معانی واژه رحمت

درلغت نامه دهخدا درمورد واژه رحمت معانی زیرذکرشده است: مهربانی . مرحمت و شفقت . رأفت . رحم . رأفت از رحمت رقیق تر است و در آن بر کراهت اقدام نمی شود، در صورتی که در رحمت به مقتضای مصلحت بر مکروه نیز اقدام می شود. || مهربانی کردن . || آمرزش . مغفرت . عفو. بخشایش || باران .غالباً رحمت به معنی باران از این جهت گرفته که بارش رحمت الهی است و از این سبب باران را رحمت گویند. || نبوت . قوله تعالی : یختص برحمته (قرآن 105/2 و 74/3)؛ ای بنبوته || از اسماء و اعلام تازیان است .فارسی زبانان نیز بصورت ترکیب این کلمه را در اعلام کسان برمی گزینند چون : رحمت اﷲ و رحمتقلی و غیره . || بخشودن . عناصررحمت

بزرگواری؛

یکی ازعناصر رحمت رفتار بزرگوارانه است.بدون این ویژگی اخلاقی نیکو نمی توان صاحب رحمت شد.بزرگواری وجوانمردی مستجمع رحمت است.درمقابل،خست،پستی ولئامت ازعوامل دوری انسان ازآن است.مردم باید درسایه تربیت ،آموزش ،رعایت اخلاق وبزرگواری ،رحمت رادرزندگی خود نهادینه کنند.

دلسوزی؛

رحمت با دلسوزی همراه است.اگرکسی به صفت رحمت خو بگیرد،نمی تواند فردی شقی وستمگرباشد.انسان رحیم دلسوزومهربان است.باستم،رنج وآزار دیگری بیگانه است.چگونه ممکن است که کسی هم دلسوزباشد وهم ستمگر؟دوصفت رحمت وستمگری با یکدیگرمباینت دارند.

مسئولیت پذیری؛

یکی دیگرازعناصر رحمت مسئولیت پذیری افراد است.اگر کسی واجد صفت رحمت است،نمی تواند نسبت به مشکلات دیگران بی اعتنا باشد.انسان رحیم نسبت به فرد وجامعه خویش حساس است.بدون داشتن صفت رحمت نمی توان نسبت به دیگران احساس مسئولیت کرد.چراباید انسانی که رحم ندارد،نسبت به دیگری مسئول باشد؟ آنکه دچارآشفتگی اخلاقی است وازرحمت،دوستی ،عشق حقیقی ومعنویت بدوراست ،نمی تواند مسئولیت پذیرباشد.

گذشت؛

رحمت مایه گذشت آدمی است.انسان ها درزندگی خود به یکدیگر بدی می کنند.حس انتقام جویی ومقابله به مثل ناشی ازسرشت بدی وکینه افراد است.اگر کسی به دیگری ستم کرد،نباید انتظارداشته باشد،دیگری درحق اوخوبی خواهد کرد.اگر کسی جو کشته است ،نباید درانتظارگندم باشد.به قول شاعر:

چو بدکردی مباش ایمن زآفات /که واجب شد طبیعت رامکافات

اما بارها دیده می شود که انسان ها یکدیگررا عفو می کنند،بدی ها وستم های دیگری رامی بخشند وازحق مجازات خویش می گذرند!چراباید کسی،بدی ها وخسارات دیگری راببخشد؟آیا جز این است که فرد بخشنده ، بزرگوار،رحیم وعطوف است؟

آری ؛بدون داشتن رحمت نمی توان ازحق خویش عبورکرد وبرگناه دیگری قلم عفو کشید.رحیمان عالم همیشه می آمرزند وازحق خویش درجای خود می گذرند.

مدارا؛

آنکه مدارا پیشه می کند،بداند که دارای صفت رحمت است.مدارا ورحمت لازم وملزوم یکدیگرند.بدون رحمت نمی توان مداراپیشه کرد وبدون داشتن مدارا نمی توان رحمت خودراعملی کرد.آنکه با ضعیف وقوی مدارانمی کند وهمه رامی ترساند نمی تواند مدعی رحم باشد.حافظ شیرازی چقدرخوب گفته است :

آسایش دوگیتی محصول این دوحرف است /بادوستان مروت با دشمنان مدارا

مدارابدون مهرورزی،بردباری وگذشت ممکن نیست.ازدیدگاه حافظ نیز،آنکه به دنبال آسایش وراحتی است، گزیری جزمروت با دوستان ومدارابادشمن ندارد.

حلم؛

درکنارمدارا،حلم نیز ازعناصر رحمت است.آنکه تندی پیشه می کند وبه خشونت عادت کرده است ،نمی تواند فردی متعادل باشد ومهرورز ی او نیز قانونمند نخواهد بود.رحمت این گونه افراد لحظه ای است.گاهی ،پشیمان شده عفو می کنند وگاهی درآنی خرمنی را به آتش می کشند.اما آنکه دارای نرمش وحلم است،به طورطبیعی  متعادل ودارای بردباری، رحمت وگذشت است.

وسع نظر؛

فرددارای رحمت تنگ نظرنیست.ازویژگی های بارز چنین فردی داشتن وسعت نظر است.رحمت ووسع نظرلازم وملزوم یکدیگرند.امکان ندارد که کسی وسع نظرداشته باشد،اما رحمت نداشته باشد.کرامت اخلاقی با بلند نظری همراه است ورحمت وگذاشت وبزگواری آدمی رابه رخ می کشد.

انصاف ؛

آنکه رحیم است،نمی تواند نسبت به انصاف بی اعتنا باشد.رحمت یکی ازبال های انصاف است.فرد بی رحم به عدالت نیزتوجهی نخواهد داشت.درواقع،رحم ازانصاف عبورمی کند.

جود وبخشش؛

جود وبخشش نیز ازآثار رحمت است.اگرانسان رحم نداشته باشد،نمی تواند جودوبخشش نیزداشته باشد.آنکه دلش به حال دیگری نمی سوزد،نمی تواند جود،بخشش ومهروزی داشته باشد.

دوراندیشی؛

یکی دیگرازاوصاف رحمت دوراندیشی است.آنکه رحیم است وبا اندیشه ،معرفت وآگاهی ازحق خویش می گذرد،معمولا دارای صفت دوراندیشی وتدبیراست.کسی بدون تدبیروعاقبت اندیشی گناه کسی رانمی بخشد.دوراندیشی ازاسباب رحمت است.آنکه آینده کاروتصمیم را خودرا درنظرمی گیرد،نمی تواند نسبت به رحمت وگذشت بی توجه باشد.

مدنی بودن؛

انسان های رحیم معمولا مدنی هستند وازتنهایی ،زندگی فردی وتفرقه بدورند.وحدت وهمبستگی درنهاد افراد رحیم است.کسی که می خواهد درجامعه زندگی مدنی داشته باشد،نمی تواند نسبت به رحمت ومهرورزی بی توجه باشد.اگرکسی اهل گذشت ،مداراوهمبستگی نیست،نباید زندگی جمعی داشته باشد.به قول سعدی:

بزرگی دیدم اندرکوهساری/قناعت کرده ازدنیا به غاری

چرا گفتم به شهراندرنیایی/که باری بندی ازدل برگشایی

بگفت آنجا پری رویان نغزند/   چوگل بسیارشد پیلان بلغزند

به نظرمی رسد انسان های بزرگ ومدنی نمی توانند درکوهساربه حیات خود ادامه دهند.انسان هایی که برای فرارازلغزش درزندگی مدنی عزلت وتنهایی راتجربه می کنند،قطعا نمی توانند بزرگ باشند.دیرنشینی مسیحی بعد از70سال درسن 84سالگی دریک مراسم دینی دراسپانیا حاضرمی شد.دررسانه ها آمده بود که وی تا محل برگزاری مراسم با چشمان بسته رفت که مبادا تحولات عصررا ببیند وازآنها متاثرشود!

رسالت مکاتب بشری وادیان آسمانی

هریک ازمکاتب بشری والهی رسالت مشخصی دارند:

رسالت اصلی مکتب کمونیستی "دیکتاتوری پرولتاریا" وتشکیل"جامعه بی طبقه" است.رهبران آن ؛ازجمله مارکس ،لنین وانگلس با تاکید بردیکتاتوری کارگری وآرمان تشکیل جامعه "بی طبقه"می خواستند،رسالت کمونیسم را دربرابر نظام سرمایه داری به رخ عالمیان بکشند.

مشکل نظام کمونیستی این است که دراندیشه بنیادی خود به دیکتاتوری کارگری می اندیشد.این درحالی است که تقسیم جامعه به دوبخش کارگری وکارفرمایی درست نمی نماید،زیراکه علاوه برکارگران دیگرانی نیز هستند که درنظام اجتماعی نقش مهمی دارند،بدون اینکه کارگریاکارفرماباشند.وانگهی،اصل "دیکتاتوری" به عنوان رسالت مکتبی نمی تواند به جامعه بی طبقه منجرشود.ضمن اینکه با دموکراسی،آزادی های عمومی،ماکیت خصوصی وحقوق شهروندی میانه خوبی ندارد.

برخلاف جهان بینی کمونیستی،درمکتب لیبرالیسم اقتصادی برعنصر آزادی سرمایه گذاری تاکید می شود.دراین مکتب،داشتن دارایی و سرمایه گذاری هیچ محدویتی ندارد ودرواقع،رسالت اساسی آن همان توسعه سرمایه داری ومادی گرایی است.دراین مکتب توجه چندانی برآثار منفی سرمایه داری؛مانند گسترش پدیده نابرابری وتبعیض طبقاتی نشده است وپیروان این مکتب عقیده دارند که با توسعه سرمایه داری  تعادل اقتصادی نیزدر جامعه برقرارمی گردد.

درمکتب لیبرالیسم فرهنگی نیز برسکولاریسم،آزادی حداکثری مردم درامورفرهنگی وحیات فردی تاکید شده است.امروزه،همه کشورهای غربی ازگسترش لیبرالیسم فرهنگی درهمه جهان دفاع می کنند.

سکولاریسم دونوع است :سکولاریسم فلسفی وسکولاریسم سیاسی.

سکولاریسم فلسفی برعنصر بی دینی وجدایی دین ازسیاست تاکید دارد.این درحالی است که رسالت اصلی سکولاریسم سیاسی حاکمیت غیرمبتنی برعناصر دینی است.براین اساس،همه ادیان ومذاهب درانجام فعالیت های دینی خویش آزادی کامل دارند ودولت سکولار از دخالت در امورداخلی آنها وتکیه به دین خاص به عنوان دین رسمی کشوردرقانون اساسی پرهیزمی کند.

حاکمیت سکولاریسم فلسفی درجوامع دینی زیان ها ومعضلات فراوانی دارد،چرا که جداکردن دین ازسیاست دریک جامعه دینی غیرممکن است.چنین جامعه ای نمی تواند نسبت به سیاست بی تفاوت باشد،برای اینکه دین دراندیشه سیاسی دین باوران تاثیربسزایی دارد.این درحالی است که سکولاریسم سیاسی، نگاه حقوق محورحاکمیت را نسبت به همه شهروندان فارغ ازاعتقاد دینی ومذهبی آنان تقویت می کند.این نگاه شهروندمحور،درجوامع دارای تکثر فرهنگی ودینی موجه می نماید،چرا که آزادی وحقوق حداکثری همه شهروندان را درحوزه دینی وفکری تامین می نماید .

رسالت دموکراسی،مطالعه قدرت با تکیه برحاکمیت نمایندگان مردم برای مردم است.دراین مکتب،منشا قدرت ازآن مردم است وحاکمیت،همه اختیارخودراازمردم می گیرد.دموکراسی روشی به عنوان مدیریت کشور باتکیه بررای اکثریت مردم، تقسیم قدرت ،مسئولیت مدیران دربرابرنمایندگان مردم وجابه جایی آنان درمقاطع زمانی مشخص، دارای امتیازات فراوانی است.به همین دلیل کشورهای حقوق محور براداره جامعه بابهره گیری ازاصول مذکور تاکید می ورزند.

درآیین های هندوئیسم وبودیسم دوعنصرمحبت وپرهیزازدیگر آزاری بیش ازهرچیز خودنمایی می کند.به این دلیل،درنزد آنها حتی کشتن حیوانات نیز منع شده است.مداراوتحمل ازآثار مهم عنصرمحبت درآیین های مذکوربه شمارمی رود.

درمسیحیت نیز بیش ازهرچیزی برعنصرمحبت ،گذشت ومداراتاکید شده است.اساس آیین زردتشتی نیز برمبارزه دائمی اهورامزدا واهریمن ودرنهایت غلبه نیکی بربدی بنا شده است.دراین آیین عنصر"نیکی" رسالت اصلی آن راتشکیل می دهد.زندگی چیزی جزنیکی نیست وپیروان آن باید زندگی خودرا برآن بنا کنند.

دردین اسلام نیز رسالت پیامبراکرم(ص) سه امر"رحمت" ،"بشارت" ونذارت" ذکرشده است.درقرآن کریم تاکید ویژه ای برامور فوق شده است."وماارسلناک الا رحمة للعالمین"؛ای پیامبر! توراجزبه عنوان رحمت برای جهانیان نفرستادیم.ونیز"وما ارسلناک الابشیرا ونذیرا"؛ای پیامبر! توراجز به عنوان بشارت وهشداردهنده نفرستادیم.

جایگاه رحمت درزندگی اجتماعی

اگرجامعه ای عاری ازعطوفت،مهربانی ودلسوزی باشد،زندگی شهروندی بسیاردشوارمی گردد.زندگی بدون رحمت: خشک، خسته کننده ،کدورت آور،دردناک،ماشینی،مادی وهمراه با بی مهری،بی تفاوتی وسنگدلی خواهد بود.اگر وجدان جامعه ای ازرحمت تهی گردد،چنین جامعه ای نمی تواند پایبندی خودرابه ارزشها وهنجارهای دینی،اجتماعی وحقوقی خویش نشان بدهد.

باید همه ارکان جامعه اعم ازمردم ،دولت ونهاد های اجتماعی برای نهادینه شدن مهرورزی ودوستی تلاش مضاعفی داشته باشند.بدون رعایت آیین مهرورزی و دوستی ، نمی توان جامعه ای مدنی ،مهربان ،بانزاکت وصمیمی داشت.

دولت باید درمورد راه های حاکمیت مهرورزی ،نشاط،دوستی،صمیمیت وعطوفت درمیان مردم مطالعه کند ودرتصمیمات ومقررات خویش اعمال نماید.اگر حکومتی نسبت به شهروندان خود رحمت ،مداراودلسوزی نداشته باشد،مردم نیز درروابط خود با حاکمیت ودیگران ازعطوفت ومرحمت بی بهره خواهند بود.

درجامعه مبتنی برمادی گرایی نشانی ازرحمت دیده نمی شود.درچنین جامعه ای، هرکسی گلیم خویش راازموج بدرمی بردودیگرهیچ!

با تهی شدن جامعه ازآثار رحمت، مرگ مدنی آغازمی شود.جامعه ای که رفتارشهروندان آن نسبت به یکدیگر همانند ماشین وعاری ازمدارا،دوستی،گذشت،مهرورزی وانصاف بی بهره باشد،چگونه می تواند حیات مدنی داشته باشد.چنین جامعه ای درحقیقت مرده است وازمرگ خویش خبرندارد.این درحالی است که جامعه پویا جامعه ای است که دلهای مردم آن آکنده ازمهر،گذشت ،نشاط،رواداری،دوستی،آشتی،همبستگی ،صمیمیت ومرحمت باشد .

متاسفانه! انسان های ستمکارنمی توانند ازاین نعمت بزرگ الهی بهره بگیرند،زیراکه زنگارستم اجازه نمی تواند که آنان ازباران رحمت الهی سیراب شوند.به قول استاد شهریاردرحیدربابای خود:

حیدر بابا،شیطان  بیزی آزدیریب/             محبتی اورکلردن قازدیریب

حیدربابا شیطان مارافریب داده است/           محبت راازدلها کنده است

قره گونون  سرنوشتین  یازدیریب/    سالیب خلقی بیرـ بیرینون  جانینا

سرنوشت سیاه را رقم زده است/مردم را به جان همدیگر انداخته است

 باریشیغی بلشدیروب  قانینا! /       آشتی را به خون خود آغشته است

نشانه های رحمت درقرآن

یکی ازویژگیهای بارزقرآن کریم توجه به مسئله رحمت ومقتضیات آن است.این کتاب ازخود به عنوان "شفا ورحمت "یاد می کند:"وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا"؛وما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏كنيم و[لى] ستمگران را جز زيان نمى‏افزايد/اسراء،82/

درقرآن کریم نشانه ها وآثارفروانی درمورد رحمت الهی ذکرشده است که به بیان برخی ازآنها به شرح زیر اکتفا می شود:

1.هدایت وروشنگری قرآن؛

"وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ"؛ واين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل كرديم/نحل،82/

قرآن درآیه فوق دارای چهاروصف مهم است: روشنگر،رهنمون،رحمت وبشارت

روشنگر است،برای اینکه بسیاری ازگره های تاریخی، تمدنی ،فکری ،اخلاقی،اعتقادی،سیاسی،روانی،اقتصادی،حقوقی و...جوامع بشری راگشوده نموده است.

 راهنماست،برای اینکه راه های سعادت وخوشبختی را به انسان ها نشان داده است.هرکسی با مطالعه عمیق آیات قرآن می تواند راه های رسیدن به سعادت ورستگاری رادرک کند.

 رحمت است،برای اینکه همه افراد با عمل به توصیه های آن می توانند از رحمت الهی بهره مندشوند.

بشارت است ،برای اینکه آینده درخشانی رابرای انسان ها پاک وشایسته بشارت داده است.ضمن اینکه انسان های بدکاررانیز ناامید نکرده است ،چرا که راه های زیادی را برای بازگشت آنان به سوی خیرونیکوکاری وبهره مندی ازآمرزش الهی نشان داده است.

2.جاذبه حداکثری؛

قرآن به جذب حداکثری انسان ها توجه دارد.ازدیدگاه آن،نیل به این هدف ازراه وحدت در مشترکات اعتقادی ممکن است وبه همین دلیل ازهمه پیروان ادیان آسمانی می خواهد که جزخدارا نپرستند.به طوری که می فرماید:"قل یا ایها الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا وبینکم الا نعبدالاللهولا نشرک به شیئا"؛ بگو اى اهل كتاب بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم/عمران ،64/

وحدت وحلقه زدن برگرد مشترکات ازنشانه های رحمت الهی است.خداوند ازبندگانش می خواهد که درزیرپرچم وحدت وهمبستگی اوزندگی کنندوازتفرقه وجدایی بپرهیزند.

همچنین قرآن کریم ملاک سعادت بندگان رادرایمان به خدا،آخرت وعمل صالح معرفی می کند.دراین خصوص همه پیروان ادیان آسمانی برابرند:"إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون"؛َدر حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شده‏اند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد/بقره،62/

به این ترتیب ،خداوند به خداباوران مژده می دهد که درسایه ایمان به خدا،آخرت وعمل شایسته ازاجرالهی بهره مند وازهرگونه حزن وترس بدور خواهند بود.این نوعی رحمت واسعه الهی است که انسان ها نتیجه ایمان واعمال خوب خودرابا پاداش نیکو دریافت می کنند.

اندازه رحمت الهی بسیارزیاد است:"وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ"؛و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است/اعراف ،156/خداوند دوصفت رحمان ورحیم را به خود داده است.رحمان گستره رحمت الهی را نشان می دهد که همگان ازاین رحمت واسعه بهره مند می شوند.این درحالی است که رحیم به معنای عمق رحمت الهی است که نصیب انسان های صالح وشایسته می شود.بنابراین،حتی  بدکاران نیزازرحمت الهی بهره مند می شوند اما برخورداری ازعمق رحمت او به درجه مقام وشایستگی افراد بستگی دارد.

3.دافعه حداقلی؛

یکی ازآثار رحمت الهی دفع حداقلی بندگان خویش است.قرآن کریم به صراحت تاکید می کند خداوندازنیکی ورفتارعالانه جزدرمورد کسانی که شماراازخانه وکاشانه تان بیرون می کنند ودردین الهی باشما می جنگند،نهی نمی کند"لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ"؛خدا شما را از كسانى كه در [كار] دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكرده‏اند باز نمى‏دارد كه با آنان نيكى كنيد و با ايشان عدالت ورزيد زيرا خدا دادگران را دوست مى‏دارد/ممتحنه،8/

به این ترتیب ،حتی کافران نیز مشروط به رعایت شرایط فوق مشمول رحمت ولطف الهی قرارمی گیرند.بنابراین،جامعه اسلامی باید عرصه زندگی ،کار،تلاش ورشد اجتماعی واقتصادی را برای دگراندیشان دینی نیزتنگ نسازد.باتوجه آیه فوق،درجامعه اسلامی حقوق شهروندی اهمیت زیادی دارد.درجامعه اسلامی رعایت انصاف ،اخلاق حسنه ونیکوکاری وظیفه ای همگانی است وجزافراد متجاوز وستمگرهمه افراد حق دارند که ازفضای معنوی ،دوستی و عادلانه جامعه بهره مند شوند.درجامعه اسلامی حتی منافقین نیز تازمانی که اخلال جدی درنظام اجتماعی فراهم نکرده اند،می توانند ازرحمت اسلامی بهره بگیرند.رفتارمعنوی وهمراه با مدارای حضرت پیامبراکرم(ص)با منافقین مشهورمکه مانند عبداالله بن ابی موید نظرفوق است.

"يُدْخِلُ مَن يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا"؛هر كه را خواهد به رحمت‏خويش در مى‏آورد و براى ظالمان عذابى پردرد آماده كرده است/انسان،31/

4.پیامبران ورحمت الهی؛

رحمت الهی فقط شامل حال افراد عادی نمی شود.بلکه پیامبران واولیا الهی نیز ازخوان رحمت آن حضرت بهره مند می شوند.اگر رحمت ایزدی نباشد،پیامبران نیز درپرتگاه لغزش قرارمی گیرند.به طوری که یوسف نبی (ص)دردادگاه الهی اعتراف می کند: "وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ "؛ ومن نفس خود را تبرئه نمى‏كنم چرا كه نفس قطعا به بدى امر مى‏كند مگر كسى را كه خدا رحم كند زيرا پروردگار من آمرزنده مهربان است/یوسف،53/

حضرت موسی نیزبه خاطرقتل جوانی بدون بررسی دلیل اختلاف او با پیروخویش، درپیشگاه حق طالب آمرزش ورحمت آن حضرت می گردد:قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ"؛گفت پروردگارا من بر خويشتن ستم كردم مرا ببخش پس خدا از او درگذشت كه وى آمرزنده مهربان است/قصص،16/

همچنین،حضرت یونس به خاطرترک خشم آلود قوم خویش گرفتارظلمت دریا می شود وازخداوند طلب مغفرت می کند وخداوند اورامشمول رحمت خویش می سازد:" وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ"؛وذوالنون را [ياد كن] آنگاه كه خشمگين رفت و پنداشت كه ما هرگز بر او قدرتى نداريم تا در [دل] تاريكيها ندا درداد كه معبودى جز تو نيست منزهى تو راستى كه من از ستمكاران بودم."فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ"؛پس [دعاى] او را برآورده كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤمنان را [نيز] چنين نجات مى‏دهيم/انبیا،87و88/

"وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ"؛ و ايوب را [ياد كن] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد كه به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان "فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِين"؛َپس [دعاى] او را اجابت نموديم و آسيب وارده بر او را برطرف كرديم و كسان او و نظيرشان را همراه با آنان [مجددا] به وى عطا كرديم [تا] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‏كنندگان [باشد/انبیا،83و84/

5.دستگیری ازنیازمندان؛

قرآن کریم توجه زیادی به نزدیکان،افراد فقیر،مسکین ودرراه مانده دارد.ازدیدگاه آن، افراد مذکوربرذمه افراد توانگرحق دارند.انسان ها نباید تصورکنندکه همه دارایی ها ودرآمد های کسب شده متعلق به خودشان است.خداوند می فرماید که افراد نیازمند در دارایی های ثروتمندان صاحب حق هستند وبه همین دلیل ازآنان می خواهد که دین خودرانسبت به افرادمذکور اداکنند.

"فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ"؛پس حق خويشاوند و تنگدست و در راه‏مانده را بده اين [انفاق] براى كسانى كه خواهان خشنودى خدايند بهتر است و اينان همان رستگارانند/روم،38/.همچنین درآیه زیرمی فرماید:"وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ"؛ ودر اموالشان براى سائل و محروم حقى [معين] بود/ذاریات،19/

این کتاب جاوید درآیه زیرنیزمشمولین صدقات (اعم اززکات وهرنوع کمک مالی دیگر)رابا تفصیل بیشتری احصا کرده است:"إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً"؛ صدقات تنها به تهيدستان و بينوايان و متصديان [گردآورى و پخش] آن و كسانى كه دلشان به دست آورده مى‏شود و در [راه آزادى] بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد [اين] به عنوان فريضه از جانب خداست و خدا داناى حكيم استمِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ/توبه،60/

همچنین،درآیه دیگری نوع انفاق وافراد مشمول آن راروشن شده است:"يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ"؛از تو مى‏پرسند چه چيزى انفاق كنند [و به چه كسى بدهند] بگو هر مالى انفاق كنيد به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مسكينان و به در راه‏مانده تعلق دارد و هر گونه نيكى كنيد البته خدا به آن داناست/بقره،215/

قرآن مجید برای تشویق مردم به انفاق ودستگیری ازنیازمندان ارزش وجایگاه ویژه آن رابه افراد خیرگوشزد کرده است: "مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ"؛ مَثَل (صدقات‏) كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند همانند دانه‏اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه‏اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر كس كه بخواهد (آن را) چند برابر مى‏كند، و خداوند گشايشگر داناست‏./بقره،261/

چقدرزشت است که خداباوران  با وجود این همه تاکید قرآنی درمورد کمک به افراد نیازمند اعم ازخویشاوند وغیرآن نسبت به آنان بی تفاوت باشند وزندگی این دنیاراابدی بدانند. این درحالی است که آمارمرگ ومیرجهانی نشان می دهد که مرگ نصیب همه افراد بشرخواهد شد.سعدی درگلستان خویش چقدرزیبا سروده است:

برگ عیشی به گورخویش فرست/کس نیارد زپس زپیش فرست

ای تهی دست رفته دربازار      /      ترسمت پرنیاوری دستار

6.توبه پذیری ؛

انسان ها ممکن است به دلایل مختلف؛ازجمله جهل،تعصب،منفعت طلبی،هواس نفس و... مرتکب خطاوگناه شوند.اما خداوند با بازگداشتن راه توبه،اصلاح وجبران اشتباهات را ممکن ساخته است.اگر انسان ها با وجود پشیمانی حقیقی نمی توانستند به راه خدابرگردند ،کارهای خیروانسان دوستانه انجام دهند واشتباهات خودرا جبران کنند،درآن صورت جامعه با بحران معنوی زیادی مواجه می شد.خداوند خطاب به حضرت رسول اکرم(ص) می فرماید:

"قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ"؛بگو اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏روى روا داشته‏ايد از رحمت‏خدا نوميد مشويد در حقيقت‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است/زمر،53/

آیه فوق اوج رحمت الهی رابه مومنان گوشزدمی کندوبه بندگان یاد آوری می کند که آنان نیز این راه برای افراد گناهکاربازبگذارند تا بتوانند به اصلاح خود بپردازند.اگر انسانی با وجود پشیمانی وآمادگی جبران خطای خود نتواند به آغوش جامعه برگردد،آن موقع ناامیدی واعتمادی جامعه رافرا می گیرد.

7.تقوای الهی

یکی ازراه های اصلاح بندگان تقوای آنان است.آنان با مراقبت ازاعمال ،رفتاروافکار خویش می توانند ازرحمت وفضل الهی بهره مند شوند.ازدیدگاه قرآن، انسان با تقوا حق وباطل راازیکدیگر تشخیص می دهد.به همین دلیل خداوند نیز لغزش های اورامی پوشاند ومی بخشاید.به طوری که درآیه زیرمی فرماید:

"يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ "؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر از خدا پروا داريد براى شما [نيروى] تشخيص [حق از باطل] قرار مى‏دهد و گناهانتان را از شما مى‏زدايد و شما را مى‏آمرزد و خدا داراى بخشش بزرگ است /انفال،29/

8.توصیه به عفو وبخشش

چقدرخوب است که افراد توانگربه فکر نزدیکان،نیازمندان ومهاجران راه خداباشند وراه عفوو گذشت رادردرروابط وبرخوردهای خویش با دیگران درپیش گیرند!

اگرافرادهمدیگرراعفو نکنند وتشنه مجازات باشند،درآن صورت نباید انتظارداشته باشند که خداوند نیز گناهان ولغزش های آنان راببخشایند.قرآن کریم دراین خصوص می فرماید:

"وَلَا يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ"؛ وسرمايه‏داران و فراخ‏دولتان شما نبايد از دادن [مال] به خويشاوندان و تهيدستان و مهاجران راه خدا دريغ ورزند و بايد عفو كنند و گذشت نمايند مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد و خدا آمرزنده مهربان است/نور،22/

9.توصیه به گفتگوهمراه با نزاکت ونرمی ومنطق

خداوند متعال نه تنها ایمان اجباری رانهی می کند بلکه دعوت به راه اورا نیز مشروط به رعایت مثلث حکمت،اندرز ومنطق کرده است.اگرافراد،رفتاردینی خودرانسبت به دیگران با نگاه قرآنی تنظیم کنند، جامعه به سوی رحمت ،دوستی ومعنویت روی خواهد آورد.

"ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ"؛با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است/نحل،125/

چرا باید خداباوران به این منطق قرآنی توجه نکنند ودرتبلیغ دینی راه حکمت،اندرز وگفتگوی نیکورانادیده بگیرند؟چقدرتلخ است که کسانی به نام خدا به زور،قدرت وتحکم متوسل شوند واین منطق قرآنی را که بدون خیرخواهی ،نرمش واخلاق نمی توان مردم را مومن کرد،به فراموشی سپارند.

10.عدالت؛

یکی ازرحمت های الهی تاکید ویژه آن حضرت به رعایت عدالت است.بانقض آن زندگی اجتماعی وفردی با معضلات وبحران های مختلفی مواجه می شود.این درحالی است که شادابی ،امنیت وآسایش جامعه درسایه رعایت اصول عدالت تامین می شود.درقران کریم عدالت اعم ازمطلق ،مدنی و قضایی  است وازآن به عنوان نزدیک ترین راه برای رسیدن به تقوا نام برده شده است" اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى".

درمعنای مطلق آن به انسان ها امرشده که درهمه حال منصف ودادگرباشند: "إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَ يَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ"؛در حقيقت‏خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‏دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مى‏دارد به شما اندرز مى‏دهد باشد كه پند گيريد/نحل،90/

درموردعدالت قضایی ومدنی نیزبه رعایت مواردی چون تناسب جرم ومجازات،استرداد امانات ،رسیدگی وصدورحکم عادلانه ونیز شهادت درست تاکید شده است:

1.تناسب جرم ومجازات:"وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرين"؛َو اگر عقوبت كرديد همان گونه كه مورد عقوبت قرار گرفته‏ايد [متجاوز را ] به عقوبت رسانيد و اگر صبر كنيد البته آن براى شكيبايان بهتر است/نحل،126/

2.درمعنای مدنی، صدورحکم عادلانه:"إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا"؛خدا به شما فرمان مى‏دهد كه سپرده‏ها را به صاحبان آنها رد كنيد و چون ميان مردم داورى مى‏كنيد به عدالت داورى كنيد در حقيقت نيكو چيزى است كه خدا شما را به آن پند مى‏دهد خدا شنواى بيناست/نسا،58/

3.شهادت عادلانه:"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى"؛ واى كسانى كه ايمان آورده‏ايد براى خدا به داد برخيزيد [و] به عدالت‏شهادت دهيد و البته نبايد دشمنى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است و از خدا پروا داريد كه خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه استَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ/مائده،8/

به هرحال،اگر جامعه ای نسبت به رعایت عدل پایبند نباشد،زندگی مردم  آن با هرج ومرج ،تبعیض ،ظلم وزورگویی همراه خواهد بود،چرا که بدون رعایت عدل تامین حقوق شهروندی امری غیرممکن خواهد بود.

11.تعاون وهمکاری؛

یکی ازراه های خوب زیستن داشتن همکاری وهمفکری مردم با یکدیگر است.اگر مردم جامعه ای میان خود همبستگی داشته باشند،زندگی آرام ورضایت بخشی خواهند داشت.اما ازدیدگاه قرآنی هرنوع همکاری درست نیست.چنانچه همکاری افراد درزمینه های گناه،تجاوزوعداوت آنان نسبت به حقوق دیگران باشد،نمی تواند به عنوان همکاری سازنده تلقی شود.قرآن تنها همکاری برمبنای نیکوکاری وتقوا رامی پذیرد:"َتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى"؛در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد/مائده،2/

این مایه رحمت الهی است که مبنای زندگی درست وشایسته انسان هارادرهمکاری آنان درامورخیروتقوایی می داند.اما متاسفانه،برخی ازخداباوران درک درستی ازوحدت،همبستگی وهمکاری ندارند.آنان تصورمی کنند که بایددرهرحال با یکدیگر همبستگی داشته باشند،هرچند که درتجاوزبه حقوق ،امنیت وآسایش دیگران باشد!این درحالی است که ازدیدگاه قرآنی چنین همکاری وهمگرایی های متکی برعدوان وگناه مردود است:"ولا تعانوا علی الاثم والعدوان"؛درگناه وعدوان بایکدیگرهمکاری نکنید.

12.مسئولیت؛

انسان ها نسبت به خود،یکدیگر وخدای متعال تکلیف هایی دارند.اما ازدیدگاه قرآنی، هیچ تکلیفی نباید به قدری سخت باشد که  تحمل وبارمسئولیت آن برای فرد مکلف غیرممکن گردد.

این مایه رحمت ایزدی است که بندگان خودرادرمشقت وسختی قرارنداده است.اگر مسئولیت های آنان با ظرفیت وتوانشان سازگاری وهمخوانی نداشته باشد ،با دشواری وسختی غیرقابل تحملی مواجه می شوند.به همین دلیل ،خداوند انسان ها را به قدروسع وتوان آنان مکلف کرده است:"لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ"؛خداوند هيچ كس را جز به قدر توانايى‏اش تكليف نمى‏كند. آنچه (از خوبى‏) به دست آورده به سود او، و آنچه (از بدى‏) به دست آورده به زيان اوست‏./بقره،286/

13. ایمان ونیکوکاری ؛

درجامعه رحمانی باید مردم یاد بگیرند که به یکدیگرنیکی کنند ورفتار خوبی با همدیگر داشته  باشند.دراین جامعه معاشرت زن ومرد با یکدیگر نیکوست:"وعاشروهن بالمعروف".مردان باید یاد بگیرند که بازنان خود با تحکم وزوررفتارنکنند.فرزندان حرمت بزرگان به ویژه پدرومادرراحفظ کنند:"وبالوالدین احسانا"وآنان نیز اولاد خودرابه خاطرترس ازگرسنگی و...نکشند:"ولا تقتلوااولادکم من املاق".درجامعه رحمانی،مردم حقوق ضعیفان ویتیمان رارعایت می کنند واموال آنان رابه خودشان برمی گردانند.دراین جامعه حکومت ها وظیفه دارند که اوامرالهی رادرجامعه رعایت کنند وبرمردم ستم نکنند.حتی پیامبران نیز باید با مردم با مدارارفتارکند وبرآنان تحکم نکند:"لست علیم بمصیطر".

درنگاه دینی دوامر ایمان (به خدا،آخرت وپیامبران الهی)وعمل شایسته برای رستگاری وسعادت بشری کفایت می کند.ایمان به بخش نظری ومبنایی عمل مربوط می شود.عمل شایسته نیز درنتیجه ایمان به خداحاصل می گردد.اگرکسی به معنای واقعی به خدا ایمان داشته باشد،نمی تواند رفتارومنش غیرشایسته ای داشته باشد.به هرحال،ایمان وعمل خوب دوبال سعادت است.به قول قرآن کریم خوش به حال کسانی که واجد این دوویژگی هستند:"الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ"؛كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند خوشا به حالشان و خوش سرانجامى دارند/رعد،29/

آری ،هرکس خودرابا تمام وجود به خدای متعال تسلیم کند ونیکوکاری پیشه کند،خداوند پاداش اوراخواهد دادوهیچ گونه نگرانی وغمی نخواهدداشت:"منْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ"؛ هر كس كه خود را با تمام وجود به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد پس مزد وى پيش پروردگار اوست و بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد/بقره،112/

یکی ازویژگی های مهم نیکوکاری این است که آثار منفی بدی ها راازبین می برد.اگر جامعه ای خودرابا نیکوکاری آشتی دهد وهرکس به فکر نیکی به دیگران باشد،درآن صورت بدی های اندک آنان نادیده گرفته خواهد شد.

"إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ"؛ خوبيها بديها را از ميان مى‏برد /هود،114/

انسان ها باید بدانند که هرکاری انجام می دهند ازبین نمی رود واعمال آنان درجهان آخرت برآنان آشکارخواهد شد.آنگاه ،اگرنیکوکارباشند ،نتیجه نیکی های خودراخواهند دیدواگر بدکارباشند،بدی های خودراخواهند دید:"يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَؤُوفُ بِالْعِبَادِ"؛روزى كه هر كسى آنچه كار نيك به جاى آورده و آنچه بدى مرتكب شده حاضر شده مى يابد و آرزو مى‏كند كاش ميان او و آن [كارهاى بد] فاصله‏اى دور بود و خداوند شما را از [كيفر] خود مى‏ترساند و [در عين حال] خدا به بندگان [خود] مهربان است/آل عمران،30/

دراین میان،آنان که ایمان به خداآورده اند واعمال شایسته ای دارند ازرحمت واسعه الهی بهره مند خواهند شد:"فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ"؛و اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند پس پروردگارشان آنان را در جوار رحمت‏خويش داخل مى‏گرداند اين همان كاميابى آشكار است/جاثیه،30/

14.سلم ومدارا؛

سلم ومدارا ازویژگی های جامعه رحمانی است.اسلام ضمن اینکه برمقابله به مثل صحه گذاشته است،راه عفو وآشتی را ترجیح داده است.جامعه ای که بدی رابا بدی پاسخ دهد،نمی تواند زندگی همراه با صلح ،مداراوآرامش را تجربه کند.این درحالی است که روابط اجتماعی با پیش گرفتن سلم ومدارا با دوستی ،محبت وگذشت همراه خواهد شد.گسترش عفووآشتی درجامعه زمینه های رحمت رادرمیان مردم نهادینه خواهد کرد.قرآن کریم درمورد اهمیت گذشت وآشتی می فرماید:"وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ"؛و جزاى بدى مانند آن بدى است پس هر كه درگذرد و نيكوكارى كند پاداش او بر [عهده] خداست به راستى او ستمگران را دوست نمى‏دارد/شوری،40/

خویشتنداری وگذشت ازنشانه های اراده قوی افراد درکارهاست.انسان ها بدون  درپیش گرفتن مدارا وخویشتنداری نمی توانند دیگران راعفو کنند:"وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ"؛وهر كه صبر كند و درگذرد مسلما اين [خويشتن دارى حاكى] از اراده قوى [در] كارهاست/شوری،43/

ازویژگی های جامعه رحمانی این است که مردم آن ازگناهان کبیره دوری گزینند وموقع خشم ببخشایند:"وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ"؛وكسانى كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها خود را به دور مى‏دارند و چون به خشم درمى‏آيند درمى‏گذرند/شوری،37/

اموری چون انفاق،کظم غیظ ،عفو واحسان ازنشانه های افراد متقی است.اگر جامعه ای به انفاق ،گذشت ،مدارا ونیکوکاری اهمیت ندهد،نمی تواند روی رحمت،آسایش وامنیت را ببیند.

"الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ"؛همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى‏كنند و خشم خود را فرو مى‏برند و از مردم در مى‏گذرند و خداوند نكوكاران را دوست دارد/آل عمران،134/

15.برادری مومنان؛

درجامعه اسلامی مومنان همانند برادرند.به همین دلیل باید روابط آنان همراه با صلح باشد.اگر مردمی مراقب رفتار خویش باشند ودرهمه امورخود برادری و آشتی درپیش گیرند،آنگاه ممکن است ازرحمت ایزدی بهره مند شوند.به طوری که قرآن کریم می فرماید:"إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ"؛در حقيقت مؤمنان با هم برادرند پس ميان برادرانتان را سازش دهيد و از خدا پروا بداريد اميد كه مورد رحمت قرار گيريد/حجرات10/

16.شب وروز،باد وباران؛

می دانیم که زمین دونوع گردش دارد:چرخشی (گردش به دورخود) وانتقالی(گردش به دور خورشید).گردش زمین به دورخود موجب به وجود آمدن روزوشب می شود.

خداوند به وجود آمدن روز وشب رانشانه رحمت وفضل خویش به بندگان معرفی می کند.مردم درروز به فعالیت وتلاش می پردازند ودرایام شب به استراحت وآرامش مشغول می شوند.این رحمت الهی مایه سپاسگزاری است .

"وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ"؛واز رحمتش برايتان شب و روز را قرار داد تا در اين [يك] بياراميد و [در آن يك] از فزون‏بخشى او [روزى خود] بجوييد باشد كه سپاس بداريد/قصص،73/

خداوند باد ها را به عنوان نوید رحمت خویش برای زمینه سازی نزول باران پاک ازآسمان قرارداده است.

"وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا"؛واوست آن كس كه بادها را نويدى پيشاپيش رحمت‏خويش [=باران] فرستاد و از آسمان آبى پاك فرود آورديم/فرقان،48/

امامتاسفانه،کافران به دلیل انکارآیات ونشانه های الهی ازرحمت واسعه وی نومید می شوند.آنان مستحق عذاب دردناک الهی هستند:"وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ"؛و كسانى كه آيات خدا و لقاى او را منكر شدند آنانند كه از رحمت من نوميدند و ايشان را عذابى پر درد خواهد بود/عنکبوت،23/

سخن آخر؛

جامعه اسلامی با رعایت اصول ومقتضیات رحمت قابل تعریف است.اگر جامعه ای به الزامات زندگی رحمانی وقعی ننهد، نباید مدعی اسلامی بودن بکند.درجامعه اسلامی اموری چون ترور،ایجاد هراس،وحشت،ناامنی،بی اعتمادی،فریب ،بیگاری ،سوء استفاده ازحق ،تجاوزبه حقوق شهروندی و...با رسالت اصلی پیامبراکرم که همان رحمانی بودن آن است،ناسازگاری جدی دارد.

اگر مردمی می خواهند زندگی سالم ،معنوی وعرفانی داشته باشند،چاره ای جز رعایت مقتضیات رحمت ندارند.به بیان دیگر،بدون کظم غیظ،بخشش،دستگیری ازنیازمندان،انفاق،تقوای الهی،عدالت،رعایت حقوق دیگران،جبران اشتباهات و...نمی توان جامعه رحمانی داشت.

امامتاسفانه،عوامل مختلفی دربلاد اسلامی موجب دوری آنان ازالزامات زندگی رحمانی شده است.وجود ترور،هراس، زورگویی،فساد اخلاقی،بدگویی،عیب جویی،حق کشی،بی نظمی ،نقض اخلاق حسنه و... ازنشانه های دوری افراد ازرحمت ومعنویت است.مگر ممکن است کسی اهل فضل ،عدل ،تقوا ورحمت باشد،اما تشنه ترورافراد بی گناه باشد،با درآمد های ناشی ازغش،کلاهبرداری ،جعل،حق کشی ،رشوه ،گران فروشی ،احتکارومانند آنها معاش خودراتامین کند وزندگی او با نقض حقوق شهروندی،بی مسئولیتی ،ستمگری عجین شود!این درحالی است که درجامعه رحمانی باید همه مردم عاشق دوستی،همکاری، دستگیری ازنیازمندان ورحمت باشندوگستره وعمق رحمت سراسرجامعه رافراگیرد.

علی حکیم پور

+ نوشته شده در نهم مهر 1390ساعت 20:8 توسط علی حکیم پور |