آقای حکیم پور من سایت اسرائیلیها رو هک کردم برای حمایت از مردم غزه همچین مدعا نشدند که جنابعالی گارد میگیری وتهدید میکنی شاید بتونی افکار عمومی روخرکنی ولی اینو بدون که شما زندگی من ودخترتو سالهاست هک کردی هک یه وبلاگ خونتو بجوش آورد منتظری هک یه زندگی چکارها که نکنه توبرو به اداراتی که مربوط به شکایات هکرها میشه شکایت منو بکن من به خدا شکایت تورومیبرم که اداره مخصوص هکرهای زندگیست

 

 

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 16:29 توسط علی حکیم پور |

سارا تو عشق منی و تورو به هیچ عنوان فراموش نمیکنم تا آخر عمر حتی یک ثانیه تورو فراموش نمیکنم و برای بدست آوردنت تلاش میکنم 

 

sara_va_masih.jpg

 

 

سارا رو از من مخفی نکنید کسی نیست که ندونه من چهار سال از زندگیم رو بخاطر بدست اوردن سارا سپری کردم    من و سارا همدیگر رو دوست داریم اقای حکیمپور و خانم حکیمپور لطفا دست از تهدید سارا بردارید و بزارید ما برای زندگی خودمان تصمیم بگیریم

 

 

 

+ نوشته شده در بیست و دوم مرداد 1393ساعت 7:35 توسط علی حکیم پور |

مانگوییم بدومیل به ناحق نکنیم            جامه کس سیه ودلق خود ازرق نکنیم(حافظ)

غيبت به معناي بدگويي است،اما نه در رودرروي اشخاص بلكه پشت سرآنان.ازاين رو،تعريف كردن ازمردم تازماني كه به بدگويي منجرنشود،غيبت تلقي نمي شود.بدگويي خواه آشکار وخواه پشت سرمردم پسندیده نیست.آنچه از تردد، بدبینی،بدگماني وضعف افراد حاصل می شود،نمی تواند ازديدگاه عقل، وجدان ودين پذیرفتنی باشد.اين عمل زیان آور، ضميرپاك انساني رآلوده مي كند؛بدون اینکه برمعرفت وحق جویی آدمی بیفزاید.

بدگويي دل آدمی را ازانصاف و حسن نیت تهی می کند. ازاين رو،ارتکاب آن درپيشگاه وجدان محكوم است. به یقین،آثار زیانبارغیبت ازبدگویی در روبروی اشخاص به مراتب بیشتراست؛ چراکه قربانی آن، توان دفاع ازخود و پاسخگويي را ندارد.این درحالی است که بدگویی آشکاراین امکان را به مخاطب آن می دهد که ازخود دفاع کند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هفتم تیر 1393ساعت 17:38 توسط علی حکیم پور |

 

براساس آيه كريمه "وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا"؛و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم(بقره،۱۴۳) ،جامعه اسلامی درهمه مناسبات خويش راه وسط را برمي گزيند.این خصوصيت نشان مي دهدكه  تعاملات جامعه اسلامی چگونه بايد باشد.اما سوال این است که وسط چيست و امت وسط کدام است؟ آيا وسط به معناي ميان هرچيزي است؟ آيا هرآنچه بين خوب وبدقرارمي گيرد، وسط است ؟آيا اين معنا با آيه قرآني سازگاري دارد؟

تردیدی نیست که تعريف فوق نمي تواند هدف قرآن راتامين كند.چون اين مفهوم به لحاظ اثباتي وسلبي فضيلتي ندارد.اين درحالي است كه وسط به معناي "اعتدال" ارزش وفضيلت تلقي مي شود.ازاين رو، مي توان گفت كه امت وسط همان امت معتدل است؛امتی که درتعاملات خود گرفتار افراط و تفریط نمی شود. بدین ترتیب،رعايت ميانه روي  درجامعه اسلامی الزامی است. اگرجامعه ای شرط اعتدال را رعایت نکند،بی شک ازوصف اسلامی بودن خارج می شود.این ویژگی ذاتی جامعه اسلامی است وازآن جدانمی شود. اعتدال،بایددر فکر،نظر،گفتار،تصمیم ،عمل ورفتارامت اسلامی تبلوریابد.بنابراین، جامعه ای، اسلامی است که درروابط ومناسبات خویش نه کندروی ونه زیاد روی می کند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و پنجم تیر 1393ساعت 1:25 توسط علی حکیم پور |

مقدمه

یکی ازشاخصه هاي بارز یک آرمان شهر اسلامي، توحیدی بودن آنست.دراین شهرآرماني خداوند فرمانروایی می کند:"فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِير"؛ِپس فرمان از آن خداى والاى بزرگ است(غافر،12)،شهروندان ازهرآنچه رنگ تعلق،ریا،شیطنت، ستم وفریبکاری مي گيرد،آزادند.درمقابل،آنان درفکر،نظر،تصمیم،رفتار،منش،فعل وترک فعل خود تنها رضایت خدارادرنظرمي گيرند. واژه" اسلام" به خوبی نشان دهنده این معناست.ازاين رو،تنها كساني شهروند شایسته اين آرمان شهر محسوب مي گردند كه مقررات آنرا رعايت كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجم خرداد 1393ساعت 13:0 توسط علی حکیم پور |

درقرآن کریم آمده است :" فلو لا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون"؛ چرا از هر گروهی یک دسته کوچ نمی‏کنند تا در امر دین بصیرت کامل پیدا کنند و پس از بازگشتن، مردم خود را اعلام خطر نمایند، باشد که از ناشایست‌ها حذر نمایند" (توبه،122).

ازآیه فوق چنین برمی آیدکه واژه تفقه به معنای تدبر،دقت،غور،بررسي و ادراک ژرف است.بسياري ازلغت شناسان به معنای لغوي فقه پرداخته اند كه درزيربه ذكرچند مورد اكتفامي شود:

الف.راغب دربیان معنای فقه می گوید:"فقه آن است که انسان با استنتاج از معلومات و قضایای بالفعل و موجود، به مجهولی دست یابد."(مفردات ،ماده "فقه")

ب.ابوهلال عسکری درتعریف واژه فقه می گوید:" فقه آن است که انسان با دقت و تأمل، پی به مقتضای کلام ببرد؛ لذا به کسی که مخاطب شماست، می گویید: "تفقه ما أقوله؛ یعنی در آنچه می گویم تأمل کن تا بر آن واقف شوی." ( الفروق اللغویة، الفرق بین العلم و الفقه، ص412)

ج.ازدیدگاه ابن اثیرنیز "فقه در اصل به معنای فهم است و از شکافتن و گشودن مشتق شده است."( النهایة، ج2، ص465)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 14:35 توسط علی حکیم پور |

خانواده كوچكترين نهاداجتماعي است.زيراكه جامعه ازگسترش اين نهادمدني به وجودمي آيد.ازاين روي، هرانداره به حل نيازهاي خانواده ها بيشتر اهميت داده شود،به همان نسبت گره هاي كور كشور نيز آسانتر بازمي شود.دراين ميان،همسران درتشكيل خانواده وظیفه بنيادي بردوش دارند.زیراکه فرزندان درمحيط خانواده بزرگ مي شوند وبراي قبول مسئوليت هاي اجتماعي آماده مي شوند.اگربه تربيت وآموزش خانواده ها اهميت داده شود،جامعه نيزبا شهرونداني مودب وفرهيخته مواحه خواهدشد.

همسران براي داشتن روابط استوار با یکدیگرو ایفای نقش موثر درخانواده و اثرگذاری سازنده درتعاملات اجتماعی لازم است در زمینه های اخلاقي، فكري و تربيتي  نگرش، راهكار و رفتارشایسته اي داشته باشند كه درزيربه بررسي برخي از آنها مي پردازيم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 16:27 توسط علی حکیم پور |

  بالندگی هرجامعه اي به مشاركت فعال وسازنده افراد آن بستگي دارد. هيچ اجتماعی بدون همت و همدلي شهروندان آن نمي درخشد.به بيان ديگر، مشاركت جويي و همگرایی شهروندان   نقش  زیادی در رشد،فضيلت وبالندگي آنان دارد.بدیهی است هراندازه رفتارومنش مردم اخلاق مدار، دانش بنيان ومشاركت جويانه باشد،به همان نسبت زندگی آنان بهتر می شود.ازاین رو،شهروندان بايد بكوشند الزامات يك جامعه مدني رارعایت كنند تا کشوری سالم وعاري ازدروغ،بدكاري وتبعيض داشته باشند.ازديدگاه نگارنده يك شهروند بايد داراي اوصاف زيرباشدتابتوان اورا فردی مدني،مشارکت جو ،وطن دوست وهمگرا دانست:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجم اردیبهشت 1393ساعت 12:17 توسط علی حکیم پور |

درروايتي ازپيامبراكرم آمده است:" حب الوطن من الایمان"؛دوستي وطن ازايمان است.اماسوال اين است كه وطن حقيقي كدام است،زادگاه ياجايي كه انسان براي زندگي انتخاب كرده است؟

بيشترمردم زادگاه خود را براي زندگي  انتخاب مي كنند.اما برخي نيز باتوجه به مقتضيات و علائقي كه دارند،جاي ديگري رابراي زندگي برمي گزينند. حتي پاره اي ازمردم  به حكم علاقه وضرورت دركشورديگري اقامت  مي كنند.حال سوال اين است :آيا چنين جاهايي نيز به منزله وطن تلقي مي شوند؟به بيان ديگر،آيا وطن تنها همان محل ولادت است وبس يا مغيرهاي ديگري ؛چون ضرورت ها وتعلقاق ومانندآن ها نيزدر صدق عنوان وطن دخيلند؟

ازديدگاه برخي تعلقات ديني وطن آدمي راتعيين مي كند و ميهن، همان وطن ديني است.ازاين روي،هرجايي كه همكيشان زندگي مي كنند،آنجا ميهن است.اقبال لاهوري درشعررمزبيخودي خود مي گويد:

قلب ما از هند و روم و شام نیست         مرز و بوم او بجز اسلام نیست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و ششم فروردین 1393ساعت 12:34 توسط علی حکیم پور |

مقدمه

مشورت به معناي شور، کنگاش ، کنگاج ، سگالیدن با یکدیگرو رای زدن با هم است (لغتنامه دهخدا ). مولانا درموردجايگاه مشورت مي گويد:

مشورت ادراک و هشیاری دهد                   عقلها مر عقل را یاری دهد. (مثنوی چ خاورص 24).

مشورت كردن فايده هاي فراواني دارد؛ازجمله آنكه دل ها رابه همديگرنزديك ترمي كند،حسدوبدبيني راكمتر مي كند،بر تجربه و آگاهي مشورت كننده مي افزايد،ازخطاي او مي كاهدوبه هنگام شكست، زمينه هاي سرزنش ديگران ازميان مي رود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 12:42 توسط علی حکیم پور |

حکیم فردوسی درشاهنامه خوددرزمینه نوروزبیت زیبایی دارد.او می گوید:

همه ساله بخت توپیروزباد     همه روزگارتونوروزباد

عيد نوروز عيد باستاني ايرانيان است.اين عيددرميان مردمان آسياي ميانه ،قفقازوكشورهايي؛چون افغانستات، تركيه، عراق و...نيزبااستقبال فراواني مواجه مي شود.رودکی پدرشعرفارسی دربیتی نوروزراتبریک می  گوید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در هفدهم اسفند 1392ساعت 13:57 توسط علی حکیم پور |

 تعامل سالم وسازنده شاخص خوبي براي تشخيص ميزان اجتماعي بودن افراداست.اما بايد دانست كه برخورداري از چنين تعاملي،نيازمندرعايت برخي ازموازين و معيار هاي اخلاقي، فكري،تربيتي و...است.حكيمان ،ناصحان ،عالمان ونيز متون اصيل ديني واخلاقي آدميان رابه رعايت اخلاق حسنه دعوت مي كنند. اين درحالي است كه تعامل نيكو باديگران بدون فهم درست مباني وپايه هاي آن ممكن نيست.هركس مي تواند ازاخلاق نيكوي خوداظهارخوشنودي كند.اما درتروازي اخلاق، كسي نمره خوب مي گيرد كه در رعايت اصول معاشرت دقيق بوده وكفه رفتار نيكوي او سنگيني كرده باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجم اسفند 1392ساعت 14:32 توسط علی حکیم پور |

خردگوهری است تابان كه به لطف آن می توان ارزش معرفت،اخلاق وتجربه هاي ديگربشری راتشخيص داد. این گوهر گرانبها راهنما وروشنگرحقيقي آدمیان است.آنست که سودوزیان راتشخیص می دهد.فرهنگ، اخلاق،مدنيت،فكر،انديشه و عقيده ازآن نيرو وروشني می گیرد.ازاین روی ،درزندگي مدنی جایگاه بسيار والایی داردوميوه آن شيرين تروشفابخش ترازهرچیزديگري است. مردم به یاری آن بر ميزان تعاملات اجتماعي می افزایند، اززندگي فردي وجمعي سودمي برند و ازهزينه هاي گزاف اجتماعي خویش مي کاهند.اگرآدمی خرد نداشت،میان او وسایرموجودات تمایزچندانی نبود.به قول سعدی:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پانزدهم بهمن 1392ساعت 11:58 توسط علی حکیم پور |

يكي ازتفاوت هاي بارزآدمي با سايرموجودات درنيروي فهم اوست.هرچند جانداران نيز از فهم بسيار ساده اي برخوردارند.اما اين انسان است كه ازعهده درك مفاهيم بسيارپيچيده اي برمي آيد. فهميدن،تفاهم،تفهيم،مفاهمه و...ا زويژگي هاي بارز انسان هاست.بي گمان،اين امتیاز بزرگ باقابليت هاي عقلي،زباني ،هوشي ،دانش و تجربيات بشري ارتباط وثيقي دارد.به گونه اي كه هرچقدرخرد، دانش، تجربه وآگاهي انسان ها بيشترباشد،به همان نسبت بردرجه فهم آنان افزوده مي شود.این نيروي فهم قابليت بشررادرحل بسياري ازمعضلات فردي واجتماعي ارتقا مي بخشد.كساني که از فهم بالاتري برخوردارند،بهترمي توانندگره هاي زندگي خودوديگران رابگشايندوبه آرمان ها وخواسته هاي خود برسند. ازاين روي،فهم درست جايگاه وارزش ويژه اي داردوبايدبراي تقويت هرچه بيشتر آن كوشيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارم دی 1392ساعت 11:56 توسط علی حکیم پور |

مقدمه

يكي ازصفات ناپسنداخلاقي دروغ گويي است.مذموم بودن آن بدين خاطر است كه مخالف راستي است.اين درحالي است كه درستكاري يك فضيلت مهم اخلاقي است و دروغ حريم اين فضيلت بنيادي رانقض مي كند.وانگهي، بانيت دروني وآگاهانه وبه قصدفريب ديگري بيان مي شودكه خود پيامدهاي منفي زيادي دارد.ازاين رو،اگركسي دربيان سخن نادرست قصد دروغ گويي نداشته باشد،نمي توان چنين سخني رادروغ ناميد.به گونه اي كه برخي ازمردم گمان مي كنندكه سخنشان حق است،به زبان مي آورنديابه خطاسخن ناصوابي رابيان مي كنندوازگفته خودپشيمان مي شوند.اين درحالي است كه دروغ گو مطلب خودرا باعلم به اين كه برخلاف راستي وحق است،به زبان مي آوردوناپسندبودن آن نيزبه همين امربرمي گردد.نقش نيت به مصداق فرموده پيامبراكرم: "الاعمال بالنيات " دراعمال انساني بسيارمهم است.به گونه اي كه هيچ يك ازتعهدات وقراردادها بدون نيت منعقدنمي شوند.اگركسي نيت نكندونمازبخواندنمازش باطل است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در نوزدهم آبان 1392ساعت 8:55 توسط علی حکیم پور |

يكي ازآسيب هاي مهم فردي واجتماعي خودكشي است.آنكه خودكشي مي كند تعادل روحي  خودراازدست مي دهدوادامه زيست خويش را بي معناميداند وبدين ترتيب،آگاهانه و کاملاً ارادی به زندگی خویش پايان مي دهد. مرتكب آن خودرا گرفتارنوعي محروميت روحي، فكري، خانوادگي، عاطفي، فرهنگي،اقتصادي،سياسي ومانندآنها مي بيندودست به اين حادثه ناگوارمي زند.

اين عمل به لحاظ عقلي ،فكري واعتقادي محكوم است.انسان ها نبايدمرتكب كاري شوند كه باعقل ،منطق،عرف ودين سازگاري ندارد،به طوري كه درقرآن كريم آمده است:" وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا "؛ خودتان را مكشيد زيرا خدا همواره با شما مهربان است (آل عمران،29). ازاين روي،هيچ كس حق نداردبا هلاكت خودبه حل مشكل بينديشد.چرابايدآخرين راه حل پايان دادن به حيات خود باشد؟اين درحالي است كه راه هاي زيادي براي گره گشايي درزندگي وجوددارد؛هرچندكه ممكن است تشخيص آنها براي افرادضعيف آسان نباشد.بسياري ازافرادبابررسي توانمندي هاي خودوظرفيت هاي پيراموني ونيزآشنايي بامتون وديدگاه هاي ديني درمي يابندكه  نبايدبه خودكشي دست بزنندودرنزدخداوخلق اوسرزنش شوند.حاصل بدبيني نسبت به كارآيي خود،آشنايان ودوستان ازدست دادن جان شيرين است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و نهم مهر 1392ساعت 14:6 توسط علی حکیم پور |

درلغتنامه دهخدا براي واژه اعتدال معاني زيرذكرشده است:

میانه حال شدن در کمیت . (ناظم الاطباء). میانه حال شدن در کمیت و کیفیت . (منتهی الارب ). میانه حال شدن در گرمی و سردی و خشکی و تری یا در طول و عرض . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). میانه حال گردیدن در کمیت و کیفیت . (از اقرب الموارد). توسط حالی میان دو کم یا کیف . (یادداشت بخط مولف ).

•راست گردیدن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). راست شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). راست گردیدن امر یا چوب . (از اقرب الموارد). و منه الحدیث فی تعلیم الصلوة: ثم ارکع حتی تطمئن راکعاً ثم قم حتی تعتدل قائماً. قال الشافعی و ابویوسف : الاعتدال فی الصلوة واجب . و قال ابوحنیفة و محمد و هو مستحب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). قیام بعد از رکوع . (یادداشت بخط مولف ). راستی .

•مناسب شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تناسب یافتن . (از اقرب الموارد).

•برابر بودن هر چیزی و گاهی کنایه باشد از اعضا و اندام چرا که اکثر اعضای بیرونی دودو هستند و با هم عدل یعنی برابری دارند و این مجاز است که اطلاق مصدر بر اسم فاعل شده است . (آنندراج )(غیاث اللغات ).

•راست و برابر شدن . (موید الفضلاء).

•(اِمص ) سکونت . آرامی . بردباری . ملایمت .

•تساوی . راستی . عدالت . برابری . همواری . تعادل . تعدیل . یکسانی . میانه روی در هر چیز و عدم افراط و تفریط. (ناظم الاطباء):

کار ناید از طبایع چون نماند اعتدال .

•راستی قامت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و ششم مرداد 1392ساعت 14:7 توسط علی حکیم پور |

واژه اصلاح درلعت نامه دهخدا داراي معاني زيراست : بصلاح آوردن . (زوزنی ). بصلاح آوردن و نیکو کردن . (آنندراج ). نیکو کردن . (منتهی الارب ). به اصلاح آوردن . (موید الفضلا) (ناظم الاطباء) (ترجمان علامه جرجانی ص 13). لَم ّ. (تاج المصادر بیهقی ). بصلاح آوردن و نیک و بهتر کردن . ضد افساد. مثال : حالت مشرقیان قابل اصلاح است . (فرهنگ نظام ). درست کردن . التیام دادن . بسامان آوردن . سر و سامان دادن به کارها. درست کردگی و راست کردگی . (ناظم الاطباء).ضد افساد چیزی . دور کردن تباهی و راست کردن چیزی . (از قطر المحیط) (از المنجد): نیش کژدم ... را اگرچه بسیار بسته دارند و در اصلاح آن مبالغت نمایند، چون بگشایند بقرار اصل بازرود. (کلیله و دمنه ).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 17:4 توسط علی حکیم پور |

يكي ازلوازم نزاكت وادب نيكوصحبت كردن  است.آدميان بايديادبگيرندكه بايكديگرسخنان نغز،مفيدو نيكو بگويند،در گفتگوهاي خويش اميدوشادي رابه همديگرمنتقل كنند،بدانندكه سخنان آنهالوازمي نيز داردوازخودتعريف بيهوده كردن ازارزش آن مي كاهد؛چراكه گفته اند :"دوصدگفته چون نيم كردارنيست"؟ آياجزاين نيست كه گفتار،زماني قرين كمال  مي شود كه با عمل همراه باشد.به طوري كه خداوند درقران كريم مي پرسد:چراآنچه راكه به آن عمل نمي كنيد،مي گوييد:"لم تقولون مالاتفعلون".آري ،گفتاروعمل مكمل يكديگرند.حافظ شيرين سخن چقدرزيباگفته است:

واعظان كاين جلوه برمحراب ومنبرمي كنند        چون به خلوت مي روند آن كارديگرمي كنند

مشكلي دارم زدانشمند مجلس بازپرس            تـوبه فرمـايان چـراخودتوبه كمـترمي كــنـند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سی ام بهمن 1391ساعت 10:41 توسط علی حکیم پور |

يكي ازنشانه هاي خوشنودي ورضايت مندي انسان ها شادي است.شادي به زندگي آدميان معنامي بخشد.رنج وناراحتي،شادي را ازآنان مي گيردوزندگي آنان راباغم وسختي مواجه مي سازد.چقدرخوب است كه براي گسترش  شادي درجامعه تلاش همگاني داشت؛زيراكه سعادت بشري بدون برخورداري ازآن مفهومي ندارد.انسان سعيد كسي است كه ازشادي  بيشتري برخورداراست.چگونه مي توان  بدون داشتن شادي احساس خوشبختي كرد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هفتم دی 1391ساعت 16:39 توسط علی حکیم پور |

يكي ازصفات بسيارخوب انساني داشتن شرم است.اين صفت خوب كمك مي كند كه انسان درگفتارورفتارخويش دقت بيشتري كند وهركاري راباسنجش،تدبيرورعايت حال طرف ديگرانجام دهد.اگركسي شرم نداشته باشد،ازكارهاي زشت خويش نيزخجالت نخواهد كشيد.اين درحالي است كه رعايت آن برقدر،منزلت،عزت واعتبارآدمي مي افزايد و سبب مي شود جايگاه بلندي نزد ديگران داشته باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوازدهم دی 1391ساعت 18:3 توسط علی حکیم پور |

چقدرخوب است كه هرشهروندي نسبت به خودش،كارش وجامعه اش احساس مسئوليت كند.مسئوليت شاخص خوبي براي تعيين شخصيت افراد است.با درنظرگرفتن ميزان مسئوليت پذيري انسان ها، مي توان وزن فكر،كارومنش آنان راتعيين كرد.آنكه نسبت به مشكلات،مقتضيات وحوادث جامعه خودبي تفاوت است،چگونه مي تواند فردي وزين،آگاه،متعهد،دلسوزومنصف باشد؟بي تفاوتي اشخاص نسبت به خود،خانواده،نزديكان،بشريت،فرهنگ،دين وسرزمين گناهي نابخشودني است.چرابايد برخي ازافرادچنين باشند وبي تفاوتي رابه مثابه متانت،وزانت،خوش خويي و...تلقي كنند.اگرشهروندان به مسائل ومشكلات يكديگر اهميتي قائل نشوند،آيا مي توان آنان راافرادي شايسته ومتعادل ارزيابي كردوازآن ها به نيكي ياد كرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوم دی 1391ساعت 17:23 توسط علی حکیم پور |

عده اي ازتنهابودن واهمه دارند.چنانچه دليلي برترس ازآن باشد؛مانند عدم امنيت جاني ،سن كم،بيماري،جنون،تاريكي ومانند آن ها،درآن حال، نمي توان برآنان خرده گرفت كه چراازتنهابودن هراس دارند.اماصرف آن نمي تواند به عنوان پديده منفي ارزيابي شود.زيراكه گاهي آدميان درتنهايي مراقبت ازنفس  راتجربه مي كنند وبه خويشتن انساني بازمي گردند.عارفاني ؛چون ابو سعيد ابي الخيرتنهابودن رابه مثابه عافيت مي دانند.

ای دیده نظر کن اگرت بیناییست                   در کار جهان که سر به سر سوداییست

در گوشهٔ خلوت و قناعت بنشین                  تنها خو کـــن که عافیــــت تنهاییســــت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و ششم آذر 1391ساعت 13:21 توسط علی حکیم پور |

مقدمه

انسان ها دوست دارند ازنيروي فكري،جسمي ودارايي هاي خويش حداكثربهره راببرند.ازخردومنطق به دوراست كه كسي تنبلي پيشه كند وازتوانمندي هاو سرمايه هاي مادي ومعنوي خود بهره كافي نگيردوسبب اتلاف آن هاگردد.

دراين ميان،يكي ازپديده هايي كه ازروزگاران دورتاكنون درميان ملل جهان رواج دارد،دريافت بهره پول(ربا) است؛چراكه هركسي مي خواهدازسرمايه خويش سود ببردوازكاهش ارزش وبي فايده ماندن آن جلوگيري كند.

 اما اسلام به رباخواري نظرخوشي نشان نداده است.به طوري كه آن رابه منزله جنگ باخداورسولش معرفي كرده است!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هشتم آبان 1391ساعت 9:43 توسط علی حکیم پور |

قرض الحسنه به معناي وام بدون بهره است.(لغتنامه دهخدا) واژه "قرض" درقرآن كريم هميشه باوصف"حسن"به كاررفته است.دراين كتاب آيه اي يافت نمي شود كه درآن كلمه قرض به تنهايي به كاررفته باشد.

"قرض حسن" به معناي وام نيكوست كه صاحب لغتنامه آنرا به "وام بي بهره "معناكرده است.اما به نظرمي رسد كه اين معنا بازگوكننده تمامي اوصاف "قرض حسن" نباشد و ويژگي هاي ديگري نيزبرآن مترتب باشد تابتوان ازآن به عنوان "وام نيكو" يادكرد،قرآن كريم قرضي رانيكو مي داند كه واجد اوصاف زيرباشد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و دوم آبان 1391ساعت 16:1 توسط علی حکیم پور |

درلغتنامه دهخدادرمعناي واژه تقدس آمده است:

پاک شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (منتهی الارب ). تطهر. (اقرب الموارد). پاک شدن و پاک کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). پاکی و پارسایی . (ناظم الاطباء). پاک و پاکیزه بودن: آفریدگار جل جلاله و تقدست اسماوه . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 91). جل جلاله و تقدست اسماوه ُ ولا اله غیره . (تاریخ بیهقی ایضاً ص 201)

ما همه فانی و بقا بس تراست / ملک تعالی و تقدس تراست .نظامی .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سوم آبان 1391ساعت 14:9 توسط علی حکیم پور |

اقبال لاهوري شاعر بزرگ پاكستاني درمثنوي بيدارگر خويش با عنوان"پس چه بايد كرد اي اقوام شرق " عقب ماندگي شرق رابه دخالت هاي غرب نسبت داده است كه به يقين بيراهه نرفته است.زيراكه ازچندسده  گذشته تاكنون باورود آشكاروپنهان خود درامورداخلي كشورهاي منطقه به ويژه شبه قاره هند نقش مخربي درگسترش فقر، درماندگي، ناامني،وابستگي و... آن ها ايفا كرده است.ازديدگاه اقبال علم غرب به مثابه تيغي است كه براي هلاك انسان مي كوشد!

دانش افرنگیان تیغی بدوش                 در هلاک نوع انسان سخت کوش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و چهارم مهر 1391ساعت 8:38 توسط علی حکیم پور |

عقب ماندگي يك پديده ارثي ونژادي نيست.اگركشوري ازقافله علم وپبشرفت عقب است، بايد علل آن راجستجوكند.بامطالعه نشانه هاي پسرفت مي توان علل آن رانيزتشخيص داد.اموري؛چون درآمد سرانه اندك،نرخ بالاي بي سوادي عمومي،شيوع تعصبات قومي،زباني ومذهبي، گسترش خشونت،هرج ومرج سياسي،اقتصادي وفرهنگي، خرافات ،نيرنگ وتزوير،مادي گرايي، اسراف و تبذير و...ازنشانه هاي عقب ماندگي هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دهم مهر 1391ساعت 16:51 توسط علی حکیم پور |

مقدمه

خيلي ازاشخاص با عنوان "منافع ملي" آشنايي نسبي دارند.اما اينكه معناي دقيق آن چيست وشمول آن تاچه اندازه اي است؟اختلاف نظروترديد جدي وجود دارد.

به اجمال مي توان گفت كه منفعت به معناي نفع، سود وبهره است.ملي نيزبه معناي هرآنچه به مردم كشوري تعلق داردوداراي گستره همگاني است.ازاين روي،منافع ملي عبارت از هرگونه سودو ومنفعتي است كه باحصول آن مردم به رفاه،آبادداني،آسايش،راحتي وسعادت مي رسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در بیست و هشتم شهریور 1391ساعت 15:54 توسط علی حکیم پور |

مقدمه

درلغتنامه دهخدا درمعني واژه عصمت آمده است:

عصمة. پاکدامنی و نبناد و ناآلودگی به گناه . (ناظم الاطباء). نگاهداری نفس از گناه . (فرهنگ فارسی معین ). بازداشتن خود را از گناه ، و به اصطلاح اطلاق این لفظ بر پاکی است که از ابتدای وجود تا انتهای عمر گناه کبیره خصوصاً زنا نکرده باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). در مورد عصمت ملائکه اختلاف نظر است و برخی آن را موجود می دانند و برخی آن را نفی می کنند، و هر یک از دو فرقه را دلایلی است . اما در مورد وجوب عصمت انبیا، جمیع ملل و شریعت ها اتفاق نظر دارند، جز اینکه آن را در برخی امور لازم می دانند و در برخی جایز، و هر کدام را دلایلی است . رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و شرح مواقف و شرح طوالع شود. بی گناهی . عفاف . عفت . خودداری . خویشتن داری.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در هجدهم شهریور 1391ساعت 14:36 توسط علی حکیم پور |

مطالب قدیمی‌تر