمک به بندگان او نیز سبیل الله است.سبیل الله شامل همه راه هایی است که برای رسیدن به رضای الهی طی می شود.

یکی دربیابان به سگ تشنه ای آب می دهد وخداوند گناهان اورا عفو می کند.به قول سعدی:

خبر داد پیغمبر از حال مرد              که داورگناهان او عفو کرد

آری ،آب دادن به سگ تشنه نیز سبیل الله است.جلب رضایت الهی با قدم گذاشتن وحرکت درراه خدا ممکن است.

ابن سبیل فرد درراه مانده ای است که به امکانات خود دسترسی ندارد.آنکه ازخانه وکاشانه خود دوره مانده ونمی تواند مشکل خودرا برطرف کند یا به خانه اش برگردد.دراین خصوص نیز می توان با دادن زکات وهرگونه صدقه ای به یاری وی شتافت.

درکنار زکات،خمس نیز درفقه شیعه نقش اساسی درتامین نیازدینی ورفع فقر سادات ایفا می کند.درقرآن کریم آمده است:" واعملو انما غنمتم من شى‏ء فان الله خمسه و للرسول و لذى القربى و اليتامى و المساكين و ابن‏السبيل"(انفال ،41)

درمورد خمس نیز افراد مشمول خمس عبارتند از:خدا،پیامبر،خویشان،یتیمان،مسکینان،ابن السبیل

باید دانست که درمیان شیعه واهل سنت درمورد تعلق خمس اختلاف نظر شدیدی وجود دارد.ازدیگاه اهل سنت،خمس درمورد غنایم جنگی است.اما درفقه شیعه شامل همه درآمد های ناشی ازکسب وتجارت می شود.نکته دیگر اینکه با وجود اطلاق پرداخت خمس به افراد فوق،فقه شیعه شمول خمس را به خویشان،فقرا ومسکینان ودرراه ماندگان غیرسادات نمی پذیرد که قابل تامل است.

علاه برایتاء زکات وخمس، پرداخت انفاق ،صدقه ،نفقه و...نیزازموارد حمایتی تاکید شده درقرآن  کریم است.

اساس جهت گیری قرآنی این است که مردم نسبت به زندگی نابسامان ا ناتوانان وضعفا حساسیت داشته واحساس مسئولیت بیشتری داشته باشند.اساسا انسان مومن نمی تواند نسبت به مشکلات نیازمندان بی توجه باشد.خداپرستی صرفا درزبان نیست بلکه درعمل نیز باید خودرا نشان دهد.آری،باید مخلوق خدا را به خاطر خالقش دوست داشت وشرط دوستی این است که به یاری آنان که قادر به تامین معاش خود نیستند،شتافت.

درکتاب "داستان راستان "استاد مطهری، داستان پیرمردی مسیحی نقل شده که گدایی می کرد .وقتی امام علی (ع)متوجه می شود از بی مسئولیتی مسلمانان ناراحت می شود ومی گوید که شما چطور ادعای انصاف می کنید درحالی که او دراین شهرکارکرده وجوانی خودرا ازدست داده است ودستور می دهد که ازبیت المال هزینه زندگی اورا تامین کنند.

قرآن کریم می فرماید:افراد سائل ومحروم دراموال شما دارای حقند"وفی اموالکم حق للسائل والمحروم".آری، محرومان ازامکانات زندگی ،درگردن همه توانگران جامعه حق دارند ومردم ودولت موظفند که نیازآنان را برطرف کنند.علی حکیم پور

  

+ نوشته شده در بیست و چهارم آبان 1389ساعت 1:25 توسط علی حکیم پور |